مقالة پیش رو به بررسی دفاع حدیث از ساحت قرآن کریم میپردازد. هدف از این بررسی، نخست نشان دادن ارتباط وثیق قرآن و حدیث در جایگاه دو منبع ارزش مند آموزه های اسلامی و سپس تبیین الهی بودن و نیز پایداری و ماندگاری قرآن و آموزه های ناب آن در رهگذر قرون متمادی از دیدگاه احادیث معصومان است. پس از بازیابی متون احادیث مرتبط با موضوع از منابع حدیثی و تحلیل و بررسی آنها، نتایج زیر به دست آمده است: احادیث معصومان به جد مدافع حریم قدسی قرآن است و این دفاع در دو محور کلیِ دفاع از موجودیت قرآن و دفاع از آموزه های آن صورت گرفته است. محورهای یاد شده خود دربردارندة چند اصل است: تغییرناپذیری قرآن و نفی هر گونه افزایش بر آن و کاستی از آن، هماهنگی درونی آیات قرآن و اختلاف نداشتن آنها با یکدیگر، پاسخ به شبهات مدعیان اختلاف آیات با یکدیگر، وحدت قرائت قرآن و نفی قرائت های ادعایی، نکوهش تفسیر به رأی و تصحیح تفسیرهای نادرست.
سیری در نظریات پیرامون آیات حجاب، به ما نشان می دهد که در عصر جدید، نظری کاملاً متفاوت درباره این آیات مطرح شده است. گروهی از نوگرایان، روش پوشش رایج بین زنان مسلمان را زیر سؤال برده و برداشتِ مشهور مفسرین از آیات حجاب را متأثر از فرهنگ و تفکر زمانه دانسته اند. پژوهش پیش رو، به روش کیفی به توصیف و تحلیل و تبیین آیه 31 سوره نور (اخفای زینت) و شبهات وارد بر آن می پردازد و صحت و سقم آنها را بررسی می کند تا روشن شود که چه عاملی سبب زیر سؤال بردن حجاب متداول شده است. این تحقیق بعد از تقسیم شبهات به دو قسم محتوایی و متنی، و بررسی و نقد شبهات، به این نتیجه رسیده که زیر سؤال بردن حجاب متداول، ناشی از دو عامل است: اول کنار گذاشتن روایات محکم و نیز استفاده از روایات ضعیف در بیان مصادیق و برداشت های تفسیری و تاریخی؛ و دوم تأثیر فرهنگ غربی بر نگاه روشنفکران غرب گرای معاصر.
بکاء از جمله احوال انسانی است که ظاهر و باطنی دارد. ظاهر آن، امری فیزیولوژیک است و باطن آن همان عوامل درونی و عاطفی مربوط به روح آدمی است. گریه همانند خنده یکی از نعمت های بزرگ الهی به انسان است و در زندگی و رشد افراد عملکردهای متفاوت دارد. مقالة حاضر با هدف شناسایی و بیان جایگاه بکاء ممدوح در قرآن و روایات تدوین شده است. اسلام برای بکاء ممدوح اهمیّت خاصّی قائل شده است و برای آن جایگاه ویژه ای در نظر گرفتهاست. این پژوهش نشان می دهد که بکاء ممدوح سه قِسم اصلی است: بکاء از خوف عذاب، بکاء به شوق ثواب و بکاء در مقابل عظمت و کبریایی الهی و نیز حقارت و صغارت خود.
قرآن کلام خداست یا کلام بشر؟ این پرسشی است که از عصر نزول قرآن مطرح بوده است. منکران نبوت هر کدام به گونه ای خدایی بودن زبان قرآن را انکار کرده اند. در دوران معاصر نیز مستشرقان و عده ای از مدعیان روشن فکری در جهان اسلام این پرسش را به طور جدی کانون بحث و بررسی قرار داده اند. جناب محمد مجتهد شبستری به پیروی از برخی هرمنوتیست های فلسفی، شرط مفهوم شدن یک کلام را بشری بودن آن می داند و بر این اساس مدعی است اگر قرآن کلام خدا باشد، قابل فهم و تفسیر نخواهد بود! در این نوشتار این مدعا و ادلة آن به روش تحلیلی و فلسفی و با استفاده از شیوة نقد مبنایی و درونی مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفت و معلوم شد که هیچ ملازمه ای میان فهم قرآن و بشری دانستن آن نیست. و همة ادلة اقامه شده برای این مدعا دچار انواعی از مغالطات منطقی اند.
از ویژگی های مهم بیانی قرآن کریم، گزینش مفردات پُر معنا و چینش عبارت های پُر محتوایی است که هرکدام در پیام رسانی مقاصد ومراد وحی نقش برجسته ای دارند. از میان این واژه گان، واژه «ناصیه» به معنای پیشانی، که در یک دایره معنایی حقیقی ونیز مجازی، به صورت مفرد وجمع مکسر در چهار آیه از قرآن کریم برای مقاصد متعدد، ذکر شده است، که جنبه زیبایی شناسی نحوی وبیانی دارد. این واژه برای بیان حالت ها و رفتارهای بدفرجام با قید صفت «کاذبه» یعنی «ناصیه کاذبه» همراه است. همچنین برای بیان عظمت رخداد رستاخیز ومجازات بدکاران عبارت «یُؤخَذ بالنواصِی والأقدامِ» آمده است. هر یک از عبارت های مذکور دارای مصادیق متعددی است که مفسران به تبیین وتفسیر آن پرداخته اند. این واژه ها، ضمن تبیین به ذلت کشاندن افراد متکبر در دنیا وسرای آخرت و یا کنترل مخلوقات از سوی خداوند از وجوه بیانی: مجاز، استعاره وکنایه ونیز جایگاه متعدد اعرابی با توجه به عبارت های پیشین و پسین، برخودار هستند که محور این جستار به شیوه توصیفی تحلیلی، قرار گرفته اند. اینگونه بنظر می آید که واژه «ناصیه» وجمع آن «نواصی» می تواند در معنای کنایه ای به ذلت کشاندن، مقهوریت، وحتی نشانه عزت باشد. نیز در سیاق مجاز مفرد و نیز مجاز عقلی می تواند ذکر جزء (ناصیه) واراده کل (انسان) باشد.
بحران اجتماعى مفهومى امروزین است که در ادبیات علوم اجتماعى معاصر تولید گردیده و نمى توان معادل عینى براى این مفهوم در قرآن کریم یافت؛ ازاین رو، به منظور دستیابى به تعریف قرآنى از آن، مفاهیم قرآنى معادل بحران را یافته و در یک پویش تحلیلى، واژگان مرتبط را تحلیل نموده ایم. روش انتخاب واژگان قرآنى بر اساس دو ملاک است: حوزه معنایى مشابه و مصادیق خارجى مشترک. این روش نوعى نگاه معناشناسانه ایزوتسویى به منظور فهم مفاهیم قرآن کریم است. دوازده واژه استخراج گردید و سپس در تحلیلى مفهومى با مفهوم متعارف بحران اجتماعى مقایسه و در قالب نسبت هاى منطقى چهارگانه بیان شد. بررسى تحلیلى نشان مى دهد: وقوع بحران اجتماعى امرى مطلوب نبوده و مواجهه منفعلانه با آن پذیرفته نیست؛ در دیدگاهى فعال و پویا، بحران اجتماعى طبیعت خلقت جامعه انسانى و سنت الهى است؛ بحران امتحانى حتمى محسوب و غیرمنتظره نیست و مؤمن رویارویى با آن را فرصتى براى رشد مى داند؛ بحران مفهومى دو وجهى است از فرصت و تهدید، مدیریت قرآنى بحران هاى اجتماعى رویکردى فعال است.