تحلیل معنایی واژگان و شناخت روابط مفهومی بین آنها، یکی از راه های دست یابی به دقایق معناست، این امر در رابطه با قرآن کریم که از سطوح معنایی متعددی برخوردار است و چینش واژگان آن در نهایت انسجام بوده ضرورتی ویژه می یابد. در این پژوهش، معنای واژه إغواء برحسب روابط بینامتنی میان واحدهای زبان، با روش تحلیلی و توصیفی بررسی گردید. در پرتو شناخت روابط مفهومی این واژه و بسامد بالای همنشینی «ربّ» و «إغواء» نظامی تصویری، نمایان می شود که موجی از تفکر را می آفریند. محورهای دوگانه ای که اشتقاقات واژه «إغواء» در آن استعمال شده یعنی صحنه إعتذار مجرمان در پیشگاه الهی و داستان ابلیس و خروج او از بهشت، تصویرگر نظام فرمانروایی مطلق خداوند است. مفهوم این ریشه واژه، قدر مشترک معانی سامی و عربی یعنی فرو افتادن، طرد شدن است. این واژه علاوه بر داشتن رابطه همنشینی با إضلال و عصی، نوعی هم معنایی نیز با واژگان مذکور دارد. تقابل معنایی این واژه با مفهوم «رشد» نیز حاکی از نوعی بار عاطفی در آن است، به این مفهوم که فرو افتادن و ساقط شدن معنوی و مقامی را تأکید می کند.
قرائت قرآن، یکی از مهم ترین مسائل تاریخ قرآن کریم است، درباره زمان پیدایش اختلاف قرائات، انتساب آن به پیامبر یا قراء، تواتر قرائات، قرائات سبع و... دیدگاه های متعددی از جانب قرآن پژوهان شیعه و اهل سنت ارائه شده است، به نظر می رسد، روشی که تا کنون برای این پژوهش ها، از جانب قرآن پژوهان مسلمان استفاده شده است، بیشتر مبتنی بر اعتماد به گزارش های روایی عصر اموی بوده است، با توجه به امکان وجود جعل و تحربف در گزارش های تاریخی به نظر می رسد، روش مطالعه اسناد و شواهد، در این زمینه روشی سودمند باشد.
این پژوهش در پی یافتن پاسخ این پرسش است که؛ آیا قرائتی عمومی و مورد اتفاق قبل از توحید مصاحف عثمان و یا بعد از آن، که با قرائت امروز مسلمانان همخوانی داشته باشد، وجود داشته است؟ آیا قرائت توده مسلمانان در عصر حاضر، بر اساس روایت حفص از عاصم است، یا همان قرائت العامة در صدر اسلام است؟ بررسی نمونه ها و شواهد در کتب تفاسیر قرن دوم هجری نشان می دهد، در آن زمان در بین دانشمندانی چون فراء، اخفش، ابوعبیده معمر بن مثنی، ... قرائتی وجود داشته که از آن تعبیر به «قراءة العامة» می شده است، و آن قرائت با قرائت امروز مسلمانان انطباق دارد، این مطالعه با روش مطالعه تاریخیِ شواهد و مدارک صورت گرفته است. شاهد دیگر، مقایسه نسخه خطی صنعاء از مصاحف عثمانی، با مواردی است که تنها حفص از عاصم، به آن قرائت خوانده است. مصحف صنعاء بر اساس سایر قرائات است لذا این احتمال وجود دارد که دوره پیدایش اختلاف قرائات، بعد از توحید مصاحف، توسط عثمان بوده است
«ن ذر» ازجمله ماده هایی در قرآن کریم است که نقشی مؤثر در ساخت برخی مفاهیم کلیدی ایفا کرده است. از یک سو باید از «نَذر» یاد کرد که ازجمله انگاره های دینی محسوب می شود که ناظر به منسکی خاص در رابطه انسان با خداوند متعال است. از دیگر سو، با طیفی از واژگان چون «إنذار»، «مُنذر» و «نَذیر» مواجهیم که با معنای «ترس» و «هراس» در ارتباطند. قاطبه لغویان و مفسران قرآن کریم، در بحث از ماده «ن ذر» به ذکر این معانیِ به ظاهر نامرتبط بسنده کرده، نسبت به وقوع اشتراک لفظی (همنامی) یا معنوی (چندمعنایی) سکوت اختیار کرده اند. پژوهش حاضر بر پایه این دیدگاه که مطالعه پیشینه تاریخیِ واژگانِ مشترک از طریق ریشه شناسی، ابزار کارآمدی برای تمییز اشتراک لفظی از معنوی است، به ریشه یابی «ن ذر» پرداخته، می کوشد همگرایی ریشه ای میان «نَذر» و «إنذار» را به اثبات رساند. این مطالعه نشان می دهد، «نَذر» در بافت نزول قرآن کریم بر منسکی خاص اطلاق می گردد که طی آن، نذرکننده به منظور ایمنی ازآنچه می هراسد، با خداوند متعال پیمان می بندد که در صورت برخورداری از حمایت های الهی، عملی را انجام دهد یا ترک نماید.
این مقاله تفسیر آیات سیزدهم تا بیستم از سورة بقره ودر بیان برخی از ویژگی هاو کارهای منافقان است. آیه 13: منافقان علی رغم اظهار ایمان در برابر حق تسلیم نیستند و متهم کردن مومنان به سفاهت ناشی از روح مادی گرایی و انحراف از فطرت است و چنین امری عین سفاهت است. آیه 14: منظور از شیطان، کفار قریش، یهود یا سران منافقان است و اظهار ایمان منافقان در نزد مومنان برای استهزائشان بوده است. آیه 15: اظهار ایمان و اخفای کفر از سوی منافقان عین بدبختی، و توهم سعادتمندی باعث شده است که خداوند آنان را به مسخره بگیرد. مهلت خدا به آنان در سرکشی و طغیان، تابع سنت الهی مبنی بر رسیدن هر موجودی به کمال در مسیر انتخاب خود است. آیه 16: تعبیر «خرید ضلالت در عوض هدایت» در باره منافقان به دلیل دسترسی آنان به هدایت الهی است و عبارت «فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ» بیانگر از اساس سود نداشتن ایمان ظاهری آنان است. آیه 17: سرگردانی و گمراهی منافقان همچون کسی است که در تاریکی برای یافتن راه آتشی میافروزد ولی خداوند آن را فوراً خاموش میکند و او را در گمراهی و تاریکی مضاعف، سرگردان وامینهد. آیه 18: کری، لالی و کوری منافقان مربوط به همین دنیا و به سبب بهره نگرفتنشان از ابزارهای شناخت، در مسیر سعادت است. آیه 19 و 20: وضع اهل نفاق شبیه کسی است که در نهایت حیرت و اضطراب و وحشت به سر می برد و از تقدیر الهی نیز نمی تواند بگریزد.