به عقیده نویسنده، انگیزه عثمان در جمع قرآن، هراس از گسترش اختلاف قرائت ها در میان مسلمانان بود که مبادا آن اختلاف، مسلمانان را چون یهودیان و مسیحیان بر سر کتابشان به اختلاف دچار سازد. پیش از او، ابوبکر آیات قرآنرا گرد آورد، ولى آن مجموعه را منتشر نکرد، عثمان که از فقدان مصحف واحد در میان مسلمانان احساس خطر مى کرد، قرآنِ گردآورى شده ابوبکر را انتشار داد.
مترجم در چند مورد، نقدهایى بر کلام جان برتن بیان کرده است، ازجمله: روایت زهرى در کتاب المصاحف، نظر شیعیان در مورد قرآن، روایات نزول قرآن به هفت حرف، نزول قرآن به لهجه قریش، تبدیل کلمات قرآن به مترادف آنها.
تفسیر موضوعی در سنجش با تفسیر ترتیبی شیوة تفسیری نوظهوری است که در پی کشف نظریة قرآن کریم دربارة یک موضوع یا مسئله است. این مقاله تلاشی برای تبیین ماهیت این شیوة تفسیری است و در آن، مفهوم و ارکان تفسیر موضوعی و تفاوت آن با تفسیر ترتیبی و مقدار وابستگی تفسیر موضوعی به تفسیر ترتیبی بررسی میشود. بدین منظور، نخست واژگان «تفسیر» و «موضوعی» مفهوم شناسی و سپس تعریف های متعدد تفسیر موضوعی بررسی شده است.
تفسیر موضوعی عبارت است از: استنباط نظریة قرآن کریم در باب یک موضوع یا مسئله، از طریق جمع آوری و دسته بندی تمام آیات مربوط و استنطاق روش مند آنها؛ خواه آن موضوع یا مسئله از بیرون قرآن کریم شناسایی شده یا برخاسته از مراجعة مستقیم به خود قرآن باشد. تفسیر موضوعی در هدف، شروع، نقش مفسر و روش با تفسیر ترتیبی متفاوت است. ولیدر مسئلهیابی، مطالعة اکتشافی آیات و کشف مدلول مجموع آیات وامدار تفسیر ترتیبی است.
فریقین دربارة مفاد آیة وعد (نور: 55) و تعیین مصداق قوم موعود، در این آیه اختلاف نظر دارند. هرچند هیچیک از دو فریق، با توجه به عموم الفاظ آیه نمیتوانند تطبیق قوم موعود در این آیه را بر امام مهدى و یارانشان دستکم به مثابة یکى از مصادیق انکار کنند؛ دلیلى هم بر این انکار نیست. این پژوهش که به شیوة تحلیلى ـ انتقادى انجام یافته، بر این باور است که با درک ویژگى هاى قوم موعود و اطلاق تعابیر آیه ـ به ویژه تمکین و استقرار کامل دین و برقراری امنیتی فراگیرـ و با توجه به روایات فریقین و نیز پیوند مفاد این آیه با آیة سیطرة دین (توبه: 33) مى توان بر تطبیق آن بر عصر ظهور به عنوان یگانه مصداق، تأکید کرد.
موضوع این مقال دیدگاه ملاصدرا در عرفان و در نتیجه جایگاه ملاصدرا در بین فیلسوفان، متکلمان و عارفان است.حاصل این پژوهش اینست که حکمت صدرالمتألهین نه فلسفه» بحثی محض، نه کلام یا الهیات گذشتگان و نه عرفان بمعنای سنتی است و در نتیجه ملاصدرا نه یک فیلسوف بحثی محض، نه یک عارف بیاعتنا به مباحث فلسفی و نه متکلمی است که از نقل و جدل فراتر نمیرود، بلکه معرفت و حکمت کامل نزد او آنست که از همه» منابع اصیل معرفت، یعنی عقل، وحی و شهود عرفانی بهرمند باشد. عقلی که مؤید به وحی و شهود عرفانی نباشد ره بجایی نمیبرد و شهودی که بریده از وحی و تأملات عقلانی باشد مصون از شوائب نتواند بود و اتکا بنقل صرف نیز چیزی فراتر از علم تقلیدی نیست. حاصل بهرمندی از همة این منابع معرفت، حکمت متعالیه است که در بردارنده فلسفة متعالیه، الهیات متعالیه و عرفان متعالی است. او میکوشد یافته های فلسفی را شهودی و مشهودات عرفانی را برهانی کند و برای هردو، مؤید وحیانی بیابد. در این راه وی اصالت و وحدت وجود را برهانی میکند و فلسفه و عرفان را در اساسیترین مسئله مشترکشان به وحدت میرساند. غایت این حکمت نیل به سعادت است. و سعادت و کمال نهایی در تحصیل معرفة الله است که جز با تعقل، تهذیب نفس و پیروی از شریعت بدست نمیآید. بر این مبنا، وی ضمن رد مجادلات کلامی و فلسفی بیحاصل، به نقد عارف نمایانی میپردازد که یا در بُعد معرفتی و یا در بُعد سلوکی و رفتاری و یا در هر دو جهت دچار لغزشند. بدینسان او هم منتقد کلام، فلسفه و عرفان است و هم احیاگر کلام، فلسفه و عرفان و آن نقد مقدمه این احیاست.
عبادت که اصلی ترین وظیفه بنده در برابر پروردگارش است مصون از آسیبها و بلایا نیست. این مقاله به آسیب شناسی عبادت از دو جنبه درونی و بیرونی می پردازد . ملاک این تقسیم بندی، فرد عبادت کننده است، از آن حیث که آسیب از جانب خود اوست یا عواملی خارج از حوزه وجودی او. مراد از عوامل درونی پرداختن به نقاط ضعف علمی عبادت از قبیل بیان فلسفه و آداب ظاهری و باطنی برخی عبادات است که ناآگاهی از آنها موجب آسیب زدن به عبادات و در نتیجه قبول نشدن آنها به درگاه خداوند می شود. همچنین نقاط ضعف اخلاقی فرد عبادت کننده از دیگر آسیبهای عبادت است. آسیب پذیری از عوامل بیرونی از حیث تکوینی و غیر تکوینی دسته بندی می شوند. آسیبهای تکوینی عبادت یعنی آنچه در خلقت و خارج از وجود هر فرد به عبادات او آسیب وارد کند، یعنی شیطان، نحوه عمل و تأثیر او در عبادات و چگونگی ایجاد مصونیت در مقابل آن. مراد از آسیبهای غیر تکوینی چیزی است که انسانها فراهم آورده اند از قبیل عوامل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی که هر یک می تواند آسیبی بر پیکره عبادات وارد کند.
با تأمل در منابع اصیل اسلامی درمیی ابیم اسلام به کار و تلاش بهای زیادی م یدهد، تأثیر و نقش آن را در زندگی مادی و معنوی بشر جدی م یداند و آن را رکنی از ارکان حیات م یشمارد که اگر مختل شود در سایر شئون نیز اثر م یگذارد. به عبارت دیگر، اسلام تلاش برای امرار معاش و نیز کار در راه تولید برای رفع نیاز خود و دیگران را وظیفه های م یشمارد که موجب قرب خداوند و از عوامل مهم تأمی نکننده سعادت در دنیا و آخرت است و سیره معصومان و تمامی انبیا، اولیا و صالحان نیز مؤید آن است.
جدایی علم و دین در قرون وسطا و ابتدای رنسانس مطرح نبود، چرا که در آن اعصار بسیاری از دانشمندان علوم طبیعی، همزمان متکلمان و عالمان دینی جوامع خود نیز بودند. با ظهور علوم تجربی در قرن هفدهم، کم کم احساس استغنای از دین در دانشمندان علوم به وجود آمد و منجر به پیدایش خداباوری فارغ از وحی و سپس جریان روشنگری فرانسوی و در نهایت ماتریالیسم علمی شد. در قرن های هجدهم و نوزدهم به نظر رسید که علوم به پایان راه خود رسیده اند و به زودی جای دین را خواهند گرفت. چنین برداشتی تا نیمه اول قرن بیستم نیز ادامه داشت. در این بین فیلسوفان، متکلمان و حتی دانشمندان بر آن شدند تا با ارائه راه حل هایی، مشکل تعارض علم و دین را حل کنند. این نوشتار پس از مرور جریان های عمده فکری مرتبط با موضوع، راه حل های ارائه شده برای رفع تعارض علم و دین را نقد و بررسی می کند.
اعجاز قرآن از جنبه های گوناگونی بررسی شده است که یکی از انواع آن اعجاز علمی است. علوم در قرآن به دو دسته تقسیم می شوند: علم به حقایق حسی و عقلی، علم به حقایق غیبی و ماورایی. گرچه قریب به یک چهلم آیات شریفه به خلقت آسمان ها، ماه، خورشید، ستارگان و عجایب آنها اختصاص پیدا کرده است، وجود احادیثی درباره منع ایجاد ارتباط بین گردش ستارگان و تأثیر آنها بر سرنوشت بشری را نمی توان نادیده گرفت. در این مقاله سعی بر این است تا با تعریف «احکام» نجوم و «احوال» آن و بررسی حد و مرز هر یک و ایجاد قدرت تشخیص بین این دو مقوله نظر شفاف قرآن درباره علم نجوم بیان شود. همچنین به مواردی چند از پیشگویی های قرآن در علم نجوم اشاره شده است.
قاعده وزر یکی از قواعد فقهی استنتاجی است که می توان مفهوم آن را با اصل شخصی بودن مجازات ها در حقوق جزای عرفی منطبق دانست. از جمله آیه هایی که زیر بنای این قاعده را تشکیل می دهند آیه«ولاتزر وازره وزر اُخری» است به این مفهوم که «هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد». بر اساس اصل شخصی بودن مجازات ها تنها کسی را می توان تعقیب و مجازات کرد که مرتکب قتل مادی جرم شده باشد یا در تحقق اعمال مجرمانه همکاری کرده باشد و بستگان و نزدیکان مجرم از تحمل کیفر و تعقیب دستگاه قضایی در امان اند. قاعده وزر در حقوق اسلام و اصل شخصی بودن مجازات ها استثناهایی نیز داند.
جعل الله الصوم طهاره للقلوب، وسلامه للأبدان. و إذا تترتب علی الصوم کل هذه الفوائد، فبالطبع إنه کان موجودا لدی الشرائع السماویه الأخری، لأن الله لا یأمر عباده بشیء إلا وفیه فوائد روحیه، وجسدیه، ووجود الصوم فی الأدیان الأخری لا یحتاج إلی إقامه دلائل تاریخیه کثیره، لأن الله صرّح بهذه الظاهره الطیبه المبارکه فی الکتاب المبین إذا قال فی محکم آیات: یَا أیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ(البقره:183). یرید هذا المقال أن یدرس هذا المکتوب فی القرآن الکریم وفی الشّریعه الإسلامیه الغرّاء من ناحیه، وفی الأدب العربی من ناحیه أخری، لیبین أنه کان له تأثیره الواضح فی هذا الأدب الذی استمد مضامینه لدی کثیر من الشعراء مت القرآن و الإسلام. ومن الملاحظ أن هناک شعراء کثیرین ذکروا هذه العباده الإلهیه فی قصائدهم، إلا أننا اکتفینا بنماذج قلیقه جدا.
جامعه بشری برای اجرای قوانین و حفظ نظم و آرامش نیاز به نظام مدیریتی دارد. دین اسلام برای سعادت مسلمانان و اجرای صحیح قوانین آن به این موضوع توجه کرده و ولایت و امامت را قرار داده است. در قرآن متون دینی نیز مطالب زیادی در این باره ذکر شده است. پیامبر (ص) در غدیر خم تکلیف خلافت را روشن کردند تا زمین هیچ گاه از حجت خدا خالی نباشد. ادبیات شیعه نیز حق مطلب را ادا کرده و شاعرانی در این زمینه هنرنمایی کرده اند که ذکر اشعارشان خالی از لطف نیست.
مفسران،درارتباط با آیه 68 سوره قصص،پیرامون بحث جبر و اختیار،تفاسیر گوناگونی به دست داده اند.برخی با توجه به اعتقادهای یک مذهب،همه اختیار را از آنِ خداوند دانسته و برخی دیگر به عکس.این اختلاف در تفاسیر،پایه اختلاف،در تعیین موضع وقف و ابتدا،از سوی قاریان قرآن کریم گشته است.از آن جا که تفاوت در انتخاب موضع وقف و ابتدا،در این آیه،سبب القای معانی گوناگون به شنونده می گردد،بررسی ارتباط یادشده ضرورت دارد.بدین سان،تا از یک سو می توان،به کمک شواهد و دلائل،تفسیر درست ترـ که درجهت اعتقاد شیعه است ـ به دست داد،از سوی دیگر،قاریان نیز،بر اساس تفسیر درست، تلاوتی را اجرا کنند که القاکننده هدف قرآن است.
نهاد خانواده از منظر اسلام، دارای جایگاه و قداست ویژه ای است که قابل مقایسه با هیچ نهاد دیگری نیست. در حدیثی از پیامبر خدا (ص) آمده است: «ما بُنِیَ بِناءٌ فی الإسلامِ أحَبَّ إلَی الله تَعالی مِن التَّزویجِ» (شیخ صدوق، 1426ق، ج3:383). در اسلام هیچ بنیادی نزد خدا محبوب تر از ازدواج نیست. تشکیل خانواده، دارای حکمت ها و دلایل متنوّع روانی، اخلاقی، اجتماعی و دینی است که رسیدن به آرامش و ایجاد مودت و رحمت بین اعضای خانواده و بالتبع در جامعه از جمله آنهاست. از هم گسیختگی نظام خانواده در غرب و رویگردهای فمینیستی اخیر در جامعه باعث تضعیف و از هم پاشیدگی نهاد خانواده شده است. برای رفع این مشکلات و ایجاد آرامش در خانواده و جامعه نیاز به داشتن الگوها و معیارهای صحیح و کاملی برای تشکیل خانواده، انتخاب همسر و تقویت زندگی خانوادگی داریم که مبنای عمل قرار گیرد. خداوند متعال الگوپذیری راهبردی از همه ابعاد زندگی پیامبر اعظم (ص) را برای تکامل مومنان ضروری می داند و به ان دعوت می نماید. «لَقَد کانَ لَکُم فی رَسول الله اُسوَه حَسَنَه»(احزاب:21)
این مقاله با رویکرد تحلیلی و با هدف بررسی نقش علم لغت در دستیابی به قرائتصحیح، به بررسی لغوی برخی از قرائت های اختلافی پرداخته و نقش آفرینی علم لغت رادر قرائت قرآن به صورت جزئی اثبات و سه گونه نقش برای آن بیان کرده است: نخست،نقش علم لغت در تعیین قرائت که به عنوان نمونه قرائت «وَدَعَکَ» به تخفیف را بررسیده وبه دلیل ندرت یا عدم وضع ماضی، مصدر و وصف از این ماده نتیجه گرفته است که اینقرائت واقعی نیست و قرائت به تشدید متعین است. دوم، نقش علم لغت در رد قرائت که بهعنوان نمونه به بررسی لغوی واژه «ثَنْی» نتیجه گرفته است که قرائت «یُثْنُون» از باب افعالمردود است. سوم، نقش علم لغت در ترجیح قرائت. با استناد به معنای لغوی «تلقی»،قرائت رفعِ «آدم» بر قرائت نصب ترجیح دارد. در پایان با بررسی لغوی «ضَنِینٍ» این نتیجه به دست آمده است که علم لغت در برخی از موارد، در تعیین یا ترجیح قرائت ناتوان است.
تفسیر اثری در جهان اسلام، بویژه در مکتب تشیع، پیشینه ای تاریخی دارد، که درخور پژوهش هایی گسترده، وعمیق می باشد.در این میان دو تفسیر اثری شیعی برجسته که نخستین آن البرهان، اثر سیدالبحرانی، ودیگری نورالثقلین، اثر شیخ الحویزی است، برای همه اهل تحقیق آشنا می باشد.هر دو مفسر یاد شده از بزرگان مفسرین قرن یازدهم بشمار می آیند.پس از این دو، مدتی مدید در حدود سه قرن یا بیشتر، این رویکرد متوقف شد، تا اینکه سرانجام در آسمان تفسیر اثری شیعی، سومین ستاره پدیدار شد، وبا ظهور خود، به برهان استوار رهنمون گشت، وبا انوار استدلالی خود، سرآمد جهانیان شد.این تفسیر المیزان نام دارد که بکوشش مفسر بزرگ، علامه سیدمحمد حسین طباطبایی رحمه الله علیه، مدون گردید.نویسنده این مقاله بر آن است این تفسیر بزرگ را که به گفته پیشینیان، همچون خورشید نیمروز است، مورد بررسی قرار دهد.
در بحث از نقش خبر واحد در تفسیر، ابتدا باید الفاظ مختلفی که در تحریر مسئله و تعیینمحل نزاع مهم اند، شفاف سازی شوند. وقتی گفته میشود: «آیا خبر واحد در تفسیر حجتاست یا اینکه خبر واحد در جایی حجت است که اثر عملی بر آن بار شود، وگرنه حجیتندارد و چون در غیر احکام، اثر عملی ندارد، پس در تفسیر، خبر واحد حجت نیست»، بایدپیش از هر چیز معنای حجیت و اثر عملی را روشن کنیم. یا وقتی گفته میشود: «در غیراحکام، ظن معتبر نیست، یقین لازم است و خبر واحد حداکثر ظن آور است، پس در غیر فقهظن حجت نیست. برای لغو نبودن حجیت خبر واحد در غیر احکام، ترتب استناد به خدا وایمان به مفاد آن، به عنوان اثر عملی کافی است و ما متعبد به عمل به مفاد خبر واحدهستیم»، باید واژه های «یقین»، «تعبد» و «ایمان» را شفاف سازی کرد. پس ما در این گفتار،واژه های حجیت، اثر عملی، یقین، ایمان، استناد و تعبد را روشن میکنیم. با مشخص شدنمعنی و کاربرد این الفاظ، بسیاری از اختلاف نظرها که در واقع نزاع لفظی است، برطرفخواهد شد.