بیانیه گام دوم انقلاب به مثابه نقشه راه تعالیطلبی و تحقق تمدن نوین اسلامی است که زمینههای طلوع خورشید ولایت عظمی را فراهم میسازد. روایات بسیاری از ظرفیت ملی ایرانیان در سه محور علم، ایمان و دین حکایت مینماید. برای آزادسازی این ظرفیت ملی باید با راهبرد مدیریت سرعت تحول از آسیبها گذار کرده و دروازههای تعالیطلبی را با ایجاد انگیزش، پژوهش و نگرش گشود. و بازخوانی هویت ملی ایرانیان از زبان امیرمؤمنان سرآغاز ایجاد انگیزش ملی و مراحل پسین آن خواهد بود تا آنکه ایرانیان با گذار از این سه ایستگاه: 1. بازخوانی هویت ملی؛ 2. توانمندسازی ملی؛ 3. رسالت زمینهسازی ظهور در پرتو تمدن زمینهساز نقشآفرین باشند. شهر قم و علماء و اندیشمندان آن در این فرآیند از جایگاه ویژهای برخوردارند که در این نوشتار با روش توصیفی و تحلیلی به مجموعه روایات ناظر به نکات یاد شده پرداختهایم.
یک مطالعه تطبیقی و اجمالی از تاریخ، گزارشات تاریخی، حدیثی و رجالی که واژه شیعه در آنها بهکار رفته است، بیانگر تحول و تطورات معنایی در مفهوم شیعه در طول قرون متمادی است. شناخت این تطورات و تحولات در حوزه معنایی این کلمه، میتواند ارتباط مفهوم این واژه با گفتمانهای علمی هر عصر را نشان دهد؛ بهعنوان مثال، در کتب اهل سنّت با واژههایی نظیر شیعه، تشیع، و... مواجه هستیم؛ در نگاه ابتدایی و ظاهری، این نتیجه حاصل میشود که راویان شیعی در کتب اهل سنّت بهطور وفور و گسترده مورد نظر بودهاند اما با بررسی هریک، به این مهم دست مییابیم که واژه شیعه، منحصر در امامیّه نبوده و معنایی عام داشته است و عوامل متعددی موجب انتساب یک راوی به تشیع بوده است؛ بنابراین پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی، بهمنظور بررسی تغییرات معنایی کلمهشیعه با رویکرد تاریخانگاره میپردازد؛ نتایج بهدست آمده نشان میدهد که واژه شیعه در طول تاریخ سیری پویا داشته و در طول زمان و تحولات تاریخی توسعه و تضییق داشته است و یا به عبارتی دیگر، این واژه در تحولات خود با اندیشه جامعه هماهنگ بوده است؛ از اینرو، با بررسی این واژه بهلحاظ لغوی و اصطلاحی و تحلیل آن در مقایسه با واژگان مترادف بهمعنای دقیقتر و جامعتری از این واژه دست مییابیم.
فلسفه آفرینش عالم و شرورى که در آن وجود دارد، همواره یکى از سؤالات فلاسفه و متکلمان بوده است. ابن سینا با تکیه بر عناصر کلیدى مفهوم عنایت، یعنى علم، علّیت، اراده و رضایت، کوشیده است تصویر روشنى از علت آفرینش و وجود نظام خیر موجود در عالم ارائه نماید. به نظر مى رسد، این بیان قادر نیست تمام ابعاد و وجوه مبهم مسئله را روشن نموده و پاسخى قانع کننده به تمام مسائل موجود ارائه دهد. مقاله حاضر مى کوشد با تکیه بر کلمات ابن سینا و تکمله هایى که از حکمت متعالیه به عاریت گرفته است، مسئله فوق را به نحو روشن ترى تقریر کرده و سؤالات پیرامون آن را پاسخ دهد.