ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۰۱ تا ۳٬۷۲۰ مورد از کل ۱۹٬۲۸۷ مورد.
۳۷۰۱.

تناسخ از دیدگاه صدرالمتألهین و بازخوانی تعریف نفس صدرایی بر اساس آن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۱ تعداد دانلود : ۶۴۵
مسأله تناسخ از دیرباز مورد توجه حکما و فلاسفه بوده است. ملاصدرا، ضمن ارائه تعریفی عام از تناسخ، آن را ابطال نموده است و، با دقت نظر ویژه خود، بحث در مصادیق تناسخ محال را به عوالم دیگر نیز سرایت داده است. به عقیده ملاصدرا، اغلب کسانی که سعی در تبیین معاد جسمانی داشته اند به نوعی از تناسخ سربرآورده اند. اما تعریف نفس صدرایی و مبانی علم النفسی صدرالمتألهین درباره ارتباط نفس و بدن، عملاً، راه را بر امکان تناسخ می بندد. ضرورت پرداختن به بحث تناسخ وقتی پررنگ تر می شود که به اصول مسلّمی چون رجعت و زنده شدن اموات در این دنیا توجه شود و، در نگاه اول، این امور در دایره تناسخ جای می گیرد. تحقیق حاضر می کوشد تا با شیوه تحلیلی و عقلی، ضمن بررسی تناسخ محال از دیدگاه ملاصدرا، به بازخوانی تعریف نفس صدرایی به عنوان مبنای مباحث علم النفسی ملاصدرا بپردازد. بحث تناسخ در حکمت متعالیه نشان می دهد: تناسخ مصطلح صدرایی از تناسخ مصطلح مشهور (تناسخ مطلق) اعم مطلق است و ملاصدرا، با ابطال هرگونه تناسخ غیرملکوتی، در بحث تناسخ، چیزی بیشتر از استحاله تناسخ مشهور را نتیجه می گیرد، در حالی که استحاله عقلیِ تناسخ ملکی نتیجه قهری مبانی فلسفی صدرایی و لازمه تعریف نفس صدرایی و تبیین خاص ملاصدرا از رابطه نفس و بدن است، زیرا ذات و حقیقت نفس چیزی جز تعلق به بدن نیست و، لذا، به سادگی نمی تواند متعلقِ آن تغییر یابد و جابجا شود
۳۷۰۲.

شخصیت و آرای کلامی محمدبن حسن صفّار(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۵ تعداد دانلود : ۷۱۲
مطالعه شخصیت و آرای کلامی دانشمندان امامیِ متقدم در ادوار گوناگون می تواند زمینه را برای تدوین تاریخ جامع کلام امامیه فراهم کرده، این خلأ علمی را پوشش دهد. محمد بن حسن صفّار یکی از شخصیت های بزرگِ مکتب قم در قرن سوم هجری است. برآیند داده های تاریخی آن است که وی در میان علوم دینی، بیش از همه، به فقه اهتمام داشته است. با این وجود، او را می توان متکلم نیز دانست. حجم بالای روایت های اعتقادی او این مدعا را اثبات می کند. برخی از آثار او همچون کتاب الرّد علی الغلات و کتاب بصائر الدرجات نیز از شواهد این مدعاست. این تحقیق با رویکرد توصیفی- تحلیلی به دنبال تبیین شخصیت و آرای کلامی این دانشمند امامی اثرگذار است. از اهم آرای کلامی وی در خداشناسی می توان فطری بودن معرفت الهی، شناخت خدا از طریق اسماء و صفات، شرک بودن هرگونه تشبیهِ خداوند به مخلوقات، توقیفی بودن اسماء و صفات، صفتِ فعل دانستن اراده الهی و حصول بداء برای خداوند را نام برد. در باب پیامبرشناسی و امام شناسی می توان به ضرورت شناخت پیامبران و وجوب اطاعت از آنان، تفویض امور دین به حضرت محمد(ص) از میان انبیای الهی، اعلم بودن پیامبر از انبیای دیگر، اصل بودن عقیده امامت در آموزه های دینی، ضروری بودن وجود امام، نصب الهی ائمه(ع)، اعلم بودن ائمه(ع)، گستردگی منابع و دامنه علم ائمه(ع)، عصمت ائمه(ع)و ولایت آنان در تکوین به عنوان اهمّ آرای کلامی وی اشاره نمود.
۳۷۰۳.

نقد انتساب نظریه این همانی ایمان و تصدیق منطقی به ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۷ تعداد دانلود : ۳۹۶
مسئله ماهیت ایمان و ارتباط آن با معرفت نظری از دیرباز مورد توجه فیلسوفان و متکلمان مسلمان بوده است. ملاصدرا در مواضع متعددی درباره حقیقت ایمان و نسبت آن با تصدیق منطقی سخن گفته است، که برداشت بسیاری از نویسندگان از کلام او این بوده که وی ایمان را با برهان و تصدیق منطقی یکسان می داند. در این مقاله، مستنداتِ این دیدگاه بررسی و به چالش کشیده شده است و نشان داده شده که مقصود صدرالمتألهین از تصدیق تصدیقِ قلبی است و معرفتِ مد نظر او نیز منحصر به معرفت برهانی نیست. وی به مراتب مختلف ایمان و معرفت نظر داشته است. برخی عبارات وی بیانگر شروط لازم برای بالاترین مراتب ایمان است، نه مطلق ایمان. عدم تمایز میان حقیقت ایمان و ایمانِ حقیقی در اندیشه ملاصدرا و نیز بی اعتنایی به قراین کلام و نگرش تشکیکی او به حقیقتِ ایمان سبب تلقی نادرست و استنادات ناروا به ایشان شده است. این مقاله با روش تحلیلی اسنادی سامان یافته است
۳۷۰۴.

حقیقت تصدیق از نظر شیخ اشراق، فخرالدین رازی و ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۶ تعداد دانلود : ۴۰۶
یکی از مباحث جدی در منطق و فلسفه و معرفت شناسی بحث علم و اقسام آن است. از زمان بسیار دور، در فلسفه و منطق اسلامی، علم به دو قسم تصور و تصدیق تقسیم شده است. اما در این میان، حقیقتِ تصدیق به خصوص از زمان شیخ اشراق مورد توجه جدی قرار گرفته است. به عقیده او، تصدیق از سنخ علم نیست، هرچند می تواند متعلق علم قرار گیرد. این در حالی است که از نظر حکما تصدیق به درستی علم تلقی می شود. از سوی دیگر، فخرالدین رازی، ضمن آنکه تصدیق را گونه ای از علم دانسته، آن را مرکب از تصورات و حکم می داند، حال آنکه از نظر حکما، تصدیق، به عنوان علم، حقیقتِ بسیطی است. البته، در اینجا این نکته حایز اهمیت است که اگر تصور و تصدیق دو قسم از علم هستند، بنابراین، هریک از این دو قسم باید با قیدی از دیگری جدا شوند و اساسِ مقسمْ هر چیزی باشد، قسم همان مقسم با قیدی است. بنابراین، چگونه می توان قایل بود که تصدیقْ یک حقیقت بسیط است. ازاین رو، ملاصدرا، با تحلیل بسیار دقیق، تصدیق را یک حقیقت بسیط در عین مرکب تحلیلی می داند. از نظر ملاصدرا، تصدیقْ تصوری است که عین حکم است و حکم در تصدیق به منزله فصل و اصل تصور و ادراک جنس آن شمرده می شود. لذا، حکم مانند هر فصلی به عین حصه ای از جنس موجود است. از نظر ملاصدرا، بیان حکما در بساطت تصدیق و شرطیت تصور برای آن به رأی او بازمی گردد.
۳۷۰۵.

نقد و بررسی جایگاه «نص» امام در اندیشه شیعیان التقاطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۶ تعداد دانلود : ۶۸۷
برخورداری از نص، نصب الهی، علم غیب، عصمت و ولایت برای امام به استناد دلایل نقلی و عقلی از ضروریات مذهب شیعه است، اما برخی ازشیعیان با این ادعا که سیاسی کاری و غرض ورزی گروهی باعث شد تا برخی مسلمانان با فاصله گرفتن از اسلام ناب نظرات خود را بر پیکره این دین الهی بپوشانند؛ درپی آن برخی از جریان های معارض با سوءاستفاده از این موقعیت به آن دامن زدند. به گمان اینان عالمان امامیه نیز دچار این سنت تحریف یافته شدند. عوامل درون دینی و برون دینی موجب شد تا جامعه مسلمانان شاهد اینگونه بدعت های عقیدتی در مسئله امامت و ویژگی های مرتبط با آن باشد. این نوشتار با رویکرد نقلی وعقلی و ارائه نمودار و جدول به نقد و بررسی دلائل و شواهد صاحبان این ادعا که از آنان باعنوان «شیعیان التقاطی» یاد می شود با محوریت سه شخص شاخص این جریان یعنی آقایان سید ابوالفضل برقعی، حیدرعلی قلمداران و سید محمد جواد غروی در مسئله «نص بر امامت» می پردازد.
۳۷۰۶.

ارزیابی دیدگاه ابوزید درباره تاریخ مندی قرآن با تأکید بر گفتاری بودن وحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۸ تعداد دانلود : ۶۳۰
نظریه تاریخ مندی قرآن، ادعایی است که از سوی برخی مسلمانان نوگرا به تبعیت از مستشرقین، تکرار شده است. آنها هر اصلی که در تعارض با ایده تاریخیت باشد منکر و هر امری را که در توجیه اصل تاریخیت کارآمد باشد با بازخوانی آن، به نفع مدعای خود تفسیر می کنند. توجیه ملازمه بین سبک گفتاری قرآن با نظریه تاریخیّت و عصری بودن برخی احکام آن در راستای ادعای حیث گفتمانی وحی و رابطه دیالکتیک متن با واقع از سوی نصر حامد ابوزید یکی از این موارد است. بررسی این دیدگاه از جهت تقابل با جاودانگی اسلام و احکام ثابت آن حائز اهمیت است. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و به هدف نقد و بررسی ادعای فوق نگاشته شده است تا معلوم گردد ادعای ارتباط بین گفتاری بودن و تاریخیت، با اشکالات متعدد عقلی و نقلی، مواجه است و موارد فراوانی مانند برخورداری قرآن از بطون و ژرفایی نامتناهی، و سازوکارهای بهره برداری ازآن تا قیامت در نقض ادعای فوق وجود دارد.
۳۷۰۷.

معمّای آزمون حضرت زهرا سلام الله علیها قبل از آفرینش ایشان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵۳ تعداد دانلود : ۶۳۲
در زیارتنامه حضرت زهرا ÷ آمده است: «ای آزموده ای که آفریدگارت تو را قبل از آفریدنت آزمود و تو را شکیبا یافت!» عبارت مذکور در این مقاله با تحلیل عقلی و برهانی تبیین شده است. حضرت زهرا ÷ به استناد روایات، پیش از خلقت صُلبی (مادی و دنیوی) خلقتی نوری داشته است. ارتباط وجود نوری و وجود دنیوی حضرت و نیز متحد بودن و در عین حال مختلف بودن این دو وجود که مدلول عبارت مورد بحث است، با تمسک به اصول فلسفی تبیین می شود. همچنین با استناد به ادله ی عقلی و نقلی تبیین شده است که سنت الاهیِ «امتحان» با دو گونه ی تکوینی و تشریعی اختصاصی به حیات دنیوی ندارد و در عوالم پیش از عالم دنیا نیز جاری بوده است. روش کار در این مقاله توصیفی تحلیلی است.
۳۷۰۸.

رهیافت علامه طباطبایی از حقیقت و چیستی«عصمت»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۷ تعداد دانلود : ۷۸۴
از نظر علمای امامیه عصمت از ویژگی های ضروری انبیاء و ائمه اطهار(ع) است، ؛ اما در تعریف و چیستی و حقیقت این مقوله بین اندیشمندان دینی اختلاف نظرهایی وجود دارد. بی تردید موضع گیری و رویکردی که در این مورد خاص گرفته می شود؛ می تواند در تحلیل مباحث آتی عصمت و در پاسخ به شبهات پیرامونی آن، راهگشا باشد. در این نوشتار سعی شده به صورت تطبیقی بین سخنان برخی دانشمندان اسلامی و علامه طباطبایی، در تبیین و تحلیل حقیقت و ماهیت عصمت معصومین نگاهی بیندازیم. علامه طباطبایی ، عصمت را ره آورد قوه عاقله و به سنخی خاص از علم ارجاع می دهد که از سوی خداوند به معصوم موهبت می شود و این ملکه نفسانی سبب می شود تا با اختیار خویش از ارتکاب معصیت و خطا مصون بماند.
۳۷۰۹.

بررسی تطبیقی بداء از دیدگاه ملاصدرا و فخر رازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۱ تعداد دانلود : ۵۵۶
بداء آموزه ای مهم در مذهب شیعه امامیه به شمار می رود. ملاصدرا در مورد بداء معتقد است که هرگاه نفس نبی یا ولی خدا به عالم ملکوت یا نفوس مدبره عالم متصل شود و آنچه را خداوند بر صحیفه قلب آنها نگاشته است ببیند و به مردم خبر دهد سخن او حق و صدق است. و ممکن است بار دیگر به آن نفوس متصل شود و چیزی غیر از آنچه قبلاً دیده و اسباب طبیعی اقتضای آن را داشته است ببیند. در این صورت اگر آنچه بار اول دیده با آنچه بار دوم می بیند متفاوت باشد چنین چیزی را بداء گویند. اما فخر رازی این عقیده را باطل می داند؛ زیرا می گوید موجب تغییر در علم ذاتی الهی می شود. در این مقاله به بیان دیدگاه ملاصدرا و همچنین دیدگاه فخر رازی در مسئله بداء مورد نقد و بررسی قرار گرفته است
۳۷۱۰.

بررسی نقش شریعت در معنویت دینی از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۵ تعداد دانلود : ۶۷۰
معنویت نمی تواند محملی برای شریعت گریزی باشد. لازم ه دین داری شریعت محوری است. از سوی دیگر دین در درون خود, معنویت را نیز به دنبال دارد. بنابراین لازمه معنویت دینی گام نهادن در وادی شریعت است. اگر چه معنویت امری تشکیکی است؛ اما معنویت بدون پذیرش شریعت الهی بی معناست. امروزه برخی به عدم این تلازم نظر داده و از معنویت منهای دین و معنویت های شریعت گریز سخن می گویند. اگر چه برخی از مؤلفه ها و لوازم معنویت در بعد سطحی، بدون شریعت هم امکان پذیر است؛ اما بی شریعت هرگز نمی توان در سطوح میانی و بالایی معنویت گام نهاد. ملاصدرا از جمله حکمایی است که طریق معنوی را منهای شریعت نپذیرفته و با تحلیل فلسفی به اثبات معنویت شریعت گرا می پردازد؛ مسالک معنوی که ادعای مفر از شریعت گریزی دارند را تخطئه می کند و آن را غیر معقول می خواند. عبادت و التزام به تکالیف شرعی را شرط ورود به سعادت و کمال آدمی معرفی کرده و از ضرورت عبادات و مناسک شرعی در آثار خود سخن می گوید. در این تحقیق با روش توصیفی و تحلیلی دیدگاه صدرا را درباره نقش شریعت در معنویت دینی بیان داشته و به نقد کج روان در حوزه معنویت های جدید که ادعای معنویت منهای شریعت دارند، خواهیم پرداخت.
۳۷۱۲.

معیار و مصداق برهان صدیقین از نظر استاد جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲۶ تعداد دانلود : ۷۰۴
وجود خدا یکی از ژرف‌ترین دغدغه‌های بشری است و بر آن براهین متقنی اقامه شده است. اما برهان‌ها عموماً بر وجود خلق مبتنی بوده است. این دسته از براهین با آن‌که وجود واجب و خدای متعال را الزامی می‌کنند، با نظر به برخی از اصول عقلی، مانند «قاعده ذوات الاسباب» و «قاعده مالاسبب»، محدودیت‌هایی در خود دارند. از این رو، فیلسوفان اسلامی در صدد براهینی برآمده‌اند که این محدودیت‌ها را نداشته و بر آن، برهان صدّیقین نام نهاده‌اند. اولین تقریر از ابن‌سینا است و دومین تقریر آن را ملاصدرا طرح کرده است. پس از ملاصدرا تابعان حکمت متعالیه تقریرهای دیگری به دست داده‌اند. در بررسی این امر که آیا این براهین تنگناهای برهان‌های خلقی را ندارند، به معیاری نیاز است که با آن بتوان این برهان‌ها را سنجید؛ معیار استخراج‌شده از بیانات فیلسوفان این است که باید برهان «از خدا به خدا» و سیر علمی، «من الله الی الله» و به تعبیر ملاصدرا راه و مقصد یکی باشد. بر این اساس، از نظر استاد جوادی آملی تنها برهانی که به‌حق معیار صدّیقین و راه و مقصد در آن یکی است، برهان علامه طباطبایی در «تعلیقات بر اسفار» و در کتاب قیّم «اصول فلسفه و روش رئالیسم» است؛ اما برهان ابن‌سینا و ملاصدرا واجد چنین خصوصیتی نیستند. نتیجه برهان علامه هم وحدت اطلاقی واجب را اثبات می‌کند و هم بر هیچ مسئله نظری در فلسفه مبتنی نیست.
۳۷۱۳.

زندگی پس از مرگ(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۵۸
این مقاله پنج بخش دارد. در بخش اول درباره اهمیت زندگی پس از مرگ بحث می‌شود. بخش دوم به امکان زندگی پس از مرگ از دیدگاه دوگانه‌انگاری میان نفس و بدن و بخش سوم به امکان زندگی پس از مرگ از دیدگاه مادی‌انگارانه اختصاص دارد. در بخش چهارم قرائن تجربی برای زندگی پس از مرگ بررسی می‌شود. در بخش پنجم دلایلی برای این نظر اقامه می‌شود که معقول بودن باورها درباره زندگی پس از مرگ به معقول بودن اعتقادات مابعدالطبیعی وابسته است.
۳۷۱۴.

بررسی تطبیقی دیدگاه های شیطان پرستی و اندیشه عین القضات درباره ابلیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۵ تعداد دانلود : ۸۲۰
عین القضات، در جایگاه یک مسلمان موحد، خداوند را خالق و مبدأ کل و ابلیس را از آفریده های او می داند. او بیشتر از همان ابلیسی سخن می گوید که در ادیان توحیدی، مخصوصاً دین اسلام مطرح است؛ یعنی ابلیسِ نافرمان متکبر، دشمنِ خدا و بدخواهِ نوع بشر؛ اما آنگاه که سخن او حال وهوای شطح و طامات به خود می گیرد، از ابلیس، جانب داری و تنزیه و تقدیس می کند. نگاه او، در چنین مواردی، با معتقدات اسلامی و صریح آیات قرآن و روایات هم خوانی ندارد. عین القضات در ارائه این اندیشه از صوفیان مدافع ابلیس چون حسن بصری، حلّاج و احمد غزالی و اندیشه گنوسی و عرفان قبالای یهود و برخی اندیشه های ایران باستان تأثیر پذیرفته است. همچنین میان دیدگاه عین القضات در دفاع از ابلیس و احیاناً تقدیس او با اندیشه های شیطان پرستی (از دیرباز تا کنون)، وجوه مشترک و جنبه های تمایزی وجود دارد. وجه مشترک، تلقی مثبت و جانب دارانه از ابلیس است؛ اما تفاوت را باید در موضوعاتی مانند «معیار ارزیابی منزلت ابلیس»، «جایگاه ابلیس در عالم و نسبت او با خدا و انسان» و «ابلیس، موضوع سجده بر آدم و میوه ممنوعه» جستجو کرد. معیار ارزش گذاری منزلت خاصی که عین القضات برای ابلیس قائل است به گمان او بندگی، تقرب و عشق ابلیس در بارگاه الهی است، نه تقابل ابلیس با خداوند. بر این پایه، ابلیسِ عین القضات موحّد است و در توحید بر همه سبقت می گیرد؛ اما ابلیسِ شیطان پرستان این کمالات را ندارد و همواره با نیروهای خیر و خدای واحد مطلق تضادّ و تقابل دارد. او ارزش خود را مرهون تکبّر، سرکشی، گستاخی و نافرمانی در مقابل خداوند می داند؛ چنانکه می تواند بر مسند خدا بنشیند و در معرض پرستش قرار گیرد و خود به وجودآورنده دینِ شیطانی شود.
۳۷۱۵.

جایگاه انسان در نظام آفرینش از دیدگاه فیلون اسکندرانی و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۴ تعداد دانلود : ۴۵۶
فیلون اسکندرانی، فیلسوف، متکلم و عارف بزرگ یهودی در قرن اول میلادی است. او اولین کسی است که در نظام فکری فلسفی اش در پی تلفیق و وفق دادن فلسفه با دین برآمد و در سایه این رویکرد جدید، مسائل بدیعی را مطرح کرد و اندیشمندان بعد از او تا قرن ها از آرای او متأثر بودند. در این مقاله دیدگاه ملاصدرا با دیدگاه فیلون درباره جایگاه انسان در نظام آفرینش و به عبارت دیگر، نسبت میان خدا و انسان، مقایسه و ردپای اندیشه های فیلون در آرای ملاصدرا جسته شده است. با وجود تعلق آنان به دو سنت دینی متفاوت و فاصله تاریخی بسیار بین آنها در آرا و عناصر تشکیل دهنده نظام فکری و فلسفی شان اشتراکاتی ملاحظه می شود؛ زیرا اندیشه های فلسفی هر دوی آنان تلفیقی از عقل، وحی و عرفان است. آنان با اندکی تفاوت معتقدند انسان به صورت خدا آفریده شده است، مهم ترین جزء وجودیش همانا عقل است و جانشین خدا در عالم وجود است. فیلون لوگوس را واسطه بین خدا و عالم می داند و ملاصدرا نیز از آن به حقیقت انسان کامل تعبیر می کند. همچنین هر دو، انسان را مستعد صعود به درجات بالای عرفانی، به تعبیر فیلون اتحاد عرفانی با خدا و به تعبیر صدرا تشبه به خدا می دانند.
۳۷۱۶.

مقایسه و تحلیل روش شناسی هرمنوتیک قرآن علامه طباطبائی و دکتر نصر حامد ابوزید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۳ تعداد دانلود : ۶۲۱
رویکردهای نوین در مواجهه با متن، سبب تحولات بزرگی در فهم و تفسیر متون مقدس شده است. این رویکردها اسلام را در برگرفته که دینی متن محور است و باعث پیدایش دیدگاههای نو در شناخت و فهم قرآن شده است. یکی از این دیدگاه ها پژوهش ادبی قرآن است که با تحولات نظریه و نقد ادبی نوسان های فراوانی پیدا کرده است. این نوع از پژوهش، وحی ازنظر مؤمنان یعنی الهی بودن آن را نادیده می گیرد که نتیجه آن باعث دورشدن از شناخت مؤمنانه دین و ادبی شدن فهم آن می شود. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و انتقادی – مقایسه ای به مسئله روش فهم و تفسیر قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی، صاحب تفسیر ارزشمند المیزان (نماینده یکی از روش های فهم سنتی) و نصر حامد ابوزید، متفکر نام آشنای مسلمان (نماینده روش فهم جدید) می پردازد تا همانندی ها و ناهمانندی های میان نظریات این دو متفکر را در این باره آشکار کند؛ زیرا آراء این دو متفکر در تقابل با هم است و مقایسه آنها راهگشای جستجوگران در کشف حقیقت خواهد بود. یافته های این پژوهش نشان می دهند اصول فکری این دو اندیشمند درباره مبانی فهم قرآن، بسیار دور از هم و متفاوت است؛ البته ریشه این اختلاف عمیق را باید در بینش و نحوه نگرش آن دو به انسان و جهان و خلقت آن دو دانست. اساس پروژه نصر حامد ابوزید، نوسازی اندیشه دینی با تأویل (تفسیر به رأی) است. روش فهم او ناظر به واقعیات خارج از وحی است و بیشتر به فهم تاریخی با روش های پوزیتویستی گرایش دارد. او معنا را نزد مفسر می داند و امکان داوری میان تفاسیر مختلف را نمی پذیرد. همچنین تلاش می کند برای فهم قرآن آن را عرفی سازد. بر اساس مبانی هرمنوتیکی ابوزید که از روش پژوهش ادبی ناشی می شود، اصل دین و ماهیت وحی دگرگون می شود. حال آنکه علامه طباطبایی روش فهم قرآن را از توصیه های شارع برداشت می کند و برای فهم صحیح قرآن پدیدارشناسانه می اندیشد. او فهم معتبر قرآن را در گرو قدسی شدن انسان می داند. ازنظر او، معنا همان مراد مؤلف است و امکان داوری میان تفاسیر مختلف وجود دارد.<br /> ازنظر علامه، ایمان به هدایت ابدی قرآن با نگرشی خاص به جهان و خالق آن امکان پذیر است. ایمان چیزی از جنس عقل نیست و نباید توقع داشت انسان به صرف هدایت عقل به همه آنچه پیامبران رسیده اند، برسد.دیگر اینکه درجات بالای ایمان با شهود، ممکن است و شهود فقط با تزکیه و تأمل به همراه راهنمائی انبیاء ممکن است. با عقل محض، فهم بسیاری از حقایق قرآن به دست نمی آید؛ یعنی چیزی که ابوزید در تلاش است به آن برسد.
۳۷۱۸.

نقش ابزارهای معرفتی (حس، عقل، قلب) در معرفت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۴ تعداد دانلود : ۶۷۲
در این مقاله با روشی کتابخانه ای - تحلیلی، معلوم شده که حس ابزاری غیر مستقل و مقدمه ساز حکم عقل است. گاهی به دلایلی مانند ندیدن یا نشنیدن، نبود یا تقطیع روایات، نقل به مضمون آن ها و نرسیدن قراین ، مقدمات لازم حکم درست عقل، فراهم نمی شود. عقل در اموری چون مبنا سازی فلسفی و اصول فقهی، پایه های اصلی دین، کشف از حکم شرعی(نه انشای حکم مولوی)، لحاظ همه ابعاد وجهات مسائل، در تولید، تغییر و تکامل معرفت دینی نقش آفرین است. قلب، ابزاری بسیار نیرومند با تهذیب، در مرحله عالی، وحی الهی و در مراتب پایین تر الهامات و اشراقات را در می یابد. هیچ کس توان درک کنه علم حضوری وحی، این سلطان علوم، مکمل عقل و مغایر با سنخ تجربه دینی را، ندارد. قلب ادراکات عقل در قالب مفهومی را به صورت موجودی شخصی و خارجی می یابد و می تواند بسیاری از مجهولات دست نیافتی عقل را، با علم حضوری دریافت کند. معیار درستی یا نادرستی شهودات قلبی، عقل و نظر معصوم است.
۳۷۲۰.

بررسی و نقد دلالت عقلی معجزات بر صدق ادعای نبوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۲۲۷
دیدگاه اندیشمندان دینی در تبیین رابطه معجزات و مدلول آن، یعنی صدق ادعای نبوت به دو رویکرد عقلی و اقناعی قابل تقسیم است. بر اساس رویکرد اقناعی، هیچ رابطه منطقی و ضروری میان معجزات و مدلول آن در عالم واقع وجود ندارد، در حالی که بر اساس رویکرد عقلی این رابطه منطقی و ضروری و کاملاً قابل تبیین است و معجزات از براهین صدق نبوت هستند. با توجه به نقش بسیار مهم معجزات در ایمان دینی، در این مقاله تلاش شده است دلایل دیدگاه دلالت عقلی معجزات از جهت تمامیت و استحکام مورد بررسی و نقد قرار گیرد. دستاورد این پژوهش نشان خواهد داد که تبیین های رایج از دلالت عقلی معجزات، دلالت آشکار آن بر صدق ادعای نبوت را به روشنی نشان نمی دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان