فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۴۰۱ تا ۱۵٬۴۲۰ مورد از کل ۱۹٬۲۹۵ مورد.
رویکرد کلامی محمد عابد الجابری در نقد تراث شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نقدهای جابری نسبت به تراث دینی، نقد وی به اندیشه های شیعی است. جابری علی رغم ادعایش مبنی بر عدم ورود به نقد کلامی و به کارگیری روش معرفت شناسانه، خود عملاً وارد نقدهای کلامی شده و تشیع را فاقد ریشه های فکری اصیل در آموزه های اسلام می داند که خاستگاه اصلی آن جریانی سیاسی بوده است. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی برخی از دیدگاه های جابری درباره اندیشه شیعی تحلیل و بررسی و مشخص شده: اولاً اطلاق عقل مستقل بر فرهنگ و آموزه های شیعی از سوی جابری مبتنی بر خوانش معرفت شناسانه از مذهب شیعه نبوده زیرا آموزه ها و عقاید شیعه ریشه در عقلانیت دارد و ثانیاً داده های تاریخی ای که جابری برای اثبات وارداتی و هرمسی بودن اندیشه شیعه ارایه می دهد، مبنای علمی ندارد و اندیشه شیعی متمایز از اندیشه باطنیه و اسماعیلیه است. .
ازغلو تا تقصیر؛ تأملی در کتاب مکتب در فرآیند تکامل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آموزه های دینی امامیه غلو و تقصیر هردو مورد نهی قرارگرفته است. این دو ناشی از عدم شناخت صحیح شئون امامت و جایگاه وجودی امام در آفرینش است. در این مقاله بخشی از کتاب مکتب در فرآیند تکاملکه در معرفی امام دچار تقصیر شده است، به لحاظ روش شناختی موردنقد قرارگرفته است. نویسنده کتاب بر این باور است که برخی مبانی فکری امامیه (مانند علم غیب و عصمت امام) در طی قرن اول مطرح نبوده است و ائمه صرفاً علمای ابرار معرفی شده اند؛ و این مفاهیم در قرون بعد توسط صحابه مطرح و سپس تحول و تکامل و در میان امامیه رواج یافته است؛ درحالی که این نوع مبنای فکری در زمان خود ائمه غلو به شمار می آمد؛ اما نوشتار حاضر نشان خواهد داد که نویسنده محترم کتاب به علت لغزش های معنایی و عدم جامع نگری به روایات و برداشت های نادرست از آن ها چگونه دچار مغالطه شده و از فهم صحیح و مستقیم مستندات دور مانده است.
دفاع از دفاع ناگاساوا از برهان وجودی آنسلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره نوزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۷۳
79 - 94
حوزههای تخصصی:
برهان وجودی آنسلم از همان بدو معرفی، هم از حیث تصوری که از خدا ارائه کرده و هم از حیث استدلالی که برای وجود او به دست داده، معرکه ی آرا بوده است. سنخی از نقدها معتقدند که الف) خدای آنسلمی مستلزم خدای مطلق است؛ اما ب) خدای مطلق ناممکن است. یوجین ناگاساوا، فیلسوف دین معاصر، در پاسخ به این نقدها معتقد است که حتی اگر (ب) صادق باشد، باز هم به سبب کذب (الف)، نقصی بر برهان آنسلم نیست؛ زیرا خدای آنسلمی نه مستلزم خدای مطلق، بلکه مستلزم خدای بیشینه است. اولاً نشان خواهم داد که ناگاساوا معتقد است که در سناریوهایی که خدای مطلق، ازلحاظ متافیزیکی ناممکن است، نمی توان او را تصور کرد؛ ثانیاً استدلال خواهم کرد که چنین ادعایی مخدوش است و خدشه ی به آن، استدلال ناگاساوا را از پا می اندازد؛ ثالثاً استدلال خواهم کرد که با یک تعدیل مختصر، یعنی فراسازدانستن امکان، می توان این خدشه را برطرف کرد و استدلال ناگاساوا را دوباره سر پا کرد.
مبانی و روش تفسیر المنار در بررسی امور خارق العاده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴۸
45-62
حوزههای تخصصی:
در قرون اخیر برای اثبات سازگاری اسلام با علم، تفسیرهای علمی شکل گرفت. برخی به تحلیل علمی و عقلی باورهای دینی روی آوردند . مفسران المنار با نگرشی خاص، خارق عادات را به دو قسم حقیقی و غیر حقیقی تقسیم کرده و معجزات را خارق عادات حقیقی شمرده اند .. از نظر ایشان معجزه فعل مستقیم خداست و پیامبر در ایجاد آن نقش ندارد. آنها با اذعان به نظام علی و معلولی معجزات را به دو بخش تکوینی و روحانی شبه اکتسابی تقسیم کرده اند. مفسران المنار در ماهیت معجزه و تفسیر آیات مشتمل بر امور معجزات رویکردهای مختلف داشته اند. در مورد نوع معجزات حضرت موسی (ع) به ظاهر آیات پایبندند. وقوع بالفعل معجزات حضرت عیسی (ع) را منکر شده اند. عذاب ها، ولادت های خارق العاده و زنده شدن مردگان را بر اساس عقل تجربی تبیین و به نوعی در خارق عادت بودن آن تردید نموده اند. در این نوشتار روش مفسران المنار در نگرش به معجزات بررسی می شود
بررسی تأثیر مبانی و اندیشه های ملاصدرا بر معنای متن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره نوزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۷۱
115 - 134
حوزههای تخصصی:
این مقاله تبیین و تحلیل تأثیر اصول تأسیسی ملاصدرا بر معنای متن است. در حکمت صدرایی، معنای متن و تأویلات آن، به گونه ای از مبانی و اندیشه های صدرا متأثر است که معانی تأویلی در آن، صرفاً بر این اساس، منطقی و توجیه پذیر است؛ در مکتب صدرا، معنا که از مواجهه ی انسان با هستی شکل می گیرد، نفس الامری دارد که انسان مؤید به کشف وحیانی، آن را بیان و نام گذاری می کند و از قابلیت های آن برای معرفی حقایق عوالم مختلف استفاده می کند. مبانی و اندیشه های صدرا، ازجمله اصالت وجود، تشکیک وجود، قاعده ی بسیط الحقیقه، اندیشه های صدرا درباره ی علم النفس، حرکت جوهری و اعیان ثابته، هریک به نحوی بر منطق معنی از عالم حس یا عالم خیال و عقل مؤثر است و پشتوانه های هستی شناختی تأویل متن را به خوبی تبیین می کند. در این مقاله، تأثیر مبانی و آرای صدرا بر معنای متن استنباط شده و همراه با نمونه هایی از متونی آمده است که صدرا از آن ها معانی خاصی را استخراج کرده یا تطبیق صورت داده است. این مقاله که با روش توصیفی – تحلیلی همراه با تطبیق بر تفاسیر (تأویل های) صدرا تألیف شده است، قابلیت فلسفه ی صدرایی در توسعه ی معانی حاصل از متن را نشان می دهد و منطق تأویلات او را از زاویه ی یادشده بیان می کند.
خوانشی دینی فلسفی از هبوط نفس انسانی در نگاه صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هبوط انسان از مهم ترین مسائل حوزه انسان شناسی در دین پژوهی و مطالعات فلسفی است که نه تنها به تبیین ماهیت نفس، بلکه به چگونگی و نحوه پیدایش آن اشاره دارد. اگر چه در بعضی از آیات قرآن و روایات متعدد، هبوط به وضوح مطرح شده، اما در آثار فلسفی ملاصدرا آمیخته با بحث حدوث نفس توصیف گردیده است. به همین دلیل، نوشتار حاضر بر آن است که به واکاوی مسئله هبوط در نظام فلسفی صدرالمتألهین و برخی از آیات و روایات مربوطه بپردازد و تصویری از هویت و چیستی هبوط از منظر دینی و فلسفی ارائه نماید. این پژوهش با رویکردی مسئله محور، به تبیین نظریه جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا بودن نفس انسانی پرداخته و این ادعا را اثبات می کند که در نگرش صدرایی نسبت «حدوث» و «هبوط» نه از نوع تقابل و تعارض و نه از سنخ تمایز و تغایر، بلکه به گونه ای سازگار و سازوار است. ما می کوشیم با تمایز قائل شدن میان رویکرد فلسفی، عرفانی و تفسیری صدرالمتألهین از اطوار نفس انسان و شناخت صحیح مقام روح و نفس، جایگاه وجودی انسان در دایره هستی را مورد کنکاش قرار دهیم و با رهیافتی فلسفی، از ابعاد وجود شناختی هبوط انسان، متناسب با دیدگاه خاص ملاصدرا در نحوه تحقق انسان، تفسیری عقلانی عرضه نماییم.
غفلت ادیان ابراهیمی از یکدیگر به نزاع و درگیری منتهی می شود (نشست دوستی با خدا و سنت های ابراهیمی)
حوزههای تخصصی:
تشکیک به حسب نسبت از دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابن سینا در منطق، دسته ای از الفاظ را بازشناسی می کند که معانی آنها، در مقام صدق بر افراد، اختلافاتی، از جمله تقدّم و تأخر، دارند و مشکّک خوانده می شوند. او این گونه الفاظ را «مشکّک مطلق» می نامد و قسمی دیگر را تحت عنوان «مشکّک به حسب نسبت» معرفی می کند. از مثال ها و عبارات او در مباحث مربوط، می توان نتیجه گرفت که: مشکک نسبی، الفاظی هستند که افراد آن، در نسبت داشتن به مبدأ یا غایت واحدی، اتفاق دارند، اما به حسب قُرب و بُعد به آن مبدأ یا غایت، مختلف اند، البته این قسم مربوط به ماهیات است، برخلاف تشکیک مطلق که در وجود جاری است؛ البته با قرائن و شواهدی از کلمات ابن سینا می توان تشکیک نسبی را در موجود نیز جاری کرد، امّا لوازم آن باید با مبانی حکمت سینوی تطبیق داده شود تا منافاتی بویژه در معیار و ملاک این گونه تشکیک مشاهده نشود.
هزاره بوعلی سینا
حوزههای تخصصی:
ابن سینا؛ معانی وهمی و مسأله روی آورندگی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء پایز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۰
63 - 92
حوزههای تخصصی:
ابن سینا در میان حواس باطنی، وهم را به مثابه قوه حاکم تمایز می بخشد و باور دارد وهم معانی را ادراک می کند. در این پژوهش عملکرد ها و احکام وهم بررسی و نشان داده شده است که معانی وهمی ازسوی، اساساً نسبی اند و حیث ارتباط مندانه دارند و از دیگر سو، این معانی دارای وجه روی آوردی هستند. پرسش اصلی این تحقیق ناظر به همین وجه معطوف بودگی معانی وهمی است و تلاش کرده است با توجه به معیارها و مشخصه هایی که اهل تحقیق برای نظریه روی آورندگی مشخص کرده اند، و با استفاده از روش تحلیلی توصیفی، روی آوردی بودن این معانی را بررسی کند. با تحلیل معانی وهمی، آشکار می شود که بیشتر ویژگی های نظریه روی آورندگی، از طریق این معانی تأمین می شوند و این ها به مثابه پل ارتباطی میان ذهن و عین، نقش ایفا می کنند و دارای حیث نشان دهندگی هستند. برای ابن سینا علم، داشتنِ تصوری از چیزی در قلمرو ذهن است و نقاط آماج قصدیِ فکر، اشیاءِ موجود در جهان هستند؛ یعنی میان ذهن و متعلق آن، گونه ای پیوستگی وجود دارد و دریافت معانی وهمی، به گونه ای روی آوردی انجام می پذیرد.
بررسی غایتمندی افعال طبیعی و تبیین نوآوری های ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه در این باب قابل توجه است اینکه در مورد غایتمندی طبیعت برخی منکر غایت به معنی مالاجله الحرکه هستند وتنها ماالیه الحرکه برای فاعل طبیعی اثبات می کنند. مقاله حاضر با روش عقلی- تحلیلی به این نتیجه رسیده که جمهور حکمای قبل از ملاصدرا از آنجا که منکر علم و شعور افعال طبیعی بوده اند، نتوانسته اند علت غایی را برای فاعل طبیعی اثبات کنند ولی ملاصدرا و شارحان او همواره در صدد اثبات شعور و غایتمندی طبیعت برآمده اند و تبیین های مختلفی را برای آن ارائه داده اند. ابتکار و نوآوری ملاصدرا در این باب طرح دو اصل تساوق و ترابط وجود و شعور و تفاوت میان شعور و رویه است. او به واسطه اصالت وجود و تشکیک آن، همه موجودات را دارای علت غایی می داند و به گونه ای این مسأله را قیاس می کند که منافاتی برای اجتماع دو معنای غایت در فعل طبیعت ملحوظ نگردد.