با توجه به واقعیت پدیده نامطلوب وضع حدیث در تاریخ اسلام و آثار سوء و مخرب آن بر فکر و عمل مومنین که به نوعی هزینه دین و ایمان مردم به پای منافع مادی یا غیر مادی فردی یا گروهی نوشته می شود، هر یک از فرق اسلامی از دیرباز سعی کرده خود را از آن مبرا بداند و دیگران را بدان متهم سازد. متاسفانه در این میان از سوی برخی از فرق مسلمان، شیعیان بیشتر در مظان اتهام قرار گرفته اند. در این مقاله سعی شده تا با مراجعه به منابع معتبر و پیگیری ادله و شواهد موجود، آشکار گردد: آیا برای وضع حدیث آغازگرانی وجود دارد؟ و اگر وجود دارد، این افراد چه کسانی می باشند. ماحصل آن است که نمی توان به آسانی از آغازگرانی خاص برای وضع حدیث در تاریخ اسلام سخن گفت، هر چند می توان گروه هایی را در دامن زدن و تشدید آن بر شمرد که به طور قطع، میان آنها شیعیان برخلاف نظر برخی از دانشمندان اهل سنت، حضور ندارند.
این مقال کوشیده است تا تقسیمات مشهوری را که در کتب معتبر منطقی در باب حمل صورت گرفته، جمعآوری کند. در ذیل هر تقسیم، وجه تسمیة اقسام و خاستگاه آن تقسیم، اگر در کلمات منطقدانان آمده باشد، ارائه
شده است.
در مواردی برای برخی اقسام حمل تعاریف متعددی مطرح شده است که در این مقاله همگی آنها ارائه شدهاند.
البته در مورد حمل، یکی دو تقسیم نیز در غیر کتب منطقی آمده که بدانها نیز پرداخته شده است.
منطق تکوینی به لحاظ تاریخی همزاد بشر و تفکر اوست. اما تدوین قواعد علم منطق، بنابر قول مشهور، اول بار به دست ارسطو صورت گرفته است. پس از ارسطو شاگردان و تابعان وی به شرح و تفسیر آن پرداختند و مجموعه کتب منطقی ارسطو را گرد آوردند و آن را ارغنون نامیدند. پس از تدوین منطق به دست ارسطو، برخی با آن موافقت کردند و به شرح و تفسیر و تهذیب و تکمیل آن پرداختند و برخی با آن مخالفت ورزیده، آن را کانون نقد قرار دادند. منتقدان منطق چه پیش از ظهور اسلام و چه پس از ظهور اسلام و ترجمة آن به عربی و رواج در میان مسلمین، به علل مختلفی به مخالفت با منطق برخاستهاند که برخی از این علل عبارتاند از اعتقاد به نقصان یا بطلان یا بیفایده یا کمفایده بودن منطق ارسطو، چه در منطق تعریف و چه در منطق استدلال؛ اعتقاد به بینیازی انسان از منطق ارسطو؛ اعتقاد به خلاف اموری که از اصول متعارف علم منطق به شمار میآید.
در این مقاله به بررسی برخی شبهات مطرح شده دربارة فایدة منطق و نیاز انسان به منطق و پارهای اصول متعارف منطق میپردازیم و پاسخ منطقدانان به این شبهات را طرح و بررسی میکنیم.
برای برهان صدیقین صدرالمتألهین، در اسفار، تقریرهای گوناگونی هست که شارحان و تعلیقه نویسان اسفار به آنها پرداختهاند. در تقریری که در پیش رو داریم، تلاش شده است نشان داده شود که یگانه تصویر معقول واقعیتها سلسلهای تشکیکی از وجودهاست که سرآمد آنها وجود بینهایت، یعنی خداوند است. پس یا واقعیتی نیست یا اگر هست در سلسلهای واقع است که در رأس آن خداوند وجود دارد.
توضیح این تقریر، مستلزم تبیین دقیق تشکیک وجود است که بحثی به نسبت دقیق و طولانی است و توصیف دقیق این برهان به درازا میکشد. از این رو، برای احاطه اجمالی خواننده بر این برهان و از دست ندادن رشته کلام، در آغاز شکل تحلیلی مختصر برهان، سپس شکل توصیفی و در پایان، تحلیل تفصیلی آن را میآوریم. برای آشنایان با فلسفه، مراجعه به یکی از این سه شکل کافی است.