برنو بتلهایم در کتاب «روان کاویافسانه هایپریان»، تفسیریروان کاوانه از این افسانه ها ارایه میدهد. این کتاب به محض انتشار در غرب، مخاطبانیبسیار پیدا کرد. بتلهایم در این اثر، با الهام از فروید، به تحلیل روان کاوانه عناصر افسانه ها پرداخته، نشان میدهد که چگونه این داستان ها به حل مشکلات کودکیو رشد شخصیت کودک کمک میکند. در این مقاله نویسنده از نگاه جامعه شناس، سعیدارد تا نشان دهد، در زمانیکه جامعه درکیاز کودکینداشته است، نمیتوانسته برایکودک افسانه و داستان بسراید؛ نیز نشان دهد تفسیر روان کاوانه کودکیمربوط به جامعه مدرن میشود، حال آن که این افسانه ها در جوامع ماقبل مدرن پدید آمده است.
تامین اطمینان در بازار بورس اوراق بها دار به وسیله فراهم کردن محیطی مطمئن، یکی از دستاوردهای اصلی بازارهای بورس دنیا می باشد. در بازار بورس کشورهای توسعه یافته بازارهایی وجود دارند که وظیفه تامین اطمینان و کاهش ریسک حاصل از نوسانات قیمت سهام را به عهده دارند. این بازارها «بازار اختیار معامله سهام» نامیده می شوند.این مقاله ضمن مقایسه قرارداد اختیار معامله سهام وقرارداد بیمه، به بررسی امکان کاهش ریسک حاصل از خرید سهام در بازار بورس توسط قراردادهای بیمه ای پرداخته است. در همین راستا بعد از معرفی چارچوب کلی تحقیق ابتدا به بررسی نظری موضوع با بهره گیری از منابع داخلی وخارجی پرداخته شده است. سپس با استفاده از روش میدانی دادههای مورد نظرجمع آوری شده اند. دادهها از پرسشنامه ای که بین سهامداران حاضر در تالار بورس توزیع شده به دست آمده است و با استفاده از نرم افزارspss مورد تحلیل قرار گرفته اند.نتایج نشان می دهد سهامداران تمایل به بیمه شدن سهام خود دارند ومعتقدند دخالت صنعت بیمه در بازار بورس به عنوان بازار تامین اطمینان می تواند میزان سرمایه گذاریها را افزایش دهد.در انتها پیشنهاداتی باتوجه به نتایج حاصله ارایه شده است.
گذشته تاریخی همواره بخش مهمی از هویت فردی و اجتماعی محسوب می شود. این نوشته، با ارایه تعریفی از «هویت»، به بررسی جلوه های متعدد هویت ایرانی در دوره های مختلف تاریخی و از منظر روشی سیدجواد طباطبایی پرداخته است. طباطبایی با قایل بودن به ضرورت بینش تاریخی، به بحث درباره ادوار تاریخی برای فهم تاریخ و اندیشه می پردازد. بر این اساس، طباطبایی تاریخ ایران را به دوران های قدیم و جدید تقسیم می کند که هر کدام از آنها نیز به نوبه خود به دوره هایی جداگانه تقسیم بندی می شوند. وی با اذعان به وجود آگاهی قومی برای پدیدارشدن «خود آگاهی ملی»، معتقد است در هر دوره ای هویت ایرانیان در اثر کنش و واکنش میان آن دو مولفه، ممکن شده است. بدین ترتیب، زمانی «اندیشه ایران شهری» و زمانی دیگر بر آمدن سلسله های فرمانروایی ایرانی تبار طاهریان، سامانیان و بوئیان، مقولات آگاهی قومی بودند. بر اساس ایده طباطبایی، همچنین، در زمان دیگر، شاعران ایرانی مانند فردوسی و حافظ، امانتداران مقولات «آگاهی قومی» شده اند، اما با یورش مغولان، قرون وسطای ایرانی آغاز می گردد که به زوال اندیشه خردگرا، زوال ادب فارسی و چیرگی دین عجایز منجر گردید. در نتیجه، به دنبال زوال اندیشه سیاسی، شاهد بحران هویت در ایران هستیم.
هدف از این مقاله، بررسی اثرات فرهنگ و سنت دینی در مدیریت فعلی شهرها است. روش تحقیق، بررسی نظریه ها و سپس آزمون فرضیه و تبیین روابط بین پدیده ها و افزودن به مجموعه دانش موجود در زمینه خاص عناصر مدیریت فضای شهر اسلامی است که با توصیف اسنادی و تحلیل پیمایشی در جهت رد یا قبول فرضیه با کمک روش پیمایشی و توصیفی و تحلیل علّی فرضیه ها در بوته آزمایش قرار می گیرد (علّی یا پس رویدادی). یافته ها حاکی از آن است که مدیریت شهری بخش مرکزی تهران با الگوهای ایرانی اسلامی بر جای مانده از گذشته برای حفظ و احیای این عناصر مطابقت دارد.
" این تصور دورکیم که درجه انسجام اجتماعی با میزان خودکشی رابطه معکوس دارد، نقطه شروعی برای نظریه خودکشی گیبس و مارتین است؛ بنابراین، نظریه انسجام منزلتی گیبس و مارتین مبتنی بر نظریه خودکشی دورکیم است. از دیدگاه این نظریه، که بر حسب پنج اصل موضوعه بیان گردیده است، میزان خودکشی تابعی است از درجه انسجام منزلتی یک جمعیت. نظریه گیبس و مارتین بهطور گستردهای مورد آزمون تجربی واقع شده است و اغلب این تحقیقات که عمدتًا از دادههای در سطح کلان و دادههای طولی استفاده نمودهاند، اصول موضوعه این نظریه را تایید نمودهاند. از اینرو، با توجه به اینکه این نظریه به زبان فارسی معرفی نشده است، در این مقاله سعی گردیده ضمن معرفی استخوانبندی اصلی این نظریه، بر روی یکی از جنبههای آن، یعنی میزان مشارکت زنان در نیروی کار، به عنوان شاخصی از تضاد نقش برای تبیین خودکشی زنان تاکید شود. گیبس معتقد است که این نظریه به لحاظ قابلیت آزمون، دامنه و دقت پیشبینی بر نظریههای جایگزینی چون نظریه دورکیم و هنری و شورت تفوق دارد.
رویکرد نظری غالب در جامعه شناسی تاریخی جامعه ایرانی، با ارائه تصویری از جامعه ما که در آن قدرت خودکامه و استبدادی حکومت مانع رشد انجمن ها، اصناف، طبقات و یا به طور کلی هرگونه نیروی مستقل اجتماعی بوده است و در نتیجه اصالت دادن به حکومت یا «دولت» به عنوان کنشگر و عامل اصلی تحولات جامعه ناگزیر به «غیاب جامعه» به عنوان «نیروهای اجتماعی» موثری که نقش عمده ای در تحولات اجتماعی جامعه ایران داشتند، منجر شده است. این مقاله براساس رویکرد نهادگرایی تاریخی، روایت بدیلی از جامعه پیشانوسازی ایران ارائه می کند که در آن بر نقش نیروها، نهادها و عاملیت های متعدد اجتماعی تاکید می شود. در این روایت بدیل، پیکربندی نهادی دوران قاجار، مبتنی بر شبکه نسبتا پیچیده ای از روابط متقابل بین چهار نهاد اصلی یعنی حکومت مرکزی، روحانیت، بازار و ایلات و قبایل بود که حاصل آن تعادل نهادی نسبتا پایداری بین این نهادها بود. این تعادل نهادی نه ناشی از سلطه یک نهاد بر نهادهای دیگر بلکه محصول موازنه قدرت بین این نهادها بود. این تعادل نهادی، ریشه در شرایط و نحوه شکل گیری حکومت صفویه داشت که مبتنی بر ترکیبی از نیروهای ایلی و قدرت ایدئولوژیک بود
این مطلب با بهره گیری از روش تحلیل انتقادی گفتمان به بررسی نحوه ی بازنمایی پدیده ی قومیت توسط نشریات دانشجویی و واکاوای گفتمانی این تصاویر بر ساخته و بازنمایی شده می پردازد. توصیف متون تولید شده در زمینه ی قومیت در قالب بررسی واژگان، اصطلاحات، دانش ها و رمزهای زبانی پیگیری شده و تفسیر متون مزبور نیز بر اساس تحلیل ارتباط دانش زمینه ای متون با پیش فرض های برگرفته از آن ها در فرایند تفسیر مشارکین گفتمان و ابراز کنش های گفتمانی و همچنین تحلیل بینامتنی متون انجام می پذیرد. گفتمان های برساخته با استفاده از ابزارهای زبانی و رسانه ای به بازتولید قدرت و اعمال آن یاری رسانده در تعیین رفتارهای کنشگران و ساماندهی تفاسیر مشارکین در گفتمان نقش اساسی را بر عهده دارند. این مطلب به بررسی سازوکار برجسته سازی و حاشیه رانی توسط نظم گفتمان حاکم بر نشریه دانشجویی خاک پیرامون مساله قومیت در ایران می پردازد. در این مطلب به مرحله ی تبیین متون که هم پیوندی گفتمان را با سازوکارهای قدرت و بافت زمینه ای آن اعم از ساختاری و نهادی را بررسی می نماید پرداخته نشده است.
هدف از این پژوهش سنجش میزان کیفیّت محیط با توجه به ادراک زنان از کیفیّت ، تعیین متغیرهای دارای تفاوت معنادار میان مردان و زنان و نحوه رتبه بندی متغیرهای سنجش شده در محیط توسط بانوان بود. پرسش اصلی پژوهش این بود که آیا بین کیفیّت فضای شهری و ملاحظات جنسیّتی ارتباط معناداری وجود دارد؟ کیفیّت محیط باغ خانواده با ایجاد مدل تجربی سنجش کیفیّت (درخت ارزش) با روش کل به جزء و بررسی 8 معیار ارائه شده در 4 سطح ارزیابی شد و داده ها با روش تحلیل عاملی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که میزان کیفیّت در باغ خانواده در آستانه متوسط قرار دارد در حالی که بین کیفیّت باغ از دید زنان و مردان تفاوت معناداری وجود داشت و میزان کیفیّت از دید زنان در آستانه پایین برآورده شد. همچنین کیفیّت در میان زنان و مردان جزء معیارهای عملکرد، آسایش روانی و لذّت در معیار فضای شهری و جزء معیارهای حفاظت و نظارت طبیعی در معیار امنیت با هم تفاوت معنادار دارند.
در نتیجه فعالیت های انسانی، اقلیم جهان در حال تغییر است و تمام جوامع نیاز دارند که یاد بگیرند چگونه با این تغییرات پیش بینی شده مقابله نمایند. شهرستان مرودشت در استان فارس، یکی از قطب های کشاورزی کشور است که در چند سال گذشته با کاهش شدید بارندگی و خشکسالی های شدید مواجه بوده است. این مطالعه با هدف بررسی چگونگی سازگاری کشاورزان شهرستان مرودشت در مواجهه با تغییرات اقلیمی طراحی و اجرا شده است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی است و از اصول روش تئوری بنیادی به عنوان راهنمای جمع آوری و تحلیل داده ها و ارائه مدل استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه شامل دو روستا بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند و برای جمع آوری داده ها از مشاهدات میدانی و مصاحبه های عمیق در قالب گروه های متمرکز ( Focus group ) بهره گرفته شد. نتایج به دست آمده از داده های تحقیق در فرآیند کدگذاری در قالب مفاهیم استخراج و طبقه بندی گردید. و براساس آن ""مدل پارادایمی سازگاری کشاورزان با تغییرات اقلیمی"" طراحی و در پایان، براساس یافته های تحقیق پیشنهادهای کاربردی برای ارتقای سازگاری کشاورزان در مواجهه با تغییرات اقلیمی ارائه شده است