سبک زندگی یکی از مفاهیم مهم در علوم اجتماعی و عاملی برای تعریف ارزشها، نگرشها و هویت اجتماعی افراد است. هدف این مطالعه بررسی سبک زندگی در بین دانشجویان دانشگاه جامع علمی-کاربردی زندان تبریز و عوامل مرتبط با آن است. روش تحقیق مورد استفاده این پژوهش، پیمایشی از شیوه تحقیق همبستگی است. جامعه آماری این طرح، دانشجویان دانشگاه جامع علمی-کاربردی زندان تبریز است که تعداد کل این دانشجویان 373 نفر که از این تعداد 190 نفر به روش نمونهگیری تصادفی به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدهاند. نتیجه نشاندهنده وجود رابطه معنیدار بین متغیرهای سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، دینداری و محرومیت نسبی به عنوان متغیرهای مستقل و سبک زندگی به عنوان متغیر وابسته تحقیق است. همچنین نتیجه حاصل از تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان میدهد که 68/0 درصد از تغییرات متغیر وابسته، توسط متغیرهای مستقل پژوهش تبیین میشود.
حوادث بحرانی سال های اخیر در خصوص افزایش میزان آلایندههای جوی، ضرورت شناخت بیشتر علل وقوع این حوادث را مطرح ساخته است. افزایش میزان آلاینده ها از سطوح مجاز در سطح کوتاه مدت و بلند مدت بر محیط زیست اثر گذار بوده به طوری که اثرات کوتاه مدت آلودگی هوا به صورت بروز و تشدید بیماری های چشمی، تنفسی، ریوی، سرطان و ... ظاهر می شود. اثرات بلند مدت آلودگی هوا به صورت تاثیر بر نقشه ژنیتکی بدن جانداران، میزان هوش و فیزیولوژی بدن ظاهر می شود. هوای آلوده، آب و خاک را آلوده ساخته و آبزیان و گیاهان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد که این مواد با قرارگیری در زنجیره غذایی انسان از این طریق نیز آسیب رسانی می نمایند. در این پژوهش با استفاده از دادههای آب و هوایی که در ایستگاه هواشناسی همدیدی اصفهان اندازه گیری می شوند و مقادیر آلاینده های سطح زمین که توسط ایستگاه های سنجش آلاینده های سازمان حفاظت محیط زیست اندازه گیری می شوند یک مدل آماری ارائه می شود که قادر به برآورد مقادیر قابل قبولی از اُزُن سطحی باشد. بررسیهای صورت گرفته در این پژوهش نشان داد معادلهای که از دو متغیر توان دوم تابش آفتاب و توان دوم غلظت گاز منوکسید کربن بهره گرفته بود توانست توجیه گر 35% تغییرات غلظت اُزُن سطحی در طول روز باشد. اگر چه مدلهای رگرسیونی چند متغیره توان قابل توجهی برای توجیه تغییرات اُزُن سطحی و پیش بینی غلظت آن دارند، اما تعدد متغیرهای ورودی آنها موجب می شود که این مدل ها از دیدگاه کاربردی چندان مفید نباشند.
معماری بومی روستایی مناطق غربی ایران، در گذر زمان، به آرامی تکامل یافته و دارای بنیان ها، مؤلفه ها و مبانی نظری مرتبط با ساختار مختص به خود شده است؛ به گونه ای که از گزند تهاجم تفکرات به اصطلاح وارداتی، مصون مانده و اصالت و بکر بودن خود را حفظ کرده است؛ از طرفی، روستاهای این مناطق، معماری ویژه ای بر اساس نوع توپوگرافی و اقلیم منطقه دارند که در این میان، روستای هلسم در شهرستان چرداول، نمونه ای شاخص و دارای اهمیتی ویژه به حساب می آید. اطلاعات این مقاله که با هدف بررسی و تحلیل گونه های معماری بومی و سنتی روستای هلسم نگاشته شده، با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی گردآوری شده است. جامعه آماری آن نیز، مشتمل بر 150 بنای مسکونی و 45 خانه سنتی است که دارای معماری ارزشمندی هستند. در این پژوهش، ضمن توصیف عوامل شکل دهنده به بافت روستا؛ مانند: اقلیم و وضعیت جغرافیایی؛ عناصر کالبدی، گونه شناسی بناها و فضاهای موجود در آن نیز معرفی شده است؛ همچنین این پژوهش، نشان می دهد که بیشتر بناها در این روستا برای بهره گیری از تابش آفتاب در فصل زمستان، جهتی رو به جنوب دارند و معابر نیز در جهتی شرقی - غربی شکل گرفته اند؛ همچنین در بافت روستای هلسم دو گونه معماری؛ شامل: خانه های طارمه دار (در دو نوعِ دو و چند اتاقه) و خانه های فاقد طارمه یا دوطبقه وجود دارد. فضاهای سکونتی و خدماتی در خانه های طارمه دار، دور از هم؛ ولی در یک سطح ایجاد شده است؛ اما فضای مسکونی در خانه های فاقد طارمه، به دلیل توپوگرافی دامنه کوه؛ همچنین بهره مندی از گرمای ناشی از وجود حیوانات در طبقه همکف، بر روی طویله قرار گرفته است. در این میان، خانه های طارمه دار چند اتاقه با 64٪ (بیشترین)، خانه های طارمه دار دو اتاقه فاقد نشیمن با 27٪ و خانه های فاقد طارمه با 9٪ (کمترین)، بافت سنتی روستا را تشکیل می دهند.