تلفن همراه یکی از پدیده های نو ظهور عصر الکترونیک و دنیای دیجیتال است که در دهه اخیر جای خود را بین افراد خانواده به ویژه جوانان در همه جهان، از جمله ایران باز کرده است. تعداد مشترکین تلفن همراه در سراسر جهان از 4/12 میلیون در سال 1990به 3/5 میلیارد تا پایان 2010 رسید و تخمین زده میشود نرخ نفوذ این فنآوری در سال 2013 به 95 درصد خواهد رسید. در ایران نیز تعداد کاربران با یک رشد سریع از 3/4 میلیون در سال 2004 به 41 میلیون در سال 2008 رسید و تخمین زده میشود تا سال2012 نرخ نفوذ تلفن همراه به بیش از 80 درصد برسد. تلفن همراه میتواند دارای آثار اخلاقی و اجتماعی مثبت و منفی باشد ولی اکنون بسیاری از خانواده ها بدون توجه به تبعات منفی این فنآوری برای فرزندان خود تلفن همراه تهیه میکنند. لذا بر آن شدیم با استفاده از نظریه استفاده و خشنودی، مطالعه ای درباره الگوی استفاده از تلفن همراه در بین دانشجویان دختر و پسر ساکن در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی یزد انجام دهیم. این مطالعه توصیفی از نوع مقطعی است. جامعه مورد مطالعه دانشجویان دختر و پسر ساکن در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد هستند که 245 نفر از آنها به طور تصادفی انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته ای با روایی و پایایی مورد تایید بود. پس از تکمیل پرسشنامه ها، داده ها با استفاده از نرم افزار آماری اس پیاس اس و آزمون های آماری آنوا، کای اسکوآر و تیتست مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های این مطالعه نشان میدهند که 53 درصد از دختران و 39 درصد از پسران بعد از ورود به دانشگاه صاحب تلفن همراه شده اند (سطح معنیداری <0.05 ) . 14درصد از دختران و 24 درصد از پسران بعد از خرید تلفن همراه دچار اختلال خواب بیشتری شده اند (سطح معنیداری <0.05 ). با توجه به نتایج این مطالعه آشنا کردن دانشجویان با مزایا و معایب تلفن همراه از راه رسانه های ارتباط جمعی، کمپانیهای تلفن همراه، توزیع بسته های آموزشی به وسیله دفاتر مرکز خدمات ارتباطی و دفاتر فروش سیم کارت و تلفن همراه که باعث گسترش فرهنگ صحیح استفاده از این فنآوری و ارتقاء سلامت دانشجویان و در نهایت جامعه میشود، را پیشنهاد میکنیم.
"انتخابات از ارکان مهم شکلگیری ساختار سیاسی در نظامهای دموکراتیک بهشمار میرود. در نظام جمهوری اسلامی نیز که مبتنی بر نظریه مردمسالاری دینی است، راههای حضور اثرگذار مردم در تشکیل تمامی نهادهای قدرت به صورت مستقیم و غیرمستقیم پیشبینی شده است. توجه به جایگاه رسانهها در تحقق مشارکت سیاسی به صورت عام و کارکرد رسانه ملی در نظام جمهوری اسلامی به صورت خاص، اهمیت مضاعف و تعیینکننده رسانه ملی را در انتخابات مختلف آشکار میسازد.
این مقاله فارغ از نقش سایر نهادهای مؤثر در بحث انتخابات، بهطور ویژه به بررسی جایگاه رسانه ملی در تحقق مشارکت سیاسی شهروندان و ارائه راهکارهایی در این زمینه پرداخته است.
" "انتخابات، رسانه، رسانه ملی، مشارکت سیاسی، نظام جمهوری اسلامی
"
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه میان اطلاعات و ارتباطات، عوامل موثر در همگرایی اولیه و روز افزون این دو مفهوم، تاثیر این همگرایی در عصر جدید، و معایب حاصل از همگرایی روزافزون اطلاعات و ارتباطات انجام شده است...
این تحقیق با مطالعه انواع اقلام و مواد تبلیغی کاندیداها در سومین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر تهران، سعی دارد برخی از محورها و نکات تبلیغی و انتخاباتی این دوره را تحلیل کند. موضوعاتی که در این مقاله مورد توجه قرار گرفته اند عبارتند از: چگونگی تبلیغ در بین کاندیداها از نظر انفرادی و یا جمعی بودن، ذکر گروه یا گروههای حامی در تبلیغات، وضعیت پوشش، آرایش و چهره در عکسهای انتخاباتی افراد و یا گروههای شرکت کننده، وضعیت اولویت نوع، جنس و رنگ مواد تبلیغی مورد استفاده، وضعیت استفاده از نماد، ذکر نشانی در تبلیغ و همچنین چگونگی عضویت و عدم عضویت افراد در یک یا چند گروه یا ائتلاف. ضمنا ویژگیهای منتخبین بر اساس محورهای مذکور را نیز مورد بحث قرار گرفته اند
برای شناخت پدیده ها، یکی از بهترین راهکارها استعاره سازی است که در آن فرایند، برای تبیین هر پدیده ای لازم است وجه شباهت آن را با پدیده دیگری که شناخته شده تر است، بررسی کرد. دانشمندان علم مدیریت برای شناسایی سازمان استعاره های زیادی را مطرح کرده اند؛ از جمله اینکه سازمان را به مثابه ماشین، موجود زنده، فرهنگ، بوم نقاشی و... تلقی کرده اند. در این مقاله، نویسنده سازمان را به مثابه رسانه دانسته است. اما مهم ترین وجه این تمثیل را در مسئولیتی می داند که برای رسانه و سازمان در قبال اجتماع متصور است. البته باید توجه داشت که آسیب جدی نگاه استعاری همانا آن است که بگوییم «این است و جز این نیست»؛ زیرا در شناخت یک پدیده هم دید جزئی نگر شایستگی دارد و هم دید کلی نگر بایستگی. لذا همیشه مجموعه ای از استعاره ها، ما را در شناخت یک پدیده از جمله سازمان تکافو خواهد کرد. این مقاله در پی آن است تا در نگاهی استعاری، سازمان را به مثابه رسانه تلقی کند. اما آن واسطی که این استعاره را سامان می دهد، همانا نظریه مسئولیت اجتماعی است.
"مقاله حاضر به دو پرسش اساسی پاسخ می دهد: الگوهای استفاده از تلویزیون های ماهواره ای فارسی زبان در میان مخاطبان تهرانی کدامند؟ منشا یا خاستگاه اجتماعی این الگوها کدامند؟ برای پاسخ گویی به این سوالات از سنت پژوهشی « استفاده و رضامندی رسانه ای» با رویکردی ساختاری- فرهنگی استفاده شد. اعضای نمونه تحقیق (400 بیننده تلویزیون های ماهواره ای) بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی در شهر تهران انتخاب شدند. تحلیل عاملی انجام شده بر روی 60 نوع انگیزه یا دلیل برای استفاده از این تلویزیون ها به شناسایی 10 عامل منجر شد. آزمون همبستگی عامل های بدست آمده (به عنوان متغیر های وابسته) با متغیرهای مستقل نشان داد که مفهوم پردازی «بلاملر» یعنی مفهوم تاثیرات هنجاری ناشی از فرایند جامعه پذیری و مفهوم فرصت های زندگی توزیع شده به لحاظ اجتماعی که منجر به استفاده مکمل یا جبرانی از رسانه ها می شود به خوبی الگوهای استفاده از تلویزیون های ماهواره ای فارسی زبان در تهران را توضیح می دهد. بر این اساس افراد مختلف با نقش های مختلف به این تلویزیون ها روی می آورند و از آن ها برای مقاصد مختلفی استفاده می کنند. همچنین الگوی غالب استفاده از این تلویزیون ها به تسهیل یا تکمیل ارتباطات و پیوندهای اجتماعی مربوط می شود تا به جبران این ارتباطات و پیوندها.
"
پس از تأسیس نظام جمهوری اسلامی و متأثر از فضای دینی، پوشش و کیفیت آن در ایران به عنوان یک مسئلة عمومی شناخته شده و قوانین و سیاست های مختلفی در راستای ترویج و تثبیت پوشش اسلامی در اداره ها و اماکن دولتی و سپس در اماکن عمومی به تصویب رسید. در میان قوانین گوناگون حوزة پوشش، قانون ساماندهی مد و لباس مجلس شورای اسلامی، اولین قانونی است که به طور مستقیم به بحث مد و لباس توجه ویژه داشته است.
در این نوشتار با بهره گیری از روش کیفی (سندپژوهی و مصاحبه)، فرایند سیاست گذاری این قانون، بر اساس مدل فرایندی تحلیل شده و مورد ارزیابی قرار گرفته است. بهره گیری از اسناد و گزارش های موجود و مصاحبه با کارشناسان و دست اندرکاران این مهم در چارچوب فرایند سیاست گذاری (تعیین مسأله، شناسایی راه حل، تصمیم گیری، اجرا و ارزیابی) ما را به این نتیجه رساند که بخش عمده ای از ماده های قانون فوق اجرایی نشده و یا به صورت ناقص اجرا شده است. همچنین این قانون، در عین برخورداری از نقاط قوتی از قبیل وجود رویکرد حمایتی، تشویقی و ایجابی، بسیج تمامی دستگاه های مرتبط و... نقاط ضعفی همچون عدم طرح ساختاری فراتشکیلاتی برای کارگروه ساماندهی مد و لباس، عدم تخصیص اعتبار و بودجه کافی و نادیده گرفتن بخش خصوصی و... دارد که مانع تسریع در اجرایی شدن قانون شده اند.
هدف پژوهش حاضر بررسی تصویری است که سینما، به مثابه رسانه، از فرهنگ، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، و به طور کلی سبک زندگی به مخاطبان خود ارائه می دهد. به همین منظور تعداد سی فیلم سینمایی، از فیلم های اکران شده در دهه 1380، با درنظرگرفتن دو ملاک «ژانر اجتماعی ثبت شده در وزارت ارشاد» و «پرفروش بودن» (میزان استقبال مخاطبین) انتخاب و بررسی شدند. چهارچوب نظری «سبک زندگی» تلفیقی از نظریه شریعتی و رشاد انتخاب شده است که سه نوع سبک زندگی «سنتی و متجمد»، «اروپایی مآب و متجدد»، و «دینی و مجدد» را برای جامعه ایران در نظر گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در فیلم های بررسی شده مؤلفه های سبک زندگی «اروپایی مآب و متجدد» بیش ترین میزان ترویج و تبلیغ را نسبت به دو نوع دیگر سبک زندگی داشته است.