"تلویزیون را باید عامل مذهبی برای بخش وسیعی از جمعیت استرالیایی دانست. این فرض به سه شکل بررسی میشود که عبارتند از: شکل اجرای اعمال یا نظام عبادت یا مناسک؛ شکل جامعهشناختی یا نظام روابط اجتماعی و شکل نظری یا نظام اعتقادات یا فلسفی.
از نظر بیان عملی و شکل اجرای اعمال یا نظام مناسک و عبادت، مناسک زیادی وجود دارد که با کاربرد رسانهها پیوند دارند، اما ماهیت مناسکی تلویزیون در جامعة مدرن بیشتر از دیگران شناخته شده است و این شکلی از وفاداری است که تلویزیون توانسته است از طرفداران خود طلب کند و شاید فراگیرتر از هر پدیده اجتماعی دیگری در تاریخ انسان باشد.
در بیان جامعهشناختی یا نظام روابط اجتماعی و شکل نظری یا نظام اعتقادات و مربوطسازی معناداری با محیط (شکل فلسفی) نیز رسانهها حافظ وضع موجودند. عملکرد سنتی مذهب ایجاد نظامی از کنشهای متقابل اجتماعی معنادار، به ویژه در زمینة تعریف تابوها و تقویت رسومی است که بدون آنها سازمان اجتماعی متلاشی میشود. رسانهها و تلویزیون به ویژه، میکوشند با ایجاد بنیانی برای اعتقاد مشترک همچون ایمان و مذهب سنتی عمل کنند. به این ترتیب، رسانههای جمعی با کاربریها و محتواهای مشخص به جزیی مهم از نظامهای عقیدتی تبدیل میشوند.
"
در طول تاریخ تشیع؛ مناسک عاشورایی، آمیختگی شدیدی با وجدان جمعی پیروان این مذهب داشته است. در این میان آیین پیاده روی اربعین که در سال های اخیر تحولات شگرفی را به خود دیده، یک پدیده اجتماعی - فرهنگی ویژه و چندوجهی است که از زوایا و مناظر مختلف پژوهشی از جمله معنا و سازوکارهای درونی شایسته تأمل و توجه است. ازاین رو مقاله حاضر قصد دارد با تمرکز بر میدان مشارکت جمعی در پیاده روی اربعین ضمن تفکیک این میدان به سه لایه آشکار، نیمه آشکار و پنهان به توصیف ویژگی های متمایز و منحصربه فرد ابعاد و اجزای پنهان این میدان اجتماعی و یا به عبارتی جهان ذهنی مشارکت کننده بپردازد. برای نیل به این هدف 17 مصاحبه با خادمین و موکب داران ایرانی به عنوان گروهی که بیشترین سطح و حوزه درگیری را با پدیده پیاده روی اربعین دارا هستند؛ پیش گرفته شده است. بررسی و واکاوی محتوای مصاحبه ها با کمک ترکیبی از روش های تحلیل مضمون و نمونه سازی آرمانی صورت گرفت. در نهایت پس از سه مرحله کدگذاری، 13 مضمون فرعی در توضیح جهان ذهنی مشارکت کننده پیاده روی اربعین استخراج شد که ذیل چهار مضمون اصلی ایستارها، ایماژها، انگاره ها و تفسیرها جای گذاری و تشریح گردید.
هدف از انجام این پژوهش، شناسایی مؤلفه های بازدارنده توسعه فرهنگ ورزش همگانی از طریق سیمای جمهوری اسلامی ایران بوده که با رویکرد اکتشافی به صورت کیفی انجام گرفته است. جامعه آماری مورد نظر را کارشناسان و فعالان در حوزه ورزش همگانی، رسانه ورزشی، مسئولان ورزش کشور و استادان دانشگاهی ورزش که از سابقه فعالیت در حوزه رسانه برخوردارند، تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه بوده که پس از انجام چهاردهمین مصاحبه به اشباع نظری رسید و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده کرده است. یافته های پژوهش شامل 15 مؤلفه در شاخه ساختاری، 9 مؤلفه در شاخه زمینه ای و 7 مؤلفه در شاخه محتوایی بوده است که درمجموع به 31 مؤلفه می رسد. مسئولان می توانند با توجه به نتایج پژوهش هایی از این دست، در راه اعتلا و گسترش ورزش همگانی گام های مثبت و بلندتری بردارند.
صاحبنظران، برای ارتباط از جنبه مواجهه مخاطب با پیام، مدل های چندی را مطرح کرده اند که در قالب دو رویکرد اساسی بیان شده است. در رویکرد نخست که مدل انتقالی یا خطی نامیده می شود، مخاطب در برابر پیام، کم وبیش منفعل فرض می شود و همسو با رمزگذاری فرستنده، به رمزگشایی پیام می پردازد اما در رویکرد دوّم که مدل مبادله ای نام گرفته، مخاطب فعّال فرض می شود و بر اساس تفسیر و تحلیل خود پیام را رمزگشایی می کند. در این مقاله ابتدا به تبیین مختصات و تفاوت های این دو رویکرد پرداخته شده است و سپس با اشاره به برخی از آیات قرآن و با نظر به عوامل تأثیرگذار بر تفسیر و تحلیل پیام از سوی مخاطبان، رویکرد قرآن که تأیید رویکرد مبادله ای است تبیین شده است. از دیدگاه قرآن، عواملی مانند علم و دانش، تعقل و تفکّر، فطرت و پاکیزگی روح در انسان، موجب می شوند که مخاطب در برابر پیام، منفعل نباشد و با تفسیر و تحلیل خود به رمزگشایی آن بپردازد.
با توسعه فضای مجازی و راه یافتن جریان شهرت به گفتمان اجتماعی، روند تغییرات فرهنگی با چالش مداخله سلبریتی ها مواجه شده است؛ در واقع، نفوذ فضای مجازی در بین جوانان و افزایش مصرف محتوای فرهنگی و رسانه ای از سوی آنها، در کنار اقبال به گروه های مرجع در این فضا، جهت و ماهیت تغییرات فرهنگی را در سطوح مختلف تحت تأثیر قرار داده؛ موضوعی که توجه پژوهشگران حوزه فرهنگ و رسانه را به خود جلب کرده است. اینکه تغییرات فرهنگی با چه چالش هایی مواجه می شوند، موضوع این پژوهش است. بر این اساس، این تحقیق، درصدد بررسی چالش های تغییرات فرهنگی از طریق شهرت در فضای مجازی است. روش پژوهش، پدیدارشناسی توصیفی هوسرلی و مبتنی بر روش کولایزی است. مشارکت کنندگان در پژوهش، چهره های مشهور فعال در عرصه های مختلف هنر، ورزش و فعالان فضای مجازی هستند. از این میان، با روش نمونه گیری هدفمند وابسته به معیار، با 16 نفر به عنوان نمونه پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق صورت گرفت. اعتبار یافته ها از طریق دو کدگذار، ممیزان بیرونی و بازگشت به مصاحبه شوندگان تأیید شد. نتایج پژوهش نشان داد چالش های تغییرات فرهنگی از طریق شهرت در فضای مجازی را می توان در سرمایه شهرت، سلبریته شدن جامعه، جدایی بین واقعیت و بازنمایی، رسانه ای شدن فرهنگ و فردیت نوین، دسته بندی کرد. این ابعاد، دربرگیرنده مؤلفه هایی مانند میل به نمایش خودِ ایده آل، دموکراتیزه شدن احساسات، سیاست «حامی پروری»، گرایش به مصرف داده های زرد، سواد فرهنگی سایبر و کسب منزلت اقتصادی از طریق شهرت است.
گذر از تجربه های ابتدایی و سینمای اولیه، فیلم سازان را به سوی مسیری هدایت کرد که برای جلب مخاطب، به چگونگی نمایش داستان در فیلم توجه کنند. سینمای صامت و سینمای ناطق، شیوه های مختلف روایت را در دوره های سینمای کلاسیک، مدرن و پست مدرن در فرم های گوناگون سینمای هنری، جنبش ها و سبک های سینمایی آزموده و تجربه کرده اند؛ که هر کدام ویژگی های منحصربه فردی دارند. سینمای اولیه، به دلیل عدم توانایی استفاده از صدا، قصه های بدون کلام را در تولیداتش مورد توجه قرار می داد، اما سینمای معاصر و به خصوص هنرصنعت رسانه انیمیشن، با در نظر گرفتن ارزش های بصری و خصایل زبیایی شناسی از ساختار بدون کلام، بهره می جوید. سینمای بدون کلام شکلی آگاهانه است که می تواند غالب های روایی گوناگونی را به شکلی تجسمی و بصری تولید کند و مخاطبان رده های سنی و فکری متفاوت را به سوی این نوع سینما جذب کند. این پژوهش با هدف کاربردی، ضمن مرور پیشینه روش های روایت پردازی در سینما، تلاش دارد به این مسئله بپردازد که فیلم های انمیشین معاصر چگونه از کارکردها و تکنیک های بصری در روایت آثار بدون کلام استفاده می کنند. روش تحقیق حاضر کیفی، با رویکردی فرمالیستی و با استفاده از مطالعه منابع کتابخانه ای و آرشیوهای شنیداری و دیداری به تحلیل انیمیشن داستان خرس، به عنوان انتخابی هدفمند از انمیشین های بدون کلام (1990-2017) پرداخته است. نتیجه حاصله نشان از آن دارد که در انیمیشن های بدون کلام، هجوم و انباشت عناصر بصری و صوتی در رساندن اطلاعات روایی تأثیر وافری دارند.
این مقاله، به بررسی مفهوم مادری مبتنی بر سه رویکرد سنت محور، مدرن/ فمنیستی و اسلامی می پردازد. هرچند که مفهوم مادری در نگاه اوّلیه، ذهن را به سوی جنس مؤنث که حامل و زاینده فرزند است، رهنمون می کند، اما واکاوی متون علوم اجتماعی، گستردگی و پیچیدگی های این مفهوم را نشان می دهد. در رویکرد سنت محور، مادری، شاخصه هویتی زن است، اما در رویکرد مدرن/ فمنیستی زن و مادری از هم تفکیک شده و با فناوری های جدید، واژگانی چون مادر ژنتیک، مادر زیستی و مادر اجتماعی مطرح شده است. بنابراین، مطالب موجود در این حوزه، بر اساس دو رویکرد سنت محور و مدرن/ فمنیستی جمع آوری شد که رویکرد مدرن/ فمنیستی مرهون تلاش فمنیست ها برای مقابله با رویکرد سنت محور بوده است. اما از آنجا که این رویکرد نیز در موج سوم فمنیسم بازگشت به مادری را در برنامه خود قرار داده و همچنان با ابهاماتی مواجه است، رویکرد اسلامی مورد بررسی قرار گرفت تا در کنار ادبیات مفهومی موجود، به معرفی مادری با محوریت قرآن بپردازد.
هدف از این پژوهش کیفی که با روش گراندد تئوری انجام شده است، شناسایی مناسب-ترین اقدامات سازمان صداوسیما در مقابله با شایعات سیاسی منتشر شده در شبکه های اجتماعی مجازی درکشور است. جامعه آماری خبرنگاران و دبیران خبر سازمان صداوسیما است که از میان آنها در خبرگزاری صداوسیما و شبکه های خبر، العالم و پرس تی وی به عنوان چارچوب نمونه گیری پژوهش، با نمونه گیری هدفمند 26 نمونه انتخاب گردیدند که با ابزار مصاحبه نیمه ساخت یافته، داده های پژوهش از آنها گرداوری و با روش تحلیل مقایسه ای مداوم، تحلیل، تبیین و کدبندی شد. براساس نتایج پژوهش مناسب ترین اقدام رسانه ملی جهت مقابله با شایعات سیاسی منتشر شده در شبکه های اجتماعی مجازی تشخیص به موقع شایعه، منبع تولید شایعه و هدف از انتشار آن است که می بایست با انجام اقدامات اصولی و برنامه ریزی شده جهت مقابله با شایعه از جمله آشنایی مخاطبان به ویژگی های شایعات اتتشار یافته در فضای مجازی، پوشش خبری مناسب و رفع ابهام از فضای سیاسی و اجتماعی کشور و حضور تأثیرگذار در فضای مجازی، با مناسب ترین روش شایعات موجود را تکدیب و اعتبار و جایگاه قطب خبری بودن خویش در جامعه را حفظ نماید و از دیگر سو با اقدامات پیشگیری کننده، مانع از تولید و انتشار شایعات دیگر در جامعه شود.
حوزه ژئوپولیتیک دریای سیاه در سال های اخیر، به کانون مهم رقابت میان روسیه با اعضای ناتو به ویژه آمریکا تبدیل شده است که واکاوی ابعاد مختلف این رقابت حائز اهمیت است. هدف این مقاله بررسی پیامدهای حاصل از این رقابت ها در دریای سیاه است که به روش توصیفی- تحلیلی و در چارچوب نظریات «سازه انگاری» و «نظم جهانی» انجام شده است. یافته ها نشان می دهد حمایت غرب و آمریکا از انقلاب های رنگین در گرجستان و اوکراین، دعوت از آن ها برای پیوستن به ناتو، پذیرش عضویت کشورهای شرق اروپا در این سازمان در کنار ماجراجویی های نظامی موجب شده تا روسیه با درک تهدیدهای امنیتی از ناحیه ناتو و آمریکا، حضور نظامی خود را در این پهنه آبی استراتژیک تقویت کند. حمایت مسکو از اعلام استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا در پی جنگ با گرجستان در سال 2008، الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه در سال 2014 و استقرار سامانه های موشکی در کالینینگراد از جمله اقدامات بازدارنده مسکو در حوزه دریای سیاه است. در مجموع می توان گفت رقابت روسیه با ناتو و آمریکا در دریای سیاه بیشترین تأثیر را از حیث تشدید مسابقات تسلیحاتی به دنبال داشته و این حوزه استراتژیک را به بستری بالقوه برای مناقشات بیشتر در آینده تبدیل کرده است.
سیاست گذاری فرهنگی در حوزه بازی های رایانه ای در سال های اخیر مورد توجه سیاست گذاران کشور قرار گرفته است. با این حال هنوز نتایج مطلوب از فرایند سیاست گذاری حاصل نشده است. در این پژوهش با مصاحبه با بیش از 10 نفر از بازیگران عرصه بازی های رایانه ای، شامل سیاست گذاران، کارشناسان، مجریان و تولیدکنندگان و با روش تحلیل مضمون به دنبال کشف چرایی ناکارآمدی سیاست های کلان در حوزه بازی های رایانه ای هستیم تا با دستیابی به یک مدل مفهومی از مسائل اساسی این حوزه، تلاشی در جهت حل آنها داشته باشیم.
رفتار انتخاباتی کنشی است که یک فرد از آغاز تا پایان انتخابات از خود بروز می دهد. رفتار انتخاباتی در همه نظام های اجتماعی سیاسی، تحت تأثیر مسائل اجتماعی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، روان شناختی، محیطی و جغرافیایی است. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر، تبیین رفتار انتخاباتی اقوام بلوچ و ترکمن در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری ایران است. روش پژوهش از نوع پیمایشی، به لحاظ هدف کاربردی و ابزار آن پرسشنامه محقق ساخته است که روایی و پایایی مورد تأیید قرار گرفته است. جامعه آماری افراد بالای 18 سال که با استفاده فرمول کوکران، 800 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که بین سرمایه اجتماعی (اعتماد و پیوند اجتماعی)، سرمایه فرهنگی (عینی و ذهنی) و برنامه های صداوسیما با رفتار انتخاباتی رابطه معناداری وجود دارد. مطابق نتایج تحلیل مسیر؛ شاخص سرمایه اجتماعی در مقایسه با سایر متغیرها سهم بیشتری را در تبیین رفتار انتخاباتی دارد.
خبر محصول با ارزش و جوشان رسانه وعامل معنابخشی به پدیدهها و رخدادها است. این فعالیت رسانهای از چنان اهمیتی برخوردار است که آن را طبیعیترین کارکرد رسانه دانستهاند و بخش عمدهای از توان فکری، منابع مالی و امکانات هررسانهای اعم از دیداری، شنیداری و مکتوب به آن اختصاص مییابد. پیشرفت علم و فناوری و رشد سریع ارتباطات و تعاملات بشری نیز نه تنها از اهمیت آن نکاسته است بلکه نیاز به سرعت، جذابیت و جامعیت در خبر، هرروز بیشتر از بیش احساس میشود.
نخستین جشنواره خبر صداوسیما، در آبان ماه امسال برگزار شد تا به بررسی و ارزیابی فالیت خبررسانی در رسانه بپردازد و با بهرهگیری از نظریات مختصصان به سؤالهای مطرح در این زمینه پاسخ دهد. جشنواره خبر که به همت معاونت سیاسی سازمان صداوسیما با اشعار ارتباط بین صاحبنظران کشور با بخش تولید خبر سازمان قدمهای موثری در این راه برداشته شود.
از میان سی مقاله رسیده به بخش علمی، پنج مقاله در جشنواره ارائه شد که در این ویژهنامه به چاپ رسیده است. برای همین، از اهتمام و حسن توجه همکاران محترم برگزاری جشنواره خبر در معاونت سیاسی صداوسیما تقدیر و تشکر میشود.
پژوهش و سنجش در این ویژهنامه به دنبال بررسی ابعاد مختلف خبر است. پژوهشگران، کارشناسان و استادان ارتباطات، هریک از دیدگاهی موضوع را بررسی کردهاند. این بررسیها، در مجموع پیوستاری میسازد که خبر را از شکل گزارش عینی از رویدادها و فراوردهای وفادار به عینیت تا کالایی صنعتی و نیز محصولی صنعتی از نظام رسانهها و دولتها تا بازتاب تخیل و دنیای ذهنی ارتباط گران اقتصادی و سیاسی مورد توجه قرار میدهد. دراین بررسیها، خبر روی طیفی از واقعیت عینی تا اثری جادویی و نیز طرح و نقشهای دستور گزارانه از برنامههای در دست اجرای حال و آینده دولتها که ریشه در منافع و مصالح قدرتهای ملی و جهانی دارد، درنوسان است؛ خبر، ممکن است از خدمت محض به قدرتهای مسلط جهانی و حفظ و تثبیت و تداوم سلطه آنان تا تمایل به خدمت محض به منافع عمومی؛ و نیز ترکیبهای متنوعی از این وجه تغییر کند.
دراین ویژهنامه، علاوه بر مسائل راهبردی و چشماندازهای ساختاری و نیز موارد محتوایی و موضوعی و اهداف خبری، به ارزشها، کارکردها، نقشها، روشها و همچنین نارساییهایی مربوط به فرم، تکنیک و فناوریهای خبری نیز پرداخته شده است، ضمن آنکه تلاش شده در این زمینهها پیشنهادها و توصیههایی نیز ارائه شود.
انتشار ویژهنامه خبرگامی است در جهت شناخت بیشتر این فراورده رسانهای، اما به نوبه خود پرسشهای جدیدی را نیز مطرح میسازد که باید در اندیشه پاسخ آنها بود که طرح این پرسشها ضرورت هماندیشی بیشتر و طرح بحثهای دقیقتری را ایجاب میکند و این همه حاکی از اهمیت و جایگاه خبر و نقش و مسئولیت سنگینی است که رسانهها بویژه رسانه فراگیر و ملی صداوسیما دراین زمینه به عهده دارند.