سینما با وجود شأن والای هنری و تأثیرگذاری بالایی که دارد، اما پس از گذشت بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی نتوانسته در حد و اندازه رفع نیازهای آن ظاهر گردد. یکی از دلایل این وضعیت ناظر به خلأ سیاست گذاری در این حوزه می باشد. سیاست گذاری صحیح در یک حوزه، حاصل شناخت درست از مسائل آن حوزه است. مسائلی که از شکاف بین وضع مطلوب و وضع موجود حاصل می شود. این پژوهش بر آن است که با تحلیل بیانات رهبر معظم انقلاب به عنوان سیاست گذار اصلی کشور، ضمن ترسیم وضعیت موجود و مطلوب سینما، الگوی مسائل سینما را با توجه به شکاف موجود در دو وضعیت مذکور طراحی نماید. مهم ترین یافته های این پژوهش که با روش تحلیل مضمون حاصل شده، این است که ورود غلط و مغرضانه سینما به کشور در ابتدا از یک سو و عملکرد جبهه فرهنگی مقابل و کم کاری هنرمندان و مسئولان جبهه خودی از سوی دیگر، سبب بروز مسائل متعدد در سه لایه مضمون، قالب و عوامل سینما گشته است. اما مسئله اصلی مدنظر رهبر انقلاب در تحقق سینمای اسلامی که دیگر مسئله ها باید در نسبت با آن فهم و اولویت بندی شوند، تقویت کمی و کیفی هنرمند مؤمن و انقلابی و فراهم کردن مجال ظهور و بروز برای اوست.
رسانه ها در زندگی امروز ما به جزو لاینفک زندگی مدرن تبدیل شده اند و در تصمیم گیری های سیاسی نقشی اساسی در اقناع مخاطب به عهده می گیرند. بی بی سی فارسی بخشی از سازمان رسانه ای پیچیده بین المللی است که هدایت کننده سلیقه عمومی است؛ قدیمی ترین رسانه دنیا است و در عین حال از نتایج علوم مرتبط با رسانه برای اقناع مخاطب استفاده می کند. سیاست ارتباطی به عنوان مجموعه ای از اصول و هنجارها برای رفتار راهبردی نظام های ارتباطی است. هدف این مقاله شناسایی سیاست های ارتباطی بی بی سی فارسی در پخش اخبار انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل گفتمان انتقادی است. واحد تحلیل متن است و از روش فرکلاف توصیف، تفسیر و تحلیل برای تحلیل داده ها استفاده شده است و در نهایت سه سطح سیاست ارتباطی در بی بی سی فارسی شناسایی شد: سیاست های ارتباطی کلان (کل مجموعه بی بی سی) مانند استراتژی شفاف سازی، بیطرفی و اطلاع رسانی درست و به هنگام، سیاست های ارتباطی رسانه (بی بی سی فارسی) مانند استراتژی های بی بی سی فارسی برای ساخت برنامه در ایران و در دوران انتخابات، و سیاست های ارتباطی در سطح سردبیری رسانه مانند تکنیک های مختلف رسانه ای ساخت برنامه.
یکی از مشکلات عمدة مدیریت بحران زلزله در ایران، کمبود آموزش و اطلاع رسانی عمومی مناسب است. گرچه معمولاً بعد از وقوع هر زلزله، مسئولان و رسانه ها بحث های مختلفی در رابطه با زلزله و لزوم آمادگی در مقابل آن مطرح می کنند، اما به طور کلی جامعه اطلاعات کافی در این باره ندارد و ضعف بزرگی در میزان آگاهی های عمومی وجود دارد. با توجه به احتمال بالای پیشامد زلزله در کلان شهر تهران تصمیم گیری دربارة چگونگی آگاهی بخشیدن به عموم شهروندان جهت مدیریت شرایط بحران ضروری است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی اجزاء آگاهی بخشی و اطلاع رسانی دربارة زلزله تهران به روش دلفی انجام شده است. مخاطبان و مسیرهای اطلاع رسانی به منظور آگاهی بخشی، شناسایی و اولویت بندی شده اند. اجماع ۴۳ نفر از خبرگان حوزه های مرتبط نشان داد که شش گروه دانش آموزان، زنان خانه دار، دانشجویان، افراد شاغل، کودکان و سالمندان به ترتیب مهم ترین مخاطبان هدف برای اطلاع رسانی هستند. برای هر یک از این گروه های شش گانه ۱۰ مسیر اطلاع رسانی برای انتقال پیام شناسایی شده است. در نهایت فهرست اولویت بندی شده از مخاطبان و مسیرها به دست آمد که می تواند در جهت آماده سازی شهروندان برای مقابله با بحران مورد توجه سیاست گذاران و مجریان نهادهای مرتبط قرار گیرد.
عدالت از جمله مفاهیم و ارزشهایی است که در علم اقتصاد به آنها پرداخته نمیشود.اصولا بسیاری از اقتصاددانان معاصر، بویژه پیروان مکتب نئوکلاسیک، هیچ داعیهای در این زمینه ندارند و آن را مسکوت گذاشتهاند.علت این امر آن است که عدالت از مقوله «هست و نیست» خارج است و بیشتر به «بایدها و نبایدها» میپردازد، که علم اثبات گرای امروز به آنها بیاعتناست. نتیجه چننی وضعی، نابرابریهای شدید اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی در سطح کشورها و جوامع و به صورت وسیعتری در جامعه جهانی است.پیشرفتهای فنآورانه، رشد اقتصادی و حتی توسعه هم، نه خواستهاند و نه توانستهاند این درد کهنه بشری را التیامی در خور اعتنا بخشند. بلکه برعکس، به علت جهت گیری خاص و ظریف خود، روزبروز بر وخامت اوضاع افزودهاند.
اما جامعه مسلمانان نمیتواند نسبت به این وضع بیاعتنا باشد،زیرا هدف اسلام رشد معنویت انسانها و رساندن آنها به کمال است و این فهم، بدون برآورده شدن حداقل احتیاجات انسان ناممکن میگردد. عدم عدالت اقتصادی، باعث تامین نشدن احتیاجات گروه بزرگی از انسانها میشود و این مانع بزرگی برسر راه کمال معنوی آنهاست.
حضرت امامخمینی(ره)باتوجه به این موضوع، درجای جای سخنان خود برایجاد عدالت اقتصادی و نقش و اهمیت آن در بقای جامعه و حرکت آن به سوی اهداف عالی اسلام تاکید میورزند و به آن عنایت ویژهای دارند. در این قسمت از مقال برآنیم تا نظری براندیشه ها و فرمایشهای ایشان بیفکنیم تا بتوانیم سخنان حکیمانه آن فقیه فرزانه را چراغی فراروی آینده سازیم.
"این مقاله گزارشی پیرامون وضعیت سینما و برنامههای مستند تلویزیونی با مضمون دینی است. در این مقاله ضمن ارائه توضیحاتی در مورد رویکرد دینی رسانه به ویژه در قالب ساخت برنامههای مستند تلاش شده است تا در گفتگو با تنی چند از مستندسازان عرصة سینما و تلویزیون ایران این موضوع مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در ضمن این مصاحبه، به سؤالاتی از قبیل چیستی مستند، جایگاه مستند با مضمون دینی، چگونگی طرح آن در قاب تلویزیون و اوضاع فعلی و آینده این مقوله پاسخ داده شده است، بیان تجربیات فعالان این عرصه دست کم میتواند به ترسیم خطوط وضعیت کنونی مستند با مضمون دینی کمک کند و نارساییهای موجود را باز شناساند. همچنین با طرح مباحث نظری پیرامون سینمای مستند، مستند با مضمون دینی، رسانة دینی تلاش شده است تا فضای کلی بحث اندکی روشنتر شود.
"
متن پیش رو چکیدهای است از کتاب «مواظب آنچه کودکانتان میبینند باشید»که توسط سه تن از پژوهشگران و صاحبنظران «مرکزتحقیقات مخاطبین رادیو و تلویزیون سوئد» به رشته تحریر درآمده است و نظر به اهمیت ارتباط موضوعی آن با این شماره از فصلنامه، تقدیم میگردد
The social contract has been about rights and responsibilities in human societies. Facebook and its role in manufacturing and sustaining a global social contract, a new “we” is clearly one of the research areas that needs more attention. A new “we” is coming of age in the new age of connectivity and communication with a new outlook toward responsibility and rights at individual and collective levels. Facebook purports to build a new world based on connection and communication which is based on progress and prosperity. However, a fundamental factor and feature of Facebook that needs attention and more research is that people and users are becoming increasingly lonely, separated and independent from each other in this process while connecting and communicating with one another. This new social contract and “we” thus have the new features of the relationship between the human agency and his/her social structures. Cyberspace is the product of human agency and clearly creates and sustains a specific social structure. This research seeks to study the relationship between human agency, changing technical tools of communication and connection and emerging and evolving social structures and social contracts. Bandura’s “social cognitive theory” (2006) rejects a conflict and dichotomy between agency and social structure. As agency helps to build new social structures after destroying the old ones these new structures create and sustain a new social contract and “we” with a new sense of responsibility, obligations, and rights.
کشور چین همواره یکی از قطب های فرهنگی و تمدنی جهان در طول تاریخ به حساب می آمده است؛ اما به علت رخ دادن تحولات تاریخی به خصوص از نیمه قرن 20، سیاست ها و مسائل فرهنگی این کشور دستخوش تغییرات گسترده ای شد. با گذشت چند دهه از تحولاتی که مشخصا با انقلاب کمونیستی در این کشور هم خوان بوده است، اکنون چین به عنوان دومین اقتصاد جهان و از مهمترین تولیدکنندگان صنایع فرهنگی و رسانه ای می باشد. لذا برای فهم دنیای جدید که در آن معادلات قدرت به سرعت در حال تغییر است، شناخت مسائل فرهنگی و ارتباطی چین الزامی می باشد. در این مقاله پس از بررسی روند تاریخی و سیاسی این کشور از سال 1949 یعنی انقلاب کمونیستی مائو به دگردیسی سیاست های فرهنگی در این کشور و سپس برخی مقررات و خط مشی های فرهنگی و رسانه ای آن می پردازیم.
هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش ویژگی های شخصیتی در تمایزگذاری کاربران شبکه ها ی اجتماعی مجازی و غیر کاربران بود. طرح تحقیق حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 194 نفر دانشجوی کاربر و 76 نفر دانشجوی غیر کاربر در شبکه ها ی اجتماعی مجازی (فیس بوک و کلوب)(جمعاً 270 نفر) بود که با استفاده از روش خوشه ای چند مرحله ای از میان دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه تبریز انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه شخصیتی نئو فرم کوتاه (NEO-FFI) و پرسشنامه جمعیت شناختی و برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل ممیز استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد که عامل های شخصیتی برون-گرایی، وظیفه شناسی و گشودگی به تجربه به ترتیب اولویت در تمایزگذاری کاربران شبکه های اجتماعی مجازی از غیر کاربران نقش معنی دار دارند (001/0P˂). افراد برون گرا اجتماعی بوده و تمایل بیشتری به برقراری روابط صمیمی با دیگران دارند. از طرفی افراد با سطوح بالای گشودگی به تجربه در مورد دنیای درونی و بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آن ها سرشار از تجربه است؛ لذا استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی راهکار جدیدی برای ایجاد ارتباط با دیگران به شمار می رود. بر این اساس محیط بدون ساختار این شبکه ها موجب می شود که افراد با ویژگی وظیفه شناسی پایین به دلیل عدم کنترل تکانه ها از آن ها بیشتر استفاده کنند.
هدف این مقاله، بررسی کاربرد و مزایای آموزشی و ارتباطی گرافیک نوول ( Graphic novel ) و کمیک ژورنالیسم ( Comics journalism ) است. طبق یافته های این پژوهش، که به روش کتابخانه ای و ترویجی انجام شده، گرافیک نوول ها (رمان های گرافیکی یا رمان های تصویری) که گاهی از آنها به عنوان “رسانه های جدید” یاد می شود، به یکی از ابزارهای آموزشی در کلاس های درس جهان، به ویژه در ارتباط با دروسی همچون زبان انگلیسی، علوم، علوم اجتماعی، تاریخ، ادبیات و هنر تبدیل شده اند. رمان های گرافیکی می توانند بخش مهمی از اجرای هر طرح درس استانداردی باشند و فهم و درک مباحث آموزشی را، حتی در افرادی که مشکلات خوانشی دارند، تسهیل کنند. همچنین گرافیک نوول ها، به ویژه در قالب مدرن آن، می توانند در حوزه های ارتباطی، تبلیغی و بازاریابی در راستای تحقق اهداف مورد استفاده قرار گرفته و به سبب تصویرمحور بودن آنها، از تأثیرگذاری بالایی برخوردار باشند. علی رغم مزایا و پتانسیل های بالای کمیک ژورنالیسم ها و نیز رمان های گرافیکی اعم از کمک آنها به یادگیری افراد عادی و دارای مشکلات خوانشی، تأثیرگذاری آن در توسعه مهارت های تفکر تحلیلی و انتقادی و “سواد جدید” ( New or Multiple Literacies ) و حتی بهبود سواد سنّتی و نیز یاری این نوع گرافیک به فهمیدن مواد پیچیده یادگیری، کمک در مسیر تحقق اهداف حوزه های روزنامه نگاری، ارتباطی، تبلیغی و بازاریابی و ...، همچنان از این ابزارهای تأثیرگذار در نظام آموزشی و نیز در حوزة ارتباطی ایران بهره گرفته نمی شود. ضمن دعوت به آشنایی با گرافیک نوول و کمیک ژورنالیسم و درک اهمیت، کاربرد و مزایای بهره گیری از آن، ورود نظام آموزشی کشور و نیز حوزه ارتباطی و رسانه ها به این زمینه مورد تأکید است.