دهه هفتاد و شروع «دوران سازندگی»، از نقاط عطف تحولات سنت و مدرنیته، پس از انقلاب است که بیش از هر چیز در سبک زندگی نمود می یابد. این تحقیق برآن است تا با رویکرد مطالعات فرهنگی، بازنمایی «سبک زندگی» در سریال های خانوادگی پربیننده در دهه هفتاد را مطالعه کند. به این منظور سریال پدرسالار، به عنوان پربیننده ترین سریال خانوادگی، که موضوع آن به طور وثیقی با حوزه سبک زندگی مرتبط بود برای مطالعه موردی انتخاب شد. در بخش ادبیات نظری؛ دیدگاه های صاحبنظران در باب سبک زندگی بررسی و در ادامه نظریه بازنمایی برساخت گرا به عنوان چارچوب نظری انتخاب گردید. در بحث روش، از دو الگوی نشانه شناسیِ «کیت سلبی و ران کاودوری» و «تحلیل سه گانه فیسک» بهره گیری شده است. نتایج نشان می دهد بازنمایی سبک زندگی حول دو محور اصلی صورت گرفته است. اول تضاد نسلی و دوم تضاد سبک زندگی سنّتی با نوگرا. سنخ شناسی سبک زندگی در قالب تقابل دوگانة «سبک زندگی سنّتی نسل قدیم» و «سبک زندگی نوگرای نسل جدید» بازنمایی گردیده است. این سریال تلفیق سبک زندگی سنّتی و نوگرا را برای جامعه ایرانی تجویز می کند. این تلفیق شامل دارایی ها، ارزش ها، نگرش ها و الگوی روابط انسانی می شود. «تأکید بر شکاف نسلی»، «نقد سبک زندگی سنّتی مردسالار نسل قدیم» و «عدم دخالت دادن مذهب در تقابل سبک زندگی» ازجمله معانی مرجح این سریال است.
این مقاله با توجه به نقش نمایش های تلویزیونی در ترویج سبک زندگی بومی و بهره گیری از رخدادهای تاریخی به منظور تقویت انسجام ملی، فصل نخست سریال کیمیا را بررسی می کند. از آنجا که این فصل با به تصویر کشیدن زندگی مبارزان جوان، روایتی از انقلاب اسلامی ارائه می دهد، مقاله حاضر، با ترکیب نشانه شناسی سلبی کاودری، فیسک و بارت، به بازنمایی سبک زندگی این مبارزان و نحوه تمایز آنها می پردازد. در این روش، «تصویر» و «روایت» به عنوان عناصر سازنده متن، تحلیل می شوند. یافته ها از نوعی تمایز قطب بندی شده، حکایت دارند که در یک سوی آن، سبک زندگی مبارزان جوان «مذهبی» بر پایه همگرایی، هماهنگی و خردورزی استوار شده است و در سوی دیگر، سبک زندگی مبارزان «غیر مذهبی» به عنوان نمادی از گسستگی، ناآرامی و انزوا معرفی می شود. این بازنمایی، پیشگامی مبارزان مذهبی را در متن جنبش انقلابی مردم ایران توجیه می کند و دلایل برتری آن را بر دیگر گزینه ها یادآور می شود.
پژوهش حاضر، به مقایسه وضع موجود و مطلوب نقش رادیو، تلویزیون و مطبوعات در ورزش بانوان از دیدگاه صاحبنظران پرداخته است. این پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی است و به صورت میدانی اجرا شده است. نمونه آماری این پژوهش را 100 نفر از صاحبنظران حوزه رسانه، 100 نفر از صاحبنظران حوزه ورزش و 100 نفر از بانوان ورزشکار در سطح ملی و قهرمان کشوری تشکیل دادند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، بین وضع موجود و مطلوب رسانه های گروهی در ورزش بانوان از دیدگاه آزمودنی ها تفاوت معنا داری وجود دارد. یعنی رسانه های گروهی نقش زیادی در ورزش بانوان دارند و این نقش به دلایلی، به درستی ایفا نمی شود. استفاده بهینه از کارکردهای گروهی، برای اعتلای ورزش بانوان در سطح جامعه ضروری است.
حلنغع شناسان از جمله جامعه شناسان توسعه در ارتباط با سیاستگذاری موضع روشنی ندارند.اگر در مورد قابلیت دسترسی داده های قابل اعتماد مطالعات جدی صورت گیرد، خواهیم دید که در بسیاری از کشورهای جهان سوم با وضعیت وخیمی روبرو هستیم.
مطبوعات محلی موتور محرکه توسعه منطقه ای و از شاخص های مهم آن به شمار می رود. این مطالعه با هدف شناخت مخاطبان و میزان استفاده و رضایتمندی آنها و ارائه راه کارهایی برای ارتقاء سطح کیفی و کمی مطبوعات محلی در بندر بوشهر انجام شده است. روش تحقیق به کار رفته، پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه بوده است. نمونه گیری به روش تصادفی و حجم نمونه به تعداد 379 مورد بوده که با مراجعه به گیشه های مطبوعاتی و پرسش از خوانندگان، اطلاعات جمع اوری شده است. برخی نتایج تحقیق حاکی است که گروه هایی مانند مردان، ساکنان بومی، میانسالان، تحصیلکرده ها و شاغلان بیشتر خوانندگان مطبوعات محلی بوده اند. همچنین رویکرد غالب در این قبیل مطبوعات، سیاسی و استفاده از خبر و رویداد است و کمتر به دیگر کارکردها توجه شده است. همچنین از دیگر ضعف های مطبوعات محلی عدم رعایت جنبه های فنی و تکنیکی روزنامه نگاری بوده است لازم است در برطرف شدن آنها اهتمام ورزیده شود. در نهایت گرچه نزدیکی به محل رویداد و اشراف بیشتر به ویژگی های فرهنگی و اجتماعی محل انتشار از نقاط قوت مطبوعات محلی در مقایسه با مطبوعات سراسری است اما کمتر از این مزیت ها در جلب خوانندگان استفاده شده است.