"گشایش
اگر بخواهیم مقوله ارتباطات را، نه از منظر جامعهشناختی بلکه از نگاهی فلسفی ارزیابی کنیم، بیگمان جایگاهی بیبدیل را برای این مقوله در نظر خواهیم گرفت. از ارسطو که انسان را مدنیبالطبع میدانست تا هایدگر که ارتباط با دیگران را جزء مقوم ماهیت هر انسان تصور میکرد، گرچه راه درازی است، اما هردوی این دیدگاهها، بر یک نکته توافق دارند و آن اینکه ارتباط با دیگران، جزئی اساسی از سرشت انسان و مفهوم انسانیت است و بخش مهمی از هویت او را، همین ارتباطات میسازد. شاید از این منظر بتوان اذعان کرد که گرچه علم ارتباطات انسانی، متولی دانشگاهی و رسمی شناخت و طبقهبندی انواع و اشکال ارتباطات انسانی است، ولی هرگونه تغییر بنیادین در شکلگیری ارتباطات میان افراد در درجه نخست و کنشگران اجتماعی در مرتبه بعد، بر تمام حوزههای مختلف معرفت بشری تأثیر میگذارد و از آن مهمتر، شکل کنش انسان و تکنیکهای رفتار او را نیز تغییر میدهد. به یک معنا، حوزه ارتباطات ازجمله حوزههایی است که زیربنای تصورات و انگارههای نخستین حوزههای معرفتی دیگر را میسازد و به همین دلیل، یافتههای این معرفت و تغییرات رخ داده در این حوزه معرفتی، میتواند سرچشمه تغییراتی فراگیر در معرفت بشری باشد. سیمون مور و مایک سیمور در کتاب اخیر خود «فنّاوری جهانی و بحران شرکتی(1)»، تلاش کردهاند تأثیرات آنچه را که خود فنّاوریهای نوین ارتباطی میخوانند، بر فرایند مدیریت بحرانهایی که گریبانگیر واحدهای کسبوکار میشود، بررسی کنند. این کتاب توانسته است در این فرصت کوتاه، بهخوبی جای خود را در ادبیات مبحث «مدیریت بحران» باز کند و پرتوهای جدیدی بر بحث ارتباطات بحران3 بیفکند. در این نوشتار ابتدا به معرفی اجمالی اثر پرداخته شده و سپس با نگاهی انتقادی، وزن و اعتبار آنچه در کتاب آمده، سنجیده شده است.
"
رسانه های اجتماعی، پلتفرمی برای کاربران شان فراهم کرده اند که کاربران از طریق آنها می توانند در سریع ترین زمان با کاربران دیگر ارتباط و نظام پیام رسانی مؤثری برقرار کنند؛ ظهور این نوع پلتفرم ها در جامعه شبکه ای امروز، به طور تقریبی همة عرصه های زیست اجتماعی ازجمله فرایندهای حرفه ای و سازمانی تولید خبر به مثابه یکی از ارکان موجده و مبقیه جوامع و حکومت های مدرن را به چالش کشیده است؛ اگر خبرهای منتشرشده در فضای این رسانه های اجتماعی جعلی باشند، کاربران به وسیله این خبرها فریفته می شوند و احتمال می رود که تصمیمات اجتماعی شان نامتعارف شود، چنانچه در عصر پساحقیقت، کاربران، بررسی های واقعی و تجزیه وتحلیل اطلاعات دریافتی را کنار گذاشته و تقریباً بی چون وچرا مقهور انواع اطلاعات مخرب می شوند. در این دوران جدید، شناخت کامل ابعاد، اهداف و پیامدهای خبر جعلی که پدیده ای نوظهور و آسیب زاست برای مقابله با ابعاد ویرانگر آن ضروری به نظر می رسد. در این مقاله با بررسی جامع منابع علمی موجود و انجام مصاحبه عمیق، چهار مضمون سازمان یافته «تفاوت خبر جعلی با خبر»، «تشابه خبر جعلی با خبر»، «اهداف» و «پیامدهای» خبر جعلی را با کمک روش تحلیل مضمون ارائه دادیم. از این رو خبر جعلی در مؤلفه هایی چون قالب خبری و سازمانی و حرفه ای بودن مشابه و در مؤلفه هایی چون تولید بر بستر رسانه های غیررسمی متمایز از خبر واقعی است. خبر جعلی با اهدافی چون تشکیل جنگ روانی و تأمین منافع مالی، سیاسی و ایدئولوژیک تولیدکنندگان منتشر می شود. خبر جعلی پیامدهایی نظیر مخاطره انداختن امنیت ملی و روان عمومی جامعه و بالابردن احتمال تصمیم گیری مبتنی بر اطلاعات غلط را در پی دارد.
تاریخ نویسی امری است سهل و ممتنع. شاید بتوان روایت هایی را پشت سر هم قرار داد و آن را
به عنوان تاریخ به مخاطب قبولاند اما کسانی هم هستند که تاریخ نگاری برای آنها ""علم"" است و کار خود را بر اساس مستندات و به طور روشمند انجام می دهند. در ابتدای این نوشتار نیز باید بر این نکته تأکید کرد که کتاب ""تاریخ اجتماعی سینمای ایران"" (A Social History of Iranian Cinema ) کتابی قابل تأمل و پژوهشی جدی در حوزه سینما در ایران است که دارای زبانی تئوریک و آکادمیک می باشد.
هدف از پژوهش حاضر، طراحی مفاهیم فرهنگ صلح ساز ورزش در توسعه روابط بین الملل است. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی تحلیل محتوا است که با استخراج مفاهیم مرتبط با صلح و ورزش بین الملل به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد از میان پدیده های مختلف، ورزش به عنوان یکی از مصادیق بارز صلح جویی در هزاره سوم توانسته جایگاه ویژه ای در میان برنامه های صلح جویانه کشورهای در حال توسعه بریک (برزیل، چین، روسیه، هند و آفریقای جنوبی) ایفا و این کشورها از ورزش به عنوان اهرم و ابزاری برای بیان خواسته های خود از جامعه جهانی استفاده کرده اند. جمهوری اسلامی ایران نیز با مطرح کردن طرح ویو در سال 2013 در مجمع عمومی سازمان ملل، می تواند از ظرفیت ورزش ملی به منظور تحقق آرمان و اهداف خود در عرصه بین الملل استفاده کند. همچنین یافته ها نشان داد 34 مفهوم پرتکرار در حوزه ورزش می تواند نقش تبیینی در ایجاد مفهوم فرهنگ صلح ساز داشته باشد. در میان این گویه ها «جایگزینی ورزش به جای جنگ و دیپلماسی نظامی و ایجاد دوستی بین المللی» پرتکرارترین گویه بود.
ازآنجاکه در اسلام رعایت عدالت امری مهم و ضروری است، مقاله حاضر بر این است که جایگاه عدالت در نگاه اسلام را در حوزه اطلاع رسانی و ارتباطات بررسی نماید؛ بدین صورت که جایگاه عدالت در اطلاع یابی شهروندان اسلامی از یک طرف و پخش اطلاعات و اخبار گروه ها ی مختلف از شهروندان حکومت اسلامی از طرف دیگر، آیا مطلقاً رواست یا اینکه باید نسبت به گروه ها ی مختلف و اطلاعات گوناگون در اطلاع یابی و اطلاع رسانی قائل به تفکیک شویم. نگارنده معتقد است فراهم ساختن امکان اطلاع یابی همه مردم از اخبار و اطلاعات، عرضه و نشر این یافته ها به صورت عمومی و عادلانه رسالت نهادهای متولی نشر اطلاعات و اخبار محسوب می شود و شرطی ارتکازی و بدیهی است که در فعالیت های اطلاع رسانی نزد عقلا پذیرفته شده و همه کسانی که با علم به این مسئله نزد عقلا به فعالیت خبررسانی و انتقال پیام وارد و متصدّی این امر می شوند، شرط مذکور را در ضمن عقد می پذیرند و عمل به آن را بر خویش الزام می نمایند. و نهادهای متولی نشر و توزیع اطلاعات و اخبار باید برای کلیه افراد، احزاب، گروه ها و... که شهروند دولت اسلامی به حساب می آیند و محروم از بیت المال مسلمین نیستند، امکان اینکه بتوانند اخبار و اطلاعات خود را تبیین و به نمایش گذارند، فراهم آورند. مخالفان نظام اسلامی دو دسته هستند: دسته اوّل: گروهی که اقدام به خشونت و جنگ ضد دولت اسلامی می نمایند که نمی توان عقلاً و شرعاً در این ظرفیت مهم یعنی مخابره اطلاعات و اخبار سهیم دانست امّا گروه ها یی که مخالفت آن ها صرفاً نظری- فکری است که در صورت رعایت موازین شرعی و اخلاقی در این مهم ذی حق هستند و سلب آن ظلم به حساب می آید.
هدف از نگارش این مقاله، بررسی تأثیر وسایل ارتباط جمعی بر آگاهی سیاسی دانشجویان در
دانشگاه اصفهان بوده است. این مطالعه بر روی 061 نفر از دختران و پسران دانشجوی دانشگاه
اصفهان انجام شده است. ابعاد آگاهی سیاسی به سه متغیر )آگاهی از مفاهیم سیاسی، آگاهی از
نهادهای سیاسی و آگاهی از تاریخ سیاسی( تقسیم می شود. با در نظر گرفتن سه نوو وسایل
ارتباط جمعی )رسانه های چاپی، رسانه های پخش و رسانه های دیجیتال( ، مشاهده شد که
همبستگی های معناداری میان مصرف رسانه های چاپی، رسانه های پخش و رسانه های دیجیتال با
ابعاد آگاهی از مفاهیم سیاسی، آگاهی از نهادهای سیاسی و آگاهی از تاریخ سیاسی وجود دارد.
یافته ها همینین نشان داد که مصرف رسانه های دیجیتال ارتباطی مثبت اما غیرمعنادار با آگاهیاز مفاهیم سیاسی دارد.آگاهی از مفاهیم سیاسی،