آنچه توجه به رسانه های جمعی را به طور کلی در ایران و جهان معنی دار تر می کند طرح مقوله ای تحت عنوان اوقات فراغت در جوامع جدید و توسعه روابط غیر رسمی بین افراد است که در نتیجه حضور دولتهاو سازمانهای اجتماعی ضروری شده است.
"مقاله حاضر، برگرفته از تحقیقی با همین نام است که از سوی نگارنده، در سال 1383 به روش پیمایشی انجام شده و هدف آن سنجش میزان رضایت روستاییان از برنامههای تلویزیونی مربوط به مسائل روستایی و کشاورزی بوده است.
نویسنده ابتدا مروری بر جایگاه تلویزیون در رشد و توسعة روستایی و کشاورزی دارد و سپس ویژگیهای برنامههای تلویزیونی اثربخش را در زمینة توسعه و ترویج روستایی برمیشمرد. در بخش ارائة یافتههای پژوهش نیز تأثیر متغیرهای سن، جنس، شغل، میزان تحصیلات، وضعیت اقتصادی، محل سکونت و مدت تماشای تلویزیون بر میزان رضایت از برنامههای تلویزیونی سازمان جهاد کشاورزی، در شش استان مورد بررسی قرار میگیرد.
در این میان عواملی چون مشارکت نداشتن روستاییان در تولید برنامههای مربوط به روستا، یکنواختی قالب برنامهها، وجود پارازیتهای مفهومی در برنامهها و نزدیک نبودن موضوع برنامهها به مسائل واقعی زندگی روستاییان، از علل نارضایتی مخاطبان روستایی از برنامهها شناخته شده و در مقابل، احترام به فرهنگ و سنن روستایی در برنامهها و نیاز مخاطبان به فراگیری مطالب جدید، از عوامل جلب مخاطبان روستایی به برنامهها شمرده شده است.
در پایان نیز عوامل مؤثر بر اثربخشی برنامههای تلویزیونی مربوط به حوزة کشاورزی و ترویج مشارکت مردمی، ذکر شدهاند.
"
سیاست سرگرمی را می توان نوع جدیدی از ارتباطات سیاسی به شمار آورد که در قالب هایی مانند طنز سیاسی، فیلم مستند و نمایش تلویزیونی نمود می یابد. در این مقاله، به تحلیل نمونه هایی از سیاست - سرگرمی در شبکه ماهواره ای «من و تو» پرداخته ایم. بدین منظور، پنج فیلم مستند این شبکه («از تهران تا قاهره»، «37 روز»، «رضاشاه»، «هرگز نخواب کوروش» و «آدرس: بهارستان») که به موضوعات انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی ایران و رژیم پهلوی پرداخته اند را انتخاب کردیم. تحلیل گفتمان انتقادی این مستندها نشان داد که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به عنوان «دیگریِ» رژیم پهلوی تصویر شده است. امام خمینی (ره) به عنوان «دیگریِ» شاه پهلوی و طرفداران شاه و رژیم پهلوی و طرفداران امام (نیروهای انقلابی) نیز با عناصر گفتمانی کاملاً متفاوتی معرفی و تصویر شده اند. در این مستندها، رژیم پهلوی و شاه به عنوان «ما» (جبهه خودی) و انقلاب، امام و نظام جمهوری اسلامی به عنوان «آنها» (جبهه دشمن) تعریف شده است. شاه، میراث دار هخامنشیان و کوروش خوانده شده و از این طریق، رژیم پهلوی، طبیعی جلوه داده شده است. در مقابل، انقلاب اسلامی، نتیجه دخالت بیگانگان و ابرقدرت های جهانی خوانده شده است. تاریخ سیاسی - اجتماعی نظام جمهوری اسلامی ایران نیز، به کشمکش و درگیری انقلابیون بر سر قدرت و تلاش برای از میان بردن مخالف فرو کاسته شده و بر نبود آزادی و تحمل مخالف در نظام جمهوری اسلامی ایران تأکید شده است. در بعضی از این مستندها، به صراحت در مورد آینده ایران گفت وگو و مخاطب به تلاش برای بازگرداندن رژیم پهلوی تشویق می شود. بنابراین، تحلیل گفتمان انتقادی این فیلم ها نشان داد که شبکه من و تو، در تلاش برای ترویج و هژمونیک ساختن گفتمان رژیم پهلوی و سلطنت طلبان و بدین ترتیب، بخشی از پروژه جنگ نرم رسانه ای با جمهوری اسلامی ایران است.
استفاده از رادیو برای آموزش گروه های مختلف اجتماعی در بسیاری از کشورهای جهان سابقه طولانی دارد، اما نتایج تحقیقات انجام شده نشان می دهد در ایران، به طور جدی، از ظرفیت های آموزشی رادیو در دو حوزه آموزش رسمی و غیررسمی بهره برداری نشده است. این پژوهش با هدف طرح ضرورت تأسیس رادیوی آموزشی در ایران، با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور و نیز ارائه الگوهای مطلوب برنامه سازی در چنین رادیویی انجام شده است و چارچوب نظری آن را نظریه های لاسول و دانیل لرنر تشکیل می دهند.
این پژوهش با استفاده از روش کیفی انجام شده و برای جمع آوری داده ها، از مطالعه اسنادی و مصاحبه نیمه ساختار یافته با 8 نفر کارشناس استفاده شده است.
با تحلیل یافته های پژوهش، می توان گفت در کشوری مانند ایران، با گستره جغرافیایی وسیع، فراوانی جامعه روستایی، تعدّد فرهنگ ها و مشکلاتی مانند دسترسی نداشتن به خدمات و امکانات آموزشی، نیاز به راه اندازی ایستگاه رادیویی آموزشی به صورت مبرم احساس می شود. رادیو به دلیل سهولت دسترسی و برخورداری از پوشش وسیع و گسترده، می تواند با بهره گیری از الگوی برنامه ای مناسب، هم به عنوان وسیله کمک آموزشی در اثربخشی آموزش های رسمی نقش مؤثر ایفاکند و هم با آموزش های غیررسمی، گام مؤثری در بالابردن سطح آگاهی های مردم، تسهیل و تسریع فرایند توسعه و برقراری عدالت آموزشی برداشته، پاسخ گوی مناسبی به نیازهای آموزشی لایه های مختلف اجتماعی باشد.
سلامت اجتماعی افراد می تواند از طریق بهبود وضع اوقات فراغت و بهره وری بهتر از آن ارتقاء یابد. لذا پژوهش حاضر بر آن است تا به این سوال اساسی پاسخ دهد که آیا نحوه گذران اوقات فراغت بر سلامت اجتماعی افراد تاثیر می گذارد یا نه؟ و اگر این تاثیر مثبت است میزان و رابطه هر یک ازانواع اوقات فراغت با سلامت اجتماعی افراد چگونه است؟ در این مطالعه تحقیقی از مدل سلامت کییز برای سنجش سلامت اجتماعی و از مدل دو مازیه برای سنجش گونه های فراغت استفاده شده است. روش تحقیق، از نوع پیمایش مقطعی، کاربردی و از نوع تحقیقات پهنانگر می باشد. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش، جوانان 15الی 29 ساله شهرهای استان آذربایجان شرقی و حجم نمونه برابر با 594 نفر می باشد که از طریق فرمول کوکران تعیین شده است . بر اساس نتایج بدست آمده، سلامت اجتماعی پاسخگویان در سطح متوسط و فراغت در سطح متوسط به پایینی قرار دارد. هم چنین، بین نحوه گذران اوقات فراغت و سلامت اجتماعی رابطه معنادار و متوسط به بالایی وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان دهنده این است که 1/18 درصد از تغییرات مربوط به سلامت اجتماعی به سبک های گذران اوقات فراغت فرد مربوط می شود. در بین گونه های فراغت، فراغت هنری بیشترین و فراغت عملی کمترین تاثیر را بر روی سلامت اجتماعی پاسخگویان دارد و در این راستا، تنها تاثیر فراغت عملی بر روی سلامت اجتماعی معنادار نبوده است.
"این مقاله به بررسی جایگاه نوین رسانهها در برنامهها و فعالیتهای آموزشی مدارس میپردازد و چگونگی بهرهگیری از رسانهها را برای ارتقای سطح آموزشی مدارس تشریح میکند. در سالهای اخیر رسانهها به عنوان ابزارهای نوین آموزشی مورد توجه دستاندرکاران آموزش قرار گرفتهاند و از آنها به عنوان مکمل فرایند یادگیری انفرادی و گروهی یاد شده است. استفاده بهینه از این ابزارها مستلزم تجهیز مدارس به مراکز رسانهای و در صورت امکانپذیر نبودن دسترسی مدارس منفرد به این مراکز، استفاده از مراکز رسانهای منطقهای است. خدماتی که در این مدارس عرضه میشود فراتر از ارائه وسایل کمک آموزشی سنتی و یا کتابخانههای معمولی است که اکثر مدارس به آنها مجهز هستند.
"
"
در این مقاله نویسنده به سلطه قدرت بر زبان و فرهنگ میپردازد که از این طریق علایق، ارزشها، تجربهها و رفتار اقشاری که خارج از خط فکری غالب جامعه قرار میگیرند ناشناخته مانده و نادیده گرفته میشود.
بخش اول این مقاله به بررسی نظریههای ارتباطی فمینیسم اختصاص یافته است که به طور خاص بر زبان به عنوان ابزاری که تصاویر، تجربهها و علایق مردانه را مورد تاکید قرار داده و تصاویر، تجربهها و علایق زنانه را نادیده گرفته است تمرکز دارد.
در بخش دوم «نظریه گروه خاموش» مورد بررسی قرار میگیرد که تصویرسازی ناقص از فرهنگ را که تنها بخشی از اعضا را توصیف میکند، مشکوک میداند. قدرت مردان در تصویرسازی تجربهها، برابر با قدرت ساخت واقعیت است. کسانی که این جهان را از طریق برجسته کردن تجربهشان تصویرسازی میکنند، مصونیت دارند و آنچه مهم تلقی میکنند شهرت مییابد، اما تجربه کسانی که شناخته شده نیستند یا فراموش شده و یا به دلیل تصویرسازی نکردن مهم تلقی نمیشود در نتیجه، گروههایی که در زندگی فرهنگی دارای پایگاه حاشیهای هستند، از داشتن واژگانی برای تعریف یا بیان تجربههایشان محرومند.
از سویی برخی نظریهپردازان گروه خاموش از غلظت انتقادهایی که در بخش قبلی از مردان صورت میگرفت، میکاهند. آنان عقیده دارند زنان همیشه سرکوب نمیشوند، بلکه اغلب تمایل کمتری به نشان دادن خود در زمینههای معین دارند.
در نظریه گروه خاموش رسانهها به عنوان ابزار پرقدرت ایدئولوژی غالب معرفی میشوند و گفته میشود اگر چه بسیاری ـ نه همه نهادهای فرهنگی ـ ایدئولوژی غالب را حمایت میکنند، اما رسانهها به طور ویژهای در ارائه ایدئولوژی گروههای غالب به صورت بهنجار، شایسته و طبیعی توانایی دارند.
"
این پژوهش با هدف بررسی نقش یادگیری اجتماعی و عرفی در تغییرات الگوهای حرکتی در هیپ هاپ کاران شهر تهران انجام شده است. روش این پژوهش کمّی و به شیوه پیمایشی انجام شده است. نمونه پژوهش شامل 67 نفر از هیپ هاپ کاران هستند که به صورت نمونه گیری گلوله برفی در شهر تهران انتخاب شده اند. نتایج آماری این بررسی کمی نشان داد که یادگیری از راه مشاهده، یادگیری از راه تقلید، یادگیری از راه الگوبرداری، یادگیری از راه رسانه ها و یادگیری از راه عرف اجتماعی بر تغییرات الگوهای حرکتی در هیپ هاپ کاران تاثیر دارد. بنابراین هیپ هاپ و موسیقی آن در ایران به واسطه یادگیری اجتماعی و عرفی جوانان ایران نیز باعث ایجاد تغییرات الگوهای حرکتی شده است.
"نویسنده در این مقاله میکوشد تا نقش ایدئولوژیک و باورساز رمان را نشان دهد. رمان به مثابه یک ژانر ادبی خاص، محصول قرن هیجدهم است. در این قرن، رشد فناوری اوقات فراغت قابل توجهی برای بورژوازی فراهم ساخت. میبایست برای سرگرمی این طبقه تمهیدی اندیشید و یکی از تمهیدات، رمان بود. اما نقش آن در این حد نماند و به تدریج از این ابزار سرگرمی برای مقاصد دیگری از جمله ترویج ایدئولوژیها و فلسفههای مختلف سود جسته شد. اهمیت این ژانر ادبی به جایی رسید که برخی از اندیشمندان، قرن بیستم را قرن رمان نامیدند. در این قرن بود که برخی از فیلسوفان برای ترویج اندیشههای خود از این ژانر به نیکی استفاده کردند. برای مثال میتوان از ژانپلسارتر نام برد که عمده اندیشههای فلسفی خود را در قالب رمان بیان کرده است. هواداران انقلاب اکتبر روسیه نیز این قالب را مناسب ترویج عقاید خود دانستند و آثاری چون دُن آرام را آفریدند، البته مخالفان کمونیستهای روسی نیز از اهمیت رمان غافل نبودند، در نتیجه اثری مانند دکتر ژیواگو پدید آمد تا ردیهای باشد بر تفکر مارکسیسم روسی. اهمیت رمان امروزه در حدی است که حتی میتوان آثار آموزشی فلسفه و ادیان را در قالب آن دید، «دنیای تئو» و «دنیای سوفی» نشاندهنده اهمیت این قالب است.
نویسنده پس از نشان دادن جایگاه رمان در تفکر معاصر، بر آن است که میتوان و باید از این قالب برای ترویج آموزههای دینی سود جست و این پندار نادرست را که رمان تنها وسیله سرگرمی و وقتکشی است، کنار نهاد. وی آنگاه به نمونههایی از رمانهای فارسی و چگونگی رویکرد آنها به دین اشاره میکند و با تحلیل وضعیت رمان در ایران، توجه قرآن را به قصه به مثابه ابزار عبرتگیری و عبرتآموزی نشانه ظرفیتهای فراوان این قالب در ترویج آموزههای دینی میداند.
"
" تصور و ذهنیت مردم از کشورهاى خارجى، عمدتآ برگرفته از وسایل ارتباط جمعى، به ویژه تلویزیون و آن هم اخبار خارجى این رسانه است. بیش تر مردم معمولا از پنجره اى که اخبار خارجى به سوى سایر کشورها مى گشاید، دنیا را نظاره مى کنند و مى شناسند. اخبار خارجى نیز در هر کشور تابعى از سیاست خارجى است و بازتاب بیش تر رویدادهاى خارجى همراه با جهت گیرى صورت مى پذیرد؛ بدین معنى که رویداد کشورهایى که دوست تلقى مى شوند با جهت گیرى مثبت و رویداد کشورهایى که دشمن و مخالف تلقى مى شوند، با جهت گیرى منفى پخش مى شود و ما کم تر شاهد انعکاس بى طرفانه رویدادهاى خارجى هستیم.
در پژوهش حاضر، اخبار خارجى سیماى جمهورى اسلامى ایران با روش تحلیل محتوا از این منظر مورد بررسى قرار گرفته است. یافته هاى پژوهش نشان مى دهد که بخش هاى خبرى خارجى سیما، از کشورهاى هم پیمان معمولا رویدادهایى را که خبر مثبت دارند و نشانه ثبات این کشورهاست، انتخاب و توام با جهت گیرى مثبت ارائه مى کنند و از کشورهایى که مخالف و دشمن تلقى مى شوند، غالبآ رویدادهاى منفى که نشانه بى ثباتى است، انتخاب و توام با جهت گیرى منفى پخش مى شود. بازتاب طولانى چنین شیوه اى در گزینش و ارائه رویدادهاى خارجى، تصویرى مثبت از کشورهاى هم پیمان و تصویرى منفى از کشورهاى مخالف در ذهنیت مخاطبان ایجاد مى کند. بنابراین، تصویرى که مخاطبان از کشورهاى خارجى در ذهن دارند، مخدوش است و با واقعیت فاصله دارد.
"