این مقاله بر اساس برخی از نتایج یک طرح پژوهشی و به منظور پاسخ به این پرسش طراحی شده است که رسانه های پیشرفته و کارتلهای رسانهای علاوه بر آگهی، فروش خبر و عکس از چه روش دیگری برای درآمدزایی استفاده میکنند؟ به نظر ما این رسانه ها نخست آنکه همانند شرکتهای تجاری عمل می کنند و دو دیگر آنکه، رفتار رسانه ای خود را بر مبنای مدلهای رسانه ای تجاری توسعه می دهند و به همین دلیل هم بدنبال توسعه روشها جدید درآمدزایی اند. این مقاله، همچنین به این پرسش پاسخ می دهد که چه عاملی سبب میشود که خبرنگاران رسانههایی مانند بی.بی.سی، سی.ان.ان، رویترز، خبرگزاری فرانسه، آسوشیتدپرس و مانند اینها از تخصصها و ویژگیهای برجستهای نسبت به دیگران برخوردار باشند؟ از دیگر پرسشهای پژوهشی این تحقیق این است که چه تفاوتی میان کلاسهای آموزش روزنامهنگاری، مدرسان و منابع آموزشی کشورمان با اروپا و آمریکا وجود دارد؟ علاوه بر این، شیوههای جدید کسب درآمد از راه فروش محتوا، برونسپاری امر آموزش به هابهای بزرگ آموزشی و رسانهای و تبدیل شدن آموزش رسانهای به صنعتی نرمافزاری در اقتصاد رسانهای از جمله موضوعاتی اند که در این مقاله به آنها پرداخته میشود. علاوه بر بیان تفاوتهای موجود در شیوههای آموزش روزنامهنگاری میان مراکز رسانهای غربی و کشور ما پیشنهاداتی هم که برآمده از نتایج تجربی این پژوهش است برای بهبود امر آموزش و درآمدزایی در رسانههای داخلی ارایه میشود.
آنچه که این مقاله بهمنزله نتیجه به آن میپردازد نشان از آن دارد که رسانههای بزرگ و اقتصادی جهان که در اینجا ما آنها را به عنوان کارتلهای رسانه ای ـ اقتصادی دسته بندی کرده ایم، شیوههای جدیدی را برای کسب درآمد انتخاب کرده و علاوه بر استفاده از آگهیهای تجاری و رپورتاژهای خبری از این شیوههای جدید نیز سود می برند. از آن جمله می توان به ""فروش محتوای آموزشی"" اشاره کرد که در رسانههایی مانند رویترز، بی.بی.سی، تامسون، خبرگزاری فرانسه و مانند آن، استفاده می شود. این شیوه در سالهای اخیر که امر آموزش و روزنامهنگاری حرفهای اهمیتی دوچندان برای رسانهها پیدا کرده است درآمدهای هنگفت میلیون دلاری را نصیب این گونه رسانهها کرده است.
اینترنت و امکانات موجود در آن به شکل روزافزونی در حال گسترش است. بحث به کارگیری آن از مسائلی است که از ابتدای کار این شبکه مطرح بوده است و همچنان بسیاری از کارشناسان بر روی نحوه و میزان استفاده از آن، در میان گروه های گوناگون، بحث می کنند. واکاوی تأثیر استفاده از این فناوری، مطالعات گوناگونی را می طلبد. این مقاله با تأکید بر کاربردهای متنوع و نوین شبکه اینترنت سعی کرده تا به تأثیر استفاده از اینترنت بر فرهنگ محاوره بپردازد و همزمان این موضوع را مطرح کرده است که اینترنت باعث تغییراتی در زبان محاوره و فرهنگ عمومی شده است. در این مقاله به تعاملات اینترنتی و قابلیت های رسانه ای آن در سه سطح شامل پست الکترونیک، گفت وگوی آنلاین و شبکه های اجتماعی توجه شده است.
وسایل ارتباط جمعی به عنوان ابزاری قدرتمند جهت الگو فرستی در جامعه مطرح می باشد. رخ داد تحولات عظیم در سطوح ملی و بین المللی سبب تغییر در منابع جامعه پذیری افراد و تعاملات بین نسلی شده است. به دلیل نقش دوگانه تلویزیون به عنوان یک آیینه بازتاب کننده (رفتارها، الگوها و ارزشهای جامعه) و یک عامل تاثیرگذار (بر جامعه که در دراز مدت تغییر ارزشها در جامعه را سبب می شود) ارزیابی و سنجش پیام های ارسالی از طریق تلویزیون به خانه های ایرانیان بسیار اساسی و مهم است. به همین دلیل یکی از راه های شناخت انواع روابط بین نسلها از منظر قدرت و به تفکیک جنسیت، بررسی الگوهایی است که توسط رسانه ها برای افراد جامعه فرستاده می شود. مطالعه حاضر تلاش دارد که روابط به تصویر کشیده شده بین نسلها را در سریالهای تلویزیونی از منظر قدرت و به تفکیک جنسیت مورد بررسی قرار دهد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل 4 سریال ایرانی پخش شده در سال 1385 از شبکه های 1و3 است که به روش تحلیل محتوا کمی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که به طور کلی رابطه سلطه جویانه بیشتر از رابطه سلطه پذیر به ثبت رسیده است. سلطه پذیری درون نسلی جوانان حداقل موارد ثبت شده است. تلاش میانسالان مونث برای برقراری رابطه سلطه جویانه درون نسلی بیشتر از جوانان است. میانسالان مذکر بیشترین رابطه سلطه جویانه درون نسلی را داشته اند به طوری که بیش از یک سوم روابط آنان رابطه سلطه جویانه بوده است