فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۳٬۳۴۶ مورد.
توسعه اقتصادی اجتماعی، قومیت و مشارکت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی عوامل اقتصادی اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مشارکت انتخاباتی اقوام تُرک، کُرد و بلوچ است. چارچوب نظری راهنمای تحقیق، رویکرد لیپ ست درباره تحلیل اثر توسعه اقتصادی بر دموکراتیزاسیون و نظریات صاحب نظران معاصر ازجمله آلموند و وربا و جیل درباره اثر فرهنگ بر دموکراسی استوار است. در این راستا براساس استدلال پژوهش، اقوام در ایران متأثر از شاخص های متعدد است؛ بنابراین برای تحلیلی جامع از اقوام، ناگزیر از توجه همزمان به عناصر فرهنگی و اقتصادی و تناظر و تعامل آنهاست. از این دیدگاه ،در نقش فرضی جسورانه، عوامل اقتصادی مؤثر بر مشارکت در انتخابات را در پرتو عوامل فرهنگی بازخوانی و تفسیر می کند.
روش تحقیق بر تفکر آزمایش (مشاهده-دخالت-مشاهده) مبتنی است. برمبنای نتیجه پژوهش، توسعه اقتصادی نزد ترک ها و کردها با مشارکت ارتباط دارد؛ اما متأثر از عوامل فرهنگی، معانی متفاوتی به خود می گیرد. بنابراین مشارکت اقوام را باید با زمینه های قومی وارد شده در آن تفسیر و فهم کرد. نزد بلوچ ها ارتباطی بین مشارکت و عامل توسعه اقتصادی مشاهده نشد، بلکه الگوی کنش این قوم بیشتر متأثر از شاخص های فرهنگی(مذهبی) است. برمبنای نتیجه گیری پژوهش می بایست به اهمیت فرهنگ در تحلیل مسائل قومی ایران بیشتر توجه کرد.
بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر کیفیت زندگی شهروندان شهر یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر کیفیت زندگی شهروندان یاسوجی است. این تحقیق با روش پیمایشی و با نمونه ای به حجم 400 نفر با ابزار پرسشنامه در پانزده محله شهر یاسوج انجام گرفت. بر اساس اطلاعات استخراج شده، اکثریت شهروندان یاسوجی از سطح متوسط و بالایی از کیفیت زندگی برخوردار بودند. نتایج تحقیق نشان داد که ابعاد اعتماد اجتماعی، شبکة اجتماعی و مشارکت اجتماعی رابطة مثبت و معناداری با کیفیت زندگی دارد، اما بین آگاهی اجتماعی و کیفیت زندگی رابطة معنا داری وجود ندارد. همچنین، بجز وضعیت تأهل- افراد متأهل از کیفیت زندگی بالاتری برخوردارند- دیگر متغیرهای جمعیتی رابطة معناداری با کیفیت زندگی ندارند.
اولویت بندی اثرات اجتماعی و اقتصادی اماکن ورزشی بر محیط شهری (مطالعه موردی شهر یزد)
حوزههای تخصصی:
اماکن ورزشی به عنوان یکی از مهمترین کاربری های عمومی شهری بر محیط پیرامون خود اثرگذارند که در این میان می توان از اثرات اجتماعی و اقتصادی به عنوان مهمترین این اثرات نام برد. بنابراین، پژوهش حاضر سعی بر شناسایی، ارزیابی و اولویت بندی اثرات اجتماعی و اقتصادی اماکن ورزشی بر محیط شهری دارد. به همین منظور، ابتدا با جستجو در مقالات و منابع معتبر علمی و همچنین بحث و تبادل نظر با اساتید برجسته به شناسایی آثار اقتصادی و اجتماعی اماکن ورزشی بر محیط شهری اقدام گردید. ابزار پژوهش را دو پرسشنامه شامل مقایسه زوجی (شامل 57 سوال در 2 بخش) به منظور تعیین ورودی روش AHP و پرسشنامه ای با طیف لیکرت (شامل 18 سوال در 2 بخش) به منظور تعیین ورودی دو روش SAW و TOPSIS ، تشکیل دادند که به منظور جمع آوری اطلاعات در اختیار 162 نفر از افراد نمونه (53 نفر از رؤسای هیأت های ورزشی، کارشناسان ارشد اداره تربیت بدنی و مسئولان ورزشگاه های منتخب، 14 نفر از مسئولان نیروی انتظامی، 12 نفر از مشاوران املاک و 83 نفر از مردم ساکن در اطراف 5 مکان ورزشی که با شرایط خاصی انتخاب شده بودند) در شهر یزد قرار گرفتند. پس از جمع آوری اطلاعات لازم و اولویت بندی آثار شناسایی شده (به وسیله سه روش AHP ، TOPSIS ، SAW ) و همچنین تحلیل اطلاعات بر اساس آزمون t تک نمونه ( One Sample T-Test ) مشخص گردید که در میان گویه های اثرات اجتماعی، اماکن ورزشی به ترتیب موجب افزایش گرایش اهالی منطقه به تماشای مسابقات، افزایش گرایش اهالی منطقه به ورزش، افزایش شادابی و نشاط در اهالی منطقه و افزایش همکاری های جمعی و ورزشی شده اند، ولی در مجموع متغیرهای اجتماعی، اگر چه میانگین نظرات بزرگتر از سطح متوسط بود ولی این اختلاف معنادار نبود. به علاوه دیگر نتایج پژوهش حاکی از آن بود که اماکن ورزشی بر مجموع متغیرهای اقتصادی و همچنین بر هیچ یک از مؤلفه های آن اثرگذار نبودند.
بازشناسی سفال بومی ایران با رویکرد بوم شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت پدید ه های بومی با درک فعالیت های انسان در محیط پیرامونش امکان پذیر است در این میان نمودهای مادی فرهنگ از به دلیل بر طرف کردن نیازهای مختلف از جایگاه ویژه ای برخوردارند. آنها اندیشه ها را از طریق عینیت بخشی انتقال می دهند و پنداره های غیر مادی را به شیوه های مادی نمایان می کنند. در میان دست ساخته های فرهنگی، سفالینه ها دارای اهمیت خاصی هستند. این مقاله جهت بازشناسی سفال بومی ایران با رویکرد بوم شناسی فرهنگی در استان های سیستان و بلوچستان (کلپورگان سراوان)، هرمزگان (شهوار و حکمی میناب)، کردستان (نوره و بوگه بسی سقز)، گیلان (اسالم و سیاهکل) و مازندران (کلاگر محله جویبار) مولفه هایی چون مواد اولیه، مولفه های فنی، کیفیت های بصری، اهداف کاربردی و عملکردی، منابع انسانی تولید و ساختار فرهنگی و اجتماعی را مورد بررسی قرار داده است. این پژوهش به شیوه ای توصیفی تحلیلی و جمع آوری داده ها با روش کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. در بررسی سفال مناطق مذکور، با توجه با تفاوت های محیطی، مواد اولیه و فنون ساخت و امکانات و محدودیت های ناشی از آن، شاهد تنوع محصولات تولیدی نهایی هستیم. در نهایت سفالینه های نهایی از لحاظ شکلی و نقش مایه های تزئینی تفاوت های بارزی دارند که با هویت های بومی پیوند می یابند.
استعاره های مفهومی رنگ در زبان کردی ایلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تا قبل از پیدایش زبانشناسی شناختی، ""استعاره"" به عنوان مفهومی منحصر به زبان ادبی شناخته می شد. از این رو، تنها در مفاهیم ادبی مورد استفاده قرار میگرفت؛ اما با پیدایش زبانشناسی شناختی، مشخص شد که کاربرد استعاره در زبان عامیانه نیز قابل توجه است. یکی از شاخه های شگفت انگیز زبانشناسی شناختی نظریه ی ""استعاره ی مفهومی رنگ"" است. بر اساس این نظریه، رنگها مفاهیم ذهن کاربران هر زبان را به زیبایی منتقل می کنند. حال، سؤال این است که آیا گویشوران زبان کردی ایلامی مفاهیم رنگ ها را به صورت چند معنایی به کار می برند یا خیر؟ آیا رنگ ها در استعاره های کردی ایلامی به صورت یکسان استفاده شده اند یا خیر؟ پس از تجزیه و تحلیل داده ها (که به صورت توصیفی انجام گرفت) مشخص شد که: 1. بیشتر مفاهیم رنگ ها در زبان کردی ایلامی به صورت چند معنایی استفاده می شوند؛ 2. رنگ ها در استعاره های کردی ایلامی به صورت یکسان استفاده نمی شوند. بر اساس نتایج این تحقیق، از میان تمامی رنگ ها ""رنگ سیاه"" بیشترین فراوانی دارد. شاید بتوان ریشهی استفاده از استعاره های مفهومی رنگ را در مذهب و عقاید پیشینیان جست و جو کرد.
بررسی عوامل مؤثر بر باروری با تکیه بر رویکردی چندسطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور ایران در دهه های اخیر تحولات چشمگیری در زمینه تغییرات جمعیت تجربه نموده است. افزایش نرخ رشد جمعیت به 9/ 3 درصد در دهه 1355 1365 و کاهش رشد جمعیت به 29/ 1 درصد در دوره 1385 1390 به خوبی این مهم را نشان می دهد. تغییرات باروری مهم ترین عامل تبیین کننده تغییرات رشد جمعیت بوده است. با توجه به تفاوت های استانی باروری در ایران و نقش تعیین کننده تغییرات استانی در روند آتی باروری، بررسی ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی منطقه ای در تبیین باروری ضروری به نظر می رسد. هدف اصلی این مقاله بررسی نقش ویژگی های استانی در تبیین باروری است.
به منظور نیل به هدف این مقاله، روش تحلیل چندسطحی به کار گرفته شده است. داده های مورد استفاده برگرفته از داده های خام 2 درصد سرشماری 1385 است که در دو سطح فردی و استانی طبقه بندی شده اند. میانگین استانی تعداد فرزندان زنده به دنیاآمده و میانگین سنی زنان در معرض باروری به عنوان متغیرهای پیش بین سطح 2 و متغیرهای اشتغال، تحصیلات، سن و ساختار خانواده به عنوان متغیرهای پیش بین سطح 1 مدل سازی شده اند.
نتایج مبیّن این است که ویژگی های سطح استانی، تأثیرات ثابت و تصادفی معناداری را در ضرایب رگرسیونی سطح فردی در تبیین باروری دارد، به گونه ای که میانگین میزان باروری زنان از باروری استان و میانگین سن زنان در معرض باروری تأثیرپذیرند. همچنین نتایج گویای این مهم است که میزان تأثیر متغیر تحصیلات زنان بر باروری در استان هایی که میانگین کل تعداد فرزندان زنده به دنیاآمده در سطح بالاتری قرار دارد به مراتب پایین تر است.
چشم انداز آیندة جمعیت روستایی و چالش های مدیریت توسعة پایدار روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش بینی پویایی ها و تغییرات آتی جمعیت روستایی از مهم ترین موضوعاتی است که در فرایند توسعة پایدار روستایی بدان توجه می شود. مطالعة حاضر، با پیش بینی تغییرات جمعیت روستایی در دورة زمانی 1410-1385، به بحث و بررسی پیرامون پیامدهای ناشی از آن می پردازد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که نسبت روستانشینی از 4/31 درصد در 1385 به 5/22 درصد در 1410 خواهد رسید؛ همچنین، نتایج پیش بینی نشان دهندة چندین ویژگی عمدة جمعیت روستایی ایران در افق 1410 است، که عبارت اند از: کاهش باروری، افزایش امید به زندگی، کاهش مطلق و نسبی، افزایش عرضة نیروی کار و سرانجام، سالخوردگی ساختار سنی. در مطالعة حاضر، بهبود بهره وری نیروی کار و سطح درآمد خانوارهای روستایی و همزمان با آن، ایجاد فرصت های شغلی جدید لازمة مواجهة مناسب با افزایش عرضة نیروی کار روستایی و سالخوردگی جمعیت روستایی در افق 1410 قلمداد می شود.
بررسی آثار و پیامدهای رشد سریع جمعیت بر «مضیقه ازدواج» و تجرد دختران (تحلیلی بر تجرد قطعی دختران به مثابه یک مسئله اجتماعی؛ چالش ها و راهکارها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از بارزترین تحولات جمعیتی کشور از سال 1370 به بعد، بالا رفتن سن ازدواج و افزایش میزان تجرد بخصوص در بین دختران بوده است. این مسئله به بروز برخی تغییر و تحولات ساختاری به ویژه در حوزه فرهنگ و اجتماع منجر گشته و همین موضوع، تحلیل و تبیین ابعاد این مسئله را به یک ضرورت تبدیل کرده است. پژوهش حاضر می کوشد با روش تحلیلی و با تکیه بر آمار و اسناد و همچنین تحقیقات موجود، ضمن اشاره به برخی علل در بروز پدیده «مضیقه ازدواج» و تجرد دختران، برخی از مهم ترین عوارض و پیامدهای سوء این پدیده را گزارش کند. نتایج نشان می دهد که گرایش به استقلال اقتصادی، فشار برای ورود به دانشگاه و بازار کار، تضعیف پایبندی اخلاقی در روابط خانوادگی، گسترش روابط نامتعارف، گرایش به جرم و سوء مصرف مواد، بی هویتی و بروز اختلالات روانی را می توان ازجمله عواقب احتمالی تجرد دختران برشمرد. در پایان نیز به برخی پیشنهادها و راهکارها برای کاهش عوارض و پیامدهای نامطلوب اشاره شده است.