با توجه به هزینه های زیادی که صرف دوره های آموزش عالی رسته ای می شود؛ این پژوهش به دنبال ارزشیابی اثربخشی این دوره ها و ارائه پیشنهادهایی کاربردی برای بهبود و افزایش اثربخشی آن است. این تحقیق از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روش توصیفی- پیمایشی است. داده های لازم با استفاده از پرسشنامه گردآوری و برای تحلیل اطلاعات از آزمون های تی تک نمونه ای، تی برای دو نمونه مستقل، تحلیل واریانس تک عاملی، دوجمله ای، من ویانی، کروسکال والیس و فریدمن استفاده گردیده است. جامعه آماری تحقیق 339 نفر از دانشجویان، مدرسان، مسئولان اجرایی و سرپرستان دوره مرکز آموزش عالی رسته ای اصفهان و دانشگاه هوایی شهید ستاری می باشند که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. نتایج تحلیل حاکی از آن است که واکنش ها و یادگیری پس از طی دوره آموزش عالی رسته ای پایین تر از میانگین مورد نظر است و تفاوت معنی داری در تغییر رفتار کارآموزان پس از طی دوره آموزش عالی رسته ای وجود ندارد و اثربخشی دوره آموزش عالی رسته ای در حد متوسط ارزیابی می گردد و اجرای این دوره برای سازمان مفید است.
در سال های اخیر نه فقط حساسیت رقابت در بازار افزایش یافته، بلکه ماهیت آن نیز، تغییر کرده است. امروزه موفقیت شرکت ها به توانایی آن ها در سازگاری با تغییرات سریع فناوری و شرایط بازار بستگی دارد. این امر نیازمند نیروی کار با دانش و آگاه است و مدیریت موثر بر افراد، یکی از کلیدهای اصلی این موفقیت محسوب می شود. موضوع سرمایه انسانی چنان دارای اهمیت است که بسیاری از محققین ارزشمندترین و مهم ترین منابع یک شرکت را سرمایه انسانی آن می دانند. سرمایه های انسانی می توانند دارایی های استراتژیک باشند و مزیت رقابتی برای شرکت ها ایجاد کنند. در این راستا، هدف تحقیق حاضر بررسی اثر سرمایه انسانی بر ثروت ایجاد شده برای سهامداران می باشد. نمونه آماری تحقیق شامل 146 شرکت بورس اوراق بهادار طی سالهای 1388 تا 1392 می باشد. جهت آزمون فرضیه تحقیق رگرسیون فازی بکار گرفته شده است. اندازه شرکت، بازده دارایی و اهرم مالی نیز به عنوان متغیر کنترل استفاده شده است. نتایج تحقیق جاری حاکی از وجود رابطه ای معنی دار بین سرمایه انسانی و ثروت ایجاد شده برای سهامداران است. سرمایه انسانی بالاتر همچنین با بازده دارایی بالاتر در ارتباط است. با این حال رابطه ای معنی دار بین سرمایه انسانی با اندازه شرکت و اهرم مالی یافت نشده است.
تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش نظام آموزش باز و از دور بر توسعه نیروی انسانی در دانشگاه پیام نور به عنوان متولی و مجری آموزش باز و از دور در ایران و ارائه مدلی برای آن، در قالب روش توصیفی - پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری این تحقیق کلیه دانشجویان دکتری پیام نور در سال تحصیلی 91-90 به تعداد 1082 نفر بودندکه از این تعداد 321 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، دو پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس مبانی نظری و پیشینه تحقیق تنظیم شده است. روایی پرسشنامه ها توسط صاحبنظران مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برای نظام آموزش باز و از دور 898/0 و برای توسعه نیروی انسانی872/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز، از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل عاملی و تحلیل مسیر) استفاده شد. بعد از تجزیه و تحلیل (تحلیل عاملی)، نظام آموزش باز و از دور به ترتیب اولویت دارای 3 مولفه اصلی فناوری، تعامل، امکانات و 22 شاخص و توسعه نیروی انسانی نیز به ترتیب اولویت دارای 4 مؤلفه اصلی دانش، نگرش، مهارت، رفتار و 29 شاخص شد. بر اساس اولویت بندی مولفه ها و شاخص های آموزش باز و از دور و توسعه نیروی انسانی و با استفاده از نرم افزار لیزرل53 /8 (تحلیل مسیر)، مدل نظریی و ساختاریی ارایه گردید که نشان می دهد، اگر آموزش باز و از دور به همراه مولفه ها و شاخص های آن در دانشگاه های دارای نظام باز و از دور به خوبی طراحی، تولید، اجرا و ارزشیابی شود، منجر به توسعه مولفه های نیروی انسانی؛ دانش، نگرش، مهارت، رفتار و شاخص های آن در افراد می شود.
مدیریت منابع انسانی دربرگیرنده ی فعالیت هایی همچون جذب، انتخاب، نگه داشت، و بهبود نیروی کار به منظور دست یابی به اهداف فردی و سازمانی است. سامانه های اطلاعاتی منابع انسانی، ترکیبی از مدیریت منابع انسانی و بانک های اطلاعاتی است. این فناوری، سامانه ای است که به منظور دست یابی، حفظ، ویرایش، کاوش، بازیابی و توزیع اطلاعات مربوط به منابع انسانی به کار می رود. سامانه های اطلاعاتی منابع انسانی، معمولاً بخشی از سامانه ی اطلاعاتی اصلی سازمان است که بخش های دیگری مانند: حسابداری، تولید و بازاریابی را نیز پوشش می دهد. در این پژوهش، اثراتِ ابعاد کارکردی، ارتباطی و تحولی سامانه های اطلاعاتی منابع انسانی (HRIS) بر سازمان های دولتی شناسایی شده و در ادامه، میزان تحقق آنها در بخش دولتی ایران مورد ارزیابی قرار می گیرد. برای شناسایی ابعاد، از ادبیات تحقیق و همچنین نظر خبرگان و برای ارزیابی تحقق آنها در بخش دولتی ایران از دیدگاه مدیران منابع انسانی سازمان های دولتی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که تأکید بر مزایای کارکردی به کارگیری سامانه های اطلاعاتی منابع انسانی می تواند گمراه کننده باشد؛ زیرا، مزایای اصلی پیاده سازی آن در جنبه های ارتباطی و تحولی آن نهفته است.
امروزه، شایسته سالاری و استفاده از نیروهای کارآمد یکی از اصول اساسی و از عوامل موفقیت سازمانها در حرکت به سمت پویایی و تحول است. به عبارت دیگر شایسته سالاری به عنوان رمز پیروزی حرکتهای توسعه ای، در درون سازمانها می باشد؛ به شکلی که مدیران در هیچ شرایطی نباید خود را بی نیاز از توجه به مفاهیم و آموزه های آن بدانند. لذا در این راستا، پژوهش حاضر، با هدف ارائه مدل ارتقاء نظام شایسته سالاری در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، به روش توصیفی - پیمایشی و با ابزار پرسشنامه انجام شده است؛ این پژوهش دارای دو نوع پرسشنامه است. نتایج تحلیل انجام شده بر پاسخهای به دست آمده از پرسشنامه اول باعث شکل گیری مدل مفهومی گردید. از پرسشنامه دوم نیز به منظوراستخراج روابط بین متغیرها، تعیین ضرایب وزنی شاخص ها و ارائه مدل پژوهش استفاده شدکه در بین 54 نفر از خبرگان که با شرایط خاصی و به روش قضاوتی انتخاب شده بودند توزیع گردید. نتایج آن بر اساس روش لکسیکوگراف مورد تحلیل قرار گرفت که نتیجه آن نشان می دهد در سازمانهایی که نوع استراتژی آنها رقابتی؛ نوع سبک رهبری آنها مشارکتی؛ نوع فرهنگ سازمانی آنها از نوع فرهنگ سازمانی پاسخگو؛ هدف نظام مدیریت منابع انسانی آنها هدف سازمانی و نوع تصمیم گیری آنها نیمه متمرکز است زمینه ایده آل تری برای ارتقاء شایسته سالاری فراهم می باشد. همچنین سازمانهایی که مشارکت در فرایند تدوین ارزشها، پذیرش شایسته سالاری در افکار عمومی، شایستگی به عنوان معیار گزینش افراد و قوانین استخدامی با فرصت برابر را دیکته می کنند باعث ارتقاء شایسته سالاری می شوند.