فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۵۷۳ مورد.
اخلاق در فناوری اطلاعات و آسیب شناسی اخلاق ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با امکانات و گزینه های فراوانی که رسانه های جدید در عصر اطلاعات در اختیار افراد جامعه قرار می دهند، کاربران دائما با محرک های جدید و انواع مختلف رفتارهای اجتماعی و اخلاقی آشنا می شوند. این فضا هویت نامشخص و پیوسته متحولی را می آفریند، و بیشترین تاثیر آن برای نسلی است که در مقایسه با نسل قبل با محرک های فراوانی مواجه است. همچنین از طریق رسانه های نوین و فناوری اطلاعات، افراد جامعه خط مفروض میان فضای عمومی و خصوصی را تجدید سازمان می کنند و این امکانی است که جامعه فعالانه از آن استفاده می کند.روش کار: با بررسی تعداد 80 نفر از کاربران عمومی فناوری اطلاعات و آسیب های اجتماعی، هنجارها و تهدیدهای اخلاقی شبکه جهانی و ابزارهای ارتباطی رایانه ای بر آنها، الگوی برای اخلاق کاربری ارایه شده است.یافته ها: در این پژوهش مشخص گردید بیش از 85% کاربران در معرض آسیب های اخلاقی و ناهنجاری های فناوری اطلاعات قرار داردند که سهم کودکان و نوجوانان در این نمونه گیری از سایرین بیشتر است.نتیجه گیری: اخلاق حرفه ای به دلیل این که متخصصان تنها با تسلط بر کار و فعالیت حرفه ای خود و فلسفه و نقش آن در زندگی مردم، به درک اخلاقی نایل می آیند و عینیت گرایی و بی طرفی علمی و عدم جانبداری سیاسی که مهمترین اصل اساسی علم و فناوری است، در رابطه با اخلاق علمی حرفه ای مورد تایید قرار گرفته است.
اخلاق در پژوهش های زیست پزشکی بر روی آزمودنی های انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش انسانی بایستی پاسخگوی نیازهای بهداشتی جمعیت یا جامعه ای باشد که در آن انجام می گیرد. مقتضیات اخلاقی فقط زمانی برآورده می شود که مداخلات موفقیت آمیز یا دیگر منافع حاصل از چنین پژوهش هایی در اختیار جامعه قرار گیرد. لذا، به منظور تامین مقتضیات اخلاقی، یک فرایند برنامه ریزی و مدیریتی باید قبل از آغاز پژوهش، انجام و تا پایان مراحل اجرایی و حتی در دسترس قرار دادن نتایج حاصل به مراجع ذی صلاح و جمعیت مورد مطالعه، مورد پایش و ارزشیابی قرار گیرد. صلاحیت و مهارت محققین متخصص و شرایط ایمن محیط پژوهش بایستی پیش از اجرا مورد تایید کمیته های اخلاق واقع گردد و در حین اجرا نیز به محض برخورد با موارد خلاف تعهد و اصول انسانی از ادامه آن جلوگیری به عمل آید. کسب رضایت آگاهانه آزمودنی و دادن اطمینان از خروج اختیاری و بدون قید و شرط او از پژوهش، جزء لاینفک تعهدات پژوهشگر محسوب می گردد. از جمله معضلاتی که بعضا، در مورد انجام پژوهش های حمایت شده از سوی پشتیبانان رخ می نماید سوگیری در اجرا و ارایه نتایج حاصل از تحقیق می باشد، لذا پژوهشگر، موظف به انجام تعهدات خویش فارغ از ارتباطات خاص به ویژه اقتصادی اجتماعی با پشتیبانان است و در صورت بروز تضاد منافع بالقوه، باید آنرا برای کمیته های اخلاقی و حتی در انتشار آشکار سازد.نتیجه گیری: در این مقاله جنبه های مختلف اخلاقی در پژوهش های زیست پزشکی بر روی آزمودنی های انسانی و دستور العمل های ضروری جهت رعایت حقوق آنها در پژوهش مورد بازنگری قرار گرفته است.
نقش بازاریابی اخلاقی در رفتار خرید مصرف کنندگان مواد غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در صدد بوده است که موضوع مسوولیت پذیری اجتماعی شرکتها را مطالعه کرده و نحوه اثرگذاری بازاریابی اخلاقی بر رفتار خرید مصرف کنندگان را مورد بررسی قرار دهد. از این رو چگونگی تاثیر ارزش های اخلاقی و اجتماعی رعایت شده توسط شرکت را در فرایند تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان مواد غذایی، مساله خود قرار داده است.روش کار: با توجه به ماهیت پژوهش، روش تحقیق در آن، توصیفی و از بعد نحوه گردآوری داده ها، از نوع پیمایشی است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده و نمونه گیری به روش تصادفی خوشه بندی انجام گرفته است. برای پاسخ به سوالات مطروح، 372 نفر از مشتریان مواد غذایی فروشگاه های زنجیره ای رفاه به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند.یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که بین آمیخته های بازاریابی و رفتار خرید مصرف کنندگان مواد غذایی مورد بررسی در این پژوهش، رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین بین عوامل موقعیتی و رفتار خرید مصرف کنندگان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.علاوه بر آن، نتایج حاکی از آنست که در جامعه آماری مورد بررسی، بین بازاریابی اخلاقی و رفتار خرید مصرف کنندگان مواد غذایی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.نتیجه گیری: رعایت ارزش های اجتماعی توسط شرکت ها بر رفتار خرید مصرف کنندگان مواد غذایی اثر گذاشته به طوری که در اثر مطابقت این ارزش ها با ارزش های مصرف کنندگان (جامعه)، آنان را به انتخاب نام و نشان تجاری آن شرکت ها ترغیب کرده است.
رویکردی طبقه بندی شده به حوزه اخلاق اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در چارچوب نظریه اخلاق اطلاعات به تعبیر لوسیانو فلوریدی و به عنوان حوزه توسعه یافته ای از اخلاق رایانه ارایه می گردد و به ضرورت طبقه بندی مسایل اخلاقی مطرح در حوزه اخلاق اطلاعات پرداخته و رویکردی روش مندانه در تحلیل هر طبقه از این مسایل عرضه می نماید. فلوریدی در نظریه توسعه یافته اخلاق اطلاعات، استدلال می کند که قلمرو اخلاق رایانه بایستی به مراتب بیش از دربرگیرندگی موجودات انسانی، فعالیت ها، تمایلات و خصوصیات آنان گسترش داده شود. وی اخلاق اطلاعات توسعه یافته را به منزله اخلاقی کلان طرح می نماید و بر آن است تا در تمامی موقعیت های اخلاقی، کاربست پذیر باشد.روش کار: ابتدا با نگاهی مساله محور به معرفی برخی از مسایل اخلاقی شاخص در عصر اطلاعات پرداخته و روند تکامل و توسعه حوزه اخلاق رایانه به حوزه اخلاق اطلاعات مورد تصدیق قرار می گیرد. در خصوص معرفی تفصیلی اخلاق اطلاعات و تبیین هر طبقه از مسایل مطرح در آن، به طور کلی به معرفی چهار رهیافت بنیادین ممکن به علم اخلاق (اخلاق فلسفی، اخلاق هنجاری، اخلاق توصیفی، و اخلاق کاربردی) پرداخته می شود، سپس اخلاق اطلاعات به مثابه حوزه بررسی مسایل اخلاقی متاثر از فناوری اطلاعات و ارتباطات در عصر اطلاعات تلقی شده و چنین مسائلی از رهیافت اخلاق کاربردی در سه دیدگاه متمایز (اخلاق اطلاعات از دیدگاه های اخلاق فلسفی، اخلاق حرفه ای و اخلاق توصیفی) به همراه موضوعات شاخص و مثال هایی ارایه و معرفی می شود.نتیجه گیری: با ارایه جدولی، دیدگاه های مذکور در اخلاق اطلاعات، طبقه بندی و رشته های تخصصی مورد مشارکت، زمینه های موضوعی شاخص و روش تحلیل موضوعات مرتبط با هر طبقه از مسایل مذکور بر اساس رهیافت های ممکن به علم اخلاق به طور خلاصه گردآوری، تبیین و ارایه می شود.
حقوق پدید آورندگان و منافع عمومی در کتابخانه رقومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حق مولف، درحمایت از آثار پدید آورندگان نقش اساسی دارد. اما در عصر کاربرد رقوم که تبادل اطلاعات هر روز از شکل های سنتی فاصله بیشتری می گیرد، حمایت کامل از حقوق مولفان را با مشکلاتی مواجه کرده است و گاه نگرانی از سرقت حقوق معنوی و مادی آثار، آنها را از ادامه تولید آثار دلسرد می کند. به هر حال، ظهور هر فناوری نوین، اهمیت یافتن راهی موثر برای حفظ آثار را الزامی می کند با این توضیح که برقراری توازنی منطقی میان سه عامل حفاظت از آثار، ایجادانگیزه وخلاقیت بیشتر، باید مدنظر صاحبنظران این عصر قرار گیرد تا به طراحی راهکارهای جدید در این مساله بحث بر انگیز بپردازند. مقاله حاضر، جنبه های مختلف حق مولف را دردنیای رقومی و قوانین موجود در این خصوص، مشکلات موجود، ارایه راهکارهای مدیریتی حق مولف در هزاره کاربرد رقوم و نقش یونسکو در ایجاد توازن میان دسترس پذیری اطلاعات و منافع قانونی را مورد بررسی قرار داده است.روش کار: پژوهش، به روش کتابخانه ای و با بررسی پایگاه های الکترونیکی انجام گرفته است.نتیجه گیری: حفظ حقوق پدیدآورندگان درمحیط رقومی امکان پذیر است اما برای رسیدن به نتیجه ای بهتر، مستلزم پژوهشهای بیشتر و بازنگری در قوانین حق مولف است. بالاخره ایجاد انجمنهای ملی حمایت از حقوق پدیدآورندگان پیشنهاد می شود.
چارچوبی برای پژوهش در اخلاق رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تفکیک دو مفهوم «اخلاقیات» و «اخلاق» در پی آن است که به ابعاد و زمینه های کاربرد مقوله اخلاق در رسانه بپردازد. بر این اساس مقاله، اصول بنیادین تاثیرگذار در اخلاق رسانه و عوامل برون رسانه ای موثر در ساخت و نقش آن مورد بررسی قرار می دهد و با تکیه بر نظریه هنجاری مسوولیت اجتماعی، مقوله اخلاق رسانه را فراتر از مفهوم فردی اخلاقی و اخلاق روزنامه نگاران، منفرد می بیند.روش کار: دو منبع از آخرین منابع درباره «اخلاق رسانه» و «اخلاق روزنامه نگاری» از «دایره المعارف بین المللی ارتباطات» مبنای بررسی و نقد این دو مفهوم قرار گرفته است، هم چنین، با مروری بر سایر منابع معتبر فارسی و انگلیسی چارچوب مفهومی جدیدی برای پژوهش های اخلاقی در حوزه رسانه ها و تدوین مقررات اخلاق حرفه ای عرضه شده استنتیجه گیری: این مقاله تغییر هسته مرکزی اصول اخلاقی رسانه را از تمرکز بر روزنامه نگاران به تمرکز بر نهادها از جمله نهادهای رسانه ای، دولت ها و نهادهای بین المللی لازم می داند و بر آن اساس، چارچوبی برای تدوین مقررات اخلاق کاربردی در قالب اخلاق شناسی حرفه ای ارایه می دهد، چارچوبی که با تکیه بر چهار اصل آگاهی دهی عمومی، آزادی مطبوعات، بیان حقیقت و احترام به حیثیت فردی و زندگی خصوصی می تواند فضاهای متکثر و متنوع رسانه ای را در بر بگیرد.
نقش پیش فرض های متافیزیکی در تحقیقات روان شناسی و علوم تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اوایل قرن بیستم، پژوهش در خصوص نظریه های یادگیری، ادراک، رشد شناختی، هوش، انگیزش و ... آغاز شد. پژوهشگران غربی اثبات گرایی را مبنای معرفت شناختی و روش شناختی پژوهش های خود، در حوزه روان شناسی و علوم تربیتی قرار دادند. پیش فرض های جدید این پژوهشگران درباره ماهیت انسان، به ارایه تصویری نارسا از رفتار و منش انسان انجامید.مقاله حاضر ضمن تشریح مشکل یاد شده در چند نظریه مطرح در حوزه روان شناسی و علوم تربیتی پیشنهاد می کند که مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی این قبیل پژوهش ها ارزیابی و از نتایج آنها، با احتیاط، در جامعه اسلامی استفاده شود. استدلال نویسنده این است که حاکمیت اثبات گرایی مبتنی بر سکولاریسم، در نظام تعلیم و تربیت جامعه اسلامی از تحقق رسالت اصلی این نظام (تامین سعادت انسان ها در دو جهان) جلوگیری می کند. پیشنهاد دیگر مقاله آن است که کوشید تا روش شناسی سازگار با آموزه های دینی ابداع و رهنمودهایی برای هدایت فعالیت های تحقیقاتی پژوهشگران در حوزه روان شناسی و علوم تربیتی ارایه کرد.
فلسفه علم هیدگر و ادعای تقدم آن بر فلسفه علم کوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه علم هیدگر محل اختلاف صاحب نظران است. برخی او را واقع گرا می دانند. یک دلیل آنها این است که او متعلق معرفت علمی را مستقل از روش های علمی می دانست. برخی او را نسبیت گرا می دانند؛ چون به تعبیر آنها، هیدگر علم را تنها در افق دانایی هر دوران ممکن می شمرد. برخی بین فلسفه علم هیدگر متقدم و متاخر وحدت می بینند؛ چون او را در هر دو دوره، واقع گرا یا در هر دو نسبیت گرا می دانند. برخی بین آن دو افتراق می بینند؛ مثلا به این دلیل که او در ابتدا، به استقلال موجودات از روش های علمی قایل بود؛ اما بعد این استقلال را رد کرد. برخی به دلایل مختلف مدعی اند که هیدگر، پیش از تامس کوون، به آنچه او در فلسفه علمش «پارادایم»، «علم متعارف» و «انقلاب علمی» می نامد، پی برده بود. برخی مخالف چنین ادعاهایی هستند. در این مقاله، آرا پنج صاحب نظر در این زمینه ها شرح و تحلیل می گردد.
تأمّلى بر مبانى پارادایمیک و پارادایم نگارى در مطالعات میان رشته اى (مورد مطالعه: بازاریابى کارآفرینانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خردمایه مقاله حاضر گویاى آن است که مطالعات علوم انسانى با نگاهى پارادایمیک، تا پیش از طرح و بسط میا ن رشته گرایى، عمدتاً، براساس یکى از پارادایم هاى اثبات گرایى، تفسیرى، نظریه انتقادى، فمینیسم، پست مدرنیسم و نظریه آشوب، به عنوان پارادایم غالب، بوده است که این مسئله به نوعى یک سونگرى و یک جانبه گرایى منجر شده است. در این مقاله، هدف آن است تا با کنکاشى نوپردازانه و بهره گیرى از چارچوبى ابتکارى و منبعث از دیدگاه کثرت گرا، الگویى براى تحلیل پارادایمیک مطالعات میان رشته اى از تقاطع سه عامل به منظور نوعى مفاهمه بهتر و برداشت موزونتر از مطالعات «ساختار»، «الگو» و «فرایند» میان رشته اى ارائه شود.
در این راستا، مفهوم نوظهور بازاریابى کارآفرینانه به مثابه مصداقى میان رشتگى، که از تلفیق وجوه دو رشته علمى بازاریابى و کارآفرینى در مطالعات مدیریت ناشى شده است، مطرح و مصادیق آن در این نقش هنگارى ابتکارى، جانمایى شده است. بدین ترتیب، نتیجه گیرى شده است که در پژوهش هاى میان رشته اى و نوظهور، توجه توأمان به پارادایم هاى مذکور و شناخت هریک از مطالعات در حوزه هاى مختلف مى تواند در راستاى درک بهتر حقیقت و رهایى از قیدوبندهاى تفکر وابسته به متن و محتوا راه گشا باشد و مانع کوته نگرى و یک جانبه گرایى شود
علم در جامعه: از تک گویی تا گفت و گو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو روایتی است از تاریخ پژوهش ها و فعالیت های انجام شده پیرامون حوزهی مطالعاتی «علم، فناوری و جامعه». تاکید بنیادین مقاله این است که هم پای دیگر تحولات فکری و فلسفی که طی چند دهه گذشته، گفت و گو و درک متقابل را در کانون مباحث اجتماعی گذاشته اند، رابطه میان علم و جامعه نیز در متن مطالعات میان رشته ای «علم، فناوری و جامعه» به سوی گفت و گو راه سپرده است. طی تاریخ چند ده های این دسته مطالعات که نخست با هدف افزایش سواد علمی مردمان عادی و به تبع آن افزایش پشتیبانی آنان از فعالیت های علمی آغاز شده است، به مرور فهمیده می شود که انتزاع علم از دیگر فعالیت های فرهنگی حتی برای دستیابی به آن هدف اولیه نابسنده است و شایسته است علم شیوه ارتباطی بالا به پایین خود با شهروندان را به شیوه ای دموکراتیک تر تغییر دهد. بر این اساس، سوگیری اکنونی پژوهش های «علم، فناوری و جامعه» بر این است که علم و جامعه می توانند و باید، همچون طرف هایی هم سنگ به گفت و گو و یادگیری متقابل بپردازند. روش مقاله در به دست دادن این نتیجه، بررسی پژوهش ها و تک نگاشت هایی است که فعالیت های دست کم نیم سدهای «علم، فناوری و جامعه» را به شیوهای تاریخ نگارانه ثبت و تحلیل کرده اند.
علیت عاملی و مشکلات آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به نظر می رسد اگر موجبیت گرایی درست باشد، یعنی اگر هر رخدادی معلول رخدادهای پیشین خود باشد، آنچه یک عامل انسانی انجام می دهد، معلول رخدادهایی است که بسیاری از آنها، پیش از تولد عامل رخ داده اند؛ به این ترتیب هیچ عاملی در آنچه انجام می دهد، مسوولیت اخلاقی ندارد. از سوی دیگر، اگر ناموجبیت گرایی درست باشد، یعنی برخی از رخدادها تصادفا رخ دهند، باز هم مسوولیتی متوجه هیچ عاملی نیست. رودریک چیزهلم با معرفی مفهوم علیت عاملی سعی دارد راه استدلال دوشاخه ای بالا را سد کند. مطابق نظریه او، هر رخداد ارادی محصول زنجیره ای از رخدادهاست که در نهایت، عامل آن رخداد ایجاد کرده است و خود این عامل معلول چیز دیگری نیست. در این مقاله، پس از بیان نظریه چیزهلم و پاسخ او به برخی منتقدان، ایرادهایی به نظریه او وارد می شود که کفایت این نظریه را به شدت به چالش می کشند.
میان رشتگی و مسایل آن در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعالیت های میان رشته ای، مطلوبیت عام یافته است و در حوزه های نهادی «دانش» و اجتماعات سازمانی «آموزش»، گسترش یافته است و به مثابه مشخصه نوین شیوه تولید دانش و سیاست گذاری عرضه آموزش، از ارزش و اعتبار سیاست گذاری برخوردار شده است. به اعتباری، به رغم واکنش ها و مقاومت های پراکنده، «فعالیت های میان رشته ای» امروز جالب توجه و مطلوب نهادهای تولید و اشاعه دانش و نیز فضاهای سازمانی و اجتماعی آموزش است. با وجود این، آنها، به ویژه در عمل، با موانع پیچیده، چالش های جدی و انتقاداتی مواجه هستند.این مقاله توصیفی - تحلیلی، با تمرکز و تاکید بر علوم انسانی میان رشته ای، عمده ترین موانع و چالش هایی را که در سه دهه اخیر، فعالیت های میان رشته ای را با مساله اثربخشی و بهره وری مواجه کرده است، در قالب سه دسته اصلی موانع (چالش های) «سازمانی»، موانع «حرفه ای»، موانع «فرهنگی» بررسی و تبیین می کند. در پایان، تلاش خواهد شد موانع و چالش های خاصی تبیین شود که برنامه ها و فعالیت های میان رشته ای در حوزه علوم انسانی با آنها روبروست.
ملاحظاتی پیرامون «اعلامیه جهانی اخلاق زیستی و حقوق بشر»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه فناوری زیستی هم در سطح ملی و هم در سطح بین المللی توسعه یافته است. در پرتو سرعت پیشرفت فناوری زیستی، احترام به اصول اخلاق زیستی هم به یک ضرورت تبدیل شده استاعلامیه حقوق بشر و برنامه عمل وین (1993) در بند یازده تصریح می کند: «پیشرفت خاص، به ویژه در طب زیستی و علوم حیاتی و در فناوری اطلاعات ممکن است به طور بالقوه عواقب نامطلوب برای تمامیت، کرامت و حقوق انسانی افراد داشته باشد و از این رو درخواست می کند برای تضمین احترام کامل به حقوق بشر و منزلت انسانی در این حوزه های مورد توجه جهانی، همکاری بین المللی صورت گیرد.» کنفرانس عمومی یونسکو در حوزه های مرتبط با اخلاق زیستی اقدامات قابل توجهی مبذول کرده است. اعلامیه جهانی ژنوم انسانی و حقوق بشر و اعلامیه بین المللی داده های ژنتیک انسانی، دو اعلامیه صادره توسط یونسکو هستند که از اتقان، انسجام، شفافیت و جامعیت برخوردارند.نتیجه گیری: اعلامیه جهانی اخلاق زیستی و حقوق بشر، ایراداتی داردکه از آن جمله می توان به ضعف ساختاری، بی توجهی به تعهد اشخاص حقیقی، ضعف در بیان اهداف، تبیین نادرست اصول حاکم بر اخلاق زیستی، نقص در بیان اصل عدم تبعیض و اهتمام مفرط به رضایت آزادانه اشاره نمود. مقدمه، قلمرو و اهداف اعلامیه به درستی تبیین نشده است. اصول بنیادین اخلاق زیستی می بایست به نحو شفاف و محققانه بیان گردد. اعلامیه به تعهد اشخاص حقیقی، کم توجهی نموده و منحصرا دولت ها را مخاطب قرارداده است. یکی دیگر از مهمترین اشکالات اعلامیه، عدم توجه به امکان تحدید اراده در پرتو کرامت انسانی است.
نگاهی به معضلات و الگوی راهبردی ترویج اخلاق در سازمان های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بروز و رواج رفتارهای غیراخلاقی در حوزه های مختلف آموزشی از مهمترین معضلات سازمان های آموزشی در عصر فعلی است. پیشگیری از این رفتارها و حل معضلات، ضرورت نیازمندی این نوع سازمان ها را به اخلاق متجلی می نماید. شناخت عناصر درونی و بیرونی سازمان های آموزشی در اخلاقی کردن آنها رهگشاست، زیرا اخلاق به معنای الگوی رفتار ارتباطی مبتنی بر رعایت حقوق خود و دیگران در قبال محیط است.روش کار: این نوشتار با مطالعه توصیفی تحلیلی به بررسی عناصر درونی و بیرونی سازمان های آموزشی می پردازد و مسولیت های اخلاقی هر یک از آنها را در قبال خود و دیگران ترسیم می نماید.نتیجه گیری: بروز رفتارهای غیراخلاقی و رواج آن در سازمان های آموزشی (به ویژه در مدیریت این سازمان ها) در عصر جهانی شدن یک تهدید جهانی است و گره گشایی از آن نیازمند برنامه جهانی است. سازمان های آموزشی به لحاظ تقدس رسالت خود (تعالی انسان ها) بی نیاز از مباحث اخلاقی نیستند و در قبال محیط داخلی و خارجی دارای مسوولیت های اخلاقی هستند که عملیاتی کردن آنها در محیط های آموزشی در رشد تربیتی انسان ها و شکوفایی جوامع نقش موثر داشته و اثربخشی و کارآمدی سازمان ها را در ارایه الگوهای رفتار ارتباطی و تامین زندگی فرهنگی نمایان می سازد.
نقد و بررسی سرمشق های نظری مردم شناختی و جامعه شناختی از فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل مفاهیم مورد استفاده در علوم، یکی از فعالیت های جدی در حوزه روش شناسی و فلسفه علم است. در این مقاله، برای کسب بصیرت نظری از موقعیت فرهنگی جامعه، به سرمشق های نظری (پارادایم) در جامعه شناسی و مردم شناسی پرداخته شده است. این مقاله با کند و کاوی در مورد مفهوم فرهنگ و با بهره مندی از مطالعه مقایسه ای و مدل هایی که از پارادیم ها مشتق می شوند، انجام شده است. با الهام از نظریه ها و مفاهیم جامعه شناسی و مردم شناسی، دو گروه اساسی از مفاهیم در انسان شناسی و سه گروه پایه در جامعه شناسی شناسایی شدند. فرضیه عمومی مقاله این است که مفهوم فرهنگ در پارادایم جامعه شناسی و مردم شناسی متفاوت است. در اولین گام، به دلیل رابطه انسان با خود، سایر انسان ها و خداوند، مفهوم عالی از فرهنگ را به دست آورده ایم که دو بعد اساسی دارد: «داخلی - ذاتی» و «خارجی - رفتاری». در این رابطه، «معنای معنوی از فرهنگ در رابطه انسان با خداوند»، هدف اصلی مفهوم سازی انتقادی ما را شکل داده است.
جایگاه رئالیسم و ابزارگرایی در روش شناسی علم اقتصاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رئالیسم علمی هدف تحقیق علمی را کشف حقیقت می داند؛ در مقابل، ابزارگرایی نظریه ها را صرفا ابزارهایی مفید می داند که برای نظم بخشیدن به داده ها و پیش بینی ساخته شده اند. مهم ترین چالش این دو، نزاع بر سر هویت های مشاهده ناپذیری است که نظریه ها جعل کرده اند. به نظر رئالیست های علمی، این هویت ها واقعا وجود دارند و همان گونه عمل می کنند که نظریه های جعل کننده آنها می گویند؛ اما از نظر ابزارگرایان، اظهار نظرهای دانشمندان در مورد هویت های مشاهده ناپذیر را نمی توان صادق یا کاذب دانست. در علم اقتصاد نیز مباحث ابزارگرایی و رئالیسم جریان دارند؛ اما بر خلاف فلسفه علم، رویکردها مقابل یکدیگر نبوده، به دوره های زمانی متفاوتی تعلق دارند؛ همچنین ابزارگرایی و رئالیسم اقتصاد متفاوت از ابزارگرایی و رئالیسم علمی در فلسفه علم هستند. رئالیسم علمی، برخلاف ابزارگرایی، تا دهه های اخیر، جایی در روش شناسی علم اقتصاد نداشت. از حدود دو دهه پیش، دو برنامه رئالیستی متفاوت با نوشته های دو پرچم دار اصلی آن، اوسکالی ماکی و تونی لاسن، وارد ادبیات روش شناسی اقتصاد شدند. در این مقاله چالش های موجود در این زمینه بررسی می شود.