در دهه های اخیر، فرهنگ سازمانی از موضوعات مهم پژوهشی در عرصه علم مدیریَت بوده است زیرا بر طیف گسترده ای از مسایل فردی و سازمانی مانند تعهد سازمانی کارکنان، وفاداری، گردش کار و رضایتمندی اثر می گذارد.تعهد سازمانی، عبارت است از توان نسبی امکان شناسایی افراد بایک سازمان خاص ومیزان دخالت آنان در سازمان. هدف پژوهش حاضر، بررسى تاثیر چهار بعداز ابعاد فرهنگ سازمانى شامل آموزش و توسعه، پاداش و قدردانى، کار گروهى و ارتباطات بر تعهد سازمانى کارکنان بود. روش بررسی: این پژوهش تحلیلی- کاربردیِ مقطعی در تابستان 1387 انجام شده است. جامعه ى پژوهش کارشناسان بیمارستان شهید صدوقی یزد و نمونه ى پزوهش 76 نفر از این جامعه بود که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ای استاندارد جمع آوری و به وسیله ى نرم افزار آماری SPSS-14 و آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شد. یافته ها: تعهد سازمانی کارکنان با دو بعد از ابعاد فرهنگ سازمانی؛( سازوکار پاداش و کار گروهی) ارتباط معنادار دارد اما با دو بعد دیگر ( آموزش و توسعه و ارتباطات سازمانی) رابطه ى معنادار ندارد. نتیجه گیری: ایجاد سازوکار پاداش مطلوب است و ترویج و توسعه و ایجاد فضای مناسب کار گروهی می تواند تعهد سازمانی کارکنان را افزایش دهد و در نهایت بهبود عملکرد بیمارستان شود.
امروزه سرعت بالای تغییرات در عرصه رقابت ، پیشرفتهای تکنولوژی و نوآوریهای روزافزون از ویژگیهای محیطی شرکتها در دنیای کسب و کار به شمار میرود . این ویژگیها سبب شدهاند تا روزانه شرکتهای بی شماری در مواجهه با دشواریهای فزاینده رشد و توسعه در تلاطم افزایش رقابت در دنیای کسب و کار برای بقا و پیشرفت خود با چالشهای گوناگون تقابل یابند. در تقابل با این چالشها ، بنگاهها مجبورند که به ایجاد تغییراتی بپردازند . از این رو مقوله تغییرات سازمانی در سالیان اخیر در دنیای مدیریت ، اهمیت قابل توجهی یافته و روشهای گوناگونی برای انجام این مهم ابداع شده است...
با توجه به این که سازمان از افراد با طرز تفکر و گرایشهای متفاوتی تشکیل شده است و این افراد دارای زمینههای خانوادگی متفاوتی میباشند . مدیریت هر سازمان باید با تسلط بر دانش بهداشت روانی و انجام آن ، محیطی مناسب در سازمان را پی ریزی نماید . رهنمودهای این مقاله مدیران سازمانها را یاری میدهد تا با کسب اطلاعات لازم در زمینه بهداشت روانی و تلاش در زمینه ایجاد یک سازمان سالم ، محیطی را فراهم آورند تا باعث تشدید و ایجاد بیماریهای روانی نگردد . این مقاله طوری تدوین شده که مدیران پر مشغله ، به راحتی آن را مرور کنند...
فساد به عنوان یکی از واقعیت های نامیمون جامعه امروزی،رشد بی سابقه ای در نظام اداری،سیاسی و اجتماعی داشته است . چنان که رویدادهای اخیر نشان داده است ، هیچ کشوری با هر میزان ثروت و قدرت نمیتواند ادعا کند که از پیامدهای مخرب فساد کاملاً مصون است . فساد انواع مختلفی دارد که فساد مالی،اخلاقی،سیاسی واداری از جمله مهم ترین آن است. فساد اداری که ناشی از عوامل بورکراتیک است محصول نظام اداری ناکارآمد ، بوروکراسی منفی،نظام مدیریت غیرموثر و فقدان نظام شایسته سالاری است . برای مقابله با فساد راه حل های متفاوتی ارائه شده است . این مقاله در تلاش است با رویکردی نوین ، ریشه فساد اداری را فراتر از عوامل شکلی و خرد تحلیل نموده و با دید کلان و جامع نگر به بررسی موضوع بپردازد. در این راستا به تحلیل رابطه فساد و الگوی حکومت داری پرداخته و بر این نکته تاکید دارد که فساد متاثر از نوع رابطه دولت با سایر بخشها و نقش،جایگاه و کار ویژه آن در جامعه است. بر این اساس الگوی حکمرانی خوب را به عنوان الگویی نوین در جهت کاهش فساد و افزایش سلامت اداری معرفی می کند و به تبیین رابطه بین الگوی یاد شده و فساد اداری می پردازد.
عرصه سازمانی در سالهای اخیر ، مدیران را با چالشهای وسیعی رو به رو ساخته است . یکی از این چالشها نگرش ، شناخت و هم راستایی با مقوله علم اخلاق در عرصه سازمان و مدیریت است . مدیران و کارکنان سازمانها برای ایفای امور سازمانی خود ، افزون بر معیارهای سازمانی و قانون نیاز به مجموعه ای از رهنمودهای اخلاقی و ارزشی دارند که آنان را در رفتارها و اعمال سازمانی یاری دهند و نوعی هماهنگی و وحدت رویه در حرکت به سوی شیوه مطلوب جمعی را برایشان میسر سازد ...
در عصر حاضر روند تغییرات و تنوع ابزار مورد استفاده در جریان زندگی ، هر روز بیشتر میشود . سرعت تغییرات و دگرگونی به حدی است ، که هیچ یک از افراد بشر حتی در یک قرن گذشته پیش بینی چنین تغییراتی را نمیکرد . رقابت جهانی و تجارت رو به رشد جهانی در شرق و غرب ، در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه ، فضایی به شدت ناپایدار برای تمام کسب و کارها ایجاد نموده است . رهبری سنتی در هزاره سوم ادامه حیات نخواهد یافت . اغلب اقدامات تغییر در عمل شکست خوردهاند . تغییر استراتژیها ، ساختارها و سیستمها کافی نیست . باید تفکری که این استراتژیها و ساختارها را ایجاد میکند ، تغییر داد...
رضایت از شغل یکی از عوامل بسیار مهم در موفقیت شغلی و عاملی است که باعث افزایش اثر بخشی ، کارایی و بهره وری سازمان و نیز احساس رضایتمندی فرد می شود . رضایت شغلی کارکنان تا حدود زیادی به سبک مدیریت سازمانی که در آن کار می کنند ، بستگی دارد . این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین میزان رضایت شغلی کارکنان با سبک مدیریت مدیران بیمارستان های دانشگاهی شهر اصفهان در سال 1382 انجام شده است .