فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۴۴۱ تا ۱۰٬۴۶۰ مورد از کل ۱۵٬۴۲۴ مورد.
سهروردی و فرهنگ ایران باستان
حوزههای تخصصی:
درآمدی تاریخی بر حکمت سیاسی خواجه نصیرالدین طوسی
حوزههای تخصصی:
مقایسه جایگاه اراده انسان در آگاممنون آیسخولوس با اراده انسان نزد دکارت
حوزههای تخصصی:
مرگ در اندیشه علامه جعفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
مرگ یکی از بزرگترین معماهای حیات بشری است که در طول تاریخ همواره مورد توجه متفکران بوده است. فلسفه مرگ و ریشه یابی اضطراب ناشی از آن، از جمله مسائلی است که گفتوگوهای بسیاری را برانگیخته است. در میان متفکران اسلامی علامه محمد تقی جعفری از جمله شخصیتهایی است که تأملات بسیار در باب مرگ دارد. از نظر وی برداشتهای مختلفی از مرگ وجود دارد که برخی از آنها مثبت و برخی نیز منفی است. این برداشتها در تلقیهایی ریشه دارد که آدمی به فلسفه آفرینش و معنای زندگی دارد. بدون دستیابی به فلسفه حیات نمیتوان برداشت درستی از مرگ داشت. از همین رو، وی میان معنای زندگی و مرگ رابطه عمیقی برقرار میسازد. جعفری با تقسیم حیات به معقول و طبیعی محض، تفسیر مرگ را در حیات معقول منطقی و مثبت و در حیات طبیعی محض، منفی و ناپذیرفتنی میداند. از نظر وی، بدون تفسیر انسان و هستی نمیتوان معنای درستی برای مرگ یافت. گوش سپاری به مرگ و برقرای رابطه مثبت با آن، فرع بر نوع نگاه به عالم و آدم است. به باور جعفری، گوش فرا دادن به ندای مرگ سبب میشود تا آدمی اصالت پیدا کند. در همین جاست که وی هماهنگ با فیلسوفان اگزیستانس به ویژه هیدگر، توجه جدی به مرگ را در ارتباط با اصالت آدمی میداند. از نظر جعفری، تأمل در باب گذر عمر برای آدمی، گاه اضطراب آور است که با دگرگونیهای درونی میتوان بر آن غلبه کرد. وی همچنین تحلیلهای عمیقی در زمینه شهادت و ارزش آن دارد. از جمله آنکه عظمت شهادت را در ارتباط با مطلوبیت حیات و هدف شهادت تفسیر میکند
رویکرد جدید آلستون به معرفت شناسى باور(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بحث از توجیه باور همواره با این فرض همراه بوده است که ویژگى واحد و برجسته اى با عنوان (موجه بودن) وجود دارد که در صورتى که باور متصف به آن شود از جایگاه معرفتى ممتازى برخوردار مى شود و گمان بر این بوده است که همه مباحث و اختلاف نظرهاى معرفت شناسان درباره توجیه, ناظر به همین ویژگى واحد بوده است. آلستون در کتاب جدیدش با این رویکرد وحدت گرا مخالفت کرده و به سود رویکردى کثرت گرا در معرفت شناسى باور استدلال مى کند. به عقیده او, باور قابلیت اتصاف به مطلوب هاى معرفتى متعدد دارد به گونه اى که هر کدام از این مطلوب هاى معرفتى در جاى خود مهم اند و هیچ کدام از آنها از موقعیت ممتاز و منحصر به فردى نسبت به سایرین برخوردار نیست. بنابراین, در معرفت شناسى باور باید از مطلوب هاى معرفتى گوناگون سخن بگوییم; ماهیت هر کدام را بررسى کنیم, اهمیت نظرى و عملى آنها را در زندگى جست وجو کنیم, میزان دسترس پذیرى هر کدام را براى انسان بیابیم و در نهایت از روابط میان آنها پرده برداریم. آنچه در پى مى آید گزارشى است اجمالى از برخى فصول کتاب فراسوى توجیه در معرفى رویکرد جدید آلستون به معرفت شناسى باور.
از مهر تا مسیح
حوزههای تخصصی:
اندیشه: فلسفه رواقی و سیاست
زمانبندی در تفکر جدید
بررسی تحلیلی کوجیتوی دکارت و انسان معلق ابنسینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برهان مشهور انسان معلق ابنسینا همواره مورد توجه متفکران مغرب زمین¬ ـ از قرون وسطی تاکنون ـ بوده است و بسیاری از فلاسفة غربی با بهرهگیری از این استدلال به طرح ایدههای خویش پرداختهاند. یکی از نمونههای برجستة مشابه استدلال ابنسینا را میتوان در فیلسوف معروف قرن هفده اروپا و بنیانگذار فلسفه جدید ـ رنه دکارت ـ یافت. همین شباهت میان دو اصل کوجیتوی دکارت و انسان معلق ابن سینا دست¬مایة آثار و بررسیهای تطبیقی فراوانی در میان اندیشمندان غربی و اسلامی شده است. بسیاری از آنها میزان شباهت میان این دو موضوع را به حدّی رساندهاند که بر تأثیرپذیری و اقتباس دکارت از ابن سینا نیز تأکید کردهاند. نگارندة مقالة حاضر بر آن است تا با بررسی اجمالی جایگاه این دو نظریه در نظام فلسفی دو فیلسوف مورد نظر و با وارسی مبانی و اهداف آنها به طرح و پاسخ¬گویی این پرسش بپردازد که تا چه میزان میتوان این دو نظریة مشابه را نزدیک و در راستای یکدیگر دانست.