فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۲٬۰۱۲ مورد.
ارتباط تعارض در روابط
بررسی و مقایسه نقش سبک های دلبستگی و راهبردهای تنظیم هیجان در پیش بینی مشکلات رفتاری هیجانی نوجوانان شبه خانواده و غیر شبه خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴۴
491-512
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه نقش سبک های دلبستگی و راهبردهای تنظیم هیجان در پیش بینی مشکلات رفتاری هیجانی نوجوانان شبه خانواده و نوجوانان غیر شبه ه خانواده انجام گردید. مطالعه حاضر یک پژوهش علّی مقایسه ای بوده و جامعه پژوهش را تمامی نوجوانان مراکز شبه خانواده و نوجوانان ساکن استان اردبیل بودند. 30 نفر از نوجوانان شبه خانواده به شیوه داوطلبانه و 30 نفر از ن وجوانان غیر شبه خانواده به شی وه تصادفی انتخاب شدند و به فرم کوتاه پرسشنامه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، فهرست مشکلات رفتاری و پرسشنامه سبک های دلبستگی پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد دلبستگی اضطرابی، اجتنابی و نشخوارگری در نوجوانان شبه خانواده و دلبستگی اضطرابی و فاجعه پنداری در نوجوانان غیرشبه خانواده درونی سازی رفتاری را پیش بینی نمودند. در نوجوانان شبه خانواده، نشخوارگری و دلبستگی اضطرابی و در نوجوانان غیر شبه خانواده راهبرد ملامت دیگران، دلبستگی اضطرابی، ارزیابی مجدد مثبت، فاجعه پنداری و نشخوارگری برونی سازی رفتاری را پیش بینی نمودند. همچنین نوجوانان شبه خانواده بیشتر دارای سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی هستند و کمتر از سبک دلبستگی ایمن برخوردارند و از راهبردهای ناسازگارانه ملامت خویش، نشخوارگری، فاجعه پنداری و ملامت دیگران بیشتر استفاده کرده و نشانگان درونی سازی در آنان بیشتر از نوجوانان عادی است. بنابراین نوجوانان شبه خانواده بیشتر از راهبردهای هیجانی ناسازگارانه و سبک های دلبستگی نا ایمن برخوردارند.
مقایسه ابعاد خودکارامدی و اضطراب و روند تغییرات هر یک در سه گروه سنی 11 9، 14 12 و 17 15 ساله دختران کار و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی روند تغییرات و تفاوت ابعاد خودکارامدی (هیجانی، اجتماعی، تحصیلی و جسمانی) و اضطراب در سه گروه سنی مختلف دختران کار و عادی، پژوهشی توصیفی از نوع مقطعی صورت پذیرفته است. 111 کودک و نوجوان کار 17-9 ساله به صورت نمونه گیری در دسترس و 124 دانش آموز دختر از سه دوره تحصیلی مختلف به صورت تصادفی ساده انتخاب، و بررسی شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های خودکارامدی کودکان، خودکارامدی جسمانی و سیاهه اضطراب حالت صفت بوده است. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل واریانس بین آزمودنی تحلیل شد. یافته ها نشان داد که در هر سه گروه سنی، اضطراب حالت صفت دختران کار به طور معناداری از دختران عادی بیشتر است درحالی که خودکارامدی و ابعاد آن در دختران عادی به طور معناداری از دختران کار بیشتر است. با افزایش سن در دختران عادی اضطراب حالت و اضطراب صفت افزایش می یابد، درحالی که در مورد دختران کار با افزایش سن از دوره سنی 11-9 به دوره سنی 14-12 سال افزایش اضطراب حالت، و با افزایش سن تا دوره سنی 17-15 سال کاهش اضطراب حالت وجود دارد و با افزایش سن در دختران کار، اضطراب صفت افزایش می یابد. هم چنین با افزایش سن، میزان خودکارامدی تحصیلی (بجز در دختران کار 17- 15 ساله)، و خودکارامدی اجتماعی و هیجانی در هر دو گروه کاهش، و خودکارامدی جسمانی در دختران کار تا حدی افزایش، و در دختران عادی کاهش می یابد. بنابراین، خودکارامدی در دوران اواسط کودکی و نوجوانی می تواند به عنوان عامل تأثیرگذار مهمی در بروز و تداوم اضطراب نقش داشته باشد.
The Effects of Family Social Capital on Student's School Achievements in(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this paper، drawing on Coleman's concept of social capital and Bourdieu's concept of cultural capital، the effects of different components of family social and cultural capital (i.e. family expectations of student's academic aspirations، family involvement in student's academic activities،…) on academic achievement of high school students were studied.Using a questionnaire، data were gathered on the academic performance of
393 students who were selected (on the basis of cluster sampling) from different boys and girls high schools in the city of Isfahan in the academic year of 1385-86 (2006-7).Research findings showed that the coefficient of direct effect of capital (which included social and cultural capital) on academic achievement was 0.43 and
that its difference from zero was statistically significant. Therefore، the major hypothesis of the study that family social and cultural capitals have a positive influence of academic performance was supported.
شناسایی کیفیِ پدیده تعارض خانواده – کار و چگونگی مدیریت آن در بین زنان معلمِ متأهلِ شهر دلوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با روش کیفی به ارزیابی پدیده تعارض خانواده – کار و چگونگی مدیریت آن در بین زنان معلمِ متأهل و بچه دار شهر دلوار پرداخته است. تحلیلِ مصاحبه ها نشان داد عوامل مرتبط با این تعارض و مدیریت ان را می توان در سه مقوله محوری "" سرمایه اجتماعی(نوعی و خاص) "" ، "" عوامل تکنولوژیک""، و "" خود مدیریتی فردی( مدیریت ابزاری، شناختی و عاطفی) ""؛ و یک مقوله هسته "" اجتماعی، تکنو و فردی محور بودن پدیده تعارض خانواده – کار"" جای داد. مقوله هسته بیانگر این واقعیت است که عوامل اجتماعی، تکنولوژیک و فردی، در تعامل با هم، کمیت و کیفیت تعارض تجربه شده زنان مورد مصاحبه را تحت تأثیر قرار می دهند. متناسب با ارزیابی های مصاحبه شوندگان، نبود سرمایه اجتماعی نوعی( سازمانی) زمینه تشدیدکننده این تعارض بوده، در مقابل، و ضعیت سرمایه اجتماعی خاص(خانوادگی)، به ویژه همسر، در بین مصاحبه شوندگان ناهمگون بوده، به طوریکه خانم های برخوردار از حمایت اجتماعی خاص میزان خیلی کمتری از این نوع تعارض را به نسبت سایر زنان تجربه کرده اند. عوامل تکنولوژیک که در تحقیقات پیشین اصلا مورد توجه قرار نگرفته اند، زمینه تشدید تعارض تجربه شده همه زنان مورد مصاحبه را فراهم کرده اند. تاکتیک های فردی اتخاذ شده، نیز، هر چند برای مدیرت تعارض مؤثر بوده اند، اما آنها بیشتر ابزارهایی بوده اند که با هدف تخفیفِ تنش خانوادگی در جهتِ تأیید برتری مردان و خودقربانی کردن زنان در حوزه خانواده عمل کرده اند تا اینکه کاهنده فشار مضاعفِ تعارض خانوده کار باشند.
مادری ، واکاوی تجربه زنانه و تاثیر ناباروری بر زندگی زنان
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۸ شماره ۲۴
حوزههای تخصصی:
فمینیسم خط مقدم
گونه شناسی بازنمایی سبک زندگی جوانان ایرانی در شبکه اجتماعی فیس بوک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبکه های اجتماعی، رسانه های جدیدی هستند که به هر فردی امکان می دهند تولیدکننده پیام باشد و افراد از این طریق می توانند ابعاد مختلف زندگی و سبک زندگی خود را با به اشتراگ گذاری تصاویر و متون نمایش دهند. هدف از این تحقیق ارائه یک گونه شناسی از بازنمایی سبک زندگی توسط جوانان ایرانی در شبکه اجتماعی فیس بوک است. این کار از طریق تحلیل محتوای کیفی بر روی صفحه فیس بوک 44 نفر از جوانان 18-35 ساله که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، انجام شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که افراد در فیس بوک، سبک زندگی خود را عمدتاً براساس پنج مؤلفه سبک پوشش و آرایش، اوقات فراغت، روابط بین فردی، سبک تغذیه و دکوراسیون منزل نشان می دهند. با توجه به تأکید افراد در بازنمایی هر یک از این مؤلفه ها، سه گونه از بازنمایی سبک زندگی در فیس بوک جوانان ایرانی تفکیک و شناسایی شد: گونه خودنما، گونه فراغت نما و گونه روابط نما. گونه خود نما، خود به سه دسته بدن نما، پوشش نما و تخصص نما تقسیم می شود. فراغت نماها نوعی از بازنمایی شاد و فراغتی از زندگی خود دارند و گونه روابط نما، سبک زندگی خود را در جمع و در کنار دیگران بازنمایی می کند.
بررسی شکاف نسلی و عوامل مرتبط با آن مورد مطالعه: دانش آموزان دورة متوسطة شهرستان سراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکاف نسلی، اگر چه امروزه بیشتر نمایان است، پدیده ای کهن و جزئی از زندگی بشر بوده است. از زمانی که انسان ها در تعاملات خود شیوه های گوناگونی اتخاذ کردند و ارتباطات اجتماعی به صورت گسترده ای برقرار شد، تفاوت در درونی کردن ارزش ها و هنجارها موجب جامعه پذیری ناهمسان شد و شکاف نسلی پدید آمد. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان شکاف نسلی بین دانش آموزان دورة متوسطة شهرستان سراب و عوامل مؤثر در آن با روش پیمایشی انجام گرفته است. در این پژوهش به کمک فرمول نمونه گیری کوکران 300 نفر از دانش آموزان به شیوة نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. اعتبار محتوایی پرسش نامه را 5 نفر از اساتید بررسی کردند و روایی مورد نیاز هم با روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. ضریب روایی برای شکاف نسلی برابر 83/0 است که نشان دهندة روایی بالای پرسش نامه است. در ضمن، از آزمون های T-test، F، هم بستگی پیرسون، و تحلیل رگرسیونی برای تجزیه و تحلیل داده ها هم استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که رابطة معناداری بین متغیرهای دین داری، سرمایة فرهنگی، میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی، سرمایة اقتصادی، میزان تحصیلات پدران، و سن با شکاف نسلی وجود دارد، ولی جنسیت با شکاف نسلی رابطة معناداری را از خود نشان نداد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیرة تحقیق نشان داد حدود 21 درصد از تغییرات متغیر وابسته را متغیرهای مستقل پژوهش تبیین کرده اند
اثربخشی آموزش مثبت نگری بر اساس مفاهیم قرآنی بر عزت نفس و امید به زندگی زنان معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی آموزش مثبت نگری بر اساس آیات قرآن بر عزت نفس و امید به زندگی زنان آسیب دیده اجتماعی (معتاد) انجام شد. طرح پژوهش از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام معتادان زن (29 نفر) مراجعه کننده به مراکز درمان اعتیاد شهرستان رودسر در سال 1395 بود که از آن میان 24 زن، که در نمره عزت نفس کوپر اسمیت و امید به زندگی میلر، کمترین نمره را کسب کرده بودند به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) گمارده شدند. سپس، آموزش مثبت نگری اسلامی طی ده جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آموزش اجرا شد در حالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. در پایان، هر دو گروه به پرسشنامه ها پاسخ دادند. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که ارتباط مثبت معناداری بین مثبت نگری و امیدواری وجود دارد در حالی که این رابطه درباره عزت نفس معنادار نبود؛ به عبارت دیگر مثبت نگری می تواند در افزایش احساس امیدواری نقش مؤثری داشته باشد؛ اما پرورش عزت نفس به عوامل دیگری نیز وابسته است.
بررسی رابطه ی ساختار توزیع قدرت در خانواده و مشارکت اجتماعی (مطالعه موردی: شهروندان استان گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت اجتماعی یکی از نیازهای اصلی جامعه بشری در عصر حاضر است. چگونگی ساختار توزیع قدرت عامل مهمی در نحوه ی مشارکت اعضای خانواده تلقی می گردد. هدف این پژوهش، شناخت رابطه ی ساختار توزیع قدرت در خانواده با میزان مشارکت اجتماعی است. روش پژوهش از نوع پیمایشی بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. اعتبار ابزار سنجش با استفاده از اعتبار صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (76/0) مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق شامل 963135 نفر از ساکنان بالای بیست سال شهرهای گرگان و گنبد در استان گلستان بود که حجم نمونه ای به تعداد 368 نفر به روش نمونه گیری چند مرحله ای توأم با روش تصادفی طبقه ای متناسب انتخاب شد. یافته ها نشان داد که میانگین تمایل به مشارکت اجتماعی عینی 402/3 از 5 یعنی بیش از حد متوسط و میانگین تمایل به مشارکت اجتماعی ذهنی 488/2 از 5 یعنی کم تر از حد متوسط است. همچنین نتایج نشان داد که در خانواده های با ساختار متقارن (دموکراتیک) مشارکت اجتماعی در هر دو بُعد عینی و ذهنی، رابطه مثبت معنی داری دارد در حالیکه در خانواده های با ساختار قدرت نامتقارن (استبدادی) مشارکت اجتماعی در هر دو بُعد عینی و ذهنی رابطه منفی معنی داری دارد.
الگوی ساختاری روابط بین ادراک از دین داری والدین، ویژگی های شخصیتی، انتظار فایده دین داری و دین داری فرزندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی گر ویژگی های شخصیتی صداقت- فروتنی، همسازی و وظیفه شناسی و انتظار فایده دین داری در رابطه بین ادراک از دین داری والدین با دین داری فرزندان در دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بود. بدین منظور 500 دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای از دانشکده های واقع در دانشگاه شهید چمران اهواز انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه جهت گیری مذهبی با تکیه بر اسلام، پرسش نامه شخصیت هگزاکو و پرسش نامه انتظار فایده دین داری بود. یافته ها نشان داد که ادراک از دین داری والدین به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر دین داری فرزندان اثر می گذارد. ویژگی های شخصیتی صداقت-فروتنی، هم سازی و وظیفه شناسی، و انتظار فایده دین داری نیز متغیر میانجی گر است که بر دین داری فرزندان اثر می گذارد. انتظار فایده دین داری مهم ترین میانجی گر در رابطه بین ادراک از دین داری والدین و دین داری فرزندان بود. چون این متغیرهای میانجی می توانند نقش واسطه ای را بین ادارک از دین داری والدین و دین داری فرزندان ایفا نماید، لزوم توجه به این متغیرها در حوزه دین داری ضرورت دارد.