فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۱٬۹۹۳ مورد.
بررسی ویژگی های مراجعه کنندگان به مراکز تنظیم خانواده و علت عدم مراجعه مجدد برخی ازآنان به این مراکز (مطالعة موردی: زنان مراجعه کننده به مرکز بهداشت شمارة2 اصفهان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
آسانترین راه حل مشکل رشد بالای جمعیت ، اجرای برنامه های تنظیم خانواده است. درسال 1368دولت جمهوری اسلامی ایران، پس ازیک وقفةده ساله، سیاست رسمی کاهش موالیدتحت عنوان تنظیم خانواده را پذیرفت و اجرای آن را به وزارتخانه های بهداشت و درمان وآموزش پزشکی، وزارت فرهنگ وآموزش عالی و وزارت آموزش و پرورش و سازمان های ذیربط واگذارکرد. هدف اصلی این پژوهش بررسی ویژگی های مراجعه کنندگان به مراکز تنظیم خانواده و علت عدم مراجعه مجدد برخی از آنان به این مراکز است. مطالعه حاضر در برگیرندة زنان مراجعه کننده به مرکز بهداشت شمارة (2) شهراصفهان (خانه اصفهان) است. این مطالعه شامل دو قسمت است؛ قسمت اول مربوط به ویژگی های مراجعه کنندگان به مرکزتنظیم خانواده بوده که تعدادآنها 378 نفر که این قسمت شامل 8 سوال در رابطه با ویژگی های آنان بوده است، قسمت دوم آن مربوط به علت عدم مراجعه مجدد برخی از آنان است که تعداد آنها 311 نفر بوده است. این قسمت شامل 8 فرضیه در رابطه با علت عدم مراجعه است که با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی به تجزیه و تحلیل داده های آن پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان دادکه مهمترین علت عدم مراجعه به مرکز تنظیم خانواده مهاجرت یاجابه جایی محل سکونت 8/60 درصد است و تصمیم به حامله شدن به علت نداشتن تعداد فرزند دلخواه در مرتبه دوم، داشتن امکانات مالی برای تهیه وسایل جلوگیری با هزینه شخصی در مرتبه سوم قراردارد و با حذف عامل مهاجرت و جابه جایی محل سکونت، دلیل اصلی علت عدم مراجعه به ترتیب اهمیت تصمیم به حامله شدن به علت نداشتن تعداد فرزند دلخواه در مرتبة اول، داشتن امکانات مالی برای تهیه وسایل جلوگیری با هزینة شخصی در مرتبة دوم و مراجعه به مراکز خصوصی در مرتبة سوم و مخالفت شوهر در مرتبة چهارم قرارداشته است. ضمناً نتایج بررسی بیانگراین موضوع است که هرچه تحصیلات بیشتر باشد، تعداد فرزندان کمتر است و نیز هر چه سن مراجعه کنندگان پایین تر باشدگرایش آنها به برنامه های تنظیم خانواده بیشتر است.
فرصتی تازه برای اندیشه ورزی
حوزههای تخصصی:
خانواده سالم: کنکاشی در ملاکهای همسر مطلوب از دیدگاه پسران و دختران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اولویتهای ملاک خانواده سالم در دختران و پسران انجام شد؛ بدین وسیله 169 دانشجو (75 نفر دختر و 94 نفر پسر) به شیوه نمونه گیری در دسترس از بین دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه ملاک خانواده سالم بررسی شدند که اعتبار آن از طریق اعتبار محتوایی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه و داده های پژوهش با استفاده از آزمونهای فریدمن و خی دو تحلیل شد. یافته ها حاکی بود که بین دختران و پسران در بیشتر ملاکهای خانواده سالم تفاوت معناداری وجود دارد. در مطالعه حاضر این الگوها و دلالتهای آنها مورد بحث قرار گرفته است. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که شناسایی ملاکهای خانواده سالم از دیدگاه دختران و پسران دانشجو می تواند در شناخت ما از ملاکهای خانواده سالم و در نهایت در ارتقای سطح ساختار خانواده ها در جامعه مفید باشد.
بررسی فعالیت های اشتراکی با همسر و رابطه آن با پایداری زندگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، رابطة فعالیت های اشتراکی با همسرو مؤلفه های مرتبط با پایداری زندگی زناشویی (نشاط زناشویی و گرایش به طلاق) و روند نسلی آن بررسی شده است. جامعة آماری پیمایش شامل متأهلان تهران می شود که در این راستا 1736 نمونه به شیوة خوشه ای چندمرحله ای به کار گرفته شده است. براساس نتایج، میزان فعالیت های اشتراکی با همسر در ابعاد مختلف یکسان نیست و در دیدارهای اجتماعی و گذران زمان خارج از خانه بیش از گذران زمان در خانه، گفت وگو با همسر و هزینه کرد مالی است. فعالیت های اشتراکی با همسر با نشاط زناشویی همبستگی مستقیم و با گرایش به طلاق همبستگی معکوس معنادار دارد. در دیدار اجتماعی و گذران زمان در خانه، فعالیت های اشتراکی در نسل اول بیشتر و در بعد گفت وگو با همسر کمتر از دیگر نسل هاست. در گذران زمان خارج از خانه و هزینه کرد مالی تفاوت نسلی معناداری مشاهده نشده است. فعالیت های اشتراکی با همسر در نسل جوان اهمیت بیشتری دارد و درصورت تحقق نیافتن آن، احتمال واکنش های جدی تر در این نسل بیشتر است. به طور کلی، فردگرایی میان همسران در تهران یافتة شایعی نیست و هرچند در ابعاد مختلف سیر صعودی گسست در روابط میان همسران تأیید نمی شود، شناخت نسل جوان و عوامل اثرگذار بر فعالیت های اشتراکی با همسر در ایشان اهمیت بیشتری دارد.
مطالعه ی تطبیقی نگرش مردان و زنان به تعداد فرزندانِ دلخواه (مطالعه ی موردی افراد در شرف ازدواج مراجعه کننده به مراکز بهداشتی منتخب شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جمعیت شناسی باروری مهمترین تعیین کننده میزان رشد جمعیت به شمار می رود. هدف از بررسی حاضر مطالعه ی عوامل مؤثر در تعداد فرزندان دلخواه زنان و مردانی بود که برای انجام آزمایشات پزشکی قبل از ازدواج به مراکز بهداشتی منتخب شهر کرمانشاه مراجعه می کردند. روش تحقیق این بررسی پیمایش و نمونه مورد بررسی 400 نفر از افراد مذکور می باشد. یافته ها نشان داد که الگوی دو فرزندی الگوی مسلطِ فرزندخواهی در بین زنان و مردان مورد مطالعه است و گرایش به جنس پسر در بین زنان و مردان بیشتر از دختر است. نتایج آزمون فرضیات نشان داد که سن ازدواج زنان، سطح تحصیلات مردان و نیز وجود ترجیح جنسی در بین مردان در متغیر وابسته اثر معنادار دارد، اما در آزمون چند متغیره و با کنترل سایر متغیرها مشخص شد که فقط سن ازدواج زنان در تعداد فرزندان دلخواه اثر معناداری دارد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که بین نگرش افراد با ویژگی های اقتصادی و اجتماعی مختلف به باروری، تفاوت معناداری وجود ندارد. داشتن دو فرزند درون این جامعه اشاعه یافته است و به یک هنجار تبدیل شده است.
تحلیل تاثیر روند سالخوردگی جمعیت بر توسعه روستایی (مورد مطالعه: بخش جلگه رخ تربت حیدریه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سالخوردگی جمعیت مسئله ای جدید در مباحث جمعیتی کشور است که پیامدهای آن از موانع عمده در روند توسعه یافتگی محسوب می شود. با اینکه سالخوردگان سهم کمی از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده اند، اما فزونی سرعت رشد جمعیت سالخورده در مقایسه با رشد جمعیت کل کشور و پیش بینی افزایش تعداد و سهم سالخوردگان در آینده ای نزدیک، لزوم بررسی ابعاد این پدیده را ضروری می نماید. بر این اساس، هدف این مقاله شناسایی و تحلیل اثرات پدیده سالخوردگی جمعیت بر توسعه روستایی بخش جلگه رخ شهرستان تربت حیدریه می باشد. روش تحقیق مبتنی بر بررسی منابع کتابخانه-ای، بررسی های میدانی و تکمیل پرسشنامه بوده است که در ادامه داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین دو پارامتر «جمعیت و توسعه» رابطه متقابل و معکوسی وجود دارد. ابتدا به علت عدم توسعه یافتگی روستایی، مهاجرت جوانان و سپس سالخوردگی جمعیت رخ می دهد. در پی آن است که پدیده سالخوردگی هم اثرات و پیامدهای متعدد اقتصادی- اجتماعی مانند عدم سرمایه گذاری در روستا، افزایش نسبت وابستگی، کاهش جمعیت ناشی از کاهش موالید، تقدیرگرایی و بازدارندگی توسعه را در منطقه مورد مطالعه به دنبال داشته است. علاوه بر این، آزمون تی مستقل جهت مقایسه میانگین شاخص ها بین دو گروه روستاهای سالخورده و جوان به کار برده شد که بیانگر تفاوت شاخص های توسعه بین آنها می باشد.
خانواده های تک نفره الگوی زندگی جدید در ایران
حوزههای تخصصی:
مشکلات جوانان؛ نیازمند برنامه ریزی متفکران جامعه
حوزههای تخصصی:
علوم اجتماعی: علل روانی و عاطفی طغیان های دانشجوئی در جهان
حوزههای تخصصی:
رابطه خودمختاری و صمیمیت خانواده مبدأ با سازگاری زناشویی: نقش عوامل شخصیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال چهاردهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۵۳
39-56
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه خودمختاری و صمیمیت خانواده مبدأ با سازگاری زناشویی با توجه به نقش عوامل شخصیتی مورد مطالعه قرار گرفته است. جامعه آماری شامل زنان و مردان متأهل ساکن شهر قزوین بودند که حداقل یک سال از زندگی مشترکشان گذشته باشد. بدین منظور 300 نفر (150 مرد و 150 زن متأهل) به صورت در دسترس پرسش نامه های اطلاعات دم وگرافیک، خانواده مبدأ (FOS)، سازگ اری زن اشویی (DAS) و سنجش صفات پنج گانه شخصیتی (NEO-FFI) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر؛ از طریق آزمون بوت استرپ تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد خودمختاری خانواده مبدأ و هم چنین صمیمیت خانواده مبدأ اثر مستقیمی بر سازگاری زناشویی دارند، هم چنین در رابطه خودمختاری خانواده مبدأ با سازگاری زناشویی و صمیمیت خانواده مبدأ با سازگاری زناشویی عامل شخصیتی روان آزرده خویی نقش میانجی دارد. بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت تجارب خانواده مبدأ و عوامل شخصیتی افراد ممکن است با سطوح بهتر یا بدتر سازگاری زناشویی همراه باشد. در واقع هرچه فرد از خانواده مبدأ مستقل تر باشد و صمیمیت بیشتری با آن ها داشته باشد، انتظار می رود که عامل شخصیتی روان آزرده خویی در او پایین بوده؛ یعنی بیشتر قادر به کنترل تکانه های خود بوده و قوی تر از دیگران با استرس کنار بیاید و این خود باعث می شود که در نهایت به سازگاری زناشویی بالاتری برسد.
رابطه سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار اولیه با اختلال عملکرد جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۵
155-169
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار اولیه با اختلال عملکرد جنسی بود. براساس پژوهش همبستگی و اجرای بر روی 125 نفر از دانشجویان زن متاهل شاغل به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال 1392 که براساس نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای و روش هدفمند انتخاب شده بودند، اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه سبک دلبستگی هازن و شیور، پرسشنامه طرحواره های ناسازگارانه اولیه یانگ (فرم کوتاه) و پرسشنامه ارزیابی عملکرد جنسی جمع آوری شد. طبق یافته های این مطالعه بین متغیرهای مورد مطالعه و متغیر عملکرد جنسی همبستگی معنادار وجود دارد. در نتیجه، شواهد برای پذیرش فرضیه تحقیق کافی است. هرچند، تنها دو متغیر بریدگی و طرد و سبک دلبستگی اجتنابی با متغیر عملکرد جنسی همبستگی معنادار داشتند.