فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۱٬۰۸۶ مورد.
آثار و پیامدهای سه رویکرد «جرم زدایی»، «جرم انگاری» و «کاهش عوارض» در برنامه های اعتیاد
حوزههای تخصصی:
"از هزاران سال پیش، تعاریف اعتیاد، سوء مصرف، مصرف و پدیده (phenomenon) موارد رویگردان، مواد موثر بر روان، تحریک کننده، تخدیر کننده، خلسه آور، و تقویت کننده روان در اقلیمها و بین اقوام مختلف مطرح و جنجال برانگیز بوده است.
شاید مهمترین دلیل این امر تاثیر این مواد نه تنها در فرد، بلکه در رفتار و روابط وی با خانواده و جامعه و در نهایت، اثر بر جامعه بوده است. به همین دلیل این بحث، علاوه بر تعاریف روان پزشکی و تفاوتهای بین مصرف، سوء مصرف و وابستگی به مواد موثر بر روان (روانگردان)، در بردارنده تفاوتها و تشابهات اصول عقیدتی است بین :1) ممنوع خواهان مواد، 2) قانونی خواهان مواد که معتقد به قانونی کردن بازار آزاد همراه با ایجاد محدودیت در مورد کودکان و نوجوانان و اعمال مالیات سنگین بر مواد غیر قانونی و درواقع، قانونی کردن مواد موثر بر مواد هستند و 3) اختیار گرایان که معتقدند جامعه و دستگاه های قضایی و اجرایی آن حق ورود به حریم افراد را ندارند و مصرف هرگونه ماده ای را جزو اختیارات فردی می دانند.
"
تاملی بر حوادث اخیر و عملکرد پلیس
حوزههای تخصصی:
مباحث نظری/ جامعه شناسی مصائب جمعی و نقش آن در مدیریت بحران ناشی از حادثه
حوزههای تخصصی:
"مقاله حاضر ضمن مروری گذارا بر پیدایش جامعه شناسی مصایب جمعی، به معرفی کار پایه مفهومی این شاخه کم تر آشنای جامعه شناسی پرداخته و سپس از مدیریت بحران سخن به میان آورده و کوشیده است تا نشان دهد که چگونه جامعه شناس مصایب جمعی در زمینه های مختلف می تواند به یاری مدیریت بحران بشتابد. در این رابطه به ضرورت شناخت اجتماع مصیب زده و توصیف ویژگی های آن، تحلیل جامعه شناختی متغیرهای دخیل در زندگی اجتماعی محل حادثه، اهمیت رفتارهای جمعی در برخورد با مصایب جمعی و بالاخره رابطه رفتارهای دست جمعی و بحران پرداخته است. کوشش مقاله آن است که نشان دهد چگونه پنداشت ها و برداشت های ناروا به مباحث مربوط به مصایب جمعی راه یافته است و لازم است تا مباحث علمی از پندارهای یاد شده تفکیک شود. در فرجام ضمن مروری بر زلزله، سیل، بیماری های واگیر دار، قحطی و بمباران های شهری، ادعا شده است که علی رغم آشنایی دیرپای ایرانیان با مصایب جمعی، مدیریت بحران و شناخت مساله با کاستی های اساسی روبه رو است. خواننده با این پرسش تنها گذاشته شده است که چرا در جامعه ای با فهرست بی پایان مصایب جمعی، به سرعت چنین پدیده های مخربی فراموش می شوند و جامعه به انتظار مصیبت بعدی می نشیند؟ علاوه آن که دلیل انطباق سریع جامعه ایرانی با مصائب جمعی کدام است؟
کلیدواژگان: جامعه شناسی مصائب جمعی ، حادثه ، مدیریت بحران
"
کودکان در بلایای طبیعی: تجربه زمین لرزه های 1988 ارمنستان
حوزههای تخصصی:
یکی از بزرگ ترین حوادث غیر مترقبه در سال های اخیر، در جمهوری ارمنستان رخ داد. مقاله حاضر با بررسی مطالعات گسترده ای که پس از وقوع حادثه در این کشور انجام شده، ضمن ارایه گزارشی مستند از آثار و پیامدهای روانی حادثه بر کودکان، روش ها و اقداماتی را که به منظور کنترل و درمان عوارض روانی صورت گرفته مطرح کرده است. نکته مهم و حایز اهمیت در این مقاله نشان دادن عوارض حاصل از سیاست های پس از وقوع حادثه است که دامن گیر کودکان شد که یا بی سرپرست شدند و یا پدر و مادر خود را گم کردند.
کودکان پدر معتاد
حوزههای تخصصی:
"در جامعه ما اکثر پژوهشهای مربوط به خانواده، درباره طلاق و عوارض آن بوده است، لیکن در خصوص خانواده های پدر معتاد و رنج استخوان سوز فرزندان آنان اطلاعات چندانی در دست نیست. فرزندان خانواده های پدر معتاد از دید پژوهشگران و نهادهای تامین اجتماعی مخفی مانده است، زیرا برخلاف کودکان خیابانی، به ظاهر در خانواده به سر می برند .
اینک که تمرکز پژوهشگران بر کودکان بی سرپرست یا خانواده های تک والدی معطوف گردیده است این پژوهش بر فرزندان فراموش شده خانواده های پدر معتاد تمرکز دارد تا نشان دهد که وضعیت کودکان پدر معتاد به مراتب بحرانی تر است. این کودکان حضور فیزیکی پدر را در کنار خود احساس می کنند، اما پدری که دارای نقش مخرب و آزار دهنده است. نکته اساسی در این خانواده ها که مانع از توجه پژوهشگران و سیاستگذاران شده این است که کودکان پدر معتاد بر خلاف کودکان خیابانی، به ظاهر با خانواده زندگی می کنند، مانند سایر کودکان به مدرسه می روند و دارای پدر و مادرند، اما روند جامعه پذیری آنان به حدی پیچیده است که تا موضوع اعتیاد پدر فاش نشود و خانواده از هم گسیخته نگردد قابل ارزیابی نیست .
ضرورت پرداختن به کودکان پدر معتاد از این جا ناشی می شود که هنوز آنان بزهکار و مجرم نشده اند، اما برخلاف تصور، فرزندان، پس از جدایی والدین دچار کج رفتاری نمی شوند؛ بلکه فرایند یادگیری در درون نظام خانواده وشیوه کنشهای عناصر اصلی است که مسیرهای انحرافی را مهیا می سازد، زیرا معمولا الگوهای رفتاری پدر و مادر معتاد به فرزندان منتقل می شود. در این پژوهش تلاش شده است تا بر خلاف رسم رایج که بر فرزندان طلاق یا کودکان خیابانی تاکید می شود، درباره کودکان پدر معتاد اندیشه شود تا شرایط حاکم برای خانواده ها روشن و آینده کودکان به نوعی ترسیم گردد"
تاملی بر حوادث اخیر و عملکرد پلیس
حوزههای تخصصی:
جایگاه جنسیت در آسیب پذیری ناشی از آثار و پیامدهای زمین لرزه
حوزههای تخصصی:
"ممکن است در بازسازی زمین لرزه در ذهن، مفروض کردن رابطه جنسیت با این مقوله نامربوط به نظر رسد . ""خشونت ناگزیر""(The tyranny of the urgent) می تواند مقوله جنسیت را گونه ای تجمل جلوه دهد، اما هدف و نیت این مقاله آزمودن جایگاه جنسیت در سنجش استعداد آسیب پذیری و تسکین و تخفیف زلزله است. در متن مقاله موارد متعددی از تحلیل جنسیتی ارائه می شود که به آسیب پذیری زنان در برخی حوادث و رخدادها می پردازد. سپس به توصیه های لازم در باب آگاهی جنسیتی(gender-aware) که موجب تخفیف و کاهش آلام می شود پرداخته می شود و بعد درباره مرکزیت جنسیت در فجایع و بلایا از نظر سیاست های تصمیم گیری و روش های اجرایی بحث می شود. در ادامه، به قابلیت بالقوه تبدیل شوندگی (Transformative potential) موجود در بلایای زلزله، در ارزیابی و بازبینی مجدد رابطه جنسیت و بلایا، اشاره خواهد شد.
"
جنسیت و تبعیض دستمزد در کانادا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کشورهایی که چندین سال مداوم در دهه اخیر میان کشورهای جهان مقام اول را در توسعه انسانی کسب نمود، کانادا میباشد. از آنجا که رفع تبعیض در مورد زنان یکی از شاخصهای توسعه میباشد و کشور کانادا سعی نموده تا تبعیض علیه زنان را در این کشور برطرف نماید با این حال تبعیض دستمزد از مواردی است که هنوز در این کشور موجود است. در تحقیق حاضر ابتدا سعی بر آن شد تا بررسی شود آیا این تبعیض وجود دارد یا خیر؟ و اگرچه چنانچه تبعیض دستمزد وجود دارد تا چه میزان است؟ سپس برای تبیین موضوع از دو الگوی نظری تئوری سرمایه انسانی و تئوری روابط جنسیتی استفاده گردید. از آن جهت که تئوری اول به تبیین پیددهها به جهت تفاوتهای فردی میپردازد و تئوری دوم در تبیین موضوع رویکردی ساختاری دارد و تبعیض را در ساختار روابط انسانیتی بیند. نتایج تحقیق نشان داد که تبعیض دستمزد میان زنان و مردان وجود دارد و میزان آن 9112 دلار در سال میباشد.پس از دخالت دادن عواملی چون سن تأهل وضعیت اقلیت و سالهای تحصیل و هفتههای کاری در سال (به عنوان مغییر مستقل) و میزان دستمزد (به عنوان متغیر وابسته) و جنسیت (متغیر مداخلهگر) نتایج نشان داد: سن رابطه مستقیم داشت. ازدواج در مورد مردان باعث افزایش دستمزد و برای زنان کاهش دستمزد را به همراه میآورد. شرایط اقلیت برای مردان و زنان به طور مساوی دستمزد را کاهش میداد. سالهای تحصیل باعث افزایش دستمزد میشد ولی برای مردان بیشتر از زنان. نوع کار اغلب مشاغل سرپرستی در اختیار مردان بوده، بنابراین میانگین دستمزدشان بیشتر از زنان بود. هفتههای کاری در سال که مردان در این شاخص به اندازه تقریبی دو هفته در سال بیشتر از زنان کار میکردند. برحسب تئوری سرمایه انسانی که زنان را دارای سرمایه انسانی کمتر از مردان میداند (تحصیلات و هفتههای کاری در سال) به نظر میرسد 2% تفاوت میانگین تحصیلات و دو هفته کاری در سال بیشتر کار کردن مردان نمیتواند تفاوت دستمزدی 9112 دلار را توجیه نماید. اما در تئوری روابط جنسیتی که رویکردی ساختاری دارد به نظر میرسد ساختار مشاغل جهت جذب زنان و مردان طوری است که مردان در مشاغل بالاتر و در نتیجه دستمزد بیشتر استخدام میشوند، بنابراین تبعیض دستمزدی در کانادا میان مردان و زنان را با رویکرد تفاوت فردی نمیتوان تبیین نمود و از طریق رویکرد روابط جنسیتی قابل تبیین است.
مددکارى اجتماعى و چالش هاى جامعه در حال توسعه
حوزههای تخصصی:
" دنیاى امروز بى تردید از ویژگى هاى خاصى برخودار است که برخى از عمده ترین آن ها عبارتند از:
تغییرات پرشتاب، جابه جایى شدید در قدرت، پیچیدگى فزاینده برنامه ها، تنوع و ناپایدارى محصولات، کثرت الگوهاى توسعه، رقابت روزافزون و تغییرات مستمر در نظام هاى مدیریتى.
این موارد باعث شده اند تا گروه هاى انسانى و نهادهاى مختلف به ویژه در جوامع در حال توسعه، با چالش هاى فراوانى روبه رو شوند. مددکاران اجتماعى مى توانند در تعامل با دست آوردها و فرصت هاى مرتبط با این چالش ها و کاهش آسیب هاى ناشى از آن، نقش هاى مؤثرى بر عهده گیرند. آن ها قادرند با بهره گیرى از دانش و مهارت هاى مددکارى در سطوح فردى، گروهى و جامعه اى، در تغییر نگرش، ایجاد و احیاى فرهنگ مشارکت و همگرایى، مهندسى اجتماعى، بحران زدایى و توانبخشى اجتماعى حضور تعیین کننده اى داشته باشند. در این مقاله سعى شده است به مواردى از چالش هاى جوامع در حال توسعه و کارکرد مددکاران اجتماعى در این خصوص اشاره شود.
"
بهنجار نظم و نابهنجار رفتار
حوزههای تخصصی:
" در نظر بسیاری از افراد جامعه، نظم همان وضعیتی است که همه چیز و همه کس در جایگاه خود قرار گرفته و بی نظمی یا نابهنجاری شرایطی است که امور به وضعیتی مطلوب استقرار نیافته باشند. از منظر ایشان، منظم و بهنجار مفاهیم مترادف و نابهنجاری و بی نظمی از یک جنس اند. این منظر کارکرد گرایانه بر وفاق جمعی بین مردم، مقررات و کنترل اجتماعی تاکید می کند. اما نقطه مقابل این دیدگاه، رویکرد تضاد گرایان است که نظم را شرب و زور و تحمل قدرتمندان در جهت حفظ منافع آنها و نهایت نظم ناشی از تحمیل را عدم تعادل در وضعیت جامعه و عدم تعادل را مقدمه تغییرات اجتناب نا÷ذیر در ساختار جامعه می داند.......
"
مشکلات اجتماعی/ خودکشی اورژانس ترین اورژانس روانپزشکی اطفال
حوزههای تخصصی:
"یکی از مسایل بسیار حساس که طبیب و روانپزشک اطفال با آن روبرو است خودکشی کودک و نوجوان است. این مساله از نظر روند تفکر طفل و سنی که در آن اقدام به خودکشی می کند تفاسیر گوناگونی دارد که طبیب باید با آن آشنا بوده قادر به تعبیر باشد، زیرا در غیر آن صورت در اداره مساله دچار اشتباه و سردرگمی گردیده بسیاری موارد حساس را مورد غفلت قرار خواهد داد. از سوی دیگر، ما باید با واکنش والدین در این مورد آشنا بوده، قادر به هدایت ایشان باشیم. چه بسیارند والدینی که بدین اقدام طفل به دیدی تحقیرآمیز و مسخره نگریسته، از جدی بودن مشکل نا آگاه اند، نیز والدین دیگر که پس از اقدام طفل دچار احساس گناه شدید شده از آن پس وی را مورد محافظتی افراط آمیز قرار می دهند، که این هم چاره کار نمی باشد. مقاله حاضر ضمن مروری بر همه گیر شناسی خودکشی در بین کودکان و نوجوانان توصیه به منظور پیشگیری و درمان این مشکل ارایه کرده است.
"
اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر در ایران: جرم زدایی یا جرم انگاری
حوزههای تخصصی:
"عتیاد به مواد موخدر امروزه یکی از معضلات اساسی زندگی بشری به شمار می رود. نزدیک به یک قرن است که جامعه بشری در سطحی گسترده مصمم به چاره اندیشی اساسی در مورد این معضل شده است. می توان گفت که در طی این مدت، در غالب کشورها، مصرف سوء مصرف و اعتیاد به مواد مخدر جرم شناخته شده و برای مرتکبان این جرایم مجازاتهایی تعیین و اعمال شده است. ولی، به رغم اعمال مجازاتهای سنگین، هنوز هم این مشکل، از جمله در کشور ما ایران، رو به گسترش است.
تصور غالب، حداقل در ایران و مستفاد از قوانین تصویب شده در مورد اعتیاد و مصرف و سو مصرف مواد مخدر، آن بوده است که باید با معضل مصرف مواد مخدر و بخصوص اعتیاد به شکلی قهرآمیز برخورد کرد. به عبارت دیگر، دیدگاه غالب در برخورد به مصرف و اعتیاد به مواد مخدر دیدگاهی سرکوبگرانه بوده است. ولی آنچه مسلم است این است که علم پزشکی فرد معتاد را بیمار می داند. بدیهی است که باید با بیمار مطابق اصول درمان بیماری برخورد کرد و نه سرکوبگرانه.
بررسی جرم انگاری یا جرم زدایی از مصرف مواد مخدر یا اعتیاد به مواد مزبور از این جهت واجد اهمیت است که، بر اساس آمار رسمی، در ایران تعداد 1.200.000 نفر معتاد و تعداد 800.000 نفر مصرف کننده تفننی مواد مخدر وجود دارد. بنابراین جرم زدایی با سرنوشت عده زیادی معتاد ارتباط مستقیم دارد.
برای توجیه اتخاذ یکی از نظریه های جرم شناختی و حقوقی در مورد جرم انگاری یا جرم زدایی، لازم است ابتدا مبانی نظری نظریه های مزبور بررسی شود، زیرا سوال در این مقاله این است که آیا باید از سو مصرف و اعتیاد به مواد مخدر جرم زدایی شود یا می بایستی همچنان جرم تلقی شوند؟
"
بررسی مقایسه ای وضعیت روان شناختی کودکان دارای پدر معتاد و کودکان با پدر غیر معتاد
حوزههای تخصصی:
"این پژوهش به بررسی وضعیت روان شناختی کودکان دارای پدر معتاد اختصاص دارد. به همین منظور، از میان مراجعین به مرکز ترک اعتیاد شهید ملت دوست، سوء مصرف کنندگان تریاک که 5-3 سال سابقه مصرف تریاک داشتند و دارای کودکان سنین 9-7 سال تمام بودند، گروه بالینی شامل 40 نفر انتخاب شد. گروه مقایسه پژوهش نیز شامل 40 نفر از افرادی بود که سابقه سوء مصرف هیچ ماده ای را نداشتند. آنان از لحاظ سن، تحصیلات، وضعیت اقتصادی خود و همسرشان و نیز تعداد فرزندانشان با گروه بالینی به صورت گروهی همتاسازی شدند.
اهداف دیگر پژوهش مقایسه الگوهای شخصیتی بیمارگونه در افراد دچار اعتیاد و نیز بررسی رابطه میان الگوهای شخصیتی پدران با مشکلات رفتاری-هیجانی کودکانشان بود. برای بررسی وضعیت روان شناختی کودکان از فهرست رفتاری-هیجانی کودک (CBCL) استفاده شد و برای بررسی الگوهای شخصیتی در پدران، از پرسشنامه چند محوری میلون(MCMI-II) 2 . یافته های پژوهش نشان داد که کودکان پدران دچار اعتیاد اختلالات رفتاری-هیجانی بیشتری نسبت به گروه کودکان پدران غیر معتاد دارند. مقایسه الگوهای شخصیتی بیمارگونه در افراد معتاد و غیر معتاد نیز حاکی از وجود سه الگوی شخصیتی بیمارگونه (ضد اجتماعی، خود شیفته، وابسته) در افراد دچار اعتیاد بود. یافته های مربوط به بررسی رابطه میان الگوهای شخصیتی پدران و مشکلات رفتاری-هیجانی کودکان نیز نشان دهنده وجود رابطه میان برخی الگوهای شخصیتی در پدران و برخی از مشکلات رفتاری-هیجانی در کودکان آنان بود. این رابطه میان مولفه های زیر وجود دارد:
- الگوی شخصیتی ضد اجتماعی در پدران گروه بالینی و رفتار بزهکارانه و پرخاشگرانه در کودکان
- الگوی شخصیتی خودشیفته در پدران گروه بالینی و انزوا، اضطراب/افسردگی پرخاشگری در کودکان
- الگوی شخصیتی آزارگر در پدران گروه بالینی و مشکلات اجتماعی و رفتارپرخاشگرانه در کودکان
- الگوی شخصیت مرزی در پدران گروه بالینی و مشکلات اجتماعی و رفتار پرخاشگرانه و سایر مشکلات در کودکان
- الگوی شخصیت پارانویید در پدران گروه بالینی و مشکلات اجتماعی و رفتار پرخاشگرانه و سایر مشکلات در کودکان.
"