فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۱٬۰۷۰ مورد.
برنامه های توسعه اقتصادی- اجتماعی وتاثیر آن بر واگرایی و همگرایی گروههای قومی در ایران -(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
روابط ومناسبات اجتماعی در درون جامعه انسانی موجب پیدایش گروه های اجتماعی می شود. نقش و پایگاه متفاوت گروه های اجتماعی در جامعه، تعیین کننده روابط و حرکت های اجتماعی آن ها است. گروه های قومی از جمله مهم ترین گروه های اجتماعی محسوب می شوند که در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های اقتصادی، اجتماعی و انسانی تأثیر فراوان گذارده و از آن تصمیمات نیز تأثیرات فراوانی می پذیرند(سیف اللهی، 1373 ،صص 182-181). فرایند توسعه ناپایدار و ناموزون جامعه ایران از یک سو به دلیل ناموزونی ارکان و مؤلفه های بنیادین تشکیل دهنده آن و از سوی دیگر به دلیل ترکیب ناموزون این ارکان و مؤلفه ها است. در واقع، برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی شصت سال گذشته ایران وارث تاریخی توسعه ناموزون و متأثر از رشد و توسعه سرمایه داری اقتصاد جهانی تهیه و تدوین شده است .حاصل چنین فرایندی است که تهیه برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی جامعه ایران با نارسایی ها و کاستی های فراوانی در بهره یابی از امکانات و منابع جامعه جهت پاسخگویی به نیازها و خواست های گروه های اجتماعی، از جمله گروه های قومی، جامعه ایران می باشد. در واقع، برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی جامعه، تحت تأثیر رویکردها و الگوهای بر گرفته از رشد و توسعه سرمایه داری و اقتصاد جهانی، یکی از ارکان اصلی شکل دهنده نظام اجتماعی ایران یعنی ترکیب جمعیتی - قومی را نادیده گرفته است. نگاهی به عملکرد برنامه های توسعه اقتصادی- اجتماعی قبل و بعد از انقلاب اسلامی مبین آن است که موانع و تنگناهای بنیادین بر سر راه تهیه برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی متناسب و مطلوب برای جامعه ایران به ترتیبی که موجب همگرایی گروه های قومی شود، وجود داشته و دارد. آگاهی از موانع و تنگناهای موجود بر سر راه تقویت همگرایی گروه های قومی در جامعه ایران، ورود به حوزه های گوناگون زندگی اجتماعی را پیش روی قرار می دهد. اما در این مقاله، قصد نقد و بررسی برنامه های توسعه اقتصادی- اجتماعی و تاثیر آن بر واگرایی و همگرایی گروه های قومی درایران است. یعنی به علل و عواملی توجه خواهد شد که از بطن روابط اجتماعی جامعه ایران برخاسته است و طی زمان، شکل ساختاری به خود گرفته است. بررسی اسناد ومدارک معتبر،مستند وتحلیل محتوی آن ها وانجام مشاهدات در قالب روش های اسنادی،میدانی ودلفای حاکی است که موارد زیر از علل و عوامل واگرایی گروههای قومی جامعه می باشند: •کمبودآب وشرایط اقلیمی وجغرافیایی گسترده ایران؛ •تمرکزگرایی شدید مدیریت سیاسی؛ •بی توجهی به مشارکت گروه های قومی؛ •نادیده گرفته شدن مطالبات ونیازها ی گروه ها ِی قومی در اثر ییروی از نظریه نوسازی؛ •تبعیت از سیاست قومی همانندسازی گروه های قومی؛ •نابرابری های اقتصادی_اجتماعی میان گروه های قومی؛ •توسعه انسانی نابرابر میان گروه های قومی؛ •توسعه ناموزون ونامتناسب مناطق قومی.
نهادهای مدنی در عرصه عمومی: (مطالعه موردی کانون دانشجویی «کازیوه»)
حوزههای تخصصی:
تلاش های دولت اصلاح طلب (دولت هفتم) برای ایجاد فضای گفتگویی شرایطی را فراهم کرد که ایجاد و رواج سازمانهای غیردولتی، انجمنها و کانونها و تشکل های دانشجویی را، در مقام نهادهایی مدرن و ضروری برای پیشبرد اهداف جامعه موجب شد. کانون دانشجویی «کازیوه» را میتوان یکی از موارد شاخص این حوزه دانست. این مقاله سعی دارد کانون «کازیوه» را که متعلق به دانشجویان کُرد دانشگاه های تهران و حاصل این شرایط سیاسی ـ اجتماعی بود، با استفاده از فن مطالعه موردی، معرفی و ویژگی ها، فعالیت ها و مهمترین تاثیرات آن را بررسی کند.
توسعه و عرفی شدن در ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
چکیده: هدف این مقاله، شناسایی راهکارهای تأثیرگذاری فرآیند توسعه، بر عرفی شدن احتمالی ایران است و برای این منظور، از رویکردی نظری و تبیینی بهره گرفته شده است. یافتة اصلی این تحقیق، عبارت است از یک الگوی نظری سامان یافته و متشکل از مجموعه ای از فرضیه ها، که تا حد امکان کوشش شده است که در یک سطح کلی به واقعیات عینی مستند باشند. بر حسب این الگو، توسعه در محورهای گوناگون آن، از طرق متعدد، از جمله: علم گرایی، نسبیت گرایی، سودپرستی، نابرابری، نفی اقتدارهای سنتی، دنیا گرایی، تجمل گرایی، محو اجتماعات محلی و اشاعة فرهنگ مدرن، می تواند باعث عرفی شدنِ احتمالی ایران گردد. با توجه به کمبود جدّی پیشینة تحقیق، دربارة موضوع این مقاله، امید است این کار بتواند گامی هر چند کوچک در جهت پیشبرد ادبیات بحث عرفی شدن به شمار آید.
بررسی نقش عوامل موثر بر مشارکت اعضای هیات علمی در برنامه ریزی درسی دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی نقش عوامل موثر بر مشارکت اعضای هیات علمی دانشگاه های شهید بهشتی و علوم پزشکی شهید بهشتی در برنامه ریزی درسی دانشگاهی انجام شده است. این پژوهش به روش پیمایشی انجام شده است. گروه نمونه 282 عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی می باشند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی (جداول توزیع فراوانی، میانگین واریانس، انحراف معیار و ...) و آمار استنباطی (آزمون t تک نمونه ای، t مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه) صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عوامل علمی، حرفه ای درون سازمانی، برون سازمانی، انگیزشی بیرونی، انگیزشی درونی بر مشارکت اعضای هیات علمی دو دانشگاه در برنامه ریزی درسی دانشگاهی تاثیر دارند. این عوامل به ترتیب اولویت عبارتند از:دانشگاه شهید بهشتی: 1- عوامل انگیزشی بیرونی. 2- عوامل انگیزشی درونی. 3- عوامل حرفه ای. 4- عوامل درون سازمانی. 5- عوامل برون سازمانی. 6- عوامل علمی
رشد اقتصادی و توزیع درآمد در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
جهانی سازی و مسائل آن
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۷ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
اثر رشد اقتصادی بر فقر و نابرابری در ایران 1384-1375(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
رابطه رشد اقتصادی و توزیع درآمد با روند فقر در ایران با استفاده از رویکرد فازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
عوامل موثر بر توسعه گردشگری روستایی ( مطالعه موردی روستاهای حاشیه زاینده رود بخش سامان استان چهار محال و بختیاری )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قالب نگرشی جامع و نظاموار و مبتنی بر واقعیات منطقه به منظور رسیدن به چارچوبی علمی و کاربردی برای مطالعه و تحلیل محور مطالعاتی سطح بندی فضایی ضروری می نماید. براین اساس سامانه بندی گردشگری بخش سامان در سه سطح (ماکروسامانه مزوسامانه، میکروسامانه که در این مقاله به عنوان سطح برنامه ریزی محسوب می شوند و بر اساس حوضه آبریز، سرشاخه های اصلی و فرعی رودخانه زاینده رود تقسیم بندی گردیده اند) قابل سطح بندی و مطالعه است. به این ترتیب کل محدوده (بخش سامان) تشکیل یک ماگرو سامانه توریستی را می دهد و کل حوزه مطالعاتی را شامل می شود. این محدوده به لحاظ طبیعی و انسانی تشکیل حوزه ای همگن را می دهد، ماکرو سامانه گردشگری سامان در سطح میانی به چند مزو سامانه گردشگری تبدیل می گردد که همپوشی کاملی را در سطح محدوده مطالعاتی ارایه می دهد. این مزو سامانه ها که منطبق بر مرز حوضه های آبخیز و عوامل ترپوگرافیک به عنوان شاخص ترین عناصر طبیعی و بهترین محدوده برای برنامه ریزی صنعت گردشگری می باشند، مبنای علمی و اجرایی برای سامانه بندی گردشگری ارایه می دهند و در صورت برخورداری از کانون های جذاب و نقطه ای امکان برنامه ریزی و توسعه گردشگری را در سطح محدوده مطالعاتی فراهم می نمایند. برای شناسایی جایگاه و نقش هر یک از مزوسامانه می بایست روشی به کار گرفته شود که ضمن معرفی توانمندی های هر مزو سامانه جایگاه آن را نیز، در نظام اولویت بندی مشخص سازد. براین اساس اقدام به طراحی 25 شاخص در زمینه قابلیت های طبیعی - اکولوژیک، اجتماعی فرهنگی و قابلیت های خدماتی گردید. و برای اینکه نحوه ارتباط میان سطح دو (مزو سامانه ها) و سطح سه (میکروسامانه ها) یا کانونهای جاذب برقرار گردد می بایست با یکی از روش های ممکن به استانداردسازی امتیازها در هر شاخص اقدام شود. به این ترتیب پس از انجام بررسی های لازم روش Z.Scour برای استانداردسازی شاخص ها انتخاب و اعمال می شود. به این ترتیب با کمک نرم افزار Spss/ps، Exell در توزیع Z انحراف معیار هر یک از مقادیر مربوطه به شاخص طبیعی – فرهنگی - اجتماعی و خدماتی نسبت به میانگین بدست آمده و پس از حصول نمره Z اقدام به تشخیص و تبیین سطح زیر منحنی برای هر یک از نمرات بدست آمده، Z می شود تا نمره نهایی برای بدست آوردن نمره (S) که جمع نمرات آن بیانگر رتبه هر مزو سامانه می باشد و در نهایت خدمات قابل پیش بینی را لازم دارد، بدست آید
بررسی سرمایه اجتماعی در انواع نظامهای بهرهبرداری از زمین و عوامل مؤثر بر تبدیل بهرهبرداریهای دهقانی به تعاونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقدمه تاریخچه ای از وضعیت فعلی انواع نظام های بهره برداری از زمین در حوزه آبریز کرخه و دیدگاه های مربوطه پیرامون نظام های بهره برداری آمده است. سپس به لحاظ نظری رابطه سرمایه اجتماعی با توسعه یافتگی بررسی شده است. این پژوهش با روش پیمایش بر روی 49 روستا و 375 خانوار در حوزه آبریز کرخه صورت گرفته و در آن انواع نظام های بهربرداری از زمین بررسی شده است. در این مطالعه، سرمایه اجتماعی در بین انواع نظام های بهره برداری بررسی شده است و با هدف مقایسه تطبیقی بین دو شیوه فردی و جمعی از نظام های بهره برداری، یعنی بهره برداری های دهقانی و تعاونی با سایر انواع نظام های بهره برداری، به مطالعه وضعیت مشارکت، هنجار های همیاری و نوگرایی در دو نوع نظام دهقانی و تعاونی، پرداخته شده است. نتیجه بررسی نشان می دهد که، مشارکت، هنجار همیاری و تمایل به کار گروهی، نوگرایی و بهره وری در بهره برداران تعاونی، به شکل معناداری بالاتر از بهره برداران در واحد های خرد و دهقانی است
آرمان گرایی در توسعه و نگرش های مرتبط با خانواده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند قرن اخیر، ایده های مرتبط با توسعه، پیشرفت و مدرنیته در سراسر جهان مقبولیت گسترده ای یافته و عناصر گوناگون زندگی اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی را در جوامع مختلف تحت تاثیر قرار داده اند. مقاله حاضر، اشاعه ایده ها و آرمان های توسعه و آگاهی و اعتقاد عمومی نسبت به آن را در ایران، با تاکید بر ابعاد مرتبط با نگرش ها و رفتارهای خانواده، بررسی می کند. داده های مورد استفاده در این مقاله، حاصل پیمایشی است که در شهر یزد و با هدف بررسی تغییرات نگرشی و رفتاری خانواده در ایران به اجرا درآمده است. نتایج، موید این فرضیه است که مدل ها و ایدئال های توسعه در سطحی گسترده اشاعه یافته و بر عقاید و تفکر مردم تاثیرگذار بوده است. یافته های مطالعه نشان می دهد که در بین اکثریت پاسخگویان، سطح بالایی از اطلاع و آگاهی نسبت به ایده ها و مدل های توسعه وجود دارد. به علاوه، مردم در ارزیابی نگرش ها و رفتارهای جمعیتی و خانوادگی، به طور گسترده ای از این ایده ها و مدل ها استفاده می کنند. بررسی های بیشتری ضروری است تا نشان دهد که چگونه در تعامل ایدئال های اساسا غرب محور توسعه با عناصر ریشه دار فرهنگی- مذهبی و تاریخی جامعه ایران، گزینه های تغییر خانواده باز تعریف می شوند.
اسکان عشایر و توسعه و بهبود حیات اجتماعی آنان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله امکان توسعه و بهبود زندگی عشایر ایران در دو حالت کوچ و اسکان در قالب یک چارچوب مفهومی منسجم و با استفاده از یک مقیاس چند بعدی مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده بیانگر این واقعیت است که الگوی برخورد دولت های مدرن با جامعه سنتی عشایری مبتنی بر امکان شناسی صحیح اسکان و توسعه نبوده، بلکه بیشتر جنبه سیاسی داشته است. در زمانی که عشایر مایل به ادامه کوچه بوده اند حکومت پهلوی اول و دوم آنان را به اسکان اجباری و ناخواسته وادار کرده است. ولی در دهه های اخیر که نظام ایلی دچار فرو پاشی گردیده و عشایر داوطلب اسکان برای بهره مندی از امکانات جامعه مدرن بوده اند، دولت اسکان عشایر را به طور جدی برنامه ریزی و اجرا نکرده است. واقعیت این است که امروز با توجه به از شکل افتادگی نظام ایلی، عشایر ایران با مساله آنومی و پیامدهای منفی آن روبرو شده اند. در چنین شرایطی توسعه و بهبود زندگی عشایر در قالب نظام ایلی مقدور نیست. بنابراین دولت باید با درک این ضرورت نسبت به شناخت وضعیت موجود، ترسیم وضعیت مطلوب و امکان شناسی اسکان و توسعه عشایر اقدام و با اتخاذ سیاست اسکان داوطلبانه و برنامه ریزی شده ساماندهی زندگی آنان را با توجه به شرایط امروزی ایران و جهان و با مشارکت خود آنان در جهت کاهش تضادها و ارتقا انسجام ملی به فرجام رساند
بازخوانی نقش دین در توسعه با نظر به اغراض تشکیل حکومت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال نشان دادن لزوم عطف توجه به نقش و جایگاه دین در الگوی توسعه جمهوری اسلامی است و آن را از مسیر تامل در اغراض تشکیل حکومت اسلامی دنبال می کند. این کار در گام نخست با تفکیک میان جنبه های مختلف بحث «دین و توسعه» و در گام دوم با طرح و رفع تردیدهای واردشده به نقش آفرینی دین در توسعه انجام می گیرد.
«نگرش دین به توسعه»، «تاثیر توسعه بر دین» و «نقش دین در توسعه» عناوین جداکننده بحثهای فراوانی است که از اوان تاسیس جمهوری اسلامی در ایران مطرح بوده است. بحث و مدعای این مقال ناظر به «نقش دین در توسعه» است که پس از سپری شدن سه دهه و پشتِ سر گذاردن مباحث قبلی، اینک به نحو جدی تری مورد پرسش قرار گرفته است.
فرض این نقش برای دین با سه تردید «سکولار»، «روشنفکرانه» و «عمل گرایانه» مواجه است. مقاله با مروری بر مدعای رویکردهای فوق در این باره، از نقش تاثیرگذار دین در توسعه رفع تردید خواهد کرد و آن را بر مبانی اتخاذ شده هر یک از آنها، یعنی «اقتضائات توسعه»، «اقتضائات روشنفکری» و «غرض از تشکیل حکومت دینی» استوار خواهد ساخت. روش این مقاله در مراجعه به آرا، استنادی و در اثبات مدعا، برهانی ـ منطقی است.
خط فقر در استان سمنان طی برنامه های توسعه (1383-1368)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
توسعه فرهنگی تهران
نقش عوامل اجتماعی در توسعه نیافتگی روستایی ایرانمورد مطالعه : بخش کرفتو شهرستان دیواندره(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
از آنجا سیاستهای توسعه در طول سالها در کشور ما فاقد نگرشها و دیدگاههای فکری مبتنی بر شرایط توسعه روستایی در کشور بوده است. در واقع نبود این شالوده فکری و رویکرد عملی، مشکلات زیادی را در پیشبرد بسیاری از برنامه¬های توسعه¬ روستایی کشور ایجاد کرده، به طوری که باعث گسیختگی نقاط شهری و روستایی از یکدیگر گشته و آنها را با مسائل و مشکلاتی مواجه نموده است. از جمله این مسائل می¬توان به افزایش بی رویه جمعیت، عدم توجه ملی به ساختار فضایی مناطق روستایی، بهره¬برداری دهقانی، غیر اقتصادی بودن فعالتیهای روستایی، انزوایی جغرافیایی، ضعف شبکه ارتباطی، بی¬توجهی به توان وامکانات تولیدی نواحی روستایی و همچنین نیروی انسانی پرتوان ویا عدم دخالت و مشارکت مردم در سیاستهای برنامه ریزی اشاره کرد. در این مقاله ضمن بررسی عواملی که باعث توسعه نیافتگی روستایی می گردد در عین حال در این پژوهش با یک پرسش اساسی روبرو بودیم که یافتن پاسخ آنها می تواند در این زمینه رهگشا باشد. این سئوال عبارت است از: آیابین عوامل اجتماعی باتوسعه نیافتگی روستایی رابطه ای برقرار است؟ برای یافتن پاسخ و آزمون این سئوال که به عنوان فرضیه تحقیق نیز مطرح بوده است ، داده های مورد نیاز از طریق اسنادی وروش پیمایشی گرد آوری فراهم آمد وهمچنین از تکنیک مصاحبه حضوری نیز استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده ها به روش توصیفی وآماری انجام گردید. نتایج یافته ها بیانگر آن است که بین عوامل اجتماعی با توسعه نیافتگی یک رابطه مستقیمی وجود دارد .