فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۳٬۳۳۷ مورد.
فوتبال و هویت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رابطه فوتبال و هویت ملی پرداخته و پس از تعریف هویت ملی و ابعاد آن، فوتبال را به عنوان یکی از عناصر سازنده هویت ملی در عصر حاضر مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر همچنین تاثیر مثبت فوتبال بر تعلقات ملی در ایران و سایر کشورهای جهان را بررسی کرده است. این نوع تاثیر، در ایجاد هویت محلی نیز موثر است. تاثیر متقابل نظام سیاسی و فوتبال، تناقضات میان هویت محلی و هویت ملی، و هویت ملی و جهانی در بازی های فوتبال و بازیکنان آن، چالش های هویتی بازیگر فوتبال و نیز آسیب شناسی نقش هویت ملی در فوتبال، از دیگر موضوعاتی است که در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است. در بخش پایانی مقاله، با تفسیر مشاهدات میدانی جلوه های هویتی تماشاچیان فوتبال در جام جهانی 2006، تاییداتی برای مباحث تحلیلی ارایه شده است.
جامعه شناسی اوقات فراغت در ایران
حوزههای تخصصی:
رابطه ارزشهای سنتی و مدرن در سطوح خرد و کلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوی منطقی منشور حقوق شهروندی بر پایه بررسی تطبیقی اسناد موجود(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
دبیرخانه: کمیسیون حوزوی
نقد ناپذیری فرهنگ محتضر
حوزههای تخصصی:
هویت ایرانی و دینی در ضرب المثل های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"ضرب المثل ها، زیر مجموعه فرهنگ مردم و فرهنگ مردم، یکی از عناصر مهم هویت ساز است. ضرب المثل ها به دلیل اهمیتی که در فرهنگ سازی و انعکاس فرهنگ مردم و هویت فردی و اجتماعی آنان دارند، مقوله ای مهم در مطالعات مربوط به هویت ملی به شمار می روند. این تحقیق بر آن است تا نشان دهد نقش ضرب المثل ها در انعکاس و تقویت هویت ملی چیست؟
برای پاسخ به این پرسش، از میان مولفه های مختلف هویت، دو مولفه را برگزیدیم تا بر اساس آنها به بررسی و تحلیل ضرب المثل ها بپردازیم:
1- مولفه ملی شامل: وطن، زبان، اسطوره ها، سنت ها و اقوام.
2- مولفه دینی شامل: آیات و احادیث، اصطلاحات، مفاهیم، آداب و اعمال، نام ها و جای های دینی و مفاهیم مذهبی.
پس از مقدمات نظری بحث، از میان یکصد هزار ضرب المثل فارسی (در دست انتشار)، مصداق های دوازده گانه هویت ملی و دینی را برگزیده ایم تا به طبقه بندی و تحلیل آنها بپردازیم و انعکاس آنها را در مثل ها نشان دهیم. این بررسی، نشان می دهد که در حوزه مولفه های ملی، 1538 مثل و در حوزه مولفه های دینی 6800 مثل، (جمعا 8338 مثل) وجود دارد که به طور مستقیم به مسایل ملی و دینی اشاره دارند.
این تعداد، نشان می دهد که مثل ها، آینه فرهنگ و اندیشه های مردم و حاوی حکمت های تجربی آنان است که از دو منبع مهم دینی و ملی نشات می گیرند؛ چه آنکه 8.5% از کل مثل های فارسی، صبغه ای دینی و ملی دارند و این حجم گسترده، نشان دهنده توجه مردم به هویت ملی و دینی آنهاست."
بررسی امکان همزیستی دین و مدرنیته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مدرنیته در تلقی عام و کلاسیک، به عنوان مهم ترین عامل عرفی شدن یاد شده است و انتظار می رفت با بسط آن، دین از صفحه ذهن و زندگی انسان مدرن بیرون رود. وجود شواهدی از حضور پر نشاط دین در دنیای مدرن، این نظریه و پیش بینی های آن را به زیر سوال برده و امیدواری هایی برای به هم آوری دین و مدرنیته در برخی از نواندیشان دینی پدید آورده است. این مقال با تاکید بر تمایز میان «نوشدن»، «مدرن شدن» و «مدرنیته» و ملاحظه تفاوت های آموزه ای اسلام و مسیحیت، این امیدواری را به چالش کشیده است: در گام نخست با آشکارسازی نسبت نقیض میان دین و عرفی شدن و اثر غیر قابلِ انکار مدرنیته بر وقوع این فرایند و در گام دوم با ابرام بر عدم صدق مهم ترین مصادیق همزیستی میان دین و مدرنیته
سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «سرمایه اجتماعی» در سه دهه گذشته موضوع بررسی های بسیاری در علوم اجتماعی ـ و به ویژه در جامعه شناسی بوده است. این اصطلاح توانست در کمتر از دو دهه، ادبیات بسیار گسترده ای را به خود اختصاص دهد و به مفهومی، کم و بیش، «اسطوره ای» تبدیل شود ـ به گونه ای که برخی از نویسندگان آن را حتی بیش از یک کلیدواژه علمی و همسنگ یک نظریه پنداشته اند. این در حالی است که محتوای بحث این نویسندگان، به هیچ روی، نو نیست و در واقع همان بانگ «دریغ از گذشته» (نوستالژیک) نویسندگانِ ایدئولوژیست سده 19 و رهبران ناسیونالیست سده 20م است. افزون بر این، واژه «سرمایه» در این اصطلاح در معنایی نادرست به کار گرفته شده است و نویسندگان آن را «چیزی» دانسته اند که در درون رابطه اجتماعی نهفته و پنهان و بنابراین دور از دسترس کنشگر است. حال آنکه سرمایه اجتماعی کنشگر، در جامعه سنتی عبارت است از آن رفتارهای تثبیت شده یا هنجاری که کنشگر برای پایدار ساختن رابطه خود با دیگران، درونی می کند؛ و در جامعه نوین (مدرن) دربرگیرنده همه آن قابلیت ها و توانمندی هایی است که کنشگر برای رابطه برقرار کردن با دیگران به آن نیاز دارد و باید به دست آورد.
درآمدی بر فرهنگ سازمانی غیررسمی پلیس
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سازمانی از جمله مهم ترین عناصر هر سازمانی است که با اندیشه، احساس و عمل اعضا عجین شده و هر گفتار، پندار و رفتاری از آن رنگ می پذیرد و جهت می گیرد. به وضوح دو گونه از فرهنگ سازمانی (رسمی و غیررسمی) از یکدیگر قابل تمایز است. در حالی که فرهنگ سازمانی به معنای رسمی آن به قوانین، مقررات، آیین نامه های مکتوب رسمی اشاره دارد، فرهنگ سازمانی غیررسمی شامل اصول و باورها مشترک غیررسمی اعضاست، که در درون سازمان اخلاقی شده است. صرفه نظر از وجوه اشتراک و افتراق این دو فرهنگ، چنین به نظر می رسد آنچه که در نهایت به اعضا انرژی و حرارت لازم برای سازگاری با محیط بیرونی و یکپارچگی درونی را فراهم می سازد، فرهنگ سازمانی غیررسمی است. از این رو هدف اصلی مقاله، توضیح این بخش از فرهنگ سازمانی است. بنابراین مقاله بر خلاف پنداشته های قبلی که اساسا فرهنگ سازمانی به معنای رسمی آن را می پذیرفت و به بررسی تاثیرات آن می پرداخت، تاکید خود را به بررسی فرهنگ سازمانی پلیس به معنای غیررسمی آن گذارده و عناصر رسمی فرهنگ این سازمان را کمتر مورد توجه قرار داده است. اما بن مایه اصلی مقاله معرفی عناصر فرهنگ سازمانی غیررسمی پلیس با تاکید بر مدل های کلوکن، اشترتبک، شاین، ترومپنارس، هافستد، پارسونز، و تری یاندیس و مفاهیم بنیادی زبان، ماهیت روابط انسانی در سازمان، روابط سازمان با محیط، و ماهیت فعالیت ها انسانی است.به هر حال محتوی کلی مقاله شامل تعریفی از فرهنگ سازمانی و اهمیت آن، سپس انواع فرهنگ سازمانی، جایگاه و نسبت های میان هر یک از آن دو در سازمان است. با این حال بدنه اصلی مقاله به نمونه هایی از ویژگی ها و عناصر فرهنگ سازمانی غیررسمی پلیس، اختصاص یافته که به مدد آن نظریه پردازان و مفاهیم یاد شده شرح و بسط یافته است.
تحول الگوی گذراندن اوقات فراغت در جوامع غربی و ایران
حوزههای تخصصی: