در این مقاله ضمن معرفی در تلقی متفاوت از تلویزیون تحت عنوان "تلویزیون ابزار توسعه" و "تلویزیون به عنوان متن و سازنده زنجیره نمادین"‘ بررسی این مطلب که وضعیت تلویزیون در ایران شامل کدام یک از این دو تلقی می شود‘ نیز مورد نظر بوده است. سؤال محوری این است که: "آیا تلویزیون به عنوان پدیده ای ابزاری – توسعه ای است یا اینکه نمادین و نمادساز؟" به عبارت دیگر‘ تلوزیون ابزاری در دستیابی به هدفهای توسعه ‘ از قبیل افزایش سطح آگاهی عمومی‘ شهری شدن‘ تولید و مصرف کالاهای صنعتی و مانند آن است و یا اینکه تولید کننده حوزه معنایی و نمادین؟ بررسی تجربی انجام شده در ایران با حجم نمونه 1200 پرسشنامه در سال 1376‘ نشان دهنده وضعیت بینابینی تلویزیون در دو عرصه ابزاری – توسعه ای و نمادسازی است. زیرا تلوزیون با مخاطبان بسیار و منبع اصلی کسب خبر در جهت نمادسازی و توسعه شبکه علایم است. بررسی تجربی نشان می دهد که برنامه های تلوزیونی در ایران بیشترین سهم را در گذران اوقات فراغت افراد دارند
استاد رندال کالینز‘ جامعه شناس بزرگ آمریکایی است که به عنوان نظریه پرداز جدید و نوآور و خلاق پیرامون پارادیم ترکیبی تعریف اجتماعی و نظریه تقابل از شهرت پایداری برخوردار است. از طرف دیگر‘ مفسران و منتقدان آثارش بر این نکته تأکید دارند که او آغازگر فعالیتهای نظریه پردازی؛ در چارچوب نظریه کارکردگرایی ساختاری و نظریه کنش گرایی را مورد نقد عالمانه خود قرار داده است. با تأکید بر اهمیت اصول و مفاهیم نظریه پدیدارشناسی و کنش متقابل نمادین‘ نظریه خاص خود را مطرح کرده است. او با انتخاب قسربندی اجتماعی به عنوان اصلی ترین موضوع در جامعه شناسی‘ به چهره ای مدرن و نوآور در میان نظریه پردازان جدید مبدل شده است. علاوه بر شرح و توضیح کارکردهای عناصر و مؤلفه های طرح شده به وسیله مارکس‘ وبر‘ دورکیم‘ اوجنسیت‘ گروه های سنی و روابطشان را به منظور توصیف قشربندی اجتماعی مورد توجه خاص خود قرار داده است. برای اینکه با این چهره برجسته و شاخص در جامعه شناسی نو‘ بیشتر و دقیقتر آشنا شویم‘ همراه با مطالعه جامعی از اثر برجسته اش تحت عنوان "نظریه تقابل" که به شناخت ما کمک می کند‘ گفتگویی با ایشان شده است. از آنجایی که مصاحبه کننده با علاقه استاد در زمینه شرکت در مباحث علمی آشناست‘ در اینجا ضرورت دارد که از این استاد دانشنمند‘ برا ی خاطر حضور دراین گفتگوی گرم و عالمانه‘ تشکر کنیم.
فعالیت پژوهشی یکی از وظایف اصلی هیأت علمی دانشگاههاست. در این تحقیق قصد این است که به این سؤال پاسخ داده شود که‘ چه عواملی بر فعالیتهای پژوهشی اعضای هیأت علمی دانشگاه (مازنداران) تأثیر می گذارند. برای پاسخ به این سؤال‘ نظریه ها و رویکردهای عمده در جامعه شناسی علم مورد استفاده قرار گرفته اند. از نظر روش شناسی‘ تحقیق حاضر به صورت پیمایشی انجام پذیرفته و واحد تحلیل آن‘ فرد (عضو هیأت علمی) بوده است. جامعه آماری تحقیق را تمامی اعضای هیأت علمی چهاردانشگاه مازندران در سال 1376 تشکیل می دهند. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه‘ از کلیه اعضای جامعه آماری جمع آوری شده است. نتایج تحقیق در دو بخش نسبتاً مستقل ارائه شده است. بخش اول مربوط به ویژگیهای فردی – اجتماعی و پژوهشی پاسخگویان و بخش دوم شامل نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری است که سهم عوامل عینی‘ عوامل ذهنی و عوامل ترکیبی را بر متغیر وابسته نشان می دهد. قسمت پایانی مقاله‘ به نتیجه گیری و پیشنهادهای کاربردی اختصاص یافته است.
موضوع این مقاله بررسی رضایتمندی شغلی کارکنان یکی از سازمانهای اداری استان فارس است. برای این منظور‘ در این مقاله این نکته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است که افراد با خصوصیات فردی‘ انگیزه ای و موقعیتهای اقتصادی – اجتماعی متفاوت در جریان کار تا چه اندازه با دیگران همبستگی دارند؛ تا چه حد مسئولیت پذیر می باشند؛ به چه منظور در تصمیم گیریها مشارکت می کنند و به چه میزان نسبت به شغل خود بیگانه هستند. سپس تأثیر مجموعه این عوامل بر رضایتمندی کارکنان در سازمان بررسی شده است. در این پژوهش ابتدا تأثیر متغیرهای واسطه ای (همبستگی گروهی‘ مسئولیت پذیری‘ ...) بر متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیقی‘ پیمایشی و جامعه آماری کلیه کارکنان یکی از سازمانهای استان یکی از سازمانهای استان فارس بود. در تجزیه و تحلیل داده ها از تکنینکهای آماری پیشرفته (تحلیل واریانس و رگرسیون چند متغیره) استفاده شد. براساس یافته ها‘ متغیر مشارکت در تصمیم گیریها تأثیر مثبت و زیادی بر رضایتمندی شغلی داشته. همچنین هر چه بیگانگی از کار و محیط در سازمان بیشتر بوده‘ رضایتمندی شغلی کاهش یافته است. بین مسئولیت پذیری و متغیر وابسته رابطه ای مثبت و معنی دار و جود داشته است. هر چه فرد از همبستگی گروهی بالاتری در سازمان برخوردار بوده‘ از شغل و سازمان خود راضی تر بوده است. متغیرهای مستقل (مانند سن‘ جنس‘ ...) به طور مستقیم رابطه معنی داری با متغیروابسته نشان نداده اند. اما دو متغیر"تمایل به کار دیگر در سازمان" و "نگرش نسبت به عملکرد سازمان" با رضایتمندی شغلی رابطه معنی داری داشته اند