"موضوع تعریف انسان در قرن بیستم از جمله موضوعات بحث برانگیز بوده است. ارایه تعاریف و خصوصیات ویژه برای معرفی انسان و جدا کردن او از سایر موجودات که از هزاره های پیش شروع شده هنوز به پایان نرسیده است.
صاحب نظران و دانشمندان بزرگ جهان برای انسان ویژگی های گوناگون در نظر گرفته اند. مثلا، ارسطو انسان را موجودی منطقی تعریف کرده است، دکارت موجودی بااخلاق و آگاه، دورکیم انسان را مترادف با جامعه دانسته، و اواکلی انسان را موجودی ابزارساز و مارکس گفته است انسان یعنی کار. به نظر زیست شناسان و تا حدودی باستان شناسان، انسان یعنی پستان داری دوپا با مغزی بزرگ. و بالاخره این که فیلسوفان مسلمان (ابن سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا) بیش از هر چیز بر «نفس» تکیه کرده و آن را به عنوان جوهر واحدی که حقیقت انسان را تشکیل داده و منشا اعمال و افعال مختلف در انسان است در نظر می گیرند."
بشر از آغاز آفرینش در مسیر تحولات و تغییرات متنوع بوده به طوری که این دریچه های نو ، مفاهیم متنوع ، ایده ها و مسایل جدید ذهن های جست و جوگر افراد را به خود مشغول داشته به طوری که کرونین می گوید : « زندگی یک راهروی ساده و مستقیم نیست که ما در آن آزاد و بی دردسر گام برداریم و پیش برویم ، زندگی مسیری تو در تو و پر پیچ و خم از گذرگاه هاست که ما باید راه خود را جست و جو کینم .» یکی از واژه هایی که در دهه اخیر مورد توجه واقع شده است ، بحث مربوط به جهانی شدن است .
در این مقاله نظرات وبر درباره رویکرد دنیاخواهانه اسلام را از مجموعه گردآوری شده « جامعه شناسی دین» بهدست آورده و در یک دستگاه منطقی انسجام بخشیدهایم. سپس به دلایلی که وبر برای دنیاطلبی اسلام میآورد پرداخته و آنها را در ویژگی پیامبر بهعنوان کاریزما و جنگجویان بدوی به عنوان طبقه حامل پیام اسلام دستهبندی نموده ایم. در بخش بعدی به سراغ نقد آرای وبر رفته و نقد خود را به دو حوزه نقد نظریه و نقد نظریهپرداز معطوف کردهایم. در نقد نظریه به دنبال پاسخگویی به سه پرسش زیر بودهایم: 1. آیا پیامبر ویژگیهای نوعی کاریزما را دارا بود؟ 2. آیا پیروان پیامبر جنگجویان بدوی بودند؟ 3. آیا پیامبر در رابطه خود با پیروانش تاثیرگذار بود یا تاثیرپذیر؟ همچنین در نقد نظریهپرداز به دنبال پاسخگویی به پرسشهای زیر بودهایم: 1. آیا وبر در پژوهش خود از منابع معتبر برای گردآوری اطلاعات بهره گرفته است؟ 2. آیا در مواجهه با مفاهیمی که خود به کار میبرد(کاریزما و طبقه حاملین) از رویکردی واحد استفاده کرده است؟
" این مقاله میکوشد نشان دهد که رسانههای نوین مستقل از رسانههای قدیمی نیستند و به ویژه نوعی سرایت زبانی از رسانههای قدیمی نظیر تلویزیون به رسانههای نوین وجود دارد. کاربران اینترنت اگرچه در عرصه عمومی مجازی از آزادیهای بیشتری نسبت به عرصه عمومی واقعی برخوردار هستند، اما ارتباطات سیاسی آنان در تالارهای بحث و گفتگو مستقل از ساختارهای زبانی رسانهها گذشته نظیر تلویزیون نیستند. از دیگر سو، انتقال گفتمان سیاسی از تلویزیون به اینترنت در خدمت نوعی هویتیابی سیاسی کاربران اینترنت قرار میگیرد.
"