جامعه ایران در دهه دوم انقلاب اسلامی (1380-1370)دو جریان نوسازی اقتصادی (سازندگی) و سیاسی (اصلاحات) را پشت سرگذاشته است . این تغییرات شتابان اقتصادی و سیاسی آثار مختلفی بر جامعه ایران بر جای گذاشته اند. به نظر می رسد یکی از این آثار، تشدید نابسامانیها در صحنه سیاسی ایران باشد. این مقاله با طرح مفهوم آنومی سیاسی و با تکیه بر نظریه آنومی سیاسی دورکیم، علل موثر بر این وضع را توضیح می دهد
به رغم پژوهشهای متعدد درباره زندگی عشایر در ایران هنوز ابعادی از زندگی آنها مستور باقی مانده است که رابطه آنها با حیوانات از جمله آن است. حیوانات نزدیکترین یاور انسان در زندگی اجتماعی بوده و هستند، تا جایی که هنوز زندگی انسان در حمل و نقل، نگهبانی و مراقبت، تغذیه و شکار و جز آن تا حد زیادی مدیون حیوانات است؛ گرچه به تناسب پیشرفتهای تکنولوژی، حیوانات نقش کمتری در زندگی روزمره ایفا میکنند. سگ از حیواناتی است که در فرهنگ،ادب، عرفان، فولکلور و سنتهای شفاهی ایران زمین حضوری پررنگ داشته و دارد. در این پژوهش، باورها و رسوم و سنن اجتماعی جامعه ایلی بویر احمد درباره سگ مورد بررسی قرار گرفته است
"قبلا تصور می شد وقوع حوادث و بلایای طبیعی در مناطق شهری آثار و پیامدهای کم تری در مقایسه با مناطق روستایی دارد. اما امروز، با توجه به تغییرات مشخص که در ساختار و سازمان شهرها به وجود آمده، آن ها را در برابر حوادث غیر مترقبه بسیار ضربه پذیر کرده است. جمعیت شهرها به سرعت در حال افزایش است، تمرکز صنعتی، گسترش محله های فقیر، تعداد زیاد زنان، کودکان و افراد معلول، زمینه مساعد ایجاد بحران های تکنولوژیک، خطرات هسته ای، برج های مرتفع و بسیاری عوامل دیگر، مسایلی هستند که در این مقاله بررسی شده اند و به این وسیله مخاطرات حاصل از آن برای زندگی شهروندان در صورت وقوع حوادث و بلایای طبیعی مطرح شده است. نویسنده در بخش آخر مقاله با توجه به ویژگی های جوامع شهری، چارچوب و ابعاد مدیریت بحران را قبل، همزمان و پس از وقوع حوادث مطرح کرده است.
"
" طی دو دهه اخیر نقش بخش غیر دولتی در مداخله برای کاهش بلایای طبیعی سخت در کانون توجه قرار گرفته است. در این میان بخش خصوصی، بنگاه ها و شرکت های تجاری نیز علی رغم گرایش سود طلبانه، کارکردهای مثبت و موثری در حوادث غیر مترقبه داشته اند. این کارکردها هم به لحاظ مشارکت بخش خصوصی در آمادگی برای تخفیف آثار و پیامدهای فاجعه (به عنوان برنامه هایی بشر دوستانه) مورد نظر بوده است و هم از این منظر که می تواند برای ارتقای فعالیت این بخش در حوزه هایی که به انتقاع مالی و اقتصادی ختم می شود، بستری مناسب به شمار آید. مقاله حاضر بخشی از یک پروژه گسترده در این زمینه است که تجارب کشور بنگلادش را در این زمینه نشان می دهد.
"
"کودک جلوه آغازین تکامل بشری است که بارها و بارها مورد بحث و گفتگوی اندیشمندان و دلواپسان این مهم قرار گرفته است. این بار نیز بحث پیرامون کودک و مسائل مربوط به وی و تلاش در بازشناسی این موجود زیبای الهی است. وقتی از کار کودکان سخن به میان می آوریم، منظور اشتغالاتی است که کودکان به عنوان کارگر بدون مزد و یا کم مزد در آنها به کار گرفته می شوند. اثرات سوء آسیب های اجتماعی این گونه کارها بر کودک در آینده آنان غیر قابل اغماض است.
در این مقاله پس از ارایه تعاریف قوانین کار کودکان در ایران و ذکر نمونه های بین المللی از بهره کشی از کودکان، به وضعیت کار کودکان در ایران با توجه به اطلاعات موجود پرداخته خواهد شد. سپس به یکی از کارهایی که در برخی از روستاها توسط کودکان انجام می شود، اشاره می شود و به اثرات زیانبار این گونه کارها - و دیگر مشاغلی که به نوعی بهره کشی محسوب می شود - بر ترک تحصیل و یا میزان سواد، جسم و روان کودکان اشاراتی خواهد شد؛ همچنین سود اقتصادی و درآمدی را که این مشاغل برای اقتصاد خانوار به ارمغان می آورد، بررسی و در خاتمه برای بهبود اشتغال کودکان پیشنهادهایی بیان می کنیم.
"
"قسمت اول مقاله حاضر در شماره 8 فصلنامه به چاپ رسید. در آن مقاله، ضمن بررسی چگونگی پیدایش اندیشه توسعه در ایران، مساله توسعه و عمران پس از کودتای اسفند 1299 و سپس تحولات توسعه از شهریور 1320 به بعد در دوران پهلوی دوم تحلیل شد. در قسمت دوم مقاله، زمینه های برنامه ریزی اجتماعی در دوران دولت ملی مرحوم دکتر محمد مصدق مطرح می شود.
"
پژوهش حاضر به منظور بررسی میزان گرایش به اعتیاد در افراد بالای ده سال در سال 1381 انجام گرفته است. میزان گرایش به اعتیاد با آزمون محقق ساخته که در آن ابعاد مختلف گرایش (شناختی، عاطفی، عملی) در نظر گرفته شده بود و براساس پارامترهایی از قبیل سن، جنسیت، وضعیت تاهل، سابقه مصرف مواد، سابقه مصرف سیگار، میزان درآمد خانواده و محل سکونت، در مجموع با 16 نوع متغیر مستقل و با 77 سطح از این متغیرها، سنجیده شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد بالای ده سال استان اردبیل در سال 1381 بود و با استفاده از روش "توصیفی پیمایشی" استفاده شد. در بخش توصیف داده ها، از شاخصهایی از قبیل نمرات، واریانس نمرات و انحراف استاندارد نمرات گرایش به اعتیاد؛ و در بخش تحلیل اطلاعات، از روش تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و آزمون توکی (HSD) بهره گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که میزان گرایش به اعتیاد در گروه هایی از قبیل بیکاران، بی سوادان، روستاییان، حاشیه نشینان شهرها، خانواده های دارای سابقه مصرف مواد و خانواده های پرجمعیت، و در برخی از شهرستانهای استان از قبیل مشگین شهر، نسبت به سایر سطوح گروه های خود، بالا و دارای تفاوت معنی دار است.
" مقاله زیر بحثى درباره کاربرد روش «مباحثه» در تدریس دانشگاهى با تکیه بر تجربه مردم نگارانه نگارنده است. «مباحثه» امروزه در دانشگاه هاى غرب به منزله راهى براى افزایش مشارکت اجتماعى دانشجویان در فرآیند آموزش است. «رهیافت مشارکتى» در آموزش به رهیافت اجتماعى ویگاتسکى و پیتربرگر از علم ـ که علم را تولیدى اجتماعى بر مى شمرد که در فرآیند تعامل و ارتباط اجتماعى بین افراد خلق مى شود و اشاعه مى یابد ـ استوار است. مباحثه همچنین نقش مهمى در رشد اصول و مبانى آموزش دموکراتیک دارد. این مقاله تلاش مى کند تا نقش مباحثه را در «موکراتیزه کردن» آموزش و افزایش مشارکت دانشجویان در فرآیند یادگیرى تحلیل کند. مقاله از بخش هاى زیر تشکیل شده است: در ابتدا به طرح مشکل تلقى غیردموکراتیک از یادگیرى و تاثیر آن در اشتیاق زدایى دانشجویان به یادگیرى در ایران مى پردازد. بخش دوم، تحلیلى از مباحثه و مزایاى آن است. در این بخش، پانزده امتیاز مباحثه با تکیه بر ارزش هاى دموکراتیک ذکر شده است. بخش سوم به تعریف مباحثه به منزله روش آموزش در دانشگاه مى پردازد و تفاوت آن را با دیگر اشکال صحبت گروهى، مانند گپ زدن، گفت و گو و پرسش و پاسخ بر مى شمرد. در بخش چهارم، شرایط مباحثه بررسى شده است. بخش پنجم به روش هاى مباحثه اختصاص دارد. در این بخش، نگارنده با تکیه به تجارب شخصى در دوره دکترى انسان شناسى در دانشگاه لندن، پنج الگوى مباحثه دو نفره، گروهى، جمعى، مباحثه برابر، و مباحثه در حین سخنرانى را تشریح نموده است. بخش ششم به تحلیل انتقادى روش مباحثه در ایران مى پردازد. در این بخش، به محدودیت هاى روش مباحثه و پرسش هایى درباره میزان عملى بودن به کارگیرى این روش در ایران پرداخته شده است. بخش هفتم توصیه هایى براى گسترش کاربرد روش مباحثه در دانشگاه هاى ایران دارد. و در پایان نیز جمع بندى از مباحث ارائه شده است.
"
" این مقاله به بررسى تحولات ذهنى و عینى پدید آمده در عرصه گفتارهاى جارى در عرصه بین المللى مى پردازد و مى کوشد که نسبت میان نظم هاى گفتارى را در عرصه هاى فکرى و فرهنگى با ارتباطات نشان دهد. مدعاى اصلى این است که اگر جهان به سوى «گفت و گو» رو آورده و ایده گفت و گوى تمدن ها مورد اقبال قرار گرفته است، پیدایى این رویکرد، خود، مسبوق به وقوع دگرگونى هایى در عالم ذهن و عین است.
براى نیل به این مهم سعى شده است که در بعد ذهنى، اندیشه فیلسوفان و متفکران برجسته گفت وگو یعنى گادامر، باختین، هابرماس، و اجتماع گرایانى همچون مک اینتایر و رولز مورد بررسى قرار گیرد و سهم اندیشه هر یک در پیشبرد و توسعه مفهوم گفت و گو نشان داده شود.
در بعد عینى، گفتارهاى تولید شده در سه دهه پایانى سده بیستم در یونسکو با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادى، واکاوى و نشان داده مى شود که در دهه 1970 که دوره اول این پژوهش را تشکیل مى دهد، گفتمان «توسعه و پیشرفت» گفتمان غالب است. توسعه عادلانه و توام با جنبه هاى انسانى گفتمان و محوریت داشتن دولت ـملت ها و واحدهاى ملى در بازى هاى بین المللى از مشخصه هاى دوره اول به شمار مى رود.
در دهه 1980 یا دوره اى که تاریخ نگاران آن را دوره دومین جنگ سرد جهانى نامیده اند، یک چرخش پارادایمى از توسعه به گفت وگو روى مى دهد، که شباهت هاى زیادى با روایت هاى هابرماس از گفت وگو دارد. از جمله ویژگى هاى این دوره مى تون به فاصله گیرى از دوگانه سازى هاى دوران جنگ سرد و گفتمان توسعه، خوش بینى نسبت به ظهور یک جامعه جهانى صلح آمیز و توام با گفت وگو، تکیه بیش تر بر افراد و مردمان در کنار کشورها و دولت ـ ملت ها و تکیه قابل توجه به وجوه فرهنگى توسعه در مقابل رجوه صرفاً اقتصادى نام برد.
بالاخره در دهه 1990 که زوال دوران دوقطبى است، با تکثریافتن بازیگران فرهنگى و رواج الگوهاى جمع گرایانه، گفت وگوى میان ملت ها و فرهنگ هاى متکثر مجال مطرح شدن یافت. در این دوره اگرچه همچنان گفت وگو شاکله ارتباط اجتماعى بوده است اما این گفت وگو از مبانى لیبرالى فاصله گرفته و به مبانى نظرى تازه اى متکى شده است که مى توان آن ها را به نظریه هاى «اجتماع گرایان» نزدیک دید.
مطالعه تحول ساختارهاى گفتمانى در این پژوهش نشان مى دهد که گفتارهاى جارى در عرصه بین الملل طى سه دهه پایانى سده بیستم، با تاثیرپذیرفتن از فن آورى هاى نوین ارتباطى از صورت بندى هاى فردگرایانه به سوى صورت بندى هاى جمع گرایانه و از تکیه بر سطح دولت ـ ملت ها به سوى سطوح فراتر و فروتر از دولت ـملت یعنى نهادهاى مدنى و بین المللى (سطوح تمدنى و فرهنگى) تحول یافته و همین تحول امکان طرح و تقویت نظرى ایده «گفت وگوى تمدن ها» را فراهم کرده است.
"
" تاثیر افکار میزوژینى (به حساب نیاوردن زنان) ارسطو که غالباً از مکتب کلاسیک به افکار فلاسفه سده هجدهم راه یافته بود تا پایان قرن همچنان ادامه یافت. مردانى که براى اعتلاى تفکر بشرى راه بسیار پرفراز و نشیبى را طى کردند، درباره جامعه زنان قضاوت بسته اى داشتند. منتسکیو، حقوقدانى که تحلیل هاى حقوقى و سیاسى اش هنوز مرجع تحقیق متخصصان است، گرچه نسبت به گذشتگان تحت تاثیر روشن بینى خود در مورد جامعه زنان به نکات مثبتى دست یافت، اما در مورد حقوق مدنى و حقوق شهروندى زنان دیدى سنتى و کاملاً ارسطویى داشت. همین خط فکرى نزد فلاسفه دیگر چون دیدرو و بعضى دیگر از نویسندگان دایره المعارف و بالاخره روسو ادامه یافت و در دوره انقلاب فرانسه در وضع قوانین تاثیر گذاشت و سهم اجتماعى زنان نادیده گرفته شد.
انتقادات و دفاعیات زنان اهل قلم و دیگر فیلسوفان دایره المعارف نظیر دالامبر و کندرسه و پیروان خط تفکرش، نظریه پردازانى که در مقابل اظهارنظرهاى فلاسفه ایستادند، بالاخره دریچه هاى فضاى قابل استشمامى را در پس انقلاب گشود و از آن پس تکامل یافت.
"