"در دو دهه اخیر، با در نظر گرفتن گسترش زیاد ارتباطات راه دور تغییرات فراوانی در درک و دریافت افراد از مکان به وجود آمده است. این تغییرات، تجربه توریسم را نیز در بر می گیرد چراکه مکان چه در شکل واقعی و چه در شکل مجازی اش، عنصری کلیدی در توریسم است. مقاله فعلی در صدد است نشان دهد که تجربه توریسم در جهانِ نسبتاً مجازی شده کنونی یا، چنانکه بعضی نویسندگان گفته اند، وضعیت دو جهانی شده چگونه صورت می گیرد؟
"
مقاله حاضربه منظور شناسایی و ارزیابی نگرش زنان نسبت به مالکیت شخصی به عنوان یکی از مهمترین اهرمهای کسب قدرت و تصمیم گیری در درون خانواده تهیه و تدوین گردیده است. نگرش به عنوان نوعی از معرفت که برپایه محاسبات احساسی، عاطفی وشناختی وارزیابی عملکردها شکل می گیرد وطبیعتا در روابط میان اعضای خانواده وحتی ایفای نقش ها موثر می افتد. براین اساس ابتدا ضمن انجام مطالعه مقدماتی ومصاحبه با افراد مطلع وداوران ، وتصحیح پرسشنامه وباکسب نمره روایی 75 درصدی ، از میان جامعه آماری مورد مطالعه، 640 نفر نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای ، با نمونه اخذ نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند . آنگاه داده ها واطلاعات مورد نیاز با استفاده از اسناد ومدارک به ویژه تکنیک پرسشنامه جمع آوری ، و نیز از نرم افزارSPSS جهت آزمون های آماری استفاده شد .یافته های تحقیق نشان می دهد که نمره نگرش زنان در شهرستان نوشهر چالوس نسبت به مالکیتَ شخصی در حد بسیار بالایی است . متغیرهایی چون احساس امنیت در زندگی خانوادگی و اجتماعی ، میزان اقتدار ، نوع ارزیابی از مالکیت شخصی ، سطح تحصیلات وموقیعت خانوادگی و شغلی در اخذ نمره بالای نگرش موثر بوده اند.آنچه از تحقیق حاضر به عنوان نتیجه می توان مطرح ساخت این است که عوامل ساختاری وکارکردی برنگرش افراد نسبت به مالکیت تاثیر بسیاری برجای می گذارد ،و هرچه افراد در مناسبات وروابط اقتصادی -اجتماعی بیشتر درگیر شده باشند ، نمره بیشتری نسبت به مالکیت شخصی اخذ می کنند.
امروزه نیروی انسانی هر سازمانی به عنوان استراتژیکی ترین عامل، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، وجود نیروی انسانی کارآمد و متعهد نسبت به انجام وظایف و ارائه خدمات نتایج مطلوب تری را برای سازمان به ارمغان خواهدداشت، لذا در مقاله حاضر به بررسی رابطه تعهد سازمانی کارکنان با کیفیت ارائه خدمات آنان خواهیم پرداخت. روش تحقیق به کار گرفته شده توصیفی _ پیمایشی می باشد، جامعه آماری کلیه کارکنان اداری و آموزشی غیر هیات علمی دانشگاه شاهد در سال تحصیلی 85-84 است، که با توجه به آخرین آمار موجود حجم جامعه آماری برابر با 418 نفر می باشد لذااز این تعداد 279 نفر مرد و 139 نفر زن می باشند. در این طرح تحقیق جهت انتخاب نمونه مناسب (نمونه نماینده واقعی جامعه) از روش نمونه گیری طبقه بندی وجهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعهد سازمانی 12 سؤالی آلن و می یر و پرسشنامه 22 سؤالی کیفیت ارائه خدمات پاراسورامن استفاده شد. جهت سنجش پایایی پرسشنامه ها از روش کرانباخ استفاده شد. ضریب آلفای کرانباخ حاصل به ترتیب برابر با 86/0 و89/0 به دست آمد که نشان دهنده پایایی خوب ابزاراست برای تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده، از روش های آمار توصیفی :فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، و واریانس ودر تحلیل استنباطی داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و بهره گیری از روش های آزمون ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تحلیل واریانس یک سویه (ANOVA) آزمون Tمستقل، و آزمون تعقیبی SCHEFFE جهت تعیین رابطه بین متغیرهای مختلف استفاده شد. یافته های تحقیق عبارتند از:میزان تعهد سازمانی کارکنان با میزان کیفیت ارائه خدمات و ابعاد آن :ثبات و پایایی، میزان پاسخگویی، اطمینان، همدلی و وضعیت ظاهری آنان رابطه داردهمچنین میزان تعهد سازمانی کارکنان با متغیر های جنس، سن، مدرک تحصیلی، وضعیت استخدام و سنوات خدمت آنان رابطه دارد.
در این مقاله سعی شده است که تربیت دینی مبتنی بر عرفان اسلامی به عنوان متناسب ترین رویکرد در مواجهه با جهانی شدن برای ایران و حتی سایر کشورهای جهان اسلام، تبیین شود. برای این منظور ابتدا با روش تحلیلی- انتقادی رویکرد مدرنیسم و پست مدرنیسم به عنوان عمده ترین خاستگاه های نظری فرایند جهانی شدن مورد نقد و بررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که هر یک از این رویکردهااز نارسایی های متعددی که اغلب ریشه در مبانی نظری و مفروضه های بنیادین آن ها دارند، برخوردارند. به علاوه هرکدام از آن ها در ایجاد جریان های بحران زا در جهان معاصر نقش دارند. بحران هایی که اساساً مغایر با اهداف جهانی شدن بوده و سلامتی فرایند آن را تهدید می نمایند. در پایان، مقاله حاضر دلایل انتخاب رویکرد عرفانی به عنوان مناسب ترین رویکرد تربیت دینی اسلامی را تشریح می نماید. رویکردی که ضمن سازگاری با اهداف و آرمان های مثبت و متعالی جهانی واحد، سلامتی فرایند جهانی شدن را تضمین کرده و همچنین قابلیت پاسخگویی به بحرانها و چالش های مربوط به جهانی شدن را دارد.
هدف این تحقیق بررسی دیدگاه ها، نگرش ها، احساسات، واکنش ها و نیازمندی های افراد مجرد در رابطه با مسائل فردی و اجتماعی است تا علل احتمالی، عوارض و پیامدهای روان شناختی و اجتماعی این پدیده برجسته و راه کارهای مواجهه با آن از منظر شرکت کنندگان در تحقیق بررسی شود.
بدین منظور 10 پسر و 20 دختر (سنین 32 تا 42 سال) با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه عمیق فردی صورت گرفت.داده های کلامی، پس از آن که کلمه به کلمه ثبت شدند، مورد تحلیل محتوا قرار گرفتند. تحلیل نتایج به روش کلایزی نشان داد که مهم ترین دلایل مجرد ماندن گروه دختران، کمال گرایی، سخت گیری بیش از حد والدین و پیدا نکردن زوج مناسب، و در پسران عمدتاً مشکلات اقتصادی و تردید در تصمیم گیری برای انتخاب بوده است. در مجموع افراد مجرد از وضعیت خود راضی نبوده و احساس شکست روانی، ضعف جسمانی و احساس طرد شدگی و عدم پذیرش داشته اند. آن ها در واکنش به نگرش های جامعه رفتارهای مختلف و متناقضی بروز می دادند که مورد بحث قرار گرفته اند.
مسئله روزافزون روابط جنسی فرازناشویی به عنوان یکی از عوامل آسیب زا در ساختار و ثبات خانواده، توجه بسیاری از متخصصان و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. این پژوهش از میان عوامل متعدد روانی ـ اجتماعی مؤثر در این زمینه به بررسی سبک دلبستگی و روابط جنسی فرازناشویی در میان زنان پرداخته است. به منظور رسیدن به اهداف پژوهش ابتدا 55 نفر از زنان متاهلی که به علت داشتن روابط نامشروع در مرکز مبـارزه بـا مفاسد اجتماعی شهر تهران بازداشت شده بودند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه کنترل نیز شامل 70 نفر از زنانی که روابط فرازناشویی نداشتند، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.
هر دو گروه پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان هازان و شیور را پر کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر محاسبه فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و نمودارهای مربوطه، از آزمون خی دو و ضریب فای و کرایمر استفاده شد.
نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین سبک دلبستگی ناایمن و روابط فرازناشویی رابطه وجود دارد (01/0P<) و زنانی که سبک دلبستگی ناایمن خصوصاً سبک ناایمن اجتنابی دارند رابطه فرازناشویی بیشتری دارند (05/0P<). علاوه بر این مشخص شد که بین میزان تحصیلات و روابط فرازناشویی رابطه وجود دارد. به این معنی که میزان روابط فرازناشویی در میان زنان با تحصیلات پایین بیشتر است (01/0P<).