بحث از تغییر و گذار به یک نحو محرک اولیه تفکر جامعه شناختی بوده است. به عبارت دیگر، سؤالات محوری و اساسی جامعه شناسان اولیه در مواجهه با امری عینی و بیرونی شکل گرفته و طرح شده است؛ و این امر همانا تغییر و گذار بوده است. بسیاری از تئوری های دوره نوباوه گی جامعه شناسی در ارتباط با گذار اجتماعی جامعه فرانسه از نظمی به نظمی دیگر ساخته و پرداخته شده اند. گذاری که آنان منشأ آن را در انقلاب فرانسه جست وجو می کردند. این امر در رابطه با دیگر تغییرات اتفاق افتاده در دیگر پهنه های جغرافیایی و فرهنگی جهان نیز صادق است. از انگلیس تا آمریکا و تا شوروی و ژاپن و.... تأملاتی از این جنس، تا چه حد مخیله جامعه شناسان وطنی ما را به خود مشغول داشته است و آنان تا چه اندازه نسبت به این امر در چرخه جغرافیایی و فرهنگی خودشان حساس شده اند و در باب آن تأمل کرده اند؟ متن زیر گزیده پاسخی است به این سؤال.
پیش و پس امور و از جمله امور و اتفاقات بزرگ نقطه تمرکز اذهان بسیار گردیده است؛ این که چه شد که این اتفاق افتاد و یا حال که این اتفاق افتاده، چه می شود. رخدادهای عظیم مصداق بارزتر این امرند. انقلاب اسلامی نیز به مثابه تغییری بنیادین، به جهت عمق و گستره تأثیرگذاری آن، اسباب اشتغال اذهانی چند شده است. پاسخ هایی نیز صواب و ناصواب به این پرسش داده شده است. دکتر موسی نجفی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از جمله کسانی است که تأملات و تتبعات بسیاری در این رابطه داشته اند. متن پیش رو برگرفته از سخنرانی ایشان در دوره آموزشی طرح علم و دین مؤسسه اشراق اندیشه می باشد. وقتی از یک انقلاب صحبت میکنیم باید سه مقطع را در نظر بگیریم. یعنی اگر بخواهیم یک تقسیمبندی درمورد مراحل تکامل انقلاب داشته باشیم، یک مرحله، جنبش و انقلاب است که هدفش سرنگونی نظام سیاسی است؛ یک مرحله، نظام سیاسی است و مرحلهی سوم، تمدن است. مثلا میتوانیم بگوییم جنبش اسلامی یا انقلاب اسلامی، نظام اسلامی و تمدن اسلامی. ما ایرانیها ظاهرا در زمان فعلی نزدیکترین تفکر را به این مرحلهی آخر داریم. یعنی مثلا فلسطینیها در مرحلهی جنبش ماندند و نتوانستند جلوتر بروند. اکثر کشورهای اسلامی نتوانستند به نظام سیاسی برسند و در همان مرحله انقلاب ماندند. حتی بعضیها اصلا انقلاب را هم انجام ندادند.
گرچه پدیده های بزرگ و تأثیرگذار از چشم هیچ صاحب تأملی پوشیده نمی مانند، با این حال نباید چنین پنداشت که همه به یک نحو و در یک شکل و قامت پدیده مورد نظر را به نظاره می نشینند. در واقع دیدن، چیزی است و درست دیدن چیزی دیگر. این که در بهمن پنجاه و هفت پدیده ای در ایران رخ نموده و بسیاری در باب آن نوشته اند و سخن رانده اند، نباید به این معنا پنداشته شود که آن ها همه دیده اند و صحیح دیده اند. در واقع بسیاری از کسانی که در باب انقلاب اسلامی ایران قلم زده اند، به دلایلی متفاوت از جمله عدم هم زبانی آنان با انقلاب اسلامی تفاسیری صحیح و صائب از انقلاب ارائه نداده اند. این امر را تجربه های محقق پس از انقلاب اسلامی مؤید است. بسیاری کسان از اثرات عمیق و فراگیر انقلاب، پی به عظمت و بزرگی آن برده اند. اما «این انقلاب چه بوده و اثرات آن کدام اند؟» سوالی است که متن پیش رو ـ که به همت مرکز آینده پژوهی پارک علم و فناوری دانشگاه تهران تدوین شده است ـ سعی در پاسخ دادن اجمالی به آن دارد.
مدل اندازه گیری دینداری جوانان؛ ابتدا بر پایه ابعاد پنجگانه مدل گلاک و استارک شاخص سازی شده؛ سپس با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی به دنبال شناسایی دقیق ابعاد پنجگانه فوق مورد بررسی قرار گرفته است. روابط بین ابعاد پنجگانه دینداری بر پایه رویکرد هیجانی روان شناسانی نظیر ماندلر، شاختر، آرنولد و انطباق دیدگاه های آنان با تربیت اسلامی مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفته است. مطالعه این روابط و تأثیر و تأثر بین این متغیرها با استفاده از نرم افزار لیزرل که به نوعی به آن تحلیل عاملی تأییدی یا مدل معادلات ساختاری می گویند، مورد اندازه گیری قرار گرفته است.
مقدار RMSEA=0/053 برای این مدل، نشان می دهد که این مدل از برازش قابل قبولی برخوردار است. به طوری که می توان اذعان نمود که دینداری یک پدیده سه بعدی است که شامل بعد اول؛ بعد ذهنی و شناختی دین، بعد دوم؛ بعد احساسی یا عاطفی دین و بعد سوم؛ بعد عملی و رفتاری دین می باشد. روابط اثرگذاری بین ابعاد دینداری طوری است که ابتدا از فیلتر ذهنی و شناختی عبور کرده و پس از آن در حالت عاطفی و احساسی شناسایی شده و سپس با عبور از آن فیلتر، در شکل رفتاری نمایان می گردد.
اعتیاد نوعی بیماری است که با عودهای مکرر مشخص می شود. همان قدر که شناسایی عوامل مؤثر در اعتیاد و استفاده از آن ها در درمان ضرورت دارد، شناسایی عوامل مؤثر در عود دارای اهمیت است. هدف از این مطالعه بررسی نقش پیش بینی کننده افکار خودکار، راهبردهای مقابله و نوروزخویی در عود بود. روش: به این منظور 100 آزمودنی از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب و پرسشنامه های مربوط یه متغیرهای مورد مطالعه در اختیار آن ها قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد تنها عامل پیش بینی کننده معنادار در تعداد دفعات عود، نوروزخویی بود و میان انواع سبک های مقابله و افکار خودکار با عود و تعداد دفعات آن ارتباطی مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نوروزخویی بیشترین ارتباط را با تعداد دفعات عود دارد و لذا اعمال مداخله مناسب بر نوروزخویی می بایست تعداد دفعات عود را کاهش دهد.
تاریخ نگاری علم به سبک ویگ، با معیار قرار دادن دستاوردهای علوم جدید، دربارة اهمیت بخش های مختلف تاریخ علوم قضاوت میکند. مورخان ویگیست تاریخ را به صحنة مواجهة دو گروه دانشمندان عاقل و دانا و متحجران نادان تبدیل میکنند. ایشان تنها قسمت هایی را از تاریخ علوم برای مطالعه و بررسی، با ارزش میدانند که به علوم جدید ربط پیدا کند. در این مقاله، ضمن معرفی هربرت باترفیلد، ناقد این جریان در تاریخ نگاری عمومی، به نقد و بررسی دیدگاه ویگی در تاریخ نگاری علم خواهم پرداخت. ویگیزم نه تنها مورخ را از ارائة روایتی حقیقی از تاریخ علم بازمیدارد، بلکه بخش های مفید و آموزنده را از تاریخ علم حذف کرده، فقط قسمت های «به نظر ما درست» را حفظ میکند. سپس نشان خواهم داد که گاهی از ویگیزم گریزی نیست و این رویکرد میتواند به شکل مشروع، در جنبه هایی از کار تاریخ نگاری علم وارد شود.
در دهه های اخیر، رویکرد کیفی به قلمرو پژوهش های علوم انسانی و علوم تربیتی وارد و به آن توجه شده است. از مسائل اصلی این نوع پژوهش، معیار یا معیارهایی است که نتایج این پژوهشها را قابل اعتماد میسازد. یکی از معیارهای مطرح در این میان، روایی تحقیقات کیفی است که موضوعی حیاتی و چالش بر انگیز است. در این مقاله، محققان با بهره گیری از شیوة توصیفی و تحلیلی و با بررسی ادبیات مربوط به تحقیقات کیفی، سه رویکرد عمده به مفهوم روایی را مطرح و روش های دستیابی به روایی در این سه رویکرد را بررسی کرده اند. این سه رویکرد عبارت است از: رویکرد سنتی، کل نگر و رویکرد هدف - روایی که به زعم نویسندگان، رویکرد کل نگر بر دو رویکرد دیگر برتری داشته، میتواند مسئلة روایی در پژوهش های کیفی را حل کند.
افت تحصیلیکاهش عملکرد تحصیلی دانشجو از سطحی رضایت بخش، به سطحی نامطلوب است.افت تحصیلی می تواند نظام آموزشی کشور را از اهداف پیش بینی شده دور نماید و بخشی از سرمایه ها و فرصت ها را از دست دهد. پیامدهای این پدیده به صورت های مختلف از جمله اخراج و انصراف از تحصیل جلوه گر می شود. در این پژوهش نتایج علل افت تحصیلی پرونده 1064 نفر از دانشجویان سه یا چهار ترم مشروط دانشگاه های دولتی کشور مأخوذ از 20 جلسه کمیسیون موارد خاص وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال تحصیلی 88-1387 توصیف، تحلیل و ارائه شده است. در این پژوهش عوامل فردی – خانوادگی و اقتصادی و اجتماعی موثر بر افت تحصیل دانشجویان مدنظر بوده است و سپس در نظر سنجی 33 نفر از معاونان دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه های دولتی کشور ( برحسب تجاربشان از جمله بعلت حضور رسمی آنان در کمیسیون های موارد خاص دانشگاه ها بعنوان دبیر کمیسیون) در مورد علل افت تحصیلی دانشجویان از طریق انجام پرسشنامه ،دیدگاههای آنان گردآوری،تحلیل و نتیجه گیری شده است
مقاله حاضر به روش کیفی و با استفاده از تکنیک های مصاحبه، مشاهده و بررسی اسناد و مدارک مکتوب و ادبیات شفاهی مرسوم در مورد مصرف مواد در صدد است تا هنجارهای تسهیل کننده مصرف مواد را در میان پنج خرده فرهنگ بزرگ قومی ایران (در قالب 10 استان) را بررسی کند. به منظور شناخت هنجارهای تسهیل کننده مصرف مواد اعتیاد آور در میان خرده فرهنگ ها سه حوزه مورد تاکید و هنجارهای موجود در هر یک از این حوزه های مورد مطالعه قرار گرفت.: 1- توصیه-های دارویی و درمانی، 2- باورهای عامیانه و جملات و ضرب المثل ها و 3- آداب و رسوم خاص. بر اساس یافته ها در هر سه حوزه مشخص شده در میان همه خرده فرهنگ های مورد بررسی هنجارهایی وجود دارد که تسهیل کننده مصرف مواد مخدر هستند.
دانش آموزان نسبت به مواد درسی نگرش هایی دارند که بررسی و سنجش آن ها مورد توجه محققان بوده است. یکی از ارکان اساسی و مهم برنامه ریزی درسی درحوزه مطالعات اجتماعی مربوط به سنجش نگرش فراگیران درس مطالعات اجتماعی است. مسوولان آموزشی به روشنی، دقت و با تکیه بر داده های واقعی می توانند به برنامه ریزی درسی درست و معتبر در زمینه مطالعات اجتماعی نایل آیند. مقاله حاضر با اهداف ذیل انجام شد: سنجش نگرش دانش آموزان دختر و پسر دبیرستان های شهر اصفهان نسبت به درس مطالعات اجتماعی، میزان نگرش فراگیران برحسب جنسیت، میزان اضطراب امتحان درس مطالعات اجتماعی و بررسی ارتباط بین نگرش مورد نظر با اضطراب امتحان درس مطالعات اجتماعی. ابزار تحقیق شامل دو پرسش نامه در زمینه نگرش به درس مطالعات اجتماعی (آیکن، 1987:2005) و اضطراب امتحان درس مطالعات اجتماعی (ابوالقاسمی و همکاران، 1375) بود که پرسش نامه اول در بردارنده چهار پاره مقیاس احساس لذتمندی، انگیزش به یادگیری، اهمیت داشتن و احساس ترس و نگرانی به درس مطالعات اجتماعی می باشد. داده های پژوهش از بین 300 دانش آموز دختر و پسر دبیرستان های دو ناحیه آموزش و پرورش شهر اصفهان جمع آوری شد. پژوهش نشان داد که ابزار تحقیق از پایایی و روایی مطلوب برخوردار بود و علاوه بر آن نتایج توصیفی نشان داد که دانش آموزان از میزان متوسط نگرش به درس مطالعات اجتماعی و هم چنین اضطراب امتحان درس مطالعات اجتماعی برخوردارند. آزمون فرضیات مبین آن بود که تفاوت معناداری در نگرش به درس و همچنین اضطراب امتحان درس مطالعات اجتماعی بین دانش آموزان دختر و پسر وجود نداشته و علاوه بر آن روابط معناداری بین نگرش به درس و اضطراب امتحان درس مطالعات اجتماعی وجود داشته است. چهار مولفه نگرش به درس مطالعات اجتماعی روابط معناداری با اضطراب امتحان درس مطالعات اجتماعی از خود نشان داده اند
مقاله حاضر بر اساس تجربه مدرنیته در سرزمین لک ها، به بررسی و تبیین خودکشی زنان و دختران می پردازد. پس از مروری بر ادبیات نظری، روش تفسیری برای این بررسی انتخاب و داده ها بر اساس مشاهده، مصاحبه و تجربه زیسته گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدرنیزاسیون سریع و شتابان با تمام مظاهر خود در طی دو دهه وارد یک سرزمین کاملا منزوی، با آداب و رسوم کهن شده و نسل مقارن با این تغییرات، بر اساس آموزه های مدرن پرورش یافته اند. بنابراین، پس از بلوغ، هنگام تصمیم گیری برای زندگی آینده، سعی کردند که بر اساس آموزه هایشان عمل کنند. اما با مخالفت شدید نسل های گذشته که حامل سنت های کهن بودند، روبرو گشتند. کنترل ناشی از سنت های قدرتمند و احساس بی قدرتی در تعیین سرنوشت سبب شد که تعدادی از زنان و دختران به افراطی ترین پناهگاه [خودکشی] در مقابل مصیبت های زندگی روی آورند.