هدف این مقاله توصیف و تحلیل فرهنگ سیاسی احزاب و سازمان های سیاسی توسعه گرای ایران بر مبنای چارچوبی نظری است که در آن ابعاد موضوع با اهمیت متفاوتی ترکیب شده اند. در این چارچوب نظری تلاش شده تا به 16 گزینه طراحی شده، که بگونه ای هدفمند در جهت کشف فرهنگ سیاسی گروه های هدف، مشتمل بر چهار حزب و سازمان سیاسی پاسخ داده شود. بدین منظور میزان حجم نمونه در دو گروه طبقه بندی شده است؛ گروه اول نمونه ای مشتمل بر 385 سرمقاله مطبوعات وابسته به ارگان های حزبی است، گروه دوم بر مبنای مصاحبه با 14 نفر از فعالان حزبی می باشد، که در دو حجم نمونه یاد شده، داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا و روش کیفی تحلیل شده اند. نتایج نیز در بردارنده؛ شناخت فرهنگ سیاسی گروه های هدف و مقایسه آنها با یکدیگر، تعیین میزان و نوع همبستگی کارکردی فرهنگ سیاسی میان گروه های هدف در ارتباط با یکدیگر و شناخت نوع آسیب پذیری آنها است.
مهاجرت یکی از عوامل مهم در توسعة منطقه ای و مورد توجه سیاستگذاران است. این پدیده کارکردهای مختلفی دارد. میزان رضایت یا نارضایتی از فرایند مهاجرت ممکن است نشانه ای از کارکرد مثبت یا منفی آن برای مهاجران باشد. هدف این پژوهش، بررسی رابطة سرمایة اجتماعی و رضایتمندی از مهاجرت در میان مهاجران ۱۸ سال به بالا در شهرستان بهارستان است. این پژوهش با استفاده از نظریه تحلیل شبکه انجام شده است. پژوهش، پیمایشی است و با ابزار پرسشنامه صورت گرفته است. جامعة آماری مورد مطالعه، شامل مهاجران ۱۸ سال به بالا در شهرستان بهارستان، از توابع استان تهران است. براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سازمان آمار در سال ۱۳۹0، تعداد 72,039 مهاجر وارد شهرستان بهارستان شده اند. از این تعداد، 325 نفر به شیوة تصادفی سیستماتیک برای مطالعه انتخاب شدند. نتایج ضریب همبستگی نشان می دهد رضایتمندی از مهاجرت، با متغیرهای اعتماد، اعتماد نهادی، مشارکت رسمی، مشارکت غیررسمی همیارانه، مشارکت غیررسمی خیریه ای و مشارکت غیررسمی مذهبی، رابطة معنادار دارد. همچنین براساس نتایج، رابطة بین دو سازة سرمایة اجتماعی و رضایتمندی از مهاجرت در سطح بالایی معنادار است و هر اندازه افراد در ساختار اجتماعی جدید دارای سرمایة اجتماعی بالاتری باشند، رضایتمندی از مهاجرت افزایش می یابد.
مقاله حاضر برآمده از یک پژوهش علمی است که با هدف بررسی هویت اجتماعی جوانان در ابعاد خانوادگی، گروهی، دینی و قومی و تأثیر آن بر سبک زندگی آن ها انجام شد. در این مقاله ابتدا مروری بر دیدگاه های نظری و منابع تجربی انجام می شود و سپس چهارچوب مفهومی مناسبی تنظیم می شود و در قالب آن فرضیه های اصلی مطرح و مورد آزمون قرار خواهند گرفت. مبنای نظری پژوهش، تلفیقی از تئوری های پیربوردیو، ماکس وبر و آنتونی گیدنز است. پرسش اصلی این مقاله آن است که آیا رابطه معناداری میان ابعاد مختلف هویت اجتماعی با یک دیگر و نیز رابطه آن ها با سبک زندگی وجود دارد؟ جامعه آماری پژوهش جوانان شهر همدان و حجم نمونه مورد بررسی نیز ۳۸۴ نفر می باشدکه به روش نمونه گیری خوشه ای چندمحله ای انتخاب شده اند. تحقیق از نوع پیمایشی و ابزار اندازه گیری آن پرسش نامه بوده، سپس توسط آمار استنباطی، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی شفه به بررسی رابطه بین متغیرها و آزمون فرضیه های پرداخته شده است. یافته ها مؤید این نکته هستند که جهت و شدت رابطه هویت اجتماعی با ابعاد مختلف مفهوم سبک زندگی؛ یعنی فعالیت ها (تفریحی، گروهی و دینی)، علاقه مندی ها (مذهبی، ورزشی و فرهنگی) و نگرش های مدرن متفاوت است. بنابراین، می توان گفت جوانان براساس هویت اجتماعی شان سبک زندگی متفاوتی دارند. نتایج همچنین نشان می دهند هویت مذهبی نقش مهم و تعیین کننده ای در میزان فعالیت های دینی و علاقه مندی های مذهبی جوانان دارد. در مقابل هویت گروهی نقش برجسته و تعیین کننده ای در میزان فعالیت های گروهی، تفریحی و علاقه مندی های ورزشی جوانان و همچنین میزان نگرش های مدرن در آن ها دارد.
از جمله مسائل بسیار مهمی که مجریان و مسؤولان شهری در احیای بافت های فرسوده با آن مواجه می شوند، عدم توافقشان با مالکین در مورد قیمت املاک است؛ لذا در این تحقیق ضمن بررسی نگرش مالکان بافت فرسوده منطقه ثامن نسبت به شیوه قیمت گذاری املاک، عوامل مؤثر بر آن نیز مورد توجه قرار گرفته است. روش تحقیق در این پژوهش پیمایشی است که از ابزار پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را کلّیه مالکان بافت فرسوده منطقه ثامن تشکیل می دهد. حجم نمونه در این تحقیق حدود 250 نفر از مالکان است که به روش طبقه ای متناسب با سهم انتخاب شده است. از آن جا که این منطقه به 4 قطاع تقسیم می شود، سعی شده است تا حجم نمونه، متناسب با سهم هر قطاع انتخاب شود. یافته ها نشان می دهد که 26/66 درصد از مالکین نسبت به شیوه قیمت گذاری املاک نگرشی منفی دارند، در-حالی که تنها حدود 11 درصد از آن ها دارای نگرش مثبت بوده و بقیه مالکان نگرشی خنثی نسبت به شیوه مذکور داشته اند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داده است که مؤثرترین متغیر بر نگرش مالکان به شیوه قیمت گذاری املاک، میزان اطلاعات صحیحی است که آن ها در مورد شیوه قیمت گذاری املاک دارند. سایر متغیرهای اثرگذار بر نگرش مالکان به شیوه قیمت گذاری املاک، به ترتیب شدت تأثیر عبارت اند از: نگرش مالکان به طرح نوسازی و بهسازی، فاصله ملک تا حرم و در نهایت برخورد نزدیکان مالک با وی.
بحث جایگاه دین و چگونگی تأثیرگذاری آن بر سیاست گذاری فرهنگی، یکی از موضوعات مطرح در حوزة سیاست گذاری فرهنگی محسوب می شود. نظریات مختلفی نیز در این خصوص ارائه شده است که در طیفی از نظریات حداقلی تا حداکثری قرار می گیرد. از سوی دیگر خط مشی گذاری فرهنگی در جامعة اسلامی از الگوی خاصی تبعیت می کند. آنچه این الگو را از الگوهای مشابه متمایز می کند، این پیش فرض است که دین نقش بسزایی در شکل گیری فرهنگ یک جامعه دارد و این نقش، فراتر از صِرف تعیین خطوط قرمز در تدوین سیاست های فرهنگی است. این الگوی خط مشی گذاری، برخلاف الگوهای رایج که بر محور شناسایی و حل مسئله قرار دارند، با مسئله آغاز نمی شود. در این تحقیق بر اساس روش تحلیلی توصیفی و با رجوع به آیات و روایات و به ویژه سیرة پیامبر اکرم(ص) سه عنصر در الگوی خط مشی گذاری فرهنگی (مرحلة تدوین) بر اساس آموزه های اسلام معرفی می شود که عبارت اند از پیگیری، درمان و رفع معضلات فرهنگی جامعه؛ پیشگیری از بروز مشکلات فرهنگی؛ و پیش برندگی جامعه به سوی تعالی. در این الگو بر ویژگی هوشمندی نظام اسلام و تمرکز بر منحل کردن مسائل به جای حل کردن مسائل تأکید می شود. بر این اساس، اولین گام در سیاست گذاری فرهنگی شناسایی عوامل پیش برنده در یک جامعة دینی است (فارغ از اینکه معضلی در جامعه باشد یا نباشد). گام دوم شامل پیشگیری، یعنی شناسایی عوامل ایجاد معضل که در متن آموزه های دینی نهفته است، می شود و تلاش برای رفع مشکل به طور مستقیم باید در مرحلة آخر باشد.
چکیده در دهه های اخیر بدنبال پیشرفتهای تکنولوژیک، افزایش ارتباطات بین فرهنگی و لزوم شناسایی تمایزات خود با سایر گروهها برای کارایی موثرتر در زمینه های متفاوت فرهنگی، کسب برخی مهارتها و قابلیتها ضروری بنظر می رسد. هوش فرهنگی بعنوان یکی از مهارتهای لازم جهت سازگاری با موقعیت جدید و عملکرد موثر در شرایط فرهنگی جدید مطرح می گردد. این مقاله با هدف توصیف و طرح مبانی نظری پیرامون هوش فرهنگی و ابعاد چهارگانه آن، بعنوان یک متغیر فرهنگی اثر گذار بر قوم گرایی انجام گرفته است. داده های پیمایش از ۳۸۴ نفر نمونه آماری، بر اساس نمونه گیری تصادفی خوشه ای از بین جوانان۱۸ تا ۲۹ ساله ساکن شهر تبریز گردآوری شدند. ابزار گردآوری داده ها مقیاس های استاندارد هوش فرهنگی انگ و داین و قوم گرایی نئولیپ و مک کروسکی بوده است. یافته ها حاکی از آن بود که تمامی مولفه های هوش فرهنگی تاثیر معناداری بر قوم گرایی دارند. همچنین نتایج اجرای آزمون t مستقل نشان می دهد، میانگین قوم گرایی جوانان بر حسب جنسیت آنان متفاوت بود.