فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۸۰۱ تا ۵٬۸۲۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
درآمدی بر فرهنگ سازمانی غیررسمی پلیس
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سازمانی از جمله مهم ترین عناصر هر سازمانی است که با اندیشه، احساس و عمل اعضا عجین شده و هر گفتار، پندار و رفتاری از آن رنگ می پذیرد و جهت می گیرد. به وضوح دو گونه از فرهنگ سازمانی (رسمی و غیررسمی) از یکدیگر قابل تمایز است. در حالی که فرهنگ سازمانی به معنای رسمی آن به قوانین، مقررات، آیین نامه های مکتوب رسمی اشاره دارد، فرهنگ سازمانی غیررسمی شامل اصول و باورها مشترک غیررسمی اعضاست، که در درون سازمان اخلاقی شده است. صرفه نظر از وجوه اشتراک و افتراق این دو فرهنگ، چنین به نظر می رسد آنچه که در نهایت به اعضا انرژی و حرارت لازم برای سازگاری با محیط بیرونی و یکپارچگی درونی را فراهم می سازد، فرهنگ سازمانی غیررسمی است. از این رو هدف اصلی مقاله، توضیح این بخش از فرهنگ سازمانی است. بنابراین مقاله بر خلاف پنداشته های قبلی که اساسا فرهنگ سازمانی به معنای رسمی آن را می پذیرفت و به بررسی تاثیرات آن می پرداخت، تاکید خود را به بررسی فرهنگ سازمانی پلیس به معنای غیررسمی آن گذارده و عناصر رسمی فرهنگ این سازمان را کمتر مورد توجه قرار داده است. اما بن مایه اصلی مقاله معرفی عناصر فرهنگ سازمانی غیررسمی پلیس با تاکید بر مدل های کلوکن، اشترتبک، شاین، ترومپنارس، هافستد، پارسونز، و تری یاندیس و مفاهیم بنیادی زبان، ماهیت روابط انسانی در سازمان، روابط سازمان با محیط، و ماهیت فعالیت ها انسانی است.به هر حال محتوی کلی مقاله شامل تعریفی از فرهنگ سازمانی و اهمیت آن، سپس انواع فرهنگ سازمانی، جایگاه و نسبت های میان هر یک از آن دو در سازمان است. با این حال بدنه اصلی مقاله به نمونه هایی از ویژگی ها و عناصر فرهنگ سازمانی غیررسمی پلیس، اختصاص یافته که به مدد آن نظریه پردازان و مفاهیم یاد شده شرح و بسط یافته است.
الگوهای کلاسیک توسعه سیاسی: نگاهی به تجربه اروپای غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه سیاسی در کلی ترین تعریف، فرآیندی است که طی آن ظرفیت ساختارها و نهادهای سیاسی، همچنین پویایی نیروها و روابط سیاسی یک کشور در جهت ساماندهی امور عمومی (داخلی و خارجی) افزایش می یابد. در قرون اخیر، توسعه سیاسی حول محور سه فرآیند به پیش رفته است: تمرکز قدرت سیاسی، نهادمند شدن و قانونمند شدن حکومت و دموکراتیک شدن آن با نگاهی کلی به تجربه کشورهای گوناگون، دو الگوی اصلی توسعه سیاسی را می توان از یکدیگر تفکیک کرد؛ در الگوی اول که می توان آن را «دولت محور» نامید، ظرفیت حکومت، به ویژه دستگاه های نظامی و اداری آن افزایش یافته اما عرصه اجتماعی سیاست و روابط میان دولت و جامعه توسعه چندانی نیافته است. در این الگو، ثبات و امنیت سیاسی معمولاً در معرض فشارهای ناشی از تعارضات و منازعات آشکار و پنهانی بوده که ریشه در انسداد روابط سیاسی و شکاف میان دولت و جامعه داشته است. در الگوی دوم که می توان آن را «جامعه محور» نامید، به موازات توسعه سازمان حکومت، نیروها و نهادهای اجتماعی و مدنی نیز توسعه یافته اند و روابط دولت و جامعه از تعادل برخوردار شده است. در این مقاله با مروری بر تجربیات توسعه سیاسی در اروپای غربی نمونه هایی از الگوهای توسعه سیاسی مورد بررسی قرار گرفته و بر اساس آن، برخی از ملزومات عام توسعه سیاسی استخراج شده است.
مقایسه ای تاریخی در تحول عقلگرایی و انسان گرایی در شرق وغرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر مطالعه ای در زمینه جامعه شناسی تاریخی و جامعه شناسی فرهنگی است. هدف اصلی این تحقیق مقایسه دو دوره تحول فرهنگی در شرق و غرب است که به فاصله زمانی حدود هفت قرن از یکدیگر روی داده اند. در شرق در سده سوم و چهارم هجری (مقارن قرن نهم و دهم میلادی)، انقلاب فرهنگی قابل توجهی روی داد که پیشرفتی گسترده در معرفت و تجارب علمی مردم بعضی جوامع شرقی درپی داشت. در تحولی دیگر، مردم اروپای غربی از قرن پانزدهم تا هجدهم میلادی با نوزایی فرهنگی پرنفوذی روبرو بودند که به رنسانس معروف شده است. منابع تاریخی گواهی می دهد که شباهتهای بنیادی و محتوایی بین این دو تحول فرهنگی وجود دارد. مهمترین شباهتها این که هر دو تحول فوق با ظهور چشمگیر تفکر انسان گرایی و عقل گرایی همراه بوده است. از سوی دیگر، در اثر دخالت متغیرهای زمانی و مکانی، برخی تفاوتهای نسبی در محتوای این تحول وجود داشته است. بر اساس این شباهتها و تفاوتها می توان این فرضیه را مطرح کرد که وقوع تحولات فرهنگی (در مکانها و زمانهای متفاوت) باید تابع قانونمندی کلی باشد، که تفاوتهای جانبی آن متأثر از شرایط تاریخی و اجتماعی متفاوت روی داده، روابط تاریخی قابل مطالعه ای با یکدیگر دارند، که این روابط تا به امروز ادامه داشته است. آیا این زمینه های مشترک و روابط تاریخی و اجتماعی و نیز تبعیت تحولات فرهنگی از قواعد مشترک مفروض نمی تواند به نوعی وحدت نسبی فرهنگی در جهان در قرن بیست و یکم منجر شود؟
سد اقتصاد در برابر ازدواج جوانان
حوزههای تخصصی:
بازنمایی روابط نسلی در سریال های تلویزیونی؛ بررسی موردی سریال های نرگس، صاحبدلان، اولین شب آرامش، نقش برآب
حوزههای تخصصی:
برنامه های تلویزیونی نه تنها آیینه ای برای بازنمایی شرایط موجود در یک جامعه هستند، بلکه می توانند به عنوان مدل رفتاری برای اعضای جامعه نیز عمل کنند. به ویژه زمانی که تماشاگر بین خویش و شخصیت های نمایش داده شده در برنامه ها شباهت هایی می یابد. سریال های ایرانی تلویزیون سراسری را می توان هم بازنماینده شرایط اجتماعی و هم یک مدل رفتاری برای اعضای آن محسوب نمود. مطالعه حاضر با هدف بررسی بازنمایی الگوهای روابط نسلی در سریال های ایرانی تلویزیون انجام شده است. جامعه آماری این مطالعه سریال های پخش شده در سال 1385 از شبکه 1 (شبکه ملی) و شبکه 3 (شبکه جوان) می باشد. چهار سریال (دو سریال از هر شبکه) با ژانر خانوادگی- اجتماعی به صورت هدفمند انتخاب شده اند. روش تحلیل محتوا به عنوان روش تحقیق به کارگرفته شده و سه نوع روابط بین نسلی شامل تفاهم، تفاوت و تعارض در بین شخصیت های سه نسل جوانان، میان سالان و سالمندان در این سریال ها مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعه حاضر نشان می دهد که تلویزیون و سریال های ایرانی آن بر الگوی تفاهمی در روابط بین نسل ها در جامعه تاکید داشته و الگوی غالب بازنمایی شده توسط آن الگوی تفاهمی ست در حالی که مطالعات نشان می دهد که الگوی غالب دیگری در روابط بین نسلی در جامعه امروز ایران وجود دارد.
تجربه: تبیین سیاستگذاری آموزشی در زمینه تربیت مدنی (با نگاهی به نظام آموزشی پس از انقلاب اسلامی)
بررسی نمودهای عرفی شدن دین در سبک زندگی جوانان شهر اصفهان (با تأکید بر نظریه عرفی شدن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهورجامعه مصرفی به واسطه فزونی کالاهای مادی از یک سو و دموکراتیزه شدن مصرف و عمومیت یافتن آن از سوی دیگر، به انتخابی شدن زندگی روزمره می انجامد و همین امر نشان دهنده اهمیت روزافزون سبک زندگی در جامعه معاصر است. عامل مذهب نقش مهمی در گزینش سبک زندگی دارد. دین نه تنها مردم را نسبت به برخی از سبک های زندگی در قیاس با سبک های زندگی دیگر ترغیب می نماید، بلکه می تواند تأثیر قابل ملاحظه ای در کنترل فرهنگ مصرفی و سبک های زندگی مصرفی داشته باشد. در جامعه ایران علاوه بر دینداری، متغیر عرفی شدن نیز بسیار حائز اهمیت است، چرا که افراد به ویژه جوانان، متأثر از فرآیند نواندیشی و نوگرایی هستند و به برداشت های شخصی از دین در رفتارشان استناد می کنند. در این مقاله با استفاده از نظریه عرفی شدن شجاعی زند، به بررسی نمودهای عرفی شدن دین در سبک زندگی جوانان شهر اصفهان می پردازیم. این مطالعه از نظر کنترل شرایط پژوهش یک بررسی پیمایشی، از نظر وسعت، پهنانگر و از نظر زمانی، مقطعی و نمونه گیری آن سهمیه ای چند مرحله ای است که بر اساس فرمول کوکران، 385 نفر هستند. نتایج حاصل از آزمون چند متغیره نشان داد که متغیرهای مستقل 33 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کرده اند که بر اساس اولویت عبارتند از: تغایر نقش ها، فردگرایی و تغییر ارزش ها.
مدخلی بر مدرنیته و مدرنیسم
حوزههای تخصصی:
همسازی هویت ملی و قومی در ایران و رویکرد اقوام ایرانی به وحدت ملی و حق تعیین سرنوشت دکتر علی اصغر قاسمی* مجید خورشیدی** حسین حیدری***(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از سال های پس از جنگ جهانی دوم موضوع وحدت ملی و حق تعیین سرنوشت به یکی از موضوعات مهم دولت ها، اقوام و صاحب نظران و اندیشمندان مسائل سیاسی و اجتماعی جهان تبدیل شده است. در ایران نیز در این مقطع زمانی موضوع وحدت ملی و حق تعیین سرنوشت یکی از موضوعات اساسی و مهم عرصه سیاسی بوده است. پیگیری این حق از طرف اقوام ایرانی که با سوء تفاهمات و تنش هایی نیز همراه بوده، مبتنی بر نگرش ها و کنش هایی بوده که آنها را از جنبش های تجزیه طلب کشورهای مستعمره در نیمه دوم قرن بیستم متمایز می کند چرا که به لحاظ تاریخی کشور ایران هیچ گاه مستعمره کشور دیگری نبوده و همه اقوام در دوره های گوناگون تاریخی نقش پررنگی در اداره نظام سیاسی کشور داشته اند. افزون بر این، اقوام ایرانی به دلیل همسازی عناصر هویت ملی و قومی، اهداف تجزیه طلبانه و معطوف به تضعیف وحدت ملی را دنبال نکرده اند.
این مقاله با بهره گیری از روش مصاحبه عمیق با تعدادی از نخبگان قومی و نیز تحلیل ثانویه یافته های مطالعات صورت گرفته در زمینه هویت ملی و قومی، درصدد تبیین همسازی هویت قومی و ملی در ایران و تاثیر آن بر نگرش ها و کنش های معطوف به پیگیری حق تعیین سرنوشت از طرف اقوام ایرانی می باشد.
دیوار نوشته های انقلاب
سالمندی سالم؛ تحلیل مقایسه ای سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت مردان و زنان سالمند در شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو با استفاده از داده های حاصل از پیمایش نمونه ای و اجرای «پرسشنامة ساخت یافته» در میان سالمندان 60 ساله و بالاتر شهر شیراز در سال 1390 به بررسی مقایسه ای سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت زنان و مردان سالمند و تبیین تفاوت های جنسیتی بر اساس مشخصه های اجتماعی و جمعیتی می پردازد. نتایج تحلیل های دو متغیره بیانگر تفاوت معنادار بین مردان و زنان سالمند در چهار بُعد از شش بُعد سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت است؛ زنان در ابعادی نظیر مسؤولیت سلامت و روابط بین فردی و در مقابل مردان در ابعاد مدیریت استرس و فعالیت جسمانی نمره بالاتری را کسب کردند. در دو بُعد تغذیه و رشد روحی تفاوت معناداری بین دو جنس مشاهده نشد؛ علاوه بر این، وضعیت سلامت خود ادراک و خود کارآمدی سلامت زنان در سطح پایینتری در مقایسه با مردان بوده است. نتایج تحلیل چندمتغیره با استفاده از آزمون تحلیل طبقه بندی چندگانه نشان داد که بعد از کنترل متغیرهای اقتصادی و اجتماعی (تحصیلات، اشتغال، و درآمد) جنسیت به طور محسوس و معناداری سبک زندگی ارتقای سلامت را تحت تأثیر قرار می دهد و زنان میانگین نمره بالاتری را در شاخص سبک زندگی ارتقای سلامت خواهند داشت. به طور خلاصه، نتایج مطالعه نشان داد جدای از ابعاد زیست شناختی متفاوت زن و مرد، شرایط اجتماعی نابرابر، رفتارهای سلامت متفاوتی را برای زنان و مردان به همراه دارد.
عوامل رقابت جویی و رابطة آن با پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تفکیک انگیزه ها و عوامل رقابت جویی به روش روان سنجی، صورت گرفته است. آزمودنی های پژوهش شامل 400 دانش آموز دختر و پسر (سن 18-14) دبیرستان های دولتی شهر تهران به تعداد مساوی از هر دو جنس به روش تصادفی انتخاب شدند. نتایج حاصل از اجرای پرسشنامة رقابت جویی فرانکن (1995) در هر دو گروه، به صورت مجزا مورد تحلیل عاملی قرار گرفت. در استخراج عامل ها از روش مؤلفه های اصلی، و در چرخش عامل ها از روش های متعامد و متمایل استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی مجزا، به استخراج و چرخش هفت عامل با ارزش ویژة بزرگ تر از 1 در گروه پسران، و شش عامل در گروه دختران منجر شد. در گروه پسران سه عامل، و در گروه دختران چهار عامل، قابل تفسیر و معنادار تشخیص داده شدند. دو گروه در دو عامل از عامل های به دست آمده مشترک و مشابه اند، که این عامل ها تحت عناوین «اشتیاق به برنده شدن» و «انگیزش برای تلاش و کوشش در رقابت» نام گذاری شده اند. بین عامل اخیر و پیشرفت تحصیلی، در هر دو گروه، همبستگی مثبت معنادار (پسران 01/0P< و دختران 05/0P<) وجود داشت. اما، بین عامل مربوط به «اشتیاق به برنده شدن» و پیشرفت تحصیلی رابطة معناداری وجود نداشت. در گروه پسران عامل دیگری با نام «خشنودی ناشی از عمل کردن به نحو احسن»، و در گروه دختران دو عامل دیگر تحت عناوین «خشنودی ناشی از حصول بهبود در عملکرد» و «ترجیح دادن تکالیف دشوار» به دست آمد. بنابراین، از نظر تشکیل عوامل رقابت جویی، بین دو گروه برخی تفاوت ها و شباهت ها مشاهده شد. در مجموع، نتایج به دست آمده مؤیّد یافته های پژوهش های گذشته در مورد عوامل رقابت جویی است.