آنومی اجتماعی، معضلی اجتماعی است که در بسیاری از جوامع دیده می شود. در یک تأمل آسیب شناختی علل و عوامل متعددی در بروز آن نقش دارند، که متناسب با ویژگی ها و اوضاع مختلف جوامع، عوامل گوناگون سهم متفاوتی دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان آنومی اجتماعی شهروندان حاشیه نشین شهر تبریز و عوامل مؤثر بر آن، با روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش، کلیه شهروندان مناطق حاشیه نشین شهر تبریز بوده، که از میان آنها، 384 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای مطالعه شده اند. آزمون های آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیونی، برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که رابطه معناداری بین متغیرهای دینداری، قانون گریزی اخلاقی، قانون گریزی ابزاری، سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی به عنوان متغیرهای مستقل و آنومی اجتماعی وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره تحقیق نشان می دهد حدود 33 درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل پژوهش تبیین می شود.
صنعت نفت از موثرترین و بزرگترین صنایع در جهان به ویژه ایران است. تاثیر برجسته این صنعت در اقتصاد، سیاست و توسعه ایران از دو بعد قابل تامل است؛ یکی نقش تکنولوژی های مرتبط با نفت در افزایش درآمد کشور و توسعه مناطق نفت خیز و دیگری ریسک آینده بدون نفت برای کشور و به خصوص برای جمعیت این مناطق است. مقاله حاضر با نگاهی اجتماعی، به تجربه توسعه صنعت و تکنولوژی نفتی از پیدایش تا سال 1357 می پردازد و به این منظور در میان رهیافت های موجود در جامعه شناسی تکنولوژی، بررسی عوامل اجتماعی اثرگذار در توسعه قابلیت های تکنولوژیک صنعت نفت این بخش را با تحلیل شبکه کنشگران این صنعت در سه مقطع زمانی به انجام رسانده است. در این راستا با ترسیم پیشرفتهای حاصله در کسب و توسعه قابلیت های تکنولوژیک، نشان داده شده است که در این صنعت علی رغم پیشرفت در ابعاد بهره برداری، فقدان اراده برای توسعه قابلیت های نوآورانه، عدم یکپارچگی در شبکه کنشگران این صنعت و ناتوانی در ترجمه مناسب خواست هایی که در خود قابلیت های متناظر با سطوح پیشرفته تر تکنولوژی را دربردارند از جمله عوامل ناکامی تحقق توسعه در سایر حوزه های تکنولوژی نفتی بوده اند.
یکی از شاخصه های اصلی ملت در عصر جدید، وجود نظام اقتصادی قدرتمند در سایه دولتی ملی است. تهدیدپذیری اقتصادی، منجر به تهدید نظام سیاسی می شود و فروپاشی اقتصادی یک نظام سیاسی بی شک یکی از عناصر و مولفه های هویت ملی را تهدید می کند. منطقه، پر تنش خاور میانه و وجود کشورهای رقیب و دشمن ایران در منطقه، می تواند عوامل بیرونی این تهدید هویتی در نظر گرفته شود؛ به طوری که بر اساس سند چشم انداز بیست ساله، ایران در افق 1404 ه-ش باید به جایگاه اول اقتصادی منطقه دست یابد. این مقاله، با معرفی مفهوم تهدید پذیری اقتصادی و تعیین ابعاد، مولفه ها و شاخص های آن، به بررسی یکی از عوامل استراتژیک شناخت تهدیدات هویت ملی (تهدیدات اقتصادی) می پردازد. بر اساس الگوی ارایه شده، کشورهای برخوردار از رشد اقتصادی مستمر و درونزای بالاتر، توزیع عادلانه تر و استقلال اقتصادی بیشتر، کمتر در معرض تهدیدات اقتصادی هستند. در نتیجه نظام سیاسی و هویت ملی آن ها کمتر در معرض خطر است. در ادامه، شاخص ترکیبی تهدیدپذیری اقتصادی (ETI) معرفی، و روند تغییرات آن طی دوره زمانی 2005-1995 محاسبه شده است.با توجه به نتایج به دست آمده، اقتصاد ایران از نظر توزیع عادلانه، استقلال اقتصادی و تهدید پذیری کلی اقتصادی در مقایسه با اقتصاد کشورهای عربستان، ترکیه و رژیم اشغالگر قدس در معرض تهدیدات بیشتری است و در بعد رشد درونزای اقتصادی از میان کشورهای یاد شده در مقایسه با عربستان سعودی دارای وضعیت بهتری می باشد.
یکی از مهم ترین تصمیم های افراد در طول زندگی، تصمیم گیری درباره انتخاب همسر است؛ بنابراین برای پیشگیری از فرسودگی زناشویی، توجه جدی به ملاک های انتخاب همسر قبل از ازدواج، ضروری به نظر می رسد. هدف این پژوهش، بررسی ملاک های انتخاب همسر و ملاک های انتخاب دوست جنس مخالف و مقایسه ملاک های انتخاب شریک در افراد دارای تجربه دوستی و بدون تجربه دوستی با جنس مخالف بود. نمونه پژوهش شامل 486 نفر بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای از میان دانشجویان انتخاب شدند و پرسش نامه اولویت بخشی ملاک های همسرگزینی را تکمیل کردند. یافته ها نشان داد در هر دو جنس، 5 ملاک عشق و علاقه، عفت و پاکدامنی، مسئولیت پذیری، سلامت روانی و توانایی تصمیم گیری، بیشترین اهمیت و 5 ملاک درآمد، سن، تناسب موقعیت اجتماعی، تحصیلات و قومیت یکسان، کمترین اهمیت را داشتند. همچنین میانگین ملاک ها برای انتخاب شریک از منظر افراد دارای تجربه دوستی با جنس مخالف در هر دو جنس، بیشتر از افراد بدون تجربه دوستی است که نشان می دهد افراد دارای تجربه دوستی، دقیق تر و سخت گیرانه تر از افراد بدون تجربه دوستی در انتخاب شریک عمل می کنند.
اداره کل آموزش های فنی و حرفه ای استان مازندران در طی برنامه سوم (79-81) موفق به آموزش بیش از 22000 نفر در بخش صنعت شده است که از لحاظ کمی قابل توجه است. از این رو مقاله حاضر برگفته از پژوهشی با همین عنوان، بر آن است تا تصویری از وضعیت اشتغال مهارت آموختگان سازمان، با توجه به نوع و میزان اشتغال آنان، ارایه کند. برای انجام یافتن این کار از دو گروه کارآموزان و کارفرمایان نظرسنجی شده است. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمون آماری خی دو استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان داده است که علی رغم کوشش های کمی سازمان در جهت تربیت نیروی انسانی، مساله اشتغال کارآموزان آموزش دیده همچنان باقی است. همچنین نتایج به دست آمده نشانه تفاوت استفاده از فرصت های شغلی میان زنان و مردان به نفع دسته اخیر می باشد. رضایت کارفرمایان از آموزش های آموزش دیدگان شاغل در حد متوسط می باشد و این نکته ضرورت توجه به افزایش کیفی آموزش هایی را که ارایه می شود، نشان می دهد.
طی دهه های گذشته استان همدان رشد شهری گسترده ای را تجربه کرده است که منجر به پیدایش و افزایش حاشیه ها در اطراف این شهر شده است. در این مقاله با استفاده از پیمایش های میدانی محقق در نواحی حاشیه شهر همدان در تابستان سال 1384 و پاییز 1387، داده های طرح توانمندسازی حاشیه نشینان، یافته های گزارش ارزیابی اجتماعی در طرح توسعه محلی، و نیز یافته های مطالعه جرائم زنان و جوانان در شهر همدان در سال 1389 سیمای حاشیه نشینی در شهر همدان مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته و در نهایت برخی توصیه های سیاستی جهت اداره بهتر حاشیه ها بر مبنای یافته های فوق ارائه شده است.
این مطالعه با هدف بررسی دیدگاه های زنان قربانی خشونت و بررسی عوامل خطر و محافظت کننده از آن صورت گرفته است. این بررسی یک مطالعه کیفی می باشد که با برگزاری دو جلسه بحث گروهی متمرکز با حضور 9 الی 10 نفر از زنان قربانی خشونت همسر از مناطق جنوب و جنوب شرقی تهران در هر جلسه برگزار گردید. داده ها، مطالعه ثبت و ضبط گردیدند سپس کدبندی شدند و نتایج استخراج شد. یافته ها نشان دادند که زنان قربانی خشونت با هر سه جنبه خشونت یعنی عاطفی، جنسی و جسمی آشنایی داشتند و خشونت عاطفی را از سایر جنبه های خشونت مهم تر می دانستند. به نظر ایشان، زنان قربانی خشونت بیشتر زنانی با اعتماد به نفس پایین، بدون حمایت اجتماعی و خانوادگی هستند و از شرایط بعد از طلاق می ترسند. این زنان بیشترین منبع حمایتی را قوانین می دانستند که در حال حاضر نقش قوانین را در حمایت از زنان کم رنگ می دانستند. در نتیجه همسرآزاری یک پدیده چند بعدی است که برای حل آن نمی توان فقط به یک بعد پرداخت، هر چند که اصلاح و اجرای قوانین بیش از همه ابعاد در کمک به این زنان نقش خواهد داشت.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سلامت معنوی، نگرش به ارتباط قبل ازدواج و دلزدگی زناشویی زنان متأهل انجام شد. این پژوهش از نوع پیمایش های توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری آن زنان متأهل ساکن شهر بابل بودند که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه پژوهش 384 نفر با شیوه نمونه گیری خوشه ای، پرسشنامه بین آن ها توزیع شده است.
نتیجه آزمون تفاوت میانگین متغیرهای سلامت معنوی بر حسب اشتغال نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگین سلامت معنوی بر حسب اشتغال وجود دارد. بر این اساس، غیر شاغل ها نسبت به شاغلین میزان بیش تری از سلامت معنوی را در زندگی خود برخوردارند. در مقابل، بین میانگین متغیرهای دلزدگی زناشوئی و نگرش به ارتباط قبل از ازدواج بر حسب اشتغال، تفاوت معناداری نداشته است..
همچنین، نتیجه تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای مستقل سلامت معنوی و نگرش به ارتباط قبل از ازدواج بر متغیر وابسته(دلزدگی زناشوئی) تأثیر دارد. در معادلة رگرسیونی چند متغیره نشان داده شد که از بین متغیرهای مستقل واردشده به معادله تنها متغیر مستقل نگرش به ارتباط قبل از ازدواج (با ضریب تاثیر 26/0) معنادار بوده و اثر متغیر سلامت معنوی بر میزان دلزدگی زناشوئی معنادار نبوده است.
پدیده مهاجرت بویژه در کشورهای جهان سوم یک مشکل و معضل اجتماعی و دارای پیامدهائی متفاوت است. در ایران، که از جمله این نوع از کشور ها تلقی می شود، عمده تحقیقات صورت گرفته در مورد مهاجرت با تمرکز بر پیامد های منفی آن، به دنبال راه حلی برای کاهش آن بوده است. اما مهاجرت به علت کارکردی هائی که برای مهاجران داشته همچنان ادامه یافته است. میزان رضایت مندی یا عدم رضایت مهاجران از مهاجرت می تواند نشانه ای از کارکرد مثبت یا منفی آن برای مهاجران تلقی شود. در این تحقیق می خواهیم بدانیم میزان رضایتمندی از مهاجرت مهاجرین شهر نور آباد ممسنی چه مقدار است و چه نسبتی با دیگر عوامل اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی دارد. با استفاده از روش تحقیق پیمایش با انتخاب نمونه ای متشکل از 258 نفر مهاجر شهرستان نورآباد، رابطه بین دوازده متغیر زیر با رضایتمندی از مهاجرت سنجیده شده است: 1- سن، 2- وضعیت تاهل، 3- مدت اقامت در مقصد، 4- فاصله بین مبدا و مقصد، 5- تحصیلات، 6- داشتن اقوام در مقصد، 7- رفتار مردم شهر مقصد، 8-امکانات بهداشتی مقصد، 9- امکانات آموزشی مقصد، 10- داشتن مسکن مناسب در مبدا، 11- داشتن شغل مناسب در مبدا و 12- درآمد. در نتیجه رابطه همه متغیرها بجز متغیرهای سن، وضعیت تاهل و تحصیلات که عمدتاً زمینه ای بودند با رضایتمندی مورد تایید قرار گرفت. در تحلیل رگرسیون چند متغیره نیز پنج عامل داشتن اقوام در مقصد، امکانات آموزشی مقصد، امکانات بهداشتی مقصد، درآمد و رفتار مردم شهر مبدا بر متغیر وابسته بیشترین تاثیر را داشتند. این متغیرها در نهایت 59/0 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کردند.