در این مقاله روند تحول ارزش های اجتماعی جامعه ایران در تحقیقات انجام گرفته از سال 1353- 1388 بررسی شده است. انقلاب اسلامی با اتکا به ارزش های معنوی و متعالی به پیروزی رسید و پس از انقلاب نیز نظام سیاسی برآمده از آن درصدد گسترش و تعمیق هر چه بیشتر این ارزش ها برآمد؛ بنابراین شناخت تغییرات احتمالی ارزش های اجتماعی جامعه ایران در طول این سال ها از اهمیت بسزایی برخوردار است. این مطالعه بر اساس تحلیل ثانویِ نتایج پیمایش های ملّی سال های 1353- 1388، به بررسی روند تغییرات ارزش های اجتماعی جامعه ایران در این بازه زمانی پرداخته و مهم ترین نتایج آن به این شرح است: 1. میزان اهمیت ارزش های مادی برای جامعه ایران از دهه پنجاه تا دهه سوم انقلاب افزایش داشته است؛ 2. نسبت اهمیت بیشتر شاخص های ارزش های معنوی از دهه پنجاه تا دهه سوم انقلاب کاهش یافته است؛ 3. میزان اهمیت ارزش های مادی و معنوی برای گروه سنی پنجاه به بالا (جوانان قبل از انقلاب) بیشتر از گروه سنی جوانان امروزی است.
از بین کاربری های شهری، فضاهای سبز بخشی از پیکره با اهمیت شهرها هستند که به عنوان بخش جاندار ساخت کالبدی شهر، تلقی می شوند و در هماهنگی با بخش بیجان کالبد شهر ، بافت و سیمای شهر را تشکیل می دهند. اما با توجه به نقش و جایگاه گسترش فضاهای سبز در شهرها ، طی سالهای اخیر در بیشتر شهرهای ایران از جمله شهر زیبای اصفهان که روزگاری به عنوان الگوی باغشهر اسلامی و شهری با سرانه ایده آل فضای سبز در دنیا مطرح بود، به جای گسترش فضاهای سبز، به توسعه فضاهای کالبدی- مسکونی ، تجاری ، شبکه معابر ، پارکینگ و ... پرداخته شده است. این در حالی است که بر اساس طرح بازنگری طرح تفصیلی شهر اصفهان ، از میان کاربریهای اولویت دار ، کاربری فضای سبز در اولویت اول و کاربری شبکه معابر در اولویت ششم برنامه ریزی قرار دارد. متاسفانه دیدگاه حاکم فعلی، نگرش تک بعدی به برنامه ریزی و ترکیب کاربریها دارد و ارتباط فضاهای شهری با یکدیگر تقریباً فراموش شده است. در شرایط کنونی بسیاری از برنامه ریزان شهری بر گسترش معابر و پارکینگ جهت حل مشکلات ترافیکی اعتقاد دارند، اما با توجه به تقاضای بالای سفر، خرید و تملک آسان خودرو ، علاقه شهروندان به استفاده از خودروشخصی و افزایش روزافزون سفرهای شهری، بواسطه دسترسی نامناسب به خدمات شهری،گسترش خیابان و تبدیل بافتهای شهری به گذرهای عبوری و اختصاص درصد قابل توجهی از بودجه سازمانهای متولی امور شهری به ساخت خیابان ، بزرگراه و پارکینگ،تا چه زمانی می تواند پاسخگو باشد و آیا وقت آن نرسیده که برنامه ریزی سنتی کاربری اراضی شهری کنار گذاشته شود ؟ اگر روند فعلی امتداد یابد ، دیرزمانی نخواهد گذاشت که اگر از آسمان به شهر اصفهان بنگریم آن را شهری با زنجیره ای از خیابان های سیاه خواهیم دید نه یک شهر با زنجیره ای از فضاهای سبز. بنابراین این مقاله با دیدگاه مقایسه ای- تحلیلی به روند افزایش بی رویه شبکه معابر و پارکینگ و در مقابل کاهش فضاهای سبز در شهر اصفهان می پردازد و در پایان با بهره گیری از مولفه های نوین برنامه ریزی کاربری اراضی شهری ، راهکارهایی در راستای حل این معضل شهری ارائه می دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد که دلیل اصلی ترافیک اصفهان،به بالا بودن تقاضای سفر شهری ، فرهنگ ترافیکی شهروندان و نرخ بالای تولید و جذب سفر شهری مربوط است و گسترش خیابان و بزرگراه چاره ساز نبوده و نباید توسعه بزرگراهها و خیابان های شهری جایگزین فضاهای سبز شهری شود.
در مقاله حاضر ضمن بررسی و استخراج مسایل و چالشهای دانشگاهها در کشور ایران -در قالب 26 مفهوم- به رتبه بندی آنها از دیدگاه 260 نفر از دانشجویان دوره دکتری دانشگاه تهران بر اساس بالاترین میزان عینیت در محیط علمی آنان و بررسی تاثیر این مسایل بر جامعه پذیری دانشگاهی پرداخته شده است. در این مطالعه جامعه پذیری دانشگاهی از طریق چهار مقیاس شامل میزان تبعیت دانشجو از هنجارهای دانشگاهی، ارزیابی دانشجویان از میزان تبعیت محیط آموزشی از هنجارهای دانشگاهی، میزان تبعیت دانشجو از ضد هنجارها و ارزیابی دانشجویان از میزان تبعیت محیط علمی از ضد هنجارها سنجش و اندازه گیری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که چالشهای اساسی محیطهای علمی که می تواند به عنوان موانع جامعه پذیری دانشگاهی به حساب آید و از منظر دانشجویان دکتری بالاترین رتبه را دارد، عمدتا دارای ماهیت نهادی و ساختاری اند و عوامل فردی در سطح بعدی قرار می گیرند. همچنین، نتایج تحلیل روابط همبستگی نیز نشان می دهد که این مسایل به طور مستقیم بر پیروی دانشجویان از هنجارها و ضد هنجارهای دانشگاهی تاثیر ندارند، بلکه از طریق تاثیر بر تبعیت محیط علمی از هنجارها و ضدهنجارهای دانشگاهی، جامعه پذیری دانشگاهی و درونی شدن هنجارها در بین دانشجویان را تحت تاثیر قرار می دهد.
نظامهای خدمات و تولید در اقتصاد نوین دانش به دانش و فناوری موکول شده اند. از آموزش عالی و دانشگاه انتظار می رود که ظرفیتهای پاسخگویی و تقاضاگرایی خود را ارتقا ببخشد. زمان برج عاجهای دانشگاهی به سرآمده است. هدف از این تحقیق دستیابی به الگویی مفهومی برای تعامل نظام آموزش عالی و دانشگاهها با سایر نظامهای تولید و خدمات بوده است. همچنین، روش فراتحلیل پژوهشها و نظریه های موجود به کار رفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که هر یک از الگوهای مفهومی بدیل چه ظرفیتها و محدودیتهایی دارد. این الگوها شامل تئوری نئوکلاسیک، تئوری تحولی، دیدگاههای سنتی نوآوری، رویکرد شبکه نوآوری، ویراستهای متاخر رویکرد تحولی، همکاری سه جانبه دولت، دانشگاه و صنعت، مدل دانشگاه و صنعت بورل دمیان، مسیر دانش فناوری و لیسانس فناوری و نظریه پل زدن میان دو فرهنگ هستند و به صورت مقایسه ای بررسی شده اند. نتیجه تحقیق در برگیرنده الگوی تلفیقی مطلوب با رویکرد سازاگرایی مشارکتی است که در قالب 26 اصل راهنما و دو مدل نهایی در سطوح کلان و خرد ارایه شده است.
انسانگرایان (Humanists) اروپایی در دوره رنسانس با رویگردانی از حاکمیت استبدادی ارباب کلیسا در قرون وسطا به مطالعه و بازخوانی آموزه های یونان باستان همت گماشتند و در یک فرایند تجدید حیات و نوزایی، عصر طلایی اسطوره های باستانی یونان را مبنای حرکت تکاملی خود به سوی رشد و پیشرفت انسان مدارانه قرار دادند. مردان دوره رنسانس معتقد بودند حاکمیت زورمدارانه ارباب کلیسا در عصر میانه موجب انقیاد کورکورانه و در نتیجه مانع رشد استعدادهای مختلف شهروندان اروپایی شده است و لذا با اعراض از استبداد قرون وسطایی به ریشه یابی توانایی های انسان غربی در اجداد یونانی اش پرداختند و اسطوره های قبل از میلاد را به عنوان اولین میراث انسان غربی مورد توجه قرار دادند. مقاله حاضر درصدد است برخی شاخصه های جامعه مدرن غربی را که برآمده از ارزش های مطرح شده در رنسانس اروپا بود به سمت میراث های اسطوره ای یونان باستان ردیابی نماید شاخصه های مزبور عبارت اند از: مردم شناسی، جامعه شناسی، سیاست، شهرنشینی و اروپا محوری.
از آن زمانی که اندیشمندان اجتماعی، متأثر از اتمسفر فکری دورهی روشنگری بحث از دینزدایی جوامع به موازات توسعه را مطرح کردند، دیر زمانی نمیگذرد. سخن آشنای هر محفل آکادمیکی حول بیمیلی و بیرغبتی انسانها به دین، خرج میشود و ضرب میخورد؛ تا جایی که در ابتدا یک مد فکری و پس از آن تبدیل به سنتی فکری شده بود. این امر البته گرچه زمان مدیدی نپایید، با این حال اثرات فراوانی از خود به جای گذاشت. آثاری که فطرت فروخفتهی انسان عصر جدید را تکانهای داد و او را متوجه خواب غفلتزای خویش نمود. در این حال و هوا اتفاقی عظیم نیز به وقوع پیوست که در گسترهی جغرافیایی جهان ساز مخالفت با تفکر بیدینی و سکولار را سر داد و چه فطرتهای بیدارشدهای که به گوش جان شنیدند. پس از این واقعه، تئوریهای انقلاب دیگر ناگزیر دین را نه پدیدهای حاشیهای، که عنصری محوری برای قیام یک ملت پذیرفت. این البته تمام ماجرا نبود و این واقعهی عظیم تاریخی پس از استقرار تفکر نظام ولایی در ایران، موفق به نفوذ فکری نیز شد و اسباب چرخشی در ساحت معرفت و از جمله در علوم اجتماعی فراهم گردید. یکی از آثار معرفتی این واقعه، چرخشی بود که در نظریات معروف به «غیردینی شدن» (Post-Secularization) اتفاق افتاد. چرخشی که از آن تعبیر به «مابعد غیردینی شدن» میشود. متن حاضر، سخنرانی دکتر علی ربانی، مدیرگروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان است که در سلسله جلسات «دین و علوم اجتماعی» در جمع دانشجویان و محققین حوزهی علوم اجتماعی دانشگاههای اصفهان با موضوع دیدگاههای مابعد غیر دینی شدن ارائه شده است. در ابتدای این جلسه خلاصه ای از کتاب «مقدس و عرفی» نوشته «رونالد اینگلهارت» و «پیپا نوریس» ارائه گردیده و سپس استاد به بیان مباحث خود پرداخته اند.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه هویت قومی و سنخیت فرهنگی با ارزش های سیاسی و اجتماعی دانشجویان است. به همین منظور 412 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه با روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی، مقیاس های هویت قومی و سنخیت فرهنگی و پرسشنامه سلسله مراتب ارزش ها را تکمیل نمودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون، رگرسیون و مانوا استفاده شد. نتایج نشان داد که بین هویت قومی (453/0=r)، جست وجوی هویت قومی (403/0=r)، تعهد و تعلق به گروه قومی (388/0=r) و سنخیت فرهنگی (385/0=r) با ارزش های سیاسی و بین هویت قومی (317/0=r)، جست وجوی هویت قومی (294/0=r)، تعهد و تعلق به گروه قومی (301/0=r) و سنخیت فرهنگی (382/0=r) با ارزش های اجتماعی دانشجویان رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. نتایج رگرسیون نشان داد که هویت قومی و سنخیت فرهنگی 25 درصد واریانس ارزش های سیاسی و 17 درصد واریانس ارزش های اجتماعی را تبیین نموده است. نتایج مانوا نشان داد که میانگین ارزش های سیاسی و اجتماعی در دانشجویان پسر بیشتر از دانشجویان دختر بوده است (05/0< p). اما میانگین هویت قومی و سنخیت فرهنگی در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی دار نداشت. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود که به نقش مثبت هویت قومی و سنخیت فرهنگی توجه شود تا از شکل گیری ارزش های سیاسی و اجتماعی منفی در دانشجویان پیشگیری کرد.
بهره وری و رضایت شغلی از عوامل مهمی هستند که باید در توسعه جامعه صنعتی مورد توجه دقیق قرار گیرند. زیرا، مطالعه و بررسی تاریخچه توسعه و تحولِ جوامع صنعتی نشان می دهد که نیروی انسانی ماهر و تعلیم یافته در تبدیلِ جوامع سنتی به جوامع صنعتی، تأثیر انکارناپذیری داشته است. تحقیق حاضر با توجه به اهمیت موضوع، گروهی از فارغ التحصیلان علوم اقتصادی را در مشاغلی که توسط آنان احراز شده، مورد بررسی قرار داده و میزان علائق شغلی آنان را ارزیابی کرده است. در این پژوهش با توجه به ماهیت تحقیق، از روش توصیفی استنباطی و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون Chi-Square (کی دو) استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که عدم انطباق رشته تحصیلی و حقوق و امکانات مادی فارغ التحصیلان رشته اقتصاد با موقعیت شغلی و تحصیلات دانشگاهی در عدم رضایت از موقعیت شغلی مؤثر است. همچنین، پایین بودن کارآیی شغلی برخی از این فارغ التحصیلان در حال حاضر با توجه به این که جنبه های کاربردی این رشته ها مورد توجه قرار گرفته است، سبب کاهش ارزش و منزلت اجتماعی آن ها گردیده است.
به زعم بسیاری از آنان که نقش دین در جامعه امروز دغدغه پژوهشی آن هاست، عرفی شدن فرآیندی عام است که دیر یا زود همه جوامع را دربرمی گیرد. با وجود این، در حوزه جامعه شناسی دین و آن جا که نظریه های عرفی شدن تکوین یافته، به ویژه به دلیل رخدادهای دهه پایانی قرن بیستم و سال های ابتدایی قرن بیست و یکم، شواهد تجربی و نظریه های متضاد با تلقی عام از فرآیند عرفی شدن بیشتر شده است. در ایران نیز که دارای ساختار اجتماعی درهم تنیده با دین است، این بحث همواره اهمیت اساسی داشته است. اما تنها در سال های اخیر بوده که این بحث ها قالب مشخص و دانشگاهی بیشتری یافته است. با این حال، هنوز غالب مباحث عرفی شدن در ایران در سطح نظری باقی مانده است. این مقاله تلاشی است در جهت بررسی نشانه های تجربی عرفی شدن، که به خصوص می تواند در مطالعه تجربی این فرآیند در ایران و بررسی صدق یا کذب نظریه های موجود در آن، مورد استفاده قرار گیرد. پس از طرح مباحث اولیه و تعاریف مرتبط، به انواع نظریه های عرفی شدن و سطوح این فرآیند پرداخته شده است. در نهایت، در پرتو مباحث پیشین، نشانه های عینی برای مطالعه و سنجش تجربی عرفی شدن در ایران مورد بحث قرار گرفته است. بر اساس نتایج به دست آمده، نشانه های عرفی شدن در دو سطح نمودهای فردی و اجتماعی شناسایی شده است. به این ترتیب، مطالعه تجربی این فرآیند در ایران نیز با جستجوی حضور و غیاب و شدت و ضعف این نشانه ها ممکن خواهد بود.