مقاله میزان گرایش به هویت ملی و قومی عرب های خوزستان را بررسی می کند. تمام عرب های بالای هجده سال و دست کم دیپلم هفت شهر اهواز، آبادان، خرمشهر، سوسنگرد، شادگان، ملاثانی و اروندکنار جامعه آماری پژوهش را تشکیل می دهند. فرضیه اصلی تحقیق این است که عرب های خوزستان به هویت ملی و قومی گرایش فراوانی دارند. وضعیت اقتصادی و میزان همگرایی افراد افزایش می یابد گرایش آنان به عناصر هویت ایرانی و اسلامی نیز زیاد می شود. برای بخش گرایش به هویت ملی، مولفه های تعلق سرزمینی، تعلق به ملت، اعتماد به مسوولان و دستگاه اجرایی (دولت) و زبان فارسی در نظر گرفته شده است. هویت قومی نیز بر اساس دو شاخص «آداب و رسوم فرهنگی» و «زبان محلی» سنجش شده است. در این پژوهش ضریب همبستگی «درآمد اقتصادی» و عناصر هویت ملی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد عرب ها نه تنها گرایش بسیاری به هویت ایرانی و اسلامی دارند، بلکه به هویت قومی خود نیز علاقه دارند و علاقه به هویت قومی آنان باعث کاهش گرایش به هویت ملی نمی شود. ضمن آنکه منشا برخی ناهمگرایی ها را باید در بررسی شاخص های عینی، همچون مشکلات اقتصادی و اجتماعی و به تبع آن «احساس محرومیت نسبی» جست نه در مولفه های ذهنی و تمایزگرایانه
این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل استنادی، به بررسی الگوی رفتار استنادی مؤلفان مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز در فاصله ی زمانی 1380-1385 در مورد چگونگی استفاده از منابع علمی پرداخته است. در این پژوهش، سعی شده با تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده، ابتدا توصیفی کلی از مقاله های مورد بررسی ارائه گردد؛ در مرحله بعد، به بررسی میانگین استنادها، نوع و زبان منابع مورد استفاده بر اساس تفکیک موضوعی مقاله ها، بررسی نیم عمر منابع و بررسی میزان تمایل نویسندگان به استفاده از انواع مختلف منابع اطلاعاتی پرداخته است. نتایج نشان داد که، مجموع 221 مقاله مورد بررسی، دارای 5240 استناد می باشد، که بالاترین استنادها به طور کلی از جنبه زبانی و نوع مدرک، به ترتیب مربوط به زبان انگلیسی (55%) و کتاب (2/57%) می باشد. میانگین استناد در هر مقاله، 7/23 می باشد. نتایج این تحقیق نشان داد که، بالاترین نیم عمر به کتاب عربی در زمینه موضوعی زبان و ادبیات فارسی با 23 سال و 8 ماه، و پایین ترین نیم عمر، مربوط به نشریه فارسی در حوزه حقوق با 3 سال و 3 ماه تعلق دارد. مطالعه تطبیقی بین نیم عمر منابع فارسی و انگلیسی زبان نشان دهنده آن است که، منابع فارسی نسبت به منابع انگلیسی، به طور روزآمدتر مورد استفاده قرار گرفته است.
"هدف این مقاله یافتن مشکلات و مسایل زوجین در بین خانوارهای ساکن شیراز است. با توجه به این که منابع در دسترس خانواده از عوامل مهم در حل مسایل است. لذا این خانواده ها با توجه به نظریه بوردیو بر حسب دسترسی به منابع مادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادی برگزیده شدند. با مصاحبه عمیق، که از شیوه های رایج پژوهش های میدانی است، با 50 زن متاهل در مناطق مختلف شهر شیراز به این نتایج رسیده شد که مشکلات طبقات و نیز راه حل آن ها با یکدیگر متفاوت است. در حالی که مشکلات طبقات بالای شهر عاطفی است، مشکلات طبقات پایین بیشتر ابزاری و در طبقات متوسط این مشکلات تلفیقی است از عاطفی و ابزاری. در مورد حل مشکلات، طبقات پایین بیشتر از راه حل های فیزیکی و ابزاری استفاده می کنند. طبقات بالا بیشتر سعی در ترمیم مسایل عاطفی از طریق سرمایه مادی دارند و طبقات متوسط بیشتر از سرمایه فرهنگی و اجتماعی برای حل مشکلات سود می برند.
"
"با توجه به تحقیقات انجام شده، می توان گفت که ترس از جرم در میان زنان، یک مساله اجتماعی مهم در اکثر جوامع جهانی به شمار می رود. این تحقیق به منظور تعیین ماهیت و میزان ترس از جرم و پی آمدهای آن برای زنان 15 سال به بالا در وضعیت های متفاوت صورت گرفته است. با بررسی نظریه های مربوط به ترس از جرم متغیرهای زیر به عنوان عوامل موثر بر ترس از جرم در نظر گرفته شدند: «تجربه فردی از ناامنی»، «ادراک فردی از وابستگی به ارزش های مذهبی و اخلاقی در جامعه»، «خانواده، دوستان، تجربه های دیگران از ترس از جرم»، «اطاعت از قوانین در جامعه»، «عملکرد پلیس»، «عملکرد نظام قضایی»، «شناخت فرد از شهر»، «اتکا و اعتماد به نفس»، «توانایی اثبات و دفاع از خویش»، «آرا فرد در مورد جنایت و نظر او درمورد فراوانی و میزان آن در شهر خودش و یا مجاورت آن»، «میزان رابطه با همسایگان»، «اعتقادات مذهبی»، «تصور فرد از تبعیض»، «طبقه اجتماعی»، «سن»، «وضعیت تاهل»، «علایق پوششی»، «رویکرد پلیس در مورد شهروندان»، «روشنی کوچه ها و گذرگاه ها»، «حضور پلیس، وابستگی و مسوولیت او» و «وسایل حمل و نقل عمومی».
نتایج نهایی که از این تحقیق به دست آمده این است که تمام متغیرهای وابسته به جز «طبقه اجتماعی»، «علایق پوششی»، «وضعیت تاهل»، «اعتقادات مذهبی»، «اتکا و اعتماد به نفس»، رابطه معناداری با ترس از جرم دارند. هر چند که همچنان که آزمون رگرسیون چند متغیره نشان می دهد در بین دیگر متغیرها فقط دو متغیر تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کند: «آرای فرد درباره اطلاعت از قانون با بتای 0.54 و «تجربه ناامنی از سوی فرد، خانواده اش و دوستانش با بتای 0.36 به علاوه روشنی کوچه ها و گذرگاه ها و «حضور پلیس» نقش مهمی در ادراک فرد (دختران و زنان بالای 15 سال) از ترس از جرم دارند.
"
"بعضی انقلابات، آثار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زیادی در کشوری که در آن واقع شده اند و در منطقه مربوطه و حتی در سطح جهان می گذارند. انقلاب اسلامی به عنوان انقلابی شگفت انگیز و بزرگ، آثار زیادی در سطح داخلی و منطقه ای و جهانی داشته است. یکی از نتایج جهانی انقلاب اسلامی، آثار علمی آن در رشته های علوم سیاسی و اجتماعی، خاصه در نظریه پردازی های انقلاب است. در این مقاله، اثر انقلاب اسلامی در نظریه های انقلاب، در سه حوزه مربوط به علل وقوع انقلابات، فرایند جنبش انقلابی و پیامدهای انقلاب، مورد بررسی قرار گرفته است. از آن جا که این موضوع در حوزه مباحث جامعه شناسی علم قرار می گیرد، با استفاده از نظریه انقلابات علمی توماس کوهن فرضیه کلی زیر مطرح گردید: وقوع انقلاب اسلامی ایران دگرگونی قابل توجهی در نظریه های جامعه شناسی انقلاب ایجاد کرده است. این فرضیه با توجه به حوزه های مورد بررسی، به سه فرضیه اصلی و فرضیه های فرعی تر تفکیک شده و مورد بررسی قرار گرفت. روش این تحقیق، تحلیل محتوای کیفی یا مضمونی 57 مقاله انگلیسی چاپ شده در مجلات علمی بین المللی پیرامون انقلاب اسلامی ایران بوده است. این پژوهش نشان داد که انقلاب اسلامی ایران، اثر غیر قابل انکاری در نظریه ها و نظریه پردازی انقلاب در هر سه حوزه علل وقوع، فرایند و پیامدهای انقلاب گذاشته است.
"
"حقایق در صورت نیل، تغییرناپذیرند؛ اما نظریاتِ معطوف به آن ها در معرض تحولات دائمى قرار دارند. بررسىِ گونه گونىِ نظریات جامعه شناسانه درباره دین و مرحله شناسى از تحولات پدید آمده در آن ها، موضوع و محور اصلىِ این مقاله است و تلاش شده است تا با واکاوى مشخصات و ممیزات هر مرحله و نقصان هاى موجود در هر رهیافت، شرایط و ملزومات ارتقا به مرحله بعدىِ نظریه پردازى که دیر یا زود و خواه ناخواه فراخواهد رسید، بیان گردد. این تلاش نه با سودا و مدعاى تولید نظریه اى جدید، بلکه به منظور افزایش مهارت و اِشراف بر نظریات موجود و آماده سازىِ زمینه هاى معرفتىِ تحول در آن ها صورت گرفته است.
"
"کانون های فرهنگی و علمی دانشگاه ها با هدف فراهم آوردن شیوه ای سالم و مفید برای گذران اوقات فراغت دانشجویان و افزایش مهارت های اجتماعی آنان ایجاد شده اند و توسعه یافته اند. با این وجود، به نظر می رسد گروه های مختلف دانشجویی از نظر فعالیت در این کانون ها و استفاده از برنامه های آن وضعیت مشابهی ندارند. از جمله، شواهدی وجود دارند که گاه کانون های علمی، ادبی، و هنری، در کنار انجمن های سیاسی دانشجویی، محل یا پاتوقی برای باز تولید روابط قومی و منطقه ای در میان دانشجویان یک دانشگاه می شوند. پرسش اصلی مقاله آن است که آیا دانشجویان متعلق به اقوام مختلف ایرانی از نظر میزان عضویت و مشارکت در کانون ها و انجمن های فرهنگی و علمی دانشجویی تفاوت دارند؟ این پرسش با تحلیل ثانویه داده های دو طرح پیمایشی که در میان دانشجویان دانشگاه های دولتی تحت پوشش وزارت علوم اجرا شده بود مورد بررسی قرار گرفت و یافته های آن بر اساس ویژگی های تاریخی فرهنگی روابط قومی در ایران تحلیل شد.
"