"این مقاله به بررسی هویت اجتماعی دانش آموزان مقطع متوسطه با تاکید بر بُعد هویت ملی آنان می پردازد. در این مقاله سعی شده به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه می توانیم میزان تعلق به هویت ملی دانش آموزان را افزایش دهیم؟ جامعه هدف دانش آموزان، دو دبیرستان از نواحی یک و دو شهر زنجان و به تعداد 700 نفر بوده که از آن تعداد، 30 نفر به منظور حضور در کارگاه انتخاب شدند. نوع پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و حل مسئله و بر اساس زمانی، طولی و پانلی بوده است. روش تحقیق از نوع کیفی و با تاکید بر تکنیک PCM (مدیریت سیکل پروژه) بوده است. در بحث مبانی نظری علاوه بر دیدگاه های خرد، کلان و تلفیقی راجع به هویت، از نظریات تاجفل، گیدنز، جنکینز و پیتربورک نیز استفاده شده است. جمع آوری اطلاعات از طریق تشکیل کارگاه ها و پرسشنامه حاصل شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد میزان تعلق به هویت ملی کل دانش آموزان در مقایسه با قبل از اجرای طرح، 10 درصد افزایش یافته است. میزان تعلق به هویت ملی در بین دانش آموزان پسر، 15 درصد و در بین دختران 5 درصد در مقایسه با قبل از اجرای طرح افزایش یافته است. میانگین نمره هویت تک تک دانش آموزان دختر و پسر در مقایسه با قبل از اجرای طرح، تقریباً دو برابر شده است. همچنین میزان آشنایی دانش آموزان با مشاهیر و مفاخر ایران زمین، عناصر فرهنگ ملی، آثار تاریخی و ملی ایران زمین، موسیقی ایرانی و برخی اسطوره های ملی ـ که شاخص های هویت ملی هستند ـ در مقایسه با قبل از اجرای طرح، دو برابر شده است.
"
توسعه تکنولوژیهای جدیدِ ارتباطی در سالهای اخیر، به حدی رسیده است که برای بهدستآوردن اطلاعات از سراسر دنیا، دیگر نیازی به سفری واقعی و حضور در محل احساس نمیشود. انسان در دنیای امروز، قادر است از درون خانه خود، با استفاده از امکانات فضای مجازی، در هر زمان که بخواهد، به مناطق دوردست سفر کند. گردشگری، در این اوضاع، دیگر وابسته به زمان و مکان و نیازمند برنامهریزی مالی و زمانی خاص نیست. در این زمینه، دو سؤال مهم وجود دارد. اولاً، آیا گردشگری مجازی ممکن است جایگزین گردشگری واقعی شود و نیاز سفر واقعی را مرتفع کند؟ ثانیاً، آیا نوع شناختی که گردشگری مجازی تولید میکند، با نوع شناختی که در اثر حضور واقعی گردشگر در مکان ایجاد میشود، یکسان است؟ در این مقاله، برای پاسخ به این سؤالها، ابتدا خصوصیات و ویژگیهای گردشگری واقعی و گردشگری مجازی توضیح داده خواهد شد. محور اصلی این مقایسه، حضور در مکان خاص و حس تجربی مکان در گردشگری واقعی و گزینشیبودن خصوصیات مکان و اخذ اطلاعات بستهبندیشده در گردشگری مجازی است. نویسندگان این مقاله عقیده دارند که گرچه گردشگری مجازی قادر است اطلاعات بسیار وسیعتر و کاملتری از گردشگری واقعی در اختیار افراد قرار دهد، در عمل، فاقد حس حضور در مکان و تجربه زیسته است. بههمینسبب، اولاً، نوع شناختی که بهدست میدهد، دستکاریشده و غیرواقعی است. ثانیاً، این نوع گردشگری، صرفاً، نقش مکمل برای گردشگری واقعی دارد. آن گردشگری که از فضای مجازی آغاز شده و به فضای واقعی ختم شود، آثار و نتایج مثبت هر دو نوع را در عرصه شناخت دربرخواهد داشت.
موضوع امنیت و احساس امنیت از مهمترین و قدیمترین موضوعات مربوط به زنان است. این تحقیق به مطالعه احساس امنیت در میان زنان می پردازد. سوالات اصلی این تحقیق از این قرارند: احساس امنیت جنسی زنان پایتخت نشین کشور چگونه قابل تبیین است؟ چند درصد از زنان در محیطهای عمومی احساس امنیت می کنند؟ و تجارب اولیه زندگی زنان بر این احساس امنیت چه تاثیری دارد؟ نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که منطقه محل سکونت، مدت زمان بیرون ماندن از خانه، تاهل، نوع شغل، جامعه پذیری و خاطرات گذشته افراد بر میزان احساس امنیت در بانوان تاثیر بسزایی دارد.
در پی موفقیت برنامه های تامین مالی خرد در سطح جهان، طرح هایی در این زمینه در ایران اجرا شده است. این برنامه ها به عنوان راهی برای کاهش فقر و ارتقای معیشت شناخته می شوند و پیوسته در حال گسترش هستند. توجه به برنامه های تامین مالی خرد و اجرای آنها، ارزیابی اثربخشی شان را ضروری می سازد. ارزیابی اثربخشی این برنامه ها، نه تنها امکان اصلاح رویه ها و بهبود عملکرد برنامه ها را فراهم می کند، بلکه در طراحی برنامه های آتی نیز نقش مهمی دارد. در این پژوهش، با مطالعه موردی دو برنامه تامین مالی خرد، یعنی «صندوق اعتبارت خرد زنان روستایی» و «برنامه پشتیبانی از خدمات مالی خرد روستا» تلاش شده است تا آثار این برنامه ها بر شرکت کنندگان، به ویژه بر سه جنبه از زندگی آنان، یعنی ابعاد مادی فقر، آسیب پذیری و توانمندسازی زنان ارزیابی شود. در مطالعه حاضر، از روش های کمی و کیفی استفاده شده است. در بخش کمی از شرکت کنندگان جدیدتر برنامه ها به عنوان گروه شاهد استفاده شده و یافته های بخش کیفی نیز به منظور تقویت نتایج کمی به کار گرفته شده است. نتایج بررسی نشان می دهد که تغییری در شاخص های درآمد، دارایی ، و هزینه خوراک و پوشاک خانوارهای شرکت کننده در هر دو برنامه ایجاد نشده، اما شاخص تنوع منابع درآمدی خانوار بهبود یافته است. همچنین، برنامه ها فقط زمانی به توانمندسازی زنان منجر شده اند که شرکت کنندگان زن، خود بر نحوه مصرف وام کنترل داشتند. البته در برخی موارد، برنامه ها موجب آسیب-پذیری بیشتر خانوار ها شده اند.
برخی عرصه های زندگی برای بسیاری آن قدر بدیهی است که هرگز در خصوص آن فرصت اندیشیدن را به خود نداده اند. شیوه و شکل کسب درآمد یکی از زمینه هایی است که کمتر در خصوص نسبت آن با انقلاب اسلامی اندیشیده ایم. از این رو اگر بتوانیم در این زمینه در حد طرح مسئله نیز تاثیر گذار باشیم مغتنم است.
با شروع رنسانس در اروپا و وقوع انقلاب های فکری و علمی و تکنولوژیکی و اقتصادی، مناسباتی در عالم شکل گرفت و نظم نوینی مبتنی بر ایجاد دولت-ملت ها پا به عرصه ظهور نهاد که پس از مدتی خود را از طرق مختلف بر سایر نقاط عالم نیز حاکم کرد. مبنای فکری شکل گیری چنین تمدنی در تعارض و تمایز با تمدن مسیحی پیشین حاکم در اروپا، در قرون میانه، بود. سامان اجتماعی همه جوامع پیشامدرن به طریقی با ایمان دینی تضمین شده یا پیوندی با خدا یا نوعی حقیقت مطلق داشتند. اما دولت مدرن فاقد چنین اتصال و پیوندی بوده است. عصر مدرن را «عصر سکولار» هم می نامند. سکولاریزم در غرب محقق شده و بر دیگر نقاط جهان هم اثراتی داشته است. انقلاب اسلامی ایران که مبتنی بر حیات دینی و در مخالفت با سکولاریزم شکل گرفت، منجر به نظامی سیاسی شد که بنیان متفاوتی داشت و به دنبال ایجاد تمدنی جدید در تمایز و مخالفت با تمدن مدرن بوده است. اکنون طلیعه ی این تغییر، در عالم رخ نموده و علائم اولیه آن ظهور یافته است.
« روش نگری و تکوین علم اجتماعی » اولین فصل از کتاب فهم جامعه مدرن است که برگردان آن به زبان فارسی در قالب جلدی مجزا منتشر شده است. کتاب حاضر که محصول قلم است«پیتر همیلتون»، به موضوع شکل گیری علم اجتماعی مدرن از زاویه و نگاهی دیگر مینگرد و سرچشمه های اساسی آن را در عصر روش نگری کاوش مینماید. متن حاضر خلاصه ای از این کتاب ا ست.
دکتر حسین کچویان را شاید بیشتر از هر چیز دیگری با آثارش بتوان معرفی کرد: نقد نظریه پایان ایدئولوژی، میشل فوکو و دیرینه شناسی دانش، کندوکاو در ماهیت معمایی ایران، جهانی شدن و حتی ترجمه هایی چون علم و جامعه شناسی معرفت، روشنفکران و شکست پیامبری. اما این همه، معرف مدیر گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیست. وی که دانش آموختهی دانشگاه تهران، تربیت مدرس و منچستر انگلیس است، مدت زمانی را نیز از محضر دکتر «حائری یزدی» و«آیت الله جوادی آملی » بهره برده است. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، این روزها به سبب بحث هایی که در حوزهی فلسفهی علوم اجتماعی مطرح میکند، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. عصر یک روز چهارشنبه در اتاق مدیر گروه جامعه شناسی واقع در طبقهی پنجم دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران پای صحبت های ایشان نشستیم تا از علوم اجتماعی و وضعیت تاریخی آن در جامعهی ایرانی بگویند.