فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۶۰۱ تا ۹٬۶۲۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
بررسی جایگاه سیاسی و اجتماعی زنان ایالت کردستان (در آغاز سده 14 ق/20م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آغاز سدهٔ 14ق/20م دورانی سخت برای ایران و به ویژه کردستان محسوب می شود. بحران شورش های عشایری پس از انقلاب مشروطه، عوامل بازدارندة محلی و پیامدهای وخیم جنگ جهانی اول در کردستان، سبب شد که در آنجا شرایط ویژه ای ایجاد شود که متفاوت از سایر نقاط ایران بود. عوامل یاد شده مانع از مشارکت فعال زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعیِ کردستان شد. البته به دلیل کمبود تجربه های سیاسی و اجتماعی، مشارکت زنان در این عرصه ها کمتر از مردان بود؛ گر چه مشارکت مردان نیز به منشأ روستایی، عشیره ای یا شهری بودن آنها بستگیِ تام داشت.
هدف این پژوهش بررسیِ جایگاه سیاسی و اجتماعی زنان کردستان و میزان تأثیرگذاریِ آنان در روزگار سخت آغاز سدة 14ق/20م است. زندگی روزمرة زنان و نقش آنان در سیاست و اقتصاد با توجه به منابع، مطالبی است که نگارنده در این پژوهش بدان ها پرداخته است.
کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور و زنان شاغل خدماتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اثربخشی مشاوره گروهی بر افزایش احترام به نفس دختران نوجوان دبیرستانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
بازنمایی ""دیگری فرودست"" در رمان های دوره پهلوی اول دکتر ابوتراب طالبی* مریم ناظری**(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در پی آن است که درکی از چگونگی بازنمایی روابط قدرت درون یکی از پر مخاطب ترین ژانرهای ادبی (رمان) به دست آورد. روابطی که نه به صورت آشکار بلکه به طور پنهانی درون سطرهای رمان گنجانده شده و گویای ذهنیت نهانی نویسندگان این رمان ها در مورد اقشاری بود که در مقاله پیش رو با عنوان ""دیگری"" تعریف شده اند.
در مبانی نظری، ابتدا به موضوع بازنمایی وفر ایند تولید معنا پرداخته شده است، سپس با تحلیل پیوند آن با نظریه گفتمان،معانی شکل گرفته در یک دوره تاریخی (پهلوی اول)به مثابه نظامی ارزیابی شده که معنا درون آن ساخته و پرداخته شده است. در مقاله نشان داده شده است که در این فرایند ""دیگری"" شکل می گیرد. این مقاله، با تدقیق در چگونگی کاربست این مفهوم (دیگری) در نظریه های پسا استعماری و فرودست، به سوژه هایی اشاره کرده است که از طریق تمایز قائل شدن با ""دیگری"" و در مقام مقایسه با آنها، ""خود"" را هویت می بخشند. این دیگری های به حاشیه رانده شده، با رجوع به دوره تاریخی پهلوی اول و گفتمان مسلط ناسیونالیستی این دوران تعریف شده اند.
نتایج بدست آمده از مطالعه رمان ها که با استفاده از روش نقد ادبی در کنار تکنیک های تحلیل روایت (مانند نکات گرامری و عنصر زمان روایت) به دست آمده است، به خوبی بیانگر نحوه اعمال قدرت از طریق بازنمایی است. اقشاری از جامعه ایران که با دلالت های نظری، به عنوان ""دیگری"" این نویسندگان معرفی شده اند، با موارد مطروحه در نظریات گفتمان شرق شناسی و مطالعات پسااستعماری تطابق دارند.در متون موردمطالعه ویژگی هایی مانند خروج از مرکز دیالوگ و پرت کردن آنها به محدوده غیر، تغییر جایگاه آنها از شخص به شی و صدور گزاره هایی کلی درباره فرودستان و تعمیم دادن این گزاره ها به تمام اقشار فرودست، به آنها نسبت داده شده است.
بررسی جامعه شناختی فرهنگ سیاسی احزاب و سازمان های سیاسی توسعه گرای ایران (درطول یک دهه، از اواسط دهه 1370) فرهاد شایگان فرد*(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله توصیف و تحلیل فرهنگ سیاسی احزاب و سازمان های سیاسی توسعه گرای ایران بر مبنای چارچوبی نظری است که در آن ابعاد موضوع با اهمیت متفاوتی ترکیب شده اند. در این چارچوب نظری تلاش شده تا به 16 گزینه طراحی شده، که بگونه ای هدفمند در جهت کشف فرهنگ سیاسی گروه های هدف، مشتمل بر چهار حزب و سازمان سیاسی پاسخ داده شود. بدین منظور میزان حجم نمونه در دو گروه طبقه بندی شده است؛ گروه اول نمونه ای مشتمل بر 385 سرمقاله مطبوعات وابسته به ارگان های حزبی است، گروه دوم بر مبنای مصاحبه با 14 نفر از فعالان حزبی می باشد، که در دو حجم نمونه یاد شده، داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا و روش کیفی تحلیل شده اند. نتایج نیز در بردارنده؛ شناخت فرهنگ سیاسی گروه های هدف و مقایسه آنها با یکدیگر، تعیین میزان و نوع همبستگی کارکردی فرهنگ سیاسی میان گروه های هدف در ارتباط با یکدیگر و شناخت نوع آسیب پذیری آنها است.
تحلیل گفتمان روشن فکران ایرانی دربارة علوم جدید(از تأسیس دارالفنون تا تأسیس دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی ریشة مشکلات نهاد علم در ایران امروز با رجوع به مقطع تاریخی ورود علم به ایران و تلاش جهت فهم نگرش روشن فکران این دوره دربارة پدیدة جدیدالورود علم با روش تحلیل گفتمان و استفاده از نظریة پسااستعماری است. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان می دهد شیوة مواجهة اولیه با این پدیده و ایدئولوژی روشن فکران را به سمتی سوق داد که دربارة مبانی علوم جدید و نسبتی که این علوم می تواند با علوم سنتی برقرار کند سکوت شد. همچنین توجه به برخی علوم و به حاشیه رانده شدن برخی دیگر، سویه ای ایدئولوژیک داشته و در مورد علوم انسانی باید گفت که اساساً انسان موضوع شناخت قرار نگرفته و نحوة نگرش در این دوره به اهداف و وظایف علوم انسانی، سبب شکل نگرفتن این علوم در این مقطع شد.
بررسی جامعه شناختی وضعیت فرهنگ زیست محیطی در شهر اهواز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی بر آن شده تا ضمن بررسی مفهوم فرهنگ زیست محیطی و ابعاد آن، به بررسی وضعیت فرهنگ زیست محیطی شهروندان شهر اهواز پرداخته شود. روش تحقیق، پیمایشی و با ابزار پرسشنامه اطلاعات لازم جمع آوری شده است. نمونه تحقیق شامل 400 نفر از ساکنان شهر اهواز است که از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که بین متغیرهای سن و جنس و تحصیلات با فرهنگ زیست محیطی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین میانگین نمره فرهنگ زیست محیطی شهروندان از حداکثر نمره که 175 بوده است 13/102 بدست آمد که وضعیت متوسطی را نشان می دهد. میانگین نمره شهروندان اهوازی در ارتباط با هر کدام از ابعاد فرهنگ زیست محیطی بدین صورت بدست آمد: میانگین نمره ارزش زیست محیطی از حداکثر نمره که30 بوده است 04/18، میانگین نمره آگاهی زیست محیطی از حداکثر نمره که 30بوده است 41/16، میانگین نمره هنجار زیست محیطی از حداکثر نمره که 35 بوده است 89/20 میانگین نمره رفتار زیست محیطی حداکثر نمره که 80 بوده است 84/46 بدست آمد. بر اساس یافته های تحقیق پیشنهاد می شود جهت بهبود وضعیت فرهنگ زیست محیطی عوامل اجتماعی موثر بر آن تقویت شوند.
بررسی تاثیر عوامل اجتماعی و سازمانی بر بیگانگی سازمانی (مورد مطالعه: شهر بوشهر)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بیگانگی سازمانی به معنای عدم توانایی سازمان ها به عنوان ابزارهای نظام اجتماعی در تحقق اهداف سازمانی است. حفظ مشروعیت سازمانی که در نهایت منجر به تداوم مشروعیت نظام اجتماعی می شود از طریق ارضای نیازها و خواسته های مردم برقرار می شود. اگر سازمانی، به علت بی انگیزه بودن یا کم کاری کارکنان و ...یا به خاطر دست و پا گیر بودن مقررات یا تمرکز قدرت یا ...نتوانند آنچه از آنها انتظار می رود را برآورده کنند، می توان گفت آن سازمان دچار بیگانگی سازمانی شده است. هدف این مطالعه بررسی نقش عوامل اجتماعی و سازمانی مرتبط با بیگانگی سازمانی در شهر بوشهر می باشد. این مقاله با استفاده از نظریه کاردگرایی ساختاری و با تاکید بر نظریه های تالکوت پارسونز و رابرت مرتون به مطالعه پدیده بیگانگی سازمان می پردازد. روش تحقیق بکارگرفته شده در این مطالعه، پیمایش و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساختاریافته است. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه کارکنان واحدهای اداری دولتی شهر بوشهر است. برای روایی ابزار تحقیق از روایی صوری و برای برآورد پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده است که آلفای کرونباخ بدست آمده برای تمرکزگرایی 87/0، از خودبیگانگی سازمانی 88/0، رسمی بودن 85/0، تعهد و اخلاق سازمانی 67/0 و برای رضایت شغلی برابر 71/0 بوده است. یافته های پژوهش نشان داد که ساخت سازمانی در پدیده بیگانگی سازمانی نقش مهمی بازی می کند. نتایج حاصل از تحلیل همبستگی و تحلیل مسیر نیز نشان داد که از میان متغیرهای تشکیل دهنده ساخت سازمانی، تمرکزگرایی بیشترین همبستگی را با متغیر وابسته داشته است. اما متغیر میزان تحصیلات با بیگانگی سازمانی دارای همبستگی نسبتا ضعیفی است. در میان متغیرهای مستقل، تعهد اخلاقی و رضایت شغلی دارای همبستگی منفی و معناداری با بیگانگی سازمانی بوده اند.
ارزیابی نگرش جامعه روستایی به گردشگری، بر مبنای مدل معادلات ساختاری (مطالعه موردی: منطقه کوهستانی رودبار قصران، شهرستان شمیران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نگرش و حمایت جامعه محلی از گردشگری در منطقه ای روستایی و کوهستانی می پردازد. هدف اصلی این تحقیق بررسی نگرش ساکنان منطقه به گردشگری و ظرفیت های حمایت و مشارکت آنان و عوامل تأثیرگذار بر این نگرش، بر مبنای نظریه تبادل اجتماعی است. محدوده انجام تحقیق، بخش رودبار قصران است و جامعه آماری آن را 270 نفر از ساکنان روستایی این بخش تشکیل می دهند. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامة کنترل شده، جمع آوری گردیده اند. مدل معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و Lisrel، برای تحلیل داده ها، مورد استفاده قرار گرفته است. با یافتن متغیرهای تأثیرگذار، مدل فرضی متشکل از 5 ساختار پنهان مبتنی بر 9 مسیر فرضی طراحی شد، که در تحلیل داده ها شش گویه در سطح معناداری کمتر از 05/0 تأیید شدند. این بدین معناست که اگرچه درک تأثیرات مثبت گردشگری ساختاری است که قوی ترین ارتباط را در تعیین نگرش و حمایت از توسعة آن دارد، اما ساختارهای دیگری نیز در این زمینه دخیل اند، که باید به آنها توجه شود.
بررسی رابطه ساده و چندگانه یادگیری سازمانی و اعتماداجتماعی در سازمان با توسعه کارکنان دانشگاههای دولتی پزشکی و غیرپزشکی جنوب شرق کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه یادگیری سازمانی و اعتماداجتماعی در سازمان با توسعه کارکنان دانشگاههای دولتی پزشکی و غیر پزشکی جنوب شرق کشور بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی رسمی و کارکنان رسمی و پیمانی دانشگاههای دولتی پزشکی و غیر پزشکی جنوب شرق کشور بودند که در سال در سال تحصیلی 89-88 به خدمت اشتغال داشتند.از دانشگاههای مذکور 6 دانشگاه بصورت تصادفی انتخاب گردید که بین آنها 240 نفر بصورت تصادفی و متناسب با حجم به عنوان نمونه انتخاب شد. سپس پرسشنامه های یادگیری سازمانی، اعتماد سازمانی و توسعه کارکنان بین آنها توزیع و پس از جمع آوری بیش از 80% پرسشنامه ها نسبت به استخراج داده ها اقدام شد. روایی محتوایی هر سه پرسشنامه توسط استادان و متخصصان علوم تربیتی مورد تایید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه های یادگیری سازمانی، اعتماد سازمانی و توسعه کارکنان با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 73/0، 82/0 و 71/0 تعیین گردید. در این پژوهش، از آزمون شاپیروویلک برای بررسی نرمال بودن نمرات، ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه بین متغیرها، رگرسیون خطی و انحنایی و تحلیل واریانس برای بررسی فرضیات و رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر برای سنجش مدل پژوهش استفاده گردید. بر اساس یافته های تحقیق رابطه معنی داری بین متغیرهای یادگیری سازمانی (477/0= r ) و اعتماد سازمانی (163/0= r ) با توسعه کارکنان وجود دارد. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد که متغیر وابسته مستقیماً تحت تاثیر متغیر یادگیری سازمانی است (469/0= ) و یادگیری سازمانی نیز به صورت غیرمستقیم بر توسعه کارکنان تاثیر دارد (278/0= )؛ اما تاثیر مستقیم اعتماد سازمانی بر توسعه کارکنان معنادار نیست. ( N. S ، 033/0= ) به همین دلیل این رابطه از مدل نهایی پژوهش حذف گردیده است.
بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با میزان هویت جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش هدف، بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و هویت جمعی در میان دانشجویان 18-29 ساله دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی می باشد. این مطالعه از نوع پیمایشی است که بر روی 334 نفر از دانشجویان 18-29 ساله دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی که 253 نفرشان زن و 81 نفرشان مرد بوده اند و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند، صورت گرفته است. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه بوده است. در این پژوهش متغیر مستقل سرمایه اجتماعی و متغیر وابسته میزان هویت جمعی می باشد . برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون و ضریب تعیین آر- اسکوائر برای پیش بینی میزان تغییرات متغیر وابسته با متغیر مستفل استفاده شده است. یافته های حاصل از بررسی نشان داد که :
فرضیه اصلی تحقیق مبنی بر رابطه بین سرمایه اجتماعی و هویت جمعی تایید گردید.
2- فرضیه ای که در آن ها متغیرهای هویت قومی و هویت ملی متغیر وابسته بودند، تایید گردید.
3- فرضیه ای که متغیر هویت فراملی، متغیر وابسته آن بود رد شود.
نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که در کل سرمایه اجتماعی تاثیری مستقیم و معنادار بر هویت جمعی دارد . در مجموع از نتایج پژوهش ، می توان چنین استنباط کرد که دانشجویان مورد مطالعه به نسبت دارای هر سه نوع هویت قومی، ملی و جهانی بوده که این هویت ها چندان تقابل و ضدیتی با هم نداشته و در صدد نفی یکدیگر نبوده بله در یک حالت رفت و برگشتی قرار گرفته اند.
بررسی عوامل اجتماعی- اقتصادی – جمعیتی موثر بر رضایتمندی از مهاجرت به شهر نورآباد ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)
پدیده مهاجرت بویژه در کشورهای جهان سوم یک مشکل و معضل اجتماعی و دارای پیامدهائی متفاوت است. در ایران، که از جمله این نوع از کشور ها تلقی می شود، عمده تحقیقات صورت گرفته در مورد مهاجرت با تمرکز بر پیامد های منفی آن، به دنبال راه حلی برای کاهش آن بوده است. اما مهاجرت به علت کارکردی هائی که برای مهاجران داشته همچنان ادامه یافته است. میزان رضایت مندی یا عدم رضایت مهاجران از مهاجرت می تواند نشانه ای از کارکرد مثبت یا منفی آن برای مهاجران تلقی شود. در این تحقیق می خواهیم بدانیم میزان رضایتمندی از مهاجرت مهاجرین شهر نور آباد ممسنی چه مقدار است و چه نسبتی با دیگر عوامل اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی دارد. با استفاده از روش تحقیق پیمایش با انتخاب نمونه ای متشکل از 258 نفر مهاجر شهرستان نورآباد، رابطه بین دوازده متغیر زیر با رضایتمندی از مهاجرت سنجیده شده است: 1- سن، 2- وضعیت تاهل، 3- مدت اقامت در مقصد، 4- فاصله بین مبدا و مقصد، 5- تحصیلات، 6- داشتن اقوام در مقصد، 7- رفتار مردم شهر مقصد، 8-امکانات بهداشتی مقصد، 9- امکانات آموزشی مقصد، 10- داشتن مسکن مناسب در مبدا، 11- داشتن شغل مناسب در مبدا و 12- درآمد. در نتیجه رابطه همه متغیرها بجز متغیرهای سن، وضعیت تاهل و تحصیلات که عمدتاً زمینه ای بودند با رضایتمندی مورد تایید قرار گرفت. در تحلیل رگرسیون چند متغیره نیز پنج عامل داشتن اقوام در مقصد، امکانات آموزشی مقصد، امکانات بهداشتی مقصد، درآمد و رفتار مردم شهر مبدا بر متغیر وابسته بیشترین تاثیر را داشتند. این متغیرها در نهایت 59/0 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کردند.
رابطه گونه های دینداری و سرمایه اجتماعی (رویکردی نظری و تجربی در بین مردم شهرستان کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است تا رابطه گونه های متعدد دینداری با میزان سرمایه اجتماعی در شهرستان کاشان نشان داده شود. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که چه رابطه ای بین گونه های متفاوت دینداری و سرمایه اجتماعی وجود دارد. آنچه موجب توجه به این موضوع شده، تاکیدی است که در نظریات گوناگون، بر دین به عنوان یکی از مهم ترین منابع سرمایه اجتماعی شده است. به طوری که در سال های اخیر با رشد مباحث مرتبط با سکولاریسم، به دین و تغییرات آن و همچنین پیامدهای آن تغییرات، توجه بیشتری شده است، هرچند « پیتر برگر» با بیان سکولارزدایی به رد نظریه سکولاریزاسیون پرداخته و حیطه فردی را تا حدودی، ایمن از تاثیر نیروهای سکولار کننده دانسته است، دغدغه اصلی این پژوهش شناخت پیامدهای احتمالی رانده شدن دین از عرصه اجتماعی است که در بسیاری از موارد با در نظر گرفتن نیرومندی دینداری در سطح فردی مورد بی اعتنایی قرار گرفته است. در این مقاله، تلاش شده است تا ضمن استفاده از چارچوب مفهومی «فوکویاما» و «پاتنام» و توجه به ابعاد سرمایه اجتماعی (اعتماد، انسجام و مشارکت)،با روش پیمایش به بررسی رابطه گونه های شناخته شده دینداری در جامعه مورد بررسی(غیر رسمی، فقهی سیاسی، مناسکی، تعهدی- تعلقی،کثرت گرا،ترکیبی، بی واسطه) و سرمایه اجتماعی پرداخته شود. جامعه آماری مورد بررسی در این تحقیق، مردم شهرستان کاشان بوده است که از طریق فرمول کوکران 383 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان می دهند که گونه هایی از دینداری که دارای عناصر جمعی هستند (همانندگونه های فقهی - سیاسی، مناسکی، تعهدی- تعلقی) با سرمایه اجتماعی رابطه مثبت دارند و موجب تقویت آن می گردند و گونه هایی از دینداری که عناصر فردی در آنها غالب است (همانند گونههای غیر رسمی، بی واسطه) رابطه منفی با سرمایه اجتماعی دارند.
ارائه الگوی مدیریت فرهنگ سازمانی با رویکرد زمینهای (مطالعه موردی: یک شرکت تولیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود به هزاره سوم و شتاب تغییرات در محیط سازمانها، توجه به مسائل درون سازمانی و از جمله فرهنگ سازمانی بسیار مهم است. سازمانها جهت رسیدن به اهداف خود و فعالیت در محیطی رقابتی و پرچالش میبایستی به فرهنگ سازمانی توجه نمایند. هدف از این مقاله ارائه الگوی مدیریت فرهنگ سازمانی در شرکتی تولیدی است که این هدف با رویکردی زمینهای نسبت به شناخت فرهنگ موجود و مطلوب سازمان و ارائه پیشنهادهای تغییر فرهنگ سازمانی جهت رسیدن به فرهنگ مطلوب دنبال میشود. در راستای هدف مزبور سه سؤال طراحی شده تا بر اساس بررسی سؤالهای مورد نظر الگوی مدیریت فرهنگ سازمانی طراحی گردد. روش تحقیق مورد استفاده توصیفی- پیمایشی است و ابزار گردآوری دادهها مشاهده، مصاحبه نیمه ساختارمند و پرسشنامه محقق ساخته بوده است. از مشاهده و مصاحبه نیمه ساختارمند جهت شناخت زیر بناهای فرهنگ سازمانی موجود و تایید متغیرهای اولیه فرهنگ سازمانی موجود و از پرسشنامه جهت آزمون و بررسی متغیرهای اولیه فرهنگ سازمانی موجود و شناخت فرهنگ سازمانی مطلوب استفاده شده است. جهت سنجش فرهنگ سازمانی موجود با استفاده از فرمول آماری کوکران، از جامعه آماری 150 نفری تعداد 116 نفر به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتهاند. نتایج نشان داد که بین فرهنگ سازمانی موجود و مطلوب سازمان شکاف وجود دارد که بر اساس این شکاف و مطالعه ادبیات و تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق، الگوی مدیریت فرهنگ سازمانی طراحی و ارائه گردیده است. نتایج کاربردی این مقاله میتواند مورد استفاده جامعه شناسان سازمانی، مدیران سازمانهای خدماتی و صنعتی، محققان و پژوهشگران حوزه فرهنگ و مدیریت قرار گیرد.
سنجش وضعیت تفاوت نسل ها در ابژه های فرهنگی، اجتماعی (مطالعه موردی شهر کرمانشاه )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات فنی و جمعیتی قرن نوزدهم و دهه های آغازین قرن بیستم، سبب گردیده که نسل جوان کنونی به سادگی گذشته، حاضر به پذیرش نقشهای اقتدارگرای گروههای اجتماعی و والدین و همچنین ارزشها، الگوها و قواعد رفتاری آنها نشود. حاصل این فرایند بروز نوعی تفاوت ارزشی، هنجاری و... بین نسل هاست که با تعابیری مختلفی از تفاوت و فاصله نسلی تا گسست و شکاف نسلی مورد خطاب قرار گرفته است. نوشتار حاضر نیز در پی واکاوی وضعیت رابطه نسلی در شهر کرمانشاه برآمده است. به عبارتی هدف نوشتار حاضر سنجش وضعیت تفاوت میان نسل ها در ابعاد مختلف است. این نوشتار از نظر کنترل شرایط پژوهش یک بررسی پیمایشی، از نظر وسعت پهنانگر و از نظر زمانی، مقطعی است (نیمه دوم 1388). جامعه آماری پژوهش شهروندان 18-29 و 40 سال به بالای مناطق 3 گانه شهر کرمانشاه بوده، حجم نمونه مقتضی بر اساس فرمول کوکران 360 نفر تعیین شده است، البته این میزان با توجه به بررسی دو نسل در 2 ضرب شده و نمونه نهایی 720 نفر تعیین شد و نمونه گیری به روش خوشه ای چندمرحله ای انجام پذیرفته است. یافته ها نشان از آن دارند که تفاوت دو نسل در مقوله های نوگرایی، مادیگرایی/فرامادیگرایی، نگرش به زنان و خانواده معنی دار بوده و این نسل جوان است که در هر چهار مقوله رتبه بالاتری کسب کرده است. در رابطه با پیوستار نسلی در زمینه دینداری می توان تفاوت های مکشوف میان نسل ها را با عبارت « فاصله نسلی» بیان داشت. اگرچه در پاره ای از ابعاد مانند بعد مناسکی می توان تاحدودی قائل به «شکاف نسلی» بود. در باب تقاوت در نوگرایی، مادیگرایی/فرامادیگرایی، نگرش به زنان و خانواده نیز بهترین مفهومی که توان تبیین وضعیت را دارد همان مفهوم « فاصله نسلی» است.
رابطه عوامل اقتصادی، فرهنگی و آموزشی با توانمندسازی زنان سرپرست خانوار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
درآمدی بر بررسی علل اجتماعی قحطی ها در ایران مورد پژوهیِ قحطی عام و عظیم 1288 ق/ 1249 ش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قحطی در ایران سابقه ای به قدمت تاریخ این سرزمین دارد. ساکنان ایران زمین، از کهن ترین روزگاران، به صورت ادواری، با قحطی و کمیابیِ ارزاق دست به گریبان بوده و به کرات بر اثرِ آن قربانیان بسیار داده اند. دربارة اسباب و علل ایجادکنندة این قحطی ها سخن بسیار رفته است. بعضی از محققان، ساده اندیشانه و عجولانه، به سراغِ نزدیک ترین و سهل الوصول ترین عاملی که به نظرشان می رسیده ـ قهر طبیعت ـ رفته اند و مصایب بی شماری را که طیِ قرون متمادی بر اثر قحطی برای مردم ایران پدید آمده است، یک باره و یک سره، معلول بی مهری طبیعت دانسته اند. این تصور نه به کلی خالی از واقعیت است و نه تمامِ واقعیت را دربر دارد. تردیدی نیست که فلات ایران ـ در مقام مقایسه با بخش هایی از جهان نظیر اروپای غربی و شمالی، کانادا، و نیز در قیاس با متوسط کل جهان ـ از رطوبت و بارندگی کافی برخوردار نبوده و نیست؛ به همین دلیل، در طول تاریخ، بسیاری از قحطی های ایران از خشک سالی های متناوب نشئت گرفته است[i]. با وجود این، دور از منطق و واقعیت خواهد بود اگر نقشِ بسیار مؤثر و تعیین کنندة عواملِ گوناگونِ اجتماعی در ایجاد و سیرِ تحولِ قحطی های ایران نادیده یا دست کم گرفته شود. این عوامل گاه منشأ و علت شروع قحطی ها بوده اند (عوامل اولیه) و گاه عامل تشدید کننده و ادامه دهندة آن ها (عوامل ثانوی یا جانبی). در این مقاله بر آنیم تا تأثیر مشخصِ عوامل اجتماعی را در شکل گیری و تداوم عظیم ترین و دهشتناک ترین قحطی ایران در طول تاریخ بازنماییم ـ تأثیری که کم و بیش در اکثریت قحطی های ایران مشهود است. در این پژوهش، نخست به توصیف چگونگی شروع این قحطی و نقش عوامل طبیعی و جَوی در ایجاد آن، و نیز بررسی ابعاد و پیامدهای جمعیتی، سیاسی، و اقتصادی و ... آن می پردازیم و سپس به سراغ عوامل اجتماعی و فرهنگی می رویم