درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۰۲۱ تا ۱۵٬۰۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
۱۵۰۲۱.

ادراک ساکنین متن شهر از حاشیه نشینان؛ استراتژی های مواجهه ساکنین مناطق برخوردار شهر مشهد با حاشیه نشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۴۳۹
سکونتگاه های کم برخوردار مناطقی با آسیب ها و محرومیت های گوناگون هستند. محرومیت ها موجب می شود این مناطق با «داغ ننگ مکانی» شناخته شوند. انگ مکانی ماهیتی پویا داشته و به افراد منتقل می شود و زمینه بدنامی آنان را موجب می شود؛ بنابراین ساکنین این محلات با داغ مکانی ادراک می شوند که به موجب آن برچسب های مختلفی به آنان تعلق می گیرد و استراتژی های گوناگونی برای مواجهه با آنان اتخاذ می شود. این پژوهش با هدف مطالعه چگونگی ادراک حاشیه نشینان از نگاه ساکنین مناطق برخوردار و استراتژی های مواجهه با حاشیه نشینان در شهر مشهد است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختمند انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند و حجم نمونه براساس قاعده اشباع اطلاعاتی تعیین شده است. تحلیل مصاحبه ها با تکنیک تحلیل مضمون براون و کلارک پیش برده شد. یافته های حاصل از 21 مصاحبه با ساکنین مناطق برخوردار شهر مشهد نشان داد حاشیه نشینی از منظر این افراد با خصیصه هایی چون حصر مرتبه آغازین (زیست معاش محور، پایگاه اقتصادی فرومایه، خودایستا و خودناتوان)، خودنابه هنجار (ارزشمندی خصوصیات ناپسند، هنجارگریز) و فرهنگ فرومایه (کنش تکانشی، خود ناآراسته، تربیت فرودین، لهجه فرودین، گفتار فرودین، کنش فرودین و سرمایه فرهنگی فرودین) ادراک می شوند، که مجموع این ادراکات در کنار یک دیگر موجب برساخت «داغ ننگ حاشیه نشینی» می شود. برساخت داغ ننگ حاشیه نشینی و ادراک آن مبنایی برای کنش با حاشیه نشینان می شود که براساس آن دو دسته استراتژی های «سازش اجتماعی» که به منزله پذیرش حاشیه نشینان و تمایل به ارتباط با آن و «عدم سازش اجتماعی» به منزله عدم پذیرش و تمایل به مرزبندی با آنان دارد، در تعامل با حاشیه نشینان به کار گرفته می شود.
۱۵۰۲۲.

Evaluating the Model of Implementation Educational Activities in the Preschool Period(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۳۱۹
Purpose: Educational activities play an important role in the growth and flourishing of talents and abilities. As a result, the current research was conducted with the aim of evaluating the model of implementing educational activities in the preschool period. Methodology: This study in terms of purpose was practical and terms of implementation method was qualitative from type of exploratory. The statistical population of the present study was all the preschool period teachers in the east of Tehran province, numbering 1830 people who based on Cochran's formula the sample size was estimated to be 318 people who were selected by multi-stage cluster sampling method. The data was collected with a researcher-made questionnaire of educational activities in the preschool period with 110 items and its face validity was confirmed by the opinion of 30 experts and its reliability was evaluated suitable by Cronbach's alpha method. Data were analysed by exploratory factor analysis and structural equation modelling methods in SPSS and AMOS software. Findings: The results of exploratory factor analysis showed that the model of implementing educational activities in the preschool period had 110 indicators in 20 components and 8 dimensions. Its dimensions and components were included goals (with 2 components of general goal and partial goal), content (with 5 components of children's educational ability, analysis ability, content comparison ability, content recombination and content production training), teaching and learning strategies (with 2 component of teaching characteristics and teaching techniques), learning activities (with 2 components of personalized learning and active learning), grouping (with 3 components of individual characteristics of the child, various forms of group activities and emotional and social characteristics), resources (with 3 components of required resources and facilities , characteristics of resources and materials and use of visual resources and materials), evaluation (with 1 component of child evaluation characteristics), time and place (with 2 components of time management and space management) which their content validity ratio was calculated higher than 0.70 and their reliability with Cronbach's alpha method was calculated higher than 0.70. Conclusion: The confirmed model of implementing educational activities in the preschool period of the current research can help the specialists and planners of the education system in designing and implementing programs to improve the educational activities in the preschool period.
۱۵۰۲۳.

تحلیل داده بنیاد فرهنگ بیگانگی شغلی در نظام بوروکراسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۳۹۷
قصد این جستار تحلیل داده بنیاد فرهنگ بیگانگی شغلی در نظام بوروکراسی- اداری در ایران است. از آنجا که پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی و به طور مشخص نظریه زمینه ای اشتراوس و کوربین به انجام رسیده است می کوشد شرایط علی، زمینه ها، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدهای بیگانگی شغلی را مطالعه کند. پژوهش با استفاده از شیوه نمونه گیری گلوله برفی با 15 نفر از کارکنان شاغل در بخش اداری مصاحبه عمیق فردی به عمل آورده است. داده ها در مراحل سه گانه کدگذاری تحلیل شدند و نتایج نشان داد که بیگانگی شغلی که امروزه به شکل نوعی فرهنگ درآمده است محصول برخی شرایط علی مثل بی عدالتی، طرد و احساس ناامنی است و همچنین از برخی زمینه ها نظیر بی انگیزشی، احساس تنهایی و فقدان تخصص تأثیر می پذیرد. این شرایط و زمینه ها در کنار اثرات عوامل مداخله ای مثل نوسانات و تغییرات اداری بر شدت بیگانگی شغلی می افزایند. برخی از راهبردهایی که سازمانها می توانند برای مواجهه با این پدیده استفاده کنند عبارتند از انگیزه بخشی، مهارت زایی و ایجاد روحیه تعامل و همدلی در میان افراد. در صورت عدم اتخاذ راهبردها، فرهنگ بیگانگی شغلی می تواند به گسترش نفرت، انزجار، افسردگی، و طرد متقابل میان اعضا دامن بزند. در کل عوامل متعددی در بسط فرهنگ بیگانگی شغلی در نظام بوروکراسی- اداری نقش دارند و شناسایی آنها در سازمان های اداری امکان توسعه اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از بیگانگی شغلی را فراهم می کند.
۱۵۰۲۴.

تحلیل مقایسه ای معیارهای همسرگزینی در میان گروه های مختلف اجتماعی در جامعه معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۹ تعداد دانلود : ۳۴۰
مطابق نظریات حوزه همسرگزینی و نتایج تحقیقات متعدد گروه های مختلف اجتماعی در جامعه معاصر ایران، در حال تجربه تغییرات سریع ارزش های همسرگزینی از سنتی به مدرن و از روش های ساده و بسیط به شیوه های پیچیده و متنوع همسرگزینی هستند. لذا شناخت معیارهای جدید همسرگزینی و مقایسه آن ها با معیارهای قبل حائز اهمیت فراوان است. بدین منظور، پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی معیارهای همسرگزینی در میان گروه های مختلف اجتماعی در جامعه معاصر ایران نگاشته شده است. روش تحقیق حاضر، پیمایش و جامعه آماری آن شامل افراد 15 تا 65 ساله خانوارهای شهری و روستایی ساکن در کل کشور است، حجم نمونه آماری شامل پنج هزار نفر است که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج توصیفی پژوهش نشان می دهد که از بین معیارهای همسرگزینی، به ترتیب ویژگی های شخصیتی (29/84 درصد)، ویژگی های عاطفی – روانی (82/80 درصد) و ویژگی های مذهبی (81/77 درصد) دارای بیشترین میزان اهمیت در ایران هستند. نتایج آزمون فرضیات تحقیق نشان می دهد که متغیرهای سن، جنس، وضعیت تأهل، تحصیلات، پایگاه اقتصادی - اجتماعی، قومیت، شیوه همسرگزینی و تقید مذهبی با معیارهای همسرگزینی رابطه معنادار دارد، هرچند شدت و ضعف این روابط در میان زنان و مردان متفاوت است. لذا این نتایج بیانگر تفاوت در معیارهای همسرگزینی در میان گروه های مختلف اجتماعی در جامعه معاصر ایران است.
۱۵۰۲۵.

بررسی عوامل مرتبط با گرایش دانشجویان به روابط پیش از ازدواج در دانشگاه یزد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۲۷۳
مقدمه: معاشرت های دختر و پسر، در دوران پیش از ازدواج، یکی از پدیده های پیچیده در جامعه کنونی است که تحت تأثیر فرهنگ و مذهب و عرف جامعه مدام در حال کنترل و محدود سازی است. عوامل اجتماعی روانی و برخی نیازها باعث به وجود آمدن این گونه روابط می شود. هدف از ارائه این مقاله، شناخت عوامل مؤثر بر این پدیده است. روش: پژوهش حاضر به روش پیمایشی صورت گرفته است. تعداد نمونه، براساس فرمول کوکران، ۲۴۰ نفر از دانشجویان دانشگاه یزد هستند که به شیوه نمونه گیری طبقه ای و نسبی انتخاب شده اند. داده های لازم را از طریق پرسش نامه جمع آوری و توسط نرم افزار spss و با استفاده از آزمون های تی و هم بستگی و رگرسیون تجزیه و تحلیل کرده ایم. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که حدود ۶۰ درصد از پاسخ گویان، به روابط پیش از ازدواج، نگرش مثبت داشته و 5/22 درصد از پاسخ گویان، با جنس مخالف رابطه نداشته اند. همچنین 7/36 درصد افراد با یک نفر و ۲۷ درصد با بیش از یک نفر رابطه داشته اند. گرایش به رابطه پیش از ازدواج، با درآمد خانواده و تحصیلات پدر و سن فرد، رابطه مستقیم و با سطح دین داری، روابط حسنه با والدین و معدل دانشگاه، رابطه معکوس دارد؛ اما هم بستگی درآمد و تحصیلات و معدل معنادار نیست. همچنین تبیین رگرسیون نشان می دهد که دو متغیر نیاز عاطفی و دین داری، حدود ۲۷ درصد از تغییرات در زمینه گرایش به رابطه پیش از ازدواج را تبیین می کند. نتایج: ارتباطات پیش از ازدواج بخشی از فرآیند عادی زندگی محسوب می گردد که میتوان آن را با درک نیازهای طرفین به یک رابطه قرادادی و نظام مند تبدیل نمود و ارتباط دو جنس نه در جهت تخلیه عاطفی بلکه به منظور اهداف متعالی تر همچون کسب مهارت های ارتباطی برقرار گردد.
۱۵۰۲۶.

گبه های سفارشی، پدیده ای چند فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۲۸۱
این مقاله سعی دارد با معرفی تعدادی از گبه هایی که زنان ایل قشقایی به سفارش جامعه شهری طی سال های اخیر بافته اند، به بررسی شباهت ها و تفاوت های نشانه ای این دست بافته ها با گبه های متعارف عشایرِ قشقایی بپردازد. بر این اساس نمونه هایی را با ویژگی های بیان شده برمی گزیند. ساختار صوری این گبه ها به گونه ای است که تحت تأثیر سفارش از سوی فرهنگ غالب/ مرکزی جامعه، نقش مایه هایی بیگانه با گبه های متعارف عشایری را در خود جای داده اند، به طوری که در این گبه ها با نظام های نشانه ای متنوع از فرهنگ غالب و فرهنگ عشایری روبه رو می شویم. این دوگانگی در همنشینی نشانه ها، باعث نشان داری این گونه نسبت به گبه های دیگر می شود و در تمایز با نمونه های متعارفِ موجود، اصطلاح «گبه های سفارشی» را به خود اختصاص می دهد. در حقیقت، این پژوهش با توجه به تجانسِ بین گبه های سفارشی و هنر مهاجرت، بر نظریه پارادوکس همانندی و تفاوت در هنر مهاجرت تکیه می کند و براساس شباهت بین شرایط زن بافنده و هنرمند مهاجر و نیز سفارش دهنده گبه (نماینده فرهنگ غالب) با خواسته کشور میزبان، گبه های سفارشی را پدیده هایی می داند که برای خوانش آن ها باید به نظام های نشانه ای متفاوت و گاه متضادِ دو فرهنگ رجوع کرد.
۱۵۰۲۷.

Relationship between the Emotional Intelligence with the Job Burnout and Happiness of the High School Principals in Zahedan City(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۴۰۹
Purpose: The purpose of this study was to investigate the relationship between the job intelligence, job burnout and happiness among the high school principals in Zahedan City, district 1. Methodology: The research method is descriptive-correlational and the statistical population of this study is all the principals of district 1 high schools who worked in the academic year 2012-2013. The sample size was also equal to the population size (100 ones). To collect the data, Schering's Emotional Intelligence Questionnaire, Maslow Job Burnout Questionnaire and Oxford Happiness Questionnaire were used. One-sample t-test, Pearson correlation coefficient and stepwise multivariate regression were used for data analysis. Findings: It was concluded that there was a significant negative relationship between the emotional intelligence and job burnout, and there is a significant positive relationship between emotional intelligence and happiness. There is a significant negative relationship between all components of emotional intelligence of principals with their burnout. Among all components of emotional intelligence, two components of self-control and social skills had a significant positive relationship with the happiness of school principals. Among the components of emotional intelligence, the components of social consciousness and social skills can predict the job burnout of school principals. Also, among the components of emotional intelligence, social skills, self-awareness, self-control and self-motivating, can predict the happiness of school principals. Conclusion: The mean scores of all three emotional, happiness and burnout variables were less than the hypothetical mean among the principals.
۱۵۰۲۸.

گردشگری، سفر خاطره انگیز و ابعاد نظام شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۴۰۹
امروزه گردشگری به عنوان صنعتی فرهنگی و اقتصادی در جوامع مختلف محسوب می شود. در این فعالیت گسترده، تجربه سفر همواره مقوله ای مورد توجه بوده به طوری که نمی توان باور داشت کسی به سفر پرداخته و از آن خاطره ای نداشته باشد. معمولاً خاطرات بر گردشگران تأثیرات شگرفی می گذارد. از جمله این تأثیرات، نظام شخصیت افراد است. تحقیق حاضر به بررسی رابطه سفر خاطره انگیز و ابعاد نظام شخصیت می پردازد. توصیف جامعه شناختی تجربه سفر و ابعاد نظام شخصیت و رابطه این دو در جامعه آماری با استفاده از منابع نظری، موضوع و هدف این تحقیق بوده است. در این مسیر از نظریه اریک کوهن و پارسونز برای پیکربندی چارچوب نظری استفاده شده است. تحقیق حاضر با رویکرد کمی، تکنیک پیمایش و با استفاده از پرسش نامه و مصاحبه با 365 نفر از شهروندان شهر تهران از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انجام شده است. اعتبار پرسش نامه تحقیق از طریق اعتبار صوری و اعتبار سازه و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. همبستگی رگرسیونی میان گونه های تجربه سفر و ابعاد نظام شخصیت، هر سه گونه تجربه معنادار به عنوان متغیر مستقل با نظام شخصیت مورد تأیید قرار گرفت. نتایج نشان می دهد متغیرهای مستقل در مجموع توانست 16% از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند. مدل رگرسیونی نیز حاکی از آن است که تجربه وجودی و تفریحی رابطه مستقیم و مثبت با ابعاد نظام شخصیت دارد. تجربه تجربی نیز تأثیر کاهنده و معکوس روی ابعاد نظام شخصیت می گذارد.
۱۵۰۲۹.

خیابان به مثابه فضای اجتماعی: فراتحلیل پژوهش های مرتبط با منظر شهری در ایران دهه 90(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۴۰۷
منظر هر شهری برون داد واقعیت های آن جامعه است؛ بدان معنی که مفهوم منظر، برون داد یک واقعیت اجتماعی است که ازسوی استفاده کنندگان از فضای شهر، به صورت پویایی مورد ادراک قرار می گیرد و به طور دائم بازتولید می شود. خیابان به عنوان یکی از عناصر مهم تشکیل دهنده فرم اصلی هر شهر و نماد فرهنگی و اجتماعی و برقرارکننده ارتباط فضایی و اتصال دهنده فعالیت های شهری می باشد. به دیگر سخن، خیابان ها فضاهایی برای منظرسازی شهری بوده و به عنوان بسترهای جریان ساز در بازتاب شیوه های معیشت ساکنین یک شهر، فضاهایی را تصویر می کنند که به صورت روزمره بیشترین حیات جمعی را در خود جای می دهد. با عنایت به اهمیت موضوع خیابان در مطالعات شهری ایران امروز به مثابه یک فضای اجتماعی و پررنگ بودن مباحثات منظر در این زمینه، در پاسخ به این پرسش های مهم که تا چه اندازه به این گونه مباحث در پژوهش ها توجه علمی اساسی شده و هم چنین سیر تحول و تطور فکری این گونه مباحث به چه سبک و سیاقی پیش می رود؟ باید یادآور شد که نتایج فراتحلیل پژوهش ها نشان می دهند که به موضوع مذکور طی دَه سال اخیر توجه جدی شده است. هم چنین بررسی ها نشان می دهد که مطالعات شهری ایران با چرخش های فکری مهمی روبه روست که از دلایل چرایی آن می توان به توجه مجدد به بحث سیاست گذاری های مدیریت منظر، نگرش سیستمی به شهر و مهم تر از همه، کاربست محوری مفاهیمی که از جنس اجتماعی (مهم ترین آنان هویت، تعاملات اجتماعی، سرزندگی و حضور پذیری) هستند، اشاره نمود و همین امر حکایت از انعطاف پذیری نظام مطالعات شهری در ایران امروز در مباحث مرتبط با منظر خیابان دارد.
۱۵۰۳۰.

پدیدارشناسی هویت مردانه در مراکز زیبایی: از برساخت هویت تا هژمونی مُدواره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۴۶۵
در جوامع امروزی، بنا به باور صاحب نظران، مردان مشتریان مخفی صنایع زیبایی و مراکز زیبایی محسوب می شوند که با آن هویت خود را مدیریت و برساخت می کنند. بر همین مبنا، پژوهش حاضر به مطالعه کیفی برساخت هویت و استراتژی های مدیریت هویت مردان شهر یزد در مراکز زیبایی می پردازد. داده های این مطالعه از طریق مصاحبه عمیق گردآوری و از روش پدیدارشناسی برای تحلیل آن ها استفاده شده است. به کمک روش نمونه گیری نظری و هدفمند با 25 نفر از مردان یزدی مصاحبه شد و درنهایت، داده های گردآوری شده در قالب 11مضمون کدگذاری و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می دهند، مردان شرکت کننده بر این باورند که، زیبایی وسیله ای مناسب برای مدیریت و دستیابی به هویتی دلخواه می باشد. فهم و تفسیر آنان از حضور در مراکز زیبایی در سه مضمون مسابقه جنسی، سبک مقابله ای و راهبرد فراشناختی خود، نشان داده شده است. به همین منظور، مردان به وسیله خود اثربخشی، خود آرمانی، کمال یابی خود و خود ارزشمندی، هویت جدید خود را بر همگان عرضه می کنند؛ درنهایت، آنان با استفاده از استراتژی های هم ذات پنداری، شخصیت سازی، مدل سازی و هنرنمایی، هویت خویش را مدیریت نموده اند.
۱۵۰۳۱.

شناسایی خرده فرهنگ های حاکم در سکونتگاه های غیر رسمی در شهرک باهنر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۴۶
مهمترین هدف این پژوهش، شناسایی خرده فرهنگ های حاکم، اولویت بندی آنها با توجه به تأثیرگذاری بر منطقه و تحلیل نقش کیفی هریک از شاخص ها بر وضعیت اجتماعی شهرک باهنر مشهد با استفاده از تحلیل مصاحبه در نرم افزار تحلیل متن مکس کیودا و نرم افزار آماری SPSS است. روش به کار گرفته شده، ترکیبی موازنه است که در آن برداشت اطلاعات به روش کیفی (مصاحبه نیمه ساختار یافته ,متن کاوی) و تحلیل آنان براساس روش های کمی (پرسشنامه)به دست آمده است.روش نمونه گیری به شکل کیفی- هدفمند و با استفاده از نظرات کارشناسی 13 نفر از خبرگان اجرایی و علمی نهادهای مرتبط با شهرک باهنر که سابقه فعالیت یا کار پژوهشی داشته اند جمع آوری و تنظیم شده است و داده های کیفی به دست آمده وارد نرم افزار مکس کیودا می شود، تا بنا به محتوای متن به دست آمده؛ کدگذاری و طبقه بندی شوند، پس از این مرحله، محتوا در قالب مؤلفه های اصلی، فرعی و شاخص ها استخراج می شود. برای روایی کار و استناد به مصاحبه های انجام شده، از آزمون توافق کوهن استفاده شده است. ضریب به دست آمده برابر با 0.614 و سطح معناداری 0.00 است که توافق ضمنی مؤلفه ها را نشان می دهد و در نهایت مؤلفه های مستخرج شده از مراحل قبل، در قالب پرسشنامه تنظیم و در اختیار کارشناسان مرحله قبل قرار میگیرد تا ضریب اهمیت هریک از مؤلفه ها را در شهرک باهنر نشان دهند. پرسشنامه های به دست آمده در نرم افزار SPSS24 وارد و با آزمون اولویت بندی فریدمن تحلیل می شود. با توجه به یافته های به دست آمده می توان ادعا کرد که مهمترین مؤلفه های تأثیر گذار بر وضعیت فرهنگی حاکم بر شهرک شهید باهنر مشهد به ترتیب، مؤلفه های اجتماعی، گزاره ای، ارزشی و نگرشی اند.در واقع هنجارهای اجتماعی بیشترین تأثیر و دیدگاه های نگرشی، کمترین تأثیر را داشته اند. مهمترین خرده فرهنگ های فرعی نیز به ترتیب اهمیت در زمینه نگرش و سبک زندگی (میانگین آزمون فریدمن 3.05)، پذیرش اجتماعی(2.98)، هیجان خواهی(2.91)، عدم تمایل به آینده (2.90)، مشارکت جویی(2.69)، لذت جویی(2.68) و مسئولیت پذیری (2.32) اند. در نهایت یافته های تحقیق در قالب تحلیل های کیفی(هرمونتیک) تفسیر شده اند.   
۱۵۰۳۲.

بررسی جامعه شناختی رضایت شغلی به عنوان عامل توسعه سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۵۱
نیروی انسانی در سازمان ها از اهمیت زیادی برخوردار است. بهره وری،اثربخشی و توسعه سازمان ها به کارایی و اثربخشی نیروی انسانی آن سازمان بستگی دارد؛ لذا یکی از مسائل مهمی که در هر سازمانی باید موردتوجه قرار گیرد، خشنودی و رضایت شغلی کارکنان آن سازمان می باشد؛ چراکه این امر می تواند مستقیماً منجر به توسعه سازمانی گردد. برای تحقق بخشیدن به بهره وری نیروی انسانی در حوزه سازمانی، باید راهکارهای لازم شناسایی شود؛ ازجمله راهکارهای مؤثر توجه به سرمایه های فکری سازمان و رضایت شغلی کارکنان است با توجه به اهمیت. پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر رضایت شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان بجنورد پرداخته است. در این پژوهش از نظریه انگیزشی-بهداشتی هرزبرگ و تاحدی نظریه مبادله اجتماعی «ویت» و «ویلسون» به عنوان چارچوب نظری استفاده شد که عوامل بهداشتی شامل: یکنواختی در کار، حقوق و مزایا، سلسله مراتب سازمان، روابط در محیط کاری و دسترسی و قدرت و هم چنین عوامل انگیزشی شامل: رده شغلی، رسته شغلی و نوع استخدامی است. این تحقیق با روش پیمایشی انجام شده است. ابزار گردآوری  اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته است. اعتبار پرسشنامه توسط جمعی از افراد اهل فن در این حوزه تأیید گردیده است؛ جمعیت آماری تحقیق شامل کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان بجنورد (250 نفر) دربر می گیرد که نمونه آماری در این تحقیق ۱۵۰ نفر از کارکنان این سازمان است. روش نمونه گیری به شکل تصادفی ساده بوده است. براساس نتایج به دست آمده حقوق و میزان قدرت و دسترسی افراد نقش اصلی را در افزایش رضایت شغلی کارکنان داشته است. با افزایش  میزان حقوق و دسترسی و قدرت افراد میزان رضایت شغلی کارکنان افزایش می باید..
۱۵۰۳۴.

The Relationship Between the Invitational Education and Social Constructive Learning Environment Among the Students of Bojnourd Islamic Azad University.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۵۱
Purpose: The present study has been carried out with the aim of considering the relationships among the invitational education, social constructive classroom learning environment and their components in Iran Bojnourd Islamic Azad University. Methodology: The research method in this study is descriptive and correlation. The research population is comprised of all the male and female students studying at Islamic Azad University in the academic year of 2016-2017. The research sample includes 385 students, selected through multi-stage random sampling. The research instruments are (a) Invitational Education Survey (Amos, Purkey, Tobias 1984) and (b) Social Constructive Learning Environment Survey (USCLES; Tylor, Fraser & Fisher 1996). The data are analyzed using descriptive statistics, step by step regression analysis. Findings: The results show that Invitational Education social constructive classroom learning environment does not have favorite status in this University. The result also shows that there are relationships among Invitational Education and social constructive classroom learning environment and their components in the actual and preferred forms. The result also shows that the two components (Relevance and leadership) of the constructive learning environment (actual form) have the ability to predict 12 percent of the variability in the invitational teaching (actual form). Also three components (leadership, Reflective Thinking and Negotiation) of the constructive learning environment (preferred form) have the ability to predict 31 percent of variability in the invitational teaching. Discussion: The relationship between the invitational education and social constructivism is based on common principles for improving the learning and perception of the environment.
۱۵۰۳۵.

بررسی نگرش اعضای هیأت علمی در خصوص کارکردهای دانشگاه (مطالعه موردی: دانشگاه شهید چمران اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۹۰
هدف پژوهش کاربردی حاضر، بررسی نگرش اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز در زمینه کارکردهای دانشگاه است. طرح کلی این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی متوالی ناهمزمان (کیفی- کمی- کیفی) است. در بخش کیفی، از روش پدیدارشناسی؛ در بخش کمی، از آمارهای توصیفی میانگین و در بخش کیفی آخر، از روش گروه های کانونی استفاده شده است. جامعه آماری، شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز (600 نفر)، که مرحله مصاحبه اکتشافی اولیه، با انتخاب هدفمند 54 عضو؛ بخش کمی با انتخاب تصادفی 225 عضو؛ و بخش کیفی آخر (گروه کانونی) با انتخاب هدفمند مطلوب 8 نفر از خبرگان دانشگاه انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات به ترتیب در سه مرحله کیفی- کمی- کیفی، به شیوه مصاحبه نیمه ساختمند، پرسشنامه محقق ساخته مستخرج از مصاحبه ها و مرحله آخر مصاحبه گروه کانونی است. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه، تأیید شد و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای [1]کرونباخ برای کل پرسشنامه (78/0=a) بدست آمده که نشانه پایایی مطلوب است. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش کد گذاری اشتروس و کوربین (1990)، و در بخش کمی نیز از آماره های توصیفی متناسب با سؤالات پژوهش، استفاده شده است. نتایج بدست آمده بر اساس مصاحبه ها در بخش کیفی پژوهش، حاکی از آن بود که مقوله کارکردهای دانشگاه، دارای 5 حوزه آموزشی، پژوهشی، فرهنگی، کارآفرینی، تجاری سازی و کارکرد اجتماعی است. نتایج بدست آمده از بخش کمی حاکی از آن بود که در دانشگاه شهید چمران اهواز، کارکرد آموزشی مهم ترین کارکرد تلقی می شود و کمترین میانگین، نشان دهنده این مهم است که به کارکرد کارآفرینی در دانشگاه کمتر توجه شده است. مشارکت کنندگان بخش کانونی هم یافته های دو مرحله قبل را تأیید کردند. بنابراین توصیه می شود دانشگاه زمینه را برای پرداختن به کارکردهای جدید از جمله کارآفرینی و تجاری سازی فراهم کند.
۱۵۰۳۶.

دینداری در ایران پساانقلابی: سیاست جماعت های مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۶۵
پس از انقلاب  اسلامی که نوعی انضباط معطوف به هنجارهای دینی بر فضای عمومی حاکم شد. این سؤال پدید آمد که آیا در جامعه پساانقلابی مردم دیندارتر شده اند؟ پژوهش هایی برای پاسخگویی به این پرسش انجام شدند. عمده این پژوهش ها به وجود شکافی در داده های دینداری اشاره کرده اند. این شکاف ها  از یک سو، میان باورها، تجربه ها وعواطف دینی با مناسک جمعی و از سویی دیگر، میان رفتارهای دینی فردی با مناسک دینی جمعی گزارش شده است و کمتر پژوهشی به شکاف درونی مناسک جمعی پرداخته است، درحالیکه این شکافی مهم است و به ما امکان می دهد وضعیت دینداری در ایران را به کمک مفاهیمی جز عرفی شدن و خصوصی شدن دینداری تحلیل کنیم. بر اساس تحلیل ثانویه داده های دو پیمایش ملی دینداری در سال های 90 و 95، اقبال به «مناسک جمعی دومین»قابل توجه است. مبنای اقبال به این نوع مناسک، عاطفه و هیجان است. بنابراین، شاید بتوان وضعیت دینداری در ایران را بر اساس محوریت عواطف و احساسات، بهتر توضیح داد. بر همین مبنا، جماعت هایی دینی شکل گرفته اند که می توانند پایگاهی مهم برای بازتولید دستگاه ایدئولوژیک حاکم باشند. در اساس، دوگانه جماعت های دینی و دینداری رسمی همچون دوگانه دینداری رسمی و دینداری فردی تصویری واقع نما به دست نمی دهد. وانگهی محوریت میل و احساسات گرچه می تواند به تکوین سوژه خلاق در معنای تورنی منجر شود اما با توجه به سیاستگذاری حکومت دینی بر مناسک جمعی دومین بیشتر محتمل است منجر به ادغام فرد در جماعت شود و زمینه رابرای بازتولید دستگاه ایدئولوژیک دولت و تقویت اقتدارگرایی فراهم سازد.  بررسی ادبیات دینداری در ایران بر تغییر دستگاه های ایدئولوژیک دولت از تأکید بر عبادات فردی چون نماز و روزه به آیین های جمعی و فضاهای قدسی دلالت دارد.
۱۵۰۳۷.

ارزیابی مدل بهزیستی روانشناختی بر اساس خود تنظیمی هیجانی، ذهن آگاهی و خودانسجامی با نقش میانجیگری سرمایه های روان شناختی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۸ تعداد دانلود : ۴۷۰
تحقیق حاضر با هدف ارزیابی مدل بهزیستی روانشناختی بر اساس خود تنظیمی هیجانی، ذهن آگاهی و خودانسجامی با نقش میانجیگری سرمایه های روان شناختی طراحی و اجرا گردید. پژوهش حاضر یک تحقیق توصیفی زمینه یابی (پیمایشی) به صورت مقطعی می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و نحوه ی گردآوری اطلاعات مورد نیاز برای بررسی فرضیه ها از طریق پرسشنامه و به شکل میدانی جمع آوری می شود. به دلیل بررسی رابطه بین متغیرها این نوع تحقیق از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زنان سرپرست شهر شیراز است که، با توجه به حجم نمونه کوکران در شرایط نامشخص تعداد 384 نفر در نظر گرفته شدکه، به روش تصادفی ساده بین نمونه آماری پخش گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های تحقیق حاضر از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهایی SPSS و AMOS انجام شد. نتایج نشان داد که سرمایه های روان شناختی قادر به ایفای نقش واسطه ای در رابطه بین خود انسجامی و خودتنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی با بهزیستی روان شناختی است. سطح معناداری متغیرهای خود انسجامی، خود تنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بسیار نزدیک به صفر و کمتر از مقدار سطح معناداری 05/0=α است (p<0.05). در نتیجه از نظر آماری بین این متغیرها و بهزیستی روان شناختی زنان سرپرست خانوار رابطه معناداری وجود دارد. به لحاظ اثبات رابطه مثبت بین آن ها می توان گفت با افزایش یک واحد میزان خود انسجامی، خود تنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی، میزان بهزیستی روان شناختی به صورت مستقیم به ترتیب به اندازه 5/12 درصد، 9/21 درصد و 5/32 درصد افزایش خواهند یافت. همچنین با افزایش یک واحد میزان خود انسجامی، خود تنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی، با توجه به نقش واسطه ای سرمایه های روان شناختی به صورت غیر مستقیم میزان بهزیستی روان شناختی به صورت غیرمستقیم به ترتیب به اندازه 3/4 درصد، 8/4 درصد و 7/7 درصد افزایش خواهند یافت.
۱۵۰۳۸.

سرمایه اجتماعی خانواده، حلقه مفقوده در فهم تجارب زیسته زنان در مواجهه با سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۴۱۷
علی رغم گسترش کمی اسناد، مقالات و محافلی که بطور روزافزونی از مفهوم سرمایه اجتماعی بعنوان راهکاری برای ارتقاء سلامتی یاد می کنند، سرمایه اجتماعی خانواده، حلقه گمشده در مطالعات این حوزه می باشد. خانواده، بستر شکل گیری تجارب و فهم افراد بوده، بروز بیماری می تواند این فضا، پیوندها و معانی هم بسته به آن را متاثر سازد. معانی و تجارب زنان بیش از مردان، در مقایسه با فضای بیرونی، در ارتباط با این فضا شکل گرفته، لذا، سرمایه اجتماعی خانواده، مهمترین منبع حمایتی آنان بویژه در مواجهه با چالش هایی چون بیماری می باشد. در این پژوهش، برای فهم ادراک و تجارب زیسته زنان مبتلا به سرطان و خانواده آنها از پیوندهای خانوادگی در مواجهه با سرطان، از رویکرد کیفی با تاکید بر روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. داده های میدانی با استفاده از تکنیک مصاحبه و معیار اشباع داده از زنان مبتلا به سرطان مراجعه کننده برای درمان به بیمارستان امید شهر ارومیه و مراقب و همراه خانوادگی بیمار گردآوری گردید. تحلیل و کدگذاری داده ها نشان می دهد، مضامینی مانند گسست در ارکان سرمایه اجتماعی خانواده؛ اول مادر، آخر همسر و سرمایه اجتماعی منفی در تجارب مشارکت کنندگان، بیانگر نتایج نامطلوب سرمایه اجتماعی درون خانواده بر سلامتی زنان مبتلا به سرطان می باشد. مضمونهای قاعده خاموشی/ اعتراض، انسجام در وضعیت اضطراری و میانجیگری پنهان نیز، نشان می دهد، سرمایه اجتماعی نیز متقابلا از بیماری تاثیر پذیرفته و تحت تاثیر آن، تا حدودی نیز تقویت گردیده است.
۱۵۰۳۹.

ارائه الگوی پیشایندهای احساس امنیت اجتماعی زنان ( مطالعه موردی: دختران و زنان شهر ساری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۳۱۷
امنیت زنان یکی از مسائل اجتماعی بسیار با اهمیت در تمامی جوامع محسوب می شود. تجربه کشورهای مختلف از جمله ایران حاکی از آن است که احساس امنیت اجتماعی زنان علاوه بر اقدامات انتظامی تحت تاثیر عوامل دیگری نیز قرار دارد که پرداختن به آن می تواند رهنمودهای کاربردی مهمی در پی داشته باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی پیشایندهای احساس امنیت اجتماعی زنان انجام شده است. این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و شکل اجراء به صورت توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق کلیه زنان و دختران شهروند ساری می باشد (جامعه نامحدود) که از این میان نمونه ای متشکل از 200 نفر با استفاده از فرمول خاص تعیین اندازه نمونه در معادلات ساختاری انتخاب شده است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای شامل 5 بعد و 25 گویه استفاده شده است که روایی آن با روش صوری-محتوایی و روایی سازه مورد تایید قرار گرفته است. ضریب آلفای کورونباخ پرسشنامه نیز بالای 7/0 بدست آمد که نشان دهنده پایایی قابل قبول ابزار اندازه گیری است. داده های بدست آمده از پرسشنامه با روش مدلیابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده در این تحقیق مشخص شد که هر چهار عامل مورد بررسی شامل عوامل کالبدی، عوامل فردی، عوامل اجتماعی-فرهنگی و عوامل انتظامی تاثیر مثبت و معناداری بر احساس امنیت اجتماعی زنان دارد. محاسبه شاخص های نیکویی برازش نیز نشان داد که مدل ساختاری پیشنهادی در این تحقیق از برازندگی مطلوبی برخوردار است. در پایان بر اساس یافته های تحقیق، پیشنهاداتی ارائه شده است.
۱۵۰۴۰.

بازتاب انگاره رهایی در مضامین سرود ملی کشورهای ایران، ونزوئلا و کوبا براساس تئوری هربرت مارکوزه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۴۲۵
سرودهای ملی به همراه پرچم، مهم ترین نمادهای ملی کشورها هستند و از نظر رتبه بندی در دسته الف نمادهای ملی قرار می گیرند. سرود ملی کشورها که سرود رسمی آنها نیز هست آمیزه ای است موجز و هنرمندانه و فرخنده از واژه ها و موسیقی که کلمات شان با همه کوتاهی، نشانگر نوع فرهنگ، جامعه، زبان، تاریخ، دین، اخلاق، نژاد، طبیعت، حکومت، روحیه و آرمان آن مردمان و سرزمین شان است و آواهای موسیقی اش بیانگر روح میهن دوستی، مهمان نوازی، صلح طلبی، بالندگی، شادمانی، عشق ورزی و احترام به ملل کشورهای دیگر که در پس همه آن ها، آذرخشی از روح دلاوری، جانبازی، دفاع و تسلیم ناپذیری در برابر هجوم و سیطره دشمنان احتمالی نیز نهفته است. در این پژوهش با شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی انگاره رهایی براساس تئوری مارکوزه در مضامین سرودهای ملی کشورهای ایران، ونزوئلا  و کوبا  که با انقلاب مواجه شده اند، پرداخته ایم. نتایج نشان می دهد سرود ملی پس از انقلاب کشورهای مذکور، اغلب جنبه ناسیونالیستی ندارد و بیشتر شعارهایی انقلابی هستند و سر ستیز با نظام سرمایه داری جهانی را دارند. آن ها اغلب به دنبال ایجاد اتحاد در میان هواداران آرمان انقلابی در سطح جهان هستند. این سرود در ایران تم اسلامی دارد و با مسلمانان مظلوم جهان هم نوایی دارد. موسیقی این سرودها به مارش نظامی نزدیک می شود، ریتمش تند و شبیه آهنگ های انقلابی است. در واقع انقلابی روی کار می آیند و می خواهند تغییرات گسترده و انقلابی به معنی واقعی کلمه ایجاد کنند. آنچه در این سرودها از سایر مضامین پررنگ تر است همان انگاره رهایی و آزادی است که با مفهوم رهایی مارکوزه مناسبت بسیار نزدیکی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان