هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فرزندپروی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودکارآمدی والدینی در مادرانِ کودکان با مشکلات رفتاری برونی شده بود. این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعة آماری پژوهش شامل مادرانِ کودکان با مشکلات رفتاری برونی شده در سنین پیش از دبستان در اصفهان بود. نمونه گیری به شیوة دردسترس انجام شد. بدین ترتیب 30 نفر از مادران داوطلب پس از بررسی ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل( هر گروه 15 نفر) گمارش شدند. آموزش فرزندپروری متنی بر پذیرش و تعهد طی 10 جلسة 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد در حالی که برای گروه کنترل مداخله ای صورت نگرفت. ابزار پژوهش پرسشنامة خودکارآمدی والدینی دومکا بود که در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط هر دو گروه تکمیل شد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد میزان خودکارآمدی والدینی مادران در گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری افزایش داده است. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که مداخلات مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود احساس کفایت و رضایت والدین از عملکرد خود در رابطه با کودک مؤثر است.
ایران عصر قاجار شاهد حضور اروپاییان با مقاصد گوناگون تجاری، سیاسی، مذهبی، نظامی و گردشگری بود. سفرنامه نویسان اروپایی به دلایل مختلف از جمله نگاه بیرونی به جامعه ایرانی، حس کنجکاوانه غربی و غیره، مطالب ارزشمندی درباره فرهنگ عامه ایرانیان، اعم از باورهای فکری و اعتقادی و همچنین آداب و رسوم مردم ایران عصر قاجار، در اختیار محققان تاریخ فرهنگی و اجتماعی دوره قاجار قرار داده اند. برای نمونه می توان به نگاه ایرانیان به ازدواج و طلاق اشاره کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی ، تحلیلی پاسخی است به این پرسش که سفرنامه نویسان اروپایی عصر قاجاری یکی از مهمترین آداب و رسوم ایرانیان و وجوه بارز هویتی ایرانیان یعنی ازدواج و طلاق را چگونه ترسیم کرده اند؟ یافته های تحقیق حاکی از آن است که مشاهدات اجتماعی سیاحان اروپایی در راستای اطلاع رسانی و شناخت عینی آنها در مسیر مأموریت های سیاسی شان بوده وبیشتر به توصیف آداب و رسوم ایرانیان در امر ازدواج و طلاق پرداخته و بدون توجه به ریشه های فرهنگی جامعه به قضاوت و داروی این امر نشسته اند.
هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان تعهد زناشویی و رضایت جنسی زنان متأهل تماشاگر و غیر تماشاگر سریال های فارسی زبان ماهواره در شهرستان خمین بود. پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل شهرخمین در سال 1394 و نمونه پژوهش شامل 50 زن متأهل تماشاگر سریال های فارسی زبان ماهواره بود که از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند همچنین 50 زن متأهل غیر تماشاگر انتخاب شد که با گروه اول همتا سازی شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه تعهد زناشویی (آدامز و جونز) رضایت جنسی (هادسون، هاریسون و کروسکاپ) و اطلاعات دموگرافی استفاده گردید. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون آماری t مستقل مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که میزان تعهد زناشویی در زنان متأهل تماشاکننده سریال های فارسی زبان ماهواره به طور معنی دار کمتر از زنان متأهل غیر تماشاکننده است. زنان گروه اول به طور معنی دار در تعهد شخصی و اخلاقی میانگین کمتری را نسبت به گروه دوم کسب نمودند ولی در تعهد ساختاری تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نگردید. همچنین تفاوت معنی دار بین دو گروه از لحاظ رضایت جنسی مشاهده نشد. بنابراین پیشنهاد می شود آموزش هایی برای آگاهی خانواده ها و جلوگیری از پایین آمدن آستانه حساسیت (عادی شدن) در برابر موضوعات مخرب موجود در سریال ها ارائه شود، همچنین سواد رسانه ای و آگاهی بخشی جامعه نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
به دلیل سرشت اجتماعی انسان، اساساً تنهایی ناممکن است. اجتماع، نه با «من» بلکه با یک انسان دیگر، با «تو»، شکل می گیرد. </em>باختین از جمله افرادی است که در مباحثی که پیش می کشد به این امر اشاره می کند که وجود دیگری شالوده شکل گیری "خود" است. در مقاله حاضر به «خود» و «دیگری» در اندیشه نیما پرداخته شده است. منظور از دیگری، صدا و زبانی متفاوت نسبت به صدا و زبان «من» است. در این مقاله سعی شده است تا سویه های مختلف و متفاوت این موضوع مورد بررسی قرار گیرد. برای این کار از آراء میخائیل باختین، متفکر روس، استفاده شده است. تحقیق حاضر بر رویکرد کیفی استوار است و از روش های تحلیل گفتمان، تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمون نیز استفاده شده است. یافته های تحقیق بازگوی آن است که نیما با پیش کشیدن مباحثی درباره «خود» و «دیگری» از جمله شاعرانِ پس از مشروطه در ایران است که به این مسئله به طور جدی پرداخته است اما به دلیل تعلق خاطری که به دیالکتیک هگل دارد، در مراحل بعدی کار خود، تفاوت میان «من» و «دیگری» را به نفع جهانی یک پارچه، منسجم و وحدت یافته مصادره می کند.
تحقیق حاضر با عنوان «بررسی جامعه شناختی رابطه ی اعتماد اجتماعی و ارتباطات انسانی در خانواده های شهر تهران» در سالهای 1393تا 1395 صورت گرفته است. هدف از تحقیق، بررسی ارتباط میان ابعاد اعتماد اجتماعی و ارتباطات انسانی در خانواده های شهر تهران است. رویکرد نظری رساله ملهم از نظریات اندیشمندان تلفیق گرا با تأکید بر نظریه ی گیدنز و بوردیو است. روش تحقیق ترکیبی از روش اسنادی و پیمایش است. با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. نمونه گیری به صورت خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و در میان آنها پرسشنامه توزیع گردید. یافته های تحقیق نشان داد؛ بین تمامی ابعاد اعتماد اجتماعی و تمامی ابعاد ارتباطات انسانی نیز رابطه وجود دارد. نتایج رگرسیون خطی حاکی نشان داد تغییری به اندازه ی یک انحراف معیار در متغیر اعتماد بین شخصی موجب 288/0 انحراف معیار تغییر در نمره ی بعد کارکردی ارتباطات انسانی، 646/0 انحراف معیار تغییر در نمره ی بعد تعاملی ارتباطات انسانی و 652/0 انحراف معیار تغییر در نمره ی بعد ساختی ارتباطات انسانی می شود. تغییری به اندازه یک انحراف معیار در متغیر اعتماد نهادی موجب 227/0 انحراف معیار تغییر در نمره ی بعد کارکردی ارتباطات انسانی، 587/0 انحراف معیار تغییر در نمره ی بعد تعاملی ارتباطات انسانی و 737/0 انحراف معیار تغییر در نمره ی بعد ساختی ارتباطات انسانی می شود. تغییری به اندازه ی یک انحراف معیار در متغیر اعتماد تعمیم یافته موجب 336/0 انحراف معیار تغییر در نمره ی بعد کارکردی ارتباطات انسانی، 512/0 انحراف معیار تغییر در نمره ی بعد تعاملی ارتباطات انسانی و 456/0 انحراف معیار تغییر در نمره ی بعد ساختی ارتباطات انسانی می شود.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر مطالعه ی کتاب های معنوی و حماسی بر ارزش های اسلامی ایرانی و رفتار اخلاقی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه بود. روش مطالعه آزمایشی و از نوع طرح تک آزمودنی با خطوط پایه چندگانه بود. ابتدا در قالب خط پایه و بدون مداخله، رفتار اخلاقی و ارزش های اسلامی ایرانی آزمودنی ها مورد بررسی قرار گرفت و سپس در فواصل بیست روز و در پنج نوبت، کتاب های تعیین شده به آزمودنی ها ارائه و تغییرات رفتاری و ارزشی مورد بررسی قرار گرفت. نمونه شامل چهار نفر از دانش آموزان دختر سال سوم متوسطه یک دبیرستان در شهر مشهد بود که به صورت هدفمند انتخاب و تغییرات آنان در دو مؤلفه نگرش نسبت به ارزش های دینی و ملی و رفتار اخلاقی بررسی شد. برای سنجش نگرش به ارزش های اسلامی ایرانی، از پرسشنامه نگرش سنج و برای سنجش رفتار اخلاقی، از سیاهه مشاهده رفتار استفاده گردید. نتایج نشان داد که نگرش مثبت دانش آموزان به ارزش های اسلامی ایرانی، با مطالعه کتاب های زندگینامه ای شخصیت های معنوی و حماسی افزایش یافته و رفتار های غیراخلاقی آنها به طور چشمگیری کاهش داشته است. تدوین برنامه های مطالعاتی و ترغیب نوجوانان به مطالعه زندگی و منش شهدا و حماسه سازان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، از توصیه های این مطالعه بوده است که همخوان با اصل الگوپردازی و اسوه بخشی در مبانی تربیت اسلامی است.