پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در توسعه قابلیت های کارآفرینی دانشجویان تحصیلات تکمیلی انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی پس رویدادی بود. جامعه آماری را دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه های تهران، علامه طباطبائی، شهید بهشتی و محقق اردبیلی در سال تحصیلی1393 1394، تشکیل می داد. روش نمونه گیری تصادفی ساده بود. حجم نمونه با توجه به مدل کرجسی مورگان و با در نظر گرفتن خطای 05/0 = α ، 377 نفر است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه شبکه های اجتماعی مجازی (با پایایی 66/0 = α ) و پرسشنامه قابلیت های کارآفرینی در قالب پنج مؤلفه (با پایایی 88/0= α ) استفاده شد. روایی ابزار با نظر اساتید راهنما تأیید و داده ها با استفاده از نرم افزار آماری Spss.vs.21 و آزمون آنالیز واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. تأثیر جداگانه کاربست شبکه های مجازی بر قابلیت ریسک پذیری معنا دار است و بر قابلیت کارآفرینی، استقلال طلبی، کنترل درونی، انگیزه پیشرفت و خلاقیت معنا دار نیست. هم چنین تأثیر جنسیت بر مؤلفه ریسک پذیری و کنترل درونی معنا دار و بر سایر مؤلفه ها معنا دار نیست. در نهایت تأثیر تعامل بین کاربست شبکه های مجازی و جنسیت بر کنترل درونی معنا دار و بر سایر مؤلفه ها معنادار نیست. آموزش و نظارت کارشناسانه و مستمر بر فضای این شبکه ها و برنامه ریزی برای آینده می تواند پیشنهادی اساسی برای سیاست گذاران و دست اندرکاران حوزه مجازی باشد.
مقاله حاضر پیرامون وضعیت رفتارهای دینی (فردی و جمعی) دانشجویان می باشد. این مطالعه به روش پیمایش در بین کلیه دانشجویان دانشگاه های تهران (دولتی و آزاد) به روش نمونه گیری چند مرحله ای در سال 1384-1383 انجام گرفته است و حجم نمونه لازم برابر با فرمول کوکران 1245 نفر برآورد شده است. نتایج بدست آمده بیانگر آن است که رفتارهایی چون؛ روزه گرفتن، امر به معروف و نهی از منکر، رفتن به زیارت اماکن مذهبی و شرکت در مراسم تاسوعا و عاشورا کمتر مورد توجه دانشجویان بوده است و در مقابل رفتارهایی از قبیل؛ نماز خواندن، قرآن خواندن و شرکت در نماز جماعت چندان تفاوتی با جوانان غیر دانشجو و مردم عادی وجود ندارد. سایر یافته ها برحسب ویژگی های فردی، خانوادگی و تحصیلی نیز تفاوت هایی را نشان می دهد.
کلان شهرهای ایران در آستانه بلعیده شدن ازسوی حاشیه های شهری اند و اگر اقدامات پیشگیرانه ای صورت نگیرد، به زودی متن شهرها ممکن است در معده حاشیه های شهری هضم شوند. اصفهان در یک صد سال اخیر بالاترین میزان صنعتی شدن و سریع ترین رشد جمعیت را داشته است. به گونه ای که جمعیت اصفهان در صد سال اخیر از هشتاد هزار نفر به دو میلیون نفر رسیده است. این میزان از صنعتی شدن افسارگسیخته و شهرنشینی بدون شهرگرایی و توسعه پایدار سبب ایجاد محله هایی شده است که می توان آنها را محله های فوق بدخیم دانست؛ محله هایی که در آنها بسته ای از آسیب های اجتماعی به همراه جرائم خشن و احساس امنیت پایین وجود دارد. در کنار این مسائل، فقر، بیکاری، وجود بافت های فرسوده و امکانات ناچیز رفاهی و خدماتی، هرگونه امید به بهبود وضعیت آنها را از بین برده است. داده های پژوهش ازطریق روش اسنادی و کتابخانه ای جمع آوری شده اند و از فن جبر بولی در تحلیل تطبیقی استفاده شده است. نتایج تحلیل بولی نشان می دهند با وجود آنکه تقریباً در همه مناطق شهری اصفهان آسیب های اجتماعی بالاست، در محله های فوق بدخیم منطقه 14 این مسائل با وضعیت نامناسب اقتصادی، مهاجرت افراد کم درآمد و وقوع جرائم خشن در هم تنیده شده است. همچنین، براساس همگنی فرهنگی - اجتماعی، شش تیپ مختلف مناطق شهری شناسایی شدند که عبارت اند از: مناطق تاریخی (مناطق 1 و3)، مناطق حاشیه نشین روستایی - شهری (مناطق 2، 9 و 11)، مناطق مدرن (مناطق 5 و 6)، مناطق حاشیه نشین مهاجر و محله های فوق بدخیم (منطقه 14) که بیشتر در بخش های شرق و شمال شرق اصفهان متمرکز و در حال گسترش اند.
هدف جستار بررسی مردم شناختی فرهنگ آپارتمان نشینی در شهر همدان است. چارچوب نظری مطالعه مبتنی بر رویکرد انسان شناسی فضا و مسکن آموس راپاپورت است. میدان مورد مطالعه سه مجتمع مسکونی در شهر همدان، یعنی مجتمع های آپارتمانی «سعیدیه، مدنی و بوعلی» است. بدین منظور با «مطلعان کلیدی» شامل هیئت مدیره، نگهبانان، کادر خدماتی و 40 نفر از ساکنان این سه مجتمع مصاحبه نیمه ساخت یافته انجام شده است. روش اجرای تحقیق، مردم نگاری میدانی بوده، داده ها با دو فن مصاحبه و مشاهده مستقیم گردآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شده اند. یافته های مطالعه نشان می دهد که در شهر همدان، با توجه به مهاجرت بی رویه از روستاها و شهرهای کوچک به مرکز استان، زندگی آپارتمان نشینی رونق یافته و همزمان بر مسائل آن نیز افزوده شده است. توسعه نامتوازن و بدون برنامه و در نتیجه آسیب زای فرآیند آپارتمان نشینی، مشکلات رفتاری، تعاملی و فرهنگی از مشخصه های شیوه زندگی آپارتمان نشینی در همدان محسوب می شوند.
مقالة حاضر با اشاره ای به شعر، به مثابه ابزاری برای کشف واقعیات روانی زندگی آدمیان، آغاز می شود و با پیشینة پژوهش به زندگی نامه و اظهارات نویسندگان و شعرای ایران دربارة پروین و گام های مقدماتی مربوط به طرح مسئلة کار در سروده های پروین اعتصامی می پردازد. آن گاه مقاله با عناوینی نظیر وفور واژگانی کار و ترکیبات آن در اشعار پروین، جدایی گفتار از کردار و کار، هستی در کار، تشویق به تلاش و صبوری در کار، نکوهش تنبلی و تن پروری، «رفوگری وقت» (فرصت اندوزی و مدیریت زمان)، انواع کار، کار بی رویه، کارکردهای کار، کارآموزی و آموزش کار، لزوم همکاری کار گروهی و کار تخصصی، و همکاری به شیوة دگریاری ادامه می یابد و سرانجام به نقش مور، نماد کوشندگی در شعر پروین، و به آسیب شناسی فرهنگ کار و دلایل شگفتی خود از کارِ به هنگام وی در زمانة نابه هنگام می پردازد و پژوهشگران ایرانی را به کاوش در سرچشمه های اندیشة پروین تشویق می کند.
زمینه و هدف: ترس از جرم همان احساس ناامنی و نگرانی اجتماعی از قربانی شدن توسط جرائم است که به واقعیت اجتماعی متمایز و مهم تر از خود جرم تبدیل شده است. پیامدهای ترس از جرم را می توان هراس اجتماعی، بازنمایی ناامنی و بی نظمی اجتماعی، بی اعتمادی و تضعیف پیوندهای محلی- اجتماعی، بی تفاوتی اجتماعی، بازتولید جرائم خشن و از بین رفتن بازدارندگی غیررسمی دانست. بر این اساس، پژوهش حاضر با استفاده از روش فراتحلیل قصد بررسی عوامل مؤثر بر ترس از جرم در بین شهروندان را دارد. روش: این تحقیق به روش فراتحلیل (CM2) کمی صورت پذیرفته است. از جامعه آماری 27 مورد پژوهش بین سال های 1385-1395 با استفاده از نمونه گیری هدفمند، حجم نمونه برابر با 18 مورد انتخاب و روایی گویه ها بالای 7/0 تعیین شده است. یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که بین اندازه اثر متغیرهای مستقل جنسیت (348/0)، سن (264/0)، وضعیت تأهل (114/0)، تحصیلات (241/0)، درآمد (074/0)، سرمایه اجتماعی (222/0)، محرومیت اجتماعی (455/0)، پیوند اجتماعی- محلی (449/0)، تعلق اجتماعی (132/0)، حضور پلیس در اجتماع (391/0)، نوع پوشش (213/0)، کیفیت محل سکونت (396/0)، رضایت اجتماعی (286/0)، احساس ناامنی (469/0)، بی سازمانی اجتماعی (142/0)، تعامل اجتماعی (246/0)، نظارت اجتماعی (437/0)، طول اقامت در محله (374/0)، خرده فرهنگ قومی (423/0)، تجربه قربانی شدن (484/0)، آسیب پذیری (322/0)، پایگاه اقتصادی- اجتماعی (483/0)، تلقی از جرم (415/0)، وضعیت محله (502/0)، اعتماد اجتماعی (221/0) و بی نظمی اجتماعی (545/0) با ترس از جرم (متغیر وابسته) رابطه معنی داری دارد. درمجموع میزان اندازه اثر ترکیبی مجموع متغیرهای مستقل معنادار بر متغیر وابسته برابر با 40/0 بوده و 60/0 آن را متغیرهایی تبیین می کنند که در مدل منظور نشده اند.
بررسی رابطه هویت ملی و قومی از برجسته ترین موضوع های مورد توجه جامعه شناسان و محققان خارجی و ایرانی بوده است. این رابطه را می توان در پرتو تأثیر دو دسته عوامل گریز از مرکز و یا گراینده به مرکز بررسی کرد. در دهه های اخیر، متأثر از جهانی شدن و تضعیف هژمونی تئوری های ""دنیوی شدن""، دین و دینداری از مهمترین عوامل مرکز گریز و یا مرکزگرا در سرتاسر جهان بوده اند. مقاله حاضر، با فرض گرفتن نقش مرکزگرایی دین در ایران، با روش کمّی و پیمایشی، به بررسی رابطه هویت قومی و ملی دانش آموزان متوسطه شهر یاسوج با تأکید بر نقش دینداری پرداخته است. بر اساس نتایج تحقیق، رابطه هویت قومی و ملی مثبت بوده و ابعاد چهارگانه دینداری، به ویژه ابعاد اعتقادی و عاطفی آن، همبستگی مثبت و مستقیمی با هویت ملی پاسخگویان داشتهاند. همبستگی ابعاد دینداری، به استثنای بعد پیامدی، با هویت قومی پاسخگویان معنی دار نبوده است. بر اساس آزمون همبستگی جزئی می توان گفت، علی رغم مثبت بودن رابطه دینداری و هویت ملی، میزان تأثیر دینداری بر بسط دایره هویت جمعی پاسخگویان از هویت قومی به هویت ملی زیاد نبوده و این متغیر توانسته است، تنها 14 درصد از واریانس هویت ملی پاسخگویان را تبیین کند.
هدف این پژوهش بررسی نقش دو معیار خصوصیات ظاهری همسر - شامل جذابیت، تناسب سنی و تناسب جسمی همسر - و باورهای اعتقادی همسر - شامل اخلاق و ایمان و رابطه ی آنها با همسان گزینی در انتخاب همسر - می باشد. به این منظور از میان جامعه آماری 3549 نفری از دانشجویان مجرد دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی جهرم در سال 1389 تعداد 178 دانشجوی پسر و 170 دانشجوی دختر و در مجموع 348 نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بوده که برای سنجش روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی و اعتبار سازه و برای پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که بین باورهای اعتقادی و خصوصیات ظاهری با همسان گزینی در انتخاب همسر رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد. یافته ها حاکی است که معیار خصوصیات ظاهری همسر برای دانشجویان پسر در مقایسه با دانشجویان دختر اهمیت بیشتری دارد. در مقابل معیار باورهای اعتقادی برای دانشجویان دختر در مقایسه با دانشجویان پسر اهمیت بیشتری دارد. دیگر نتایج تحقیق نشان داد که 38 درصد از دانشجویان تمایل دارند همسر خود را در میان قومیت خود انتخاب کنند، در حالی که تنها 26 درصد دانشجویان تمایل دارند همسر خود را از میان خویشاوندان نزدیک انتخاب نمایند.