حجت الاسلام رهدار، از جمله افرادی است که در زمینهی تاریخ و فلسفه ی انقلاب اسلامی، چندین سال است که در حال مطالعه و پژوهش می باشد. وی دارای تحصیلات درس خارج فقه، و نیز کارشناسی ارشد علوم سیاسی از مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم و تحصیلات دکتری علوم سیاسی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی می باشد. از جمله آثار ایشان می توان به «بررسی پنج نظریه در باب پایان مدرنیته» در ماه نامه معرفت، گزارش و نقد کتاب «ایران بین دو انقلاب» اثر یرواند آبراهامیان در کتاب آموزه، «فقر تئوریک فلسفهی سیاسی غرب در فهم انقلاب اسلامی» در فصل نامه 15 خرداد، «انقلاب اسلامی؛ پایگاه گذار از سیطره گفتمانی غرب» در فصل نامه مطالعات انقلاب اسلامی، «بنیادهای معرفت شناسی در غرب و تشیع»، «تأملاتی در فلسفه انقلاب اسلامی و بازتاب های آن در جهان معاصر»، اشاره کرد. با توجه به مطالعات و پژوهش های وی در زمینه فلسفه و انقلاب، در مؤسسه ی مطالعات و تحقیقات فتوح اندیشه که اکنون محل اصلی فعالیت های اوست، با ایشان به گفت وگو نشستیم. اگرچه رشته ی کلام بیشتر به سمت مفهوم انقلاب و ظرفیت این مفهوم برای تبیین انقلاب اسلامی ایران، رفت؛ ولی در پایان اشاره های خوبی به نسبت فلسفه و انقلاب در غرب و ایران شد، که می تواند سرنخ های خوبی را برای پژوهش های جدی در این زمینه، در اختیار مخاطبان قرار دهد.
"هدف این مقاله بررسى عواملى است که بر روى بهرهورى کارکنان ادارى سازمانهاى دولتى تأثیر داشتهاند.این تحقیق به روش تجربى و با استفاده از ابزار پرسشنامه با حجم نمونه 381 نفر در ادارات انتخاب شده دولتى شهر شیراز انجام شده است.از جمله نتایج مهم تحقیق این است که بعضى از عوامل مانند شرایطى و فیزیکى حاکم بر محل کار، پاداشهاى اجتماعى و تاریخ استخدام بر روى بهرهورى تمام کارکنان، از هر موقعیت و رده سازمانى تأثیر داشتهاند.بعضى از عوامل دیگر تأثیر داشتهاند.بعضى از عوامل دیگر تأثیر قابل توجهى بر روى بهرهورى نداشتند.از جمله این عوامل حقوق، پاداش خاص بهرهورى و وضعیت استخدام بود.بعضى از عوامل دیگر تأثیر متفاوتى بر روى بهرهورى کارکنان و مدیران داشتند. رفتارهاى بدیل بهرهورى، جنس و سطح تحصیلات بر روى بهرهورى کارکنان صف مؤثر بودند.در حالى که تأثیرى بر روى بهرهورى مدیران ستادى نداشتند.
"
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب های فارسی دوره متوسطه اول، برحسب میزان توجه به مولفه های سرمایه فرهنگی بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با توجه به ماهیت آن از روش تحقیق توصیفی از نوع تحلیل محتوا استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل محتوای تمامی کتاب های فارسی دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 95-94 بوده و نمونه آماری نیز با جامعه آماری یکسان در نظر گرفته شد. ابزار پژوهش شامل سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته سرمایه فرهنگی برحسب نظریه بوردیو بود که برای برآورد روایی سیاهه تحلیل از روایی محتوایی استفاده شد. پایایی سیاهه تحلیل نیز از طریق روش اسکات برابر 54/89 درصد محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از سنجش فراوانی وروش آنتروپی شانون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که مولفه نهادینه از کمترین میزان توجه برخوردار بوده و مولفه عینیت یافته از بالاترین میزان اهمیت برخوردار است در حالی که مولفه تجسمیافته که بیشترین ارتباط را با درس فارسی دارد جایگاهی درخور ندارد.
در چند دهه اخیر، بروز مشکلات متعدد زیست محیطی به شکل گیری سازمان های مردم نهاد زیست محیطی و حمایت از آنها انجامیده است؛ اما زمانی به توسعه سازمان های مردم نهاد زیست محیطی می توان امیدوار بود که چالش های فراروی آنها شناسایی و سعی بر از میان برداشتن آنها شود. از این رو، هدف تحقیق پیمایشی حاضر شناسایی و تحلیل چالش های فراروی این سازمان ها بود. جامعه آماری تحقیق اعضای نُه سازمان مردم نهاد زیست محیطی استان کردستان را که از سال 1379 تأسیس شده اند، دربرمی گرفت (1187=N). حجم نمونه با استفاده از رابطه کوکران برابر با 231 نفر تعیین شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل یک پرسشنامه منظم حاوی سؤالات بسته بود که روایی صوری آن با نظرات متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (92/0=α) تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که نشانگرهای مورد بررسی در پنج مؤلفه چالش های مدیریتی، حمایتی، اجتماعی، ارتباطی و سازمانی قابل طبقه بندی بوده، 8/73 درصد تغییرات چالش های فراروی سازمان های مردم نهاد زیست محیطی را تبیین می نمایند.
روش مقایسه ای از دیرینه ترین روش های تحقیق در علوم اجتماعی است. با این حال، روش مقایسه ای هنوز در حال گسترش و تکمیل رویه های خود است. این مقاله ابتدا به تشریح یکی از روش های مقایسه به نام روش تحلیل مقایسه ای کیفی (QCA) که توسط چارلز راگین مطرح شده است، می پردازد و کاربرد آن را در علوم اجتماعی نشان می دهد. سرانجام، به تکمیل این روش به صورت تحلیل مقایسه ای چند ارزشی کیفی (MQCA) که توسط کرانکویست ارایه شده است، خواهیم پرداخت.
پژوهش حاضر به بررسی جنبة فرهنگی فقر تحت عنوان «فرهنگ فقر» پرداخته است. این مفهوم را اولین بار اسکار لوئیس به صورت مبسوط و در نتیجة تحقیقات میدانی اش مطرح کرد. شاید کوتاه ترین تشریحی که از این مفهوم می توان کرد این است که «فقرا فقر خود را به صورت خودآگاهانه ستایش نمی-کنند، بلکه به صورت ناآگاهانه آن را حفظ می کنند».
این تحقیق با استخراج مهم ترین شاخص های فرهنگ فقر همچون تقدیرگرایی، مصرف گرایی و عدم تمایل به پس انداز، بیگانگی اجتماعی، عدم آینده نگری و عدم سرزنش فقر، به بررسی این پدیده در میان شهروندان شهرستان دلفان از حوزة استان لرستان و عوامل مرتبط با آن به روش پیمایشی پرداخته است.
نتایج نشان داد که حدود 80 درصد نمونة مورد مطالعه، به میزان متوسط و زیادی از فرهنگ فقر رنج می برند. براساس یافته های تبیینی این تحقیق همبستگی معناداری بین فرهنگ فقر با سرمایة فرهنگی، میزان دین داری و محل سکونت در سطح 99 درصد اطمینان وجود دارد. ضمن اینکه بین این متغیر و میزان استفاده از رسانه های جمعی همبستگی معناداری مشاهده نشد.
مطالعه و بررسی تاریخ شهرنشینی در کشورهای مختلف دنیا، یکی از ابزارهای مفیدی است که می تواند ما را با روند تغییر و تحوّلات این پدیده در حوزه های مختلف جغرافیایی آشنا نماید. یکی از این کشورها، هندوستان است که شواهد باستان شناسی حاکی از یک تاریخ طولانی مدت در امر یکجانشینی و شهرنشینی در این منطقه است. به نظر می رسد که این کشور در روند شهرنشینی خود، فراز و نشیب های متعددی را پشت سر گذاشته است. روش تحقیق در پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات مورد استفاده به صورت عمده از اطلاعات مندرج در وب سایت سازمان سرشماری هند برگرفته شده است. مبنای تقسیم بندی شهرها در جامعه ی آماری این تحقیق، بر اساس استاندارد سازمان ملل که حداقل جمعیتی آن ده هزار نفر است. ابزار تجزیه و تحلیل، اطلاعات نرم افزارEXCEL است. نتایج پژوهش نشان می دهد علی رغم اطلاعات جهانی ارائه شده درباره ی این کشور، نرخ رشد بالای جمعیت؛ نرخ شهرنشینی در این کشور پایین است. اگر چه روند شهرنشینی در این کشور، دارای پتانسیل ها و قابلیت های بالایی است؛ وجود نابرابری های شدید منطقه ای تا حدودی این مسأله را به چالش می کشد. لذا اجرای راهبردهای منطقه ای در راستای متوازن سازی در حوزه ی مورد مطالعه می تواند به عنوان راه حلی کاربردی پیشنهاد گردد.
پیشینه شناسی موضوع «خانواده» و دستیابی به آداب و رسوم آن از ضروریات خانواده پژوهی و مسائل مربوط به خانواده است. پژوهش های تاریخی نشان می دهند که ایرانیان از دیرباز به مسئله ازدواج و تشکیل خانواده و تربیت فرزند توجه خاص داشته اند و در حفظ و سلامت بنیان خـانواده سخت می کوشیدند.
بدیهی است مهم ترین و معتبرترین ماخذ برای دستیابی به دیدگاه ها، قراردادها و آداب و رسوم ایرانیان در خصوص مسائل خانواده، متون ادبی کهن است. قطعاً یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین این آثار، شاهنامه فردوسی است. شاهنامـه صرف نظر از برتری ها و مزایای شعری و جنبه های کلامی و بلاغی، گنجینه ای است گران بها از آگاهی های سیاسی،
اجتماعی، تاریخی. هم چنین سندی است معتبر برای شناخت فرهنگ و تمدن ایران باستان و گزارشگری است موثق از آداب و رسوم و سنن ایرانیان، که شناخت و دستیابی به بعضی از آن ها جز از طریق مطالعه شاهنامه مقدور و ممکن نیست.
آداب زناشویی و تشکیل خانواده نیز از جمله آدابی است که حکیم طوس به مناسبت های گوناگون در لابه لای داستان های شاهنامه به آن ها اشاراتی دارد.
در این مقاله سعی شده تا با مراجعه به داستان های شاهنامه، پاره ای از رسوم و آیین های مربوط به ازدواج، تولد کودک، تربیت فرزند و روابط خانوادگی استخراج و به گونه ای علمی طبقه بندی و مدون گردد.
مقاله حاضر، پژوهشی است در زمینه بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر میزان سلامت اجتماعی که با هدف بررسی و شناخت مهم ترین عوامل اجتماعی مؤثر بر میزان سلامت اجتماعی سالمندان شهر کوهدشت و با روش پیمایش انجام شده است. این بررسی مطالعه ای تبیینی است که جامعه آماری آن کل سالمندان 60 سال و بالاتر شهر کوهدشت در سال 1385 که حدوداً 5508 نفر سالمند را تشکیل می دهند، است و از آن میان تعداد 359 نفر از طریق فرمول کوکران مشخص و با روش نمونه گیری در دسترس مورد مطالعه قرار گرفتند. جهت سنجش میزان سلامت اجتماعی و متغیرهای اجتماعی تأثیرگذار به ترتیب از پرسشنامه استاندارد کییز و پرسشنامه محقق ساخته که اعتبار و روایی آن مورد تأیید قرار گرفت، استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که اکثریت پاسخگویان از میزان سلامت اجتماعی متوسطی برخوردار بودند. همچنین میان پایگاه اجتماعی، حمایت اجتماعی، مهارت های ارتباطی با میزان سلامت اجتماعی رابطه معنا دار و مستقیم وجود دارد، ولی میان اوقات فراغت و میزان سلامت اجتماعی رابطه معناداری یافت نشد.
توسعه روستایی یکی از محورهای عمده سیاست دولت بعد از انقلاب بوده است. بعد از انقلاب، دولت برنامه های مختلفی را برای توسعه مناطق روستایی کشور انجام داد که غالبا" با تاکید بر رویکرد مردم گرایی و برابر خواهانه همراه بوده است. گفته میشود که سیاستهای توسعه به طور کلی و سیاستهای توسعه روستایی به طور اخص نقش اساسی در فرایند تضعیف تصلب ساختار اجتماعی و تکثیر مواضع اجتماعی و تسهیل شرایط انعطاف پذیر ایفا می کند. این مقاله سعی دارد اثر برنامه های توسعه روستایی را بعد از انقلاب بر تحرک شغلی روستاییان در تعدادی از روستاهای برگزیده با استفاده از روش مقایسه ای پس از رویداد بررسی کند.مقاله نتیجه میگیرد که هر چند تحرک شغلی عموما در روستاهایی که بیشتر برنامه های روستایی در آنها اجرا شده است بیشتر میباشد. ولی گرایش زیادی برای اشغال پایگاه شغلی قبلی خصوصا در تحرک درون نسلی مشاهده می شود. بررسی نشان داد که غالب تحرکهای شغلی (خواه رو به بالا و خواه رو به پایین) دارای برد کوتاه و معطوف به طبقات همجوار بوده است. موقعیت قبلی افراد مورد مطالعه و همچنین ویژگیهای اقتصادی و اجتماعی آنان درتغییر پایگاه شغلی بیش از برنامه ها موثر بوده است. این موضوع تا حد زیادی به ماهیت برنامه های توسعه روستایی و محدودیت ساختاری جامعه روستایی از نظر گنجایش تعداد مواضع شغلی مربوط میشود
مطالعه کیفی حاضر به بررسی و واکاوی فرهنگ فقر زنانه در بین زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی ساری می پردازد. این تحقیق با ترکیب دو نظریه فرهنگ فقر اسکار لوئیس و رویکرد تفسیری گیرتز در صدد است ماهیت و ابعاد فرهنگ فقر را در بین زنان مورد مطالعه آشکار سازد. بر همین اساس، با اتخاذ روش شناسی کیفی، 28 نفر از زنان و مددکاران بهزیستی مورد مصاحبه عمیق قرار گرفته و داده های گردآوری شده با استفاده از شیوه تحلیل تماتیک یا موضوعی تحلیل شدند. مفهوم فرهنگ فقر که ابتدا توسط اسکار لوئیس ابداع شد، عبارت است از نظام معنایی، ذهنی و هنجاری ـ ارزشی که به ایجاد و گسترش احساس فقر در بین افراد منجر شده و فرآیند ناتوانی و فقر آن ها را تدوام بخشیده و بازتولید می کند. یافته های این مطالعه کیفی ضمن بیان عناصر عمومی فرهنگ فقر از قبیل کم سوادی، مسئله ی مسکن و نظایر آن، مقوله های خاصی نیز به دست داد که تحت عنوان شاخص های ""فرهنگ فقر زنانه"" عنوان شده اند. این مقوله ها عبارتند از: مسئولیت گریزی، مشارکت گریزی، پنهان کاری، تعصب جنسیتی، آسیب پذیری اخلاقی، ازدواج مجدد اجباری یا ناچاری، خطرپذیری پایین و دریوزگی. مقوله های مذکور با استناد به داده های مصاحبه ای بیانگر ماهیت چندبعدی فرهنگ فقر زنانه و شیوه ی تداوم آن هستند.
این مقاله به بررسی مدارا، بعنوان به رسمیت شناختن دیگری متفاوت، عوامل و پیامدهای آن در میان خانواده های شهر شیراز می پردازد. به این منظور ابتدا تحقیقات و نظریه های مختلف پیرامون مدارا و عوامل آن مرور شده و سپس 7 فرضیه در زمینه عوامل و 3 فرضیه با محوریت پیامدهای مدارا مورد بررسی قرارگرفت. در مرحله میدانی، تعداد 701 خانواده به روش تصادفی بعنوان نمونه تحقیق انتخاب، و پرسشنامه تحقیق را تکمیل نمودند. یافته های تحقیق نشان می دهد متغیرهای تحصیلات والدین، استفاده از رسانه ها، امکانات زندگی، درآمد خانواده، روابط اجتماعی و فعالیت های مدنی اعضای خانواده دارای رابطه معناداری با میزان حاکمیت مدارا در فضای خانواده ها می باشد. در میان عوامل موثر بر مدارا، روابط و میزان برخورداری از امکانات زندگی، بیشترین تاثیر را بر مدارا نشان داد. در مورد پیامدهای مدارا نیز، نتایج نشان داد که مدارا رابطه معکوسی با تمایل اعضا به ترک خانواده، انحرافات و دورویی در خانواده دارد.
جمعیت و چگالی جمعیت، یکی از متغیرهای اثرگذار بر تغییرات فناوری در مناطق است. جمعیت بیشتر، نوآوران بیشتری دربر دارد؛ همچنین با فرض ثابت بودن اندازة زمین، چگالی جمعیت بالاتری ایجاد می شود و این چگالی جمعیت نیز ارتباطات و مبادله را تسهیل می کند، اندازة بازارها و امکان تخصصی شدن آنها را افزایش می دهد و سبب افزایش تقاضا برای ابداعات می شود. همة این عوامل خلق و انتشار تکنولوژی های جدید را ترغیب می کند؛ بنابراین جمعیت و چگالی جمعیت هر دو توسعة تکنولوژی را تقویت می کنند.
هدف این نوشتار، تحلیل تأثیر متغیر جمعیت و چگالی جمعیت بر تغییرات فنّاوری استان های ایران است و در آن از چارچوب مدل کلاسن و نستمن (2006) بهره گرفته می شود. الگوی اقتصاد سنجی بر اساس مدل کلاسن و نستمن طراحی شده است که برای 28 استان ایران طی دورة (1380-1388) با روش داده های تابلویی پویا برآورد می شود. نتایج به دست آمده از برآورد الگوی اقتصاد سنجی حاکی از تأثیر مثبت جمعیت و چگالی جمعیت بر تغییرات فنّاوری استان ها در ایران است.