هدف جستار بررسی مردم شناختی فرهنگ آپارتمان نشینی در شهر همدان است. چارچوب نظری مطالعه مبتنی بر رویکرد انسان شناسی فضا و مسکن آموس راپاپورت است. میدان مورد مطالعه سه مجتمع مسکونی در شهر همدان، یعنی مجتمع های آپارتمانی «سعیدیه، مدنی و بوعلی» است. بدین منظور با «مطلعان کلیدی» شامل هیئت مدیره، نگهبانان، کادر خدماتی و 40 نفر از ساکنان این سه مجتمع مصاحبه نیمه ساخت یافته انجام شده است. روش اجرای تحقیق، مردم نگاری میدانی بوده، داده ها با دو فن مصاحبه و مشاهده مستقیم گردآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شده اند. یافته های مطالعه نشان می دهد که در شهر همدان، با توجه به مهاجرت بی رویه از روستاها و شهرهای کوچک به مرکز استان، زندگی آپارتمان نشینی رونق یافته و همزمان بر مسائل آن نیز افزوده شده است. توسعه نامتوازن و بدون برنامه و در نتیجه آسیب زای فرآیند آپارتمان نشینی، مشکلات رفتاری، تعاملی و فرهنگی از مشخصه های شیوه زندگی آپارتمان نشینی در همدان محسوب می شوند.
ترس از جرم و پیامدهای روانی و اجتماعی آن در میان زنان به نوعی نگرانی عام در سطح جوامع فعلی دنیا تبدیل و سبب شده تا صاحب نظران و محققان در حوزه های مختلف، در ایران و سایر کشورها، به ریشه یابی و تحلیل مسئله در عرصه های مختلف حیات اجتماعی بپردازند. تحقیقات نشان می دهد، با وجود اینکه زنان کمتر قربانی جرایم مختلف می گردند، ترس بیشتری را به لحاظ ذهنی تجربه می کنند و در حیات اجتماعی خود احساس ناامنی بیشتری در مقایسه با مردان دارند. نظر به واقعیت حضور اجتماعی زنان و اهمیت مقولة تأمین امنیت آنان در وجوه عینی و ذهنی بررسی تجربی ترس از جرم و رفتارهای غیرمدنی به عنوان شاخص اصلی فقدان/ضعف امنیت اجتماعی ـ روانی و تهدید حقوق شهری و شهروندی زنان در عرصه های عمومی، ضرورت دارد و ارزیابی شرایط محیطی و عوامل خطرزای فرهنگی ـ اجتماعی که حضور مطلوب زنان در اجتماع عمومی را دچار آسیب و اختلال می سازد حائز اهمیت است. مقالة حاضر، که بر اساس یافته های پژوهشی کیفی دربارة چیستی و چگونگی شکل گیری ترس از جرم و رفتارهای غیرمدنی در فضاهای عمومی در میان زنان شهر تهران تدوین شده است، منشأ اصلی مسئلة هراس زنان از جرم و سوءرفتارهای مدنی را از منظری جامعه شناختی مورد بررسی قرار داده است.
این تحقیق با روش کیفی و ابزار مصاحبه عمیق صورت گرفته است. جامعة آماری شامل زنان 18ـ 55 ساله ساکن تهران است که از میان آن ها نمونه ای در دسترس به حجم 40 نفر انتخاب شدند.
نتایج مصاحبه های عمیق نشان می دهد که ترس زنان از جرم و رفتارهای غیرمدنی به ویژه ریشه در جنسیت اجتماعی و جریان های جامعه پذیری جنسیتی در بستر تاریخی ـ فرهنگی خاص جامعة ما دارد که هویت جنسی زنان را در نگاه عموم برجسته و بر هویت انسانی و مدنی آنان مسلط ساخته است و از طریق نوعی تقلیل هویتی، موجب آسیب و آزاردید گی عینی، نگرانی و هراس از حضور در فضاهای عمومی شده است.
مقالة حاضر به شناسایی و تجزیه و تحلیل مسائل اجتماعی صیادان شاغل در تعاونی¬های صید پره در سه استان گلستان، مازندران و گیلان می¬پردازد. بدین منظور، ابتدا با مرور نظریات، نحوة شکل گیری مسائل اجتماعی تبیین و در نهایت، مدل تحقیق مشخص شد؛ سپس، متغیرها از طریق مصاحبه با 53 تن از مدیران عامل تعاونی¬ها و 106 صیاد سنجیده شدند. یافته-ها نشان می دهد که در 1388، بیمه مهم¬ترین مسئلة صیادان و اعضای تعاونی¬های صید پره بوده و بر اساس تحلیل چندمتغیره، این مشکل از متغیرهای نوع کار¬ در شرکت، کیفیت¬ جادة ¬ارتباطی صیدگاه، تعداد فرزندان، سطح تحصیلات رئیس هیئت¬مدیره، سطح تحصیلات مدیر عامل، مدت¬زمان سکونت در محل فعلی زندگی و سرانجام، از سن پاسخ¬گویان تأثیر می¬پذیرد. در مجموع، متغیرهای یاد شده 42 درصد از تغییرات متغیر وابسته ـ بیمة صیادان ـ را توضیح می دهند.
مقدمه: صنعت گردشگری پزشکی در شاخه ی جراحی زیبایی به عنوان یکی از صنایع پیشرو در جهان، می تواند راه کاری برای تقویت ساختار بهداشت و درمان و رشد اقتصادی کشور باشد. این پژوهش، با هدف شناسایی قابلیت های گردشگری جراحی زیبایی در شهر اصفهان صورت گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش، از نوع مطالعات کیفی بود که در سال 1389 انجام شد. مشارکت کنندگان پژوهش، مدیران و متخصصین جراحی پلاستیک، گوش و حلق و بینی مراکز ارایه دهنده ی خدمات جراحی زیبایی شهر اصفهان بودند که به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه ی نیمه ساختاریافته ای بود که از طریق مصاحبه تکمیل گردید. جهت تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از روش تحلیل چارچوبی استفاده شد.
یافته ها: 7 موضوع به عنوان عوامل کلیدی مرتبط با قابلیت های گردشگری پزشکی در حوزه ی جراحی زیبایی شناسایی شد که شامل قابلیت تقاضا، قابلیت محیطی، قابلیت نیروی انسانی، قابلیت زیرساختاری، همکاری بین بخشی، وضعیت رقابتی و افتراقی و رهبرادهای ترویجی بود. در رابطه با قابلیت تقاضا، مشارکت کنندگان اذعان داشتند که بیشتر بیماران جراحی زیبایی، ایرانیان مقیم خارج می باشند. از نظر آنان قابلیت محیطی و نیروی انسانی، وضعیت رقابتی و افتراقی در زمینه ی مزیت هزینه به عنوان قابلیت مطلوب بوده اند. مشارکت کنندگان اعتقاد داشتند که قابلیت زیرساختاری گردشگری پزشکی از جمله مراکز ارایه دهنده ی خدمات جراحی زیبایی، برنامه ی مدون و دستورالعمل شفاف، استاندارسازی قیمت ها و توجه به بیمه ی مسؤولیت کارامد، همکاری بین بخشی و رهبرادهای ترویجی و وضعیت رقابتی و افتراقی در زمینه ی رقابت مراکز درمانی در وضعیت مطلوبی نیستند.
نتیجه گیری: با توجه به آن که شهر اصفهان در حوزه ی جراحی زیبایی از قابلیت های مناسبی در رابطه با نیروی انسانی متخصص و ویژگی های محیطی برخوردار است، از این رو برای ارتقای صنعت گردشگری پزشکی در این شهر، توجه همه جانبه به ابعاد مختلف از جمله تدوین برنامه های مناسب، تقویت زیرساخت های پایه، هماهنگی بین بخشی و بازاریابی مؤثر لازم است.
مقدمه: دانشگاه ها و اعضای هیأت علمی آن ها مسؤول تربیت دانشجویانی هستند که مسؤولیت های اجتماعی موجود در جامعه را بر عهده می گیرند. برای تحقق اهداف جامعه و دانشگاه، اعضای هیأت علمی باید به رؤسای خود، همکاران و دانشجویان اعتماد کنند. اعتماد، باور استادان به قابلیت های جمعی را در پی خواهد داشت و موجب خودکارامدی جمعی اعضای هیأت علمی خواهد شد. هدف این مطالعه، بررسی نقش اعتماد در خودکارامدی جمعی اعضای هیأت علمی دانشگاه های منتخب دولتی شهر اصفهان بود.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود که در آن 261 نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه های اصفهان، علوم پزشکی و صنعتی اصفهان در سال تحصیلی90-1389، به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه های استاندارد اعتماد سازمانی و محقق ساخته ی خودکارامدی جمعی بودند و روایی صوری و محتوایی آن ها توسط متخصصان تأیید شد و ضریب پایایی آن ها به ترتیب 81/0 و 89/0 محاسبه گردید. بررسی های آماری با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرم افزار SPSS نسخه ی 16 صورت گرفت. برای تحلیل داده ها از روش های آماری همبستگی و رگرسیون چندگانه استفاده شد.
یافته ها: اعتماد و خودکارامدی جمعی اعضای هیأت علمی دانشگاه های اصفهان، علوم پزشکی و صنعتی اصفهان همبستگی معنی دار دارند (63/0 = r) و 65 درصد از تغییرات خودکارامدی جمعی آن ها توسط اعتماد و مؤلفه های آن قابل پیش بینی می باشد. یافته ها حاکی از آن است که 67 درصد از تغییرات خودکارامدی جمعی اعضای هیأت علمی دانشگاه اصفهان، تنها از طریق مؤلفه های اعتماد به همکاران و اعتماد به دانشجویان قابل پیش بینی است. تغییرات خودکارامدی جمعی توسط مؤلفه ی اعتماد به دانشجویان، در دانشگاه علوم پزشکی به میزان 41 درصد قابل پیش بینی می باشد و در دانشگاه صنعتی اصفهان 69 درصد از این تغییرات از طریق مؤلفه های اعتماد به رئیس و اعتماد به همکاران، قابل پیش بینی است.
نتیجه گیری: اعتماد و خودکارامدی جمعی اعضای هیأت علمی همبستگی معنی داری دارند و خودکارامدی جمعی از طریق اعتماد و مؤلفه های آن قابل پیش بینی می باشد، بنابراین اهمیت ایجاد روابط و فضای سازمانی همراه با اعتماد برجسته می شود. در همین راستا، رؤسای دانشکده ها و دانشگاه ها باید در زمینه ی ترویج فرهنگ اعتماد همت گمارند و با ایجاد جو سازمانی مناسب، در پی انسجام، هماهنگی و تقویت باورهای خودکارامدی جمعی باشند. این اقدامات می تواند تسهیل و ایجاد بسترهای لازم برای موفقیت اعضای هیأت علمی و دانشجویان را فراهم کند.
مقاله حاضر با هدف بررسی تأثیر الگوی خانواده (زن سرپرست، چندزن و تک همسر) بر میزان «رضایتمندی از زندگی» و «کیفیت زندگی» انجام شده است. این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی ـ تحلیلی است که با روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه اجرا شده است. گروه نمونه این پژوهش شامل 187 زن متأهل مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهرستان کهنوج می باشند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند.
داده های به دست آمده پس از آزمون های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آزمون F و ضریب رگرسیون در فضای SPSS تحلیل شد.
نتایج به دست آمده نشان داد که الگوی خانواده، تبیین گر 54% تغییرات رضایتمندی زنان از زندگی خانوادگی می باشد. در مقام مقایسه، بالاترین رضایتمندی و کیفیت زندگی در خانواده های تک همسر ملاحظه شد؛ میزان رضایت از زندگی در خانواده های زن سرپرست، برحسب علت سرپرست شدن زن قابل تبیین است. هم چنین بالاترین کیفیت زندگی مربوط به زنانی است که همسرانشان فوت کرده اند.
رضایتمندی در خانواده های چندهمسر، با توجه به تعداد زنان قابل تبیین است. نتایج بدست آمده در راستای تأیید فرضیه تحقیق نشان می دهد، رضایتمندی از زندگی خانوادگی مؤلفه ای فرهنگی است که در جریان کنش های اجتماعی با دیگران شکل می گیرد.
یکی از مسائلی که در حال حاضر در جامعه ایران از اهمیت زیادی برخوردار است، تنوع سـلیقهها و ذائقههای مـردم در حـوزههای مـختلف مـصرف است و هـمین امر باعث شـده تا بسیاری از جامعهشناسان مسأله مصرف را مبنایی برای تحلیل پیچیدگیهای جوامع امروزی قرار بدهند. لذا بنیان اصلی پژوهش، بررسی تنوع مصرف بر روی معرفهایی مثل فیلم، موسیقی و کتاب است و نیز به دنبال بررسی این مسأله است که آیا میزان سرمایهاجتماعی بر روی نوع مصرف در زمینههایی مثل فیلم، موسیقی و کتاب تأثیر معناداری دارد یا خیر؟ بدین منظور از روش پیمایش استفاده شده و جامعه آماری مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه اصفهانند که به روش نمونهگیری طبقهای، تعداد 374 (با استفاده از آزمون کوکران) نفر انتخاب شدهاند. در این پژوهش با استفاده از آزمونهای آماری متناسب با سطح سنجش متغیرها مانند آزمون کیدو رابطه بین سرمایهاجتماعی و مصرف فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاصل از آنها به تأئید فرض صفر و رد فرض مقابل منجر شد به عبارت دیگر نتایج نشان داد که بین میزان سرمایه اجتماعی و نوع مصرف فرهنگی هیچگونه رابطه معناداری وجود ندارد.
برخی شواهد حاکی از آن است که در شرایط کنونی جامعه ایران، شکاف های مختلف نسلی، سیاسی، فرهنگی و... در حد قابل ملاحظه ای بروز کرده است که می تواند موجب بیگانگی اجتماعی شود. از طرف دیگر، دست کم از منظر کارکردگرایانه، دین نقش مؤثری در تقویت ارتباط افراد با جامعه ایفا می کند. هدف این مقاله بررسی میزان احساس بیگانگی اجتماعی در بین دانشجویان و رابطه آن با دینداری است. این بررسی بر اساس داده های حاصل از یک پژوهش پیمایشی در بین نمونه 370 نفری از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس صورت گرفته است. یافته های تحقیق حاکی از میزان بالایی از احساس بیگانگی در بین پاسخگویان است. طبق نظریه های کارکردگرایانه دین، دینداری عامل کاهنده بیگانگی اجتماعی است.
این مقاله به بررسی نقش گردشگری به ویژه گردشگری فرهنگی (که تکیه بر منابع و جاذبه های مشترک فرهنگی اجتماعی دارد) در توسعه مناسبات بین کشور ایران و آذربایجان می پردازد. در این مقاله با الهام از رویکرد گردشگری فرهنگی در مطالعات گردشگری، نشان داده شده که مشترکات فرهنگی عمیق و ریشه دار بین این دو کشور می تواند به توسعه گردشگری پایدار در هر دو کشور منجر شود. همچنین در این مقاله راهکارهایی ارائه شده است که به تحقق گردشگری پایدار کمک می کند. روش اصلی تحقیق، کیفی و مصاحبه عمیق با مطلعین کلیدی در حوزه گردشگری در دو کشور بوده است. بر اساس نتایج، منابع اجتماعی و فرهنگی مهم ترین عامل در جذب گردشگران دو کشور به سوی هم بوده و مهم ترین مانع در نقش آفرینی این منابع فرهنگی اجتماعی، قوانین، مقررات، سیاست گذاری ها و تصمیمات سیاسی و دولتی و ساختارهای نامطلوب در نظام گردشگری بوده است.
هدف اصلی این مقاله، بررسی موانع تحقق طرح «پیوست فرهنگی» است. بر اساس ادبیات موجود و مصاحبه، موانع موجود بر سر راه اجرایی شدن طرح مذکور در حوزه های مفهومی، ساختاری و عملیاتی شناسایی شده است. نمونه آماری این پژوهش، دو گروه (هرکدام 25 نفر) و ابزار جمع آوری اطلاعات نیز پرسشنامه بوده است. یافته ها حاکی از آن است که از نظر اساتید، اولویت موانع به ترتیب عملیاتی، ساختاری و مفهومی و از نظر مدیران، به ترتیب مفهومی، ساختاری و عملیاتی است. بر اساس نتیجه به دست آمده از آزمون t، هر دو گروه پاسخگو در موانع مفهومی و عملیاتی هم نظرند، ولی در مورد موانع ساختاری، تفاوت معناداری دارند.
از نخستین آثار گردشگری روستایی، ایجاد فرصت های کارآفرینانه در محیط روستاهاست. تأثیرپذیری نگرش کارآفرینانه از گردشگری روستایی از مهم ترین مزایای گردشگری روستایی قلمداد می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تأثیر گردشگری بر نگرش های کارآفرینانه در مناطق روستایی انجام شده که از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است و از نظر هدف در گروه پژوهش های کاربردی جای می گیرد. جامعه آماری تحقیق، روستاییان (20 تا 60 ساله) ساکن در دو روستای ابر و ابرسج شهرستان شاهرود، و دارای تحصیلات دیپلم و بالاتر بودند، که دست کم 3 سال سابقه سکونت در روستای موردنظر داشتند. برای گردآوری داده ها با توجه به وجود نداشتن ابزاری برای اندازه-گیری نگرش کارآفرینانه در زمینه گردشگری روستایی، از پرسشنامه محقق ساخته با عنوان مقیاس نگرش کارآفرینانه (EAS) استفاده شد که اعتبار صوری و محتوایی آن در مشورت با خبرگان دانشگاهی و گردشگری و پایایی آن با آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از آزمون های K-S، آزمون لوین، تحلیل عاملی تأییدی، آزمون t، تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون های تعقیبی تحلیل واریانس یک سویه استفاده شد. نتایج نشان داد که گردشگری روستایی میزان اعتماد به نفس، موفقیت طلبی، تمایل به مخاطره، نوآوری، کنترل شخصی و تشخیص فرصت و در مجموع سطح کلی نگرش کارآفرینانه را به طور معنی داری افزایش داده است و می تواند به عنوان محرکی برای فعالیت های کارآفرینانه در مناطق روستایی مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی ها نشان می دهد دین داری مردم مسلمان ایران تاکنون، براساس الگوهای غربی و مسیحی سنجیده شده قضاوت گردیده است. براین اساس هدف این مقاله بدست آوردن الگوئی بومی و مبتنی برمنابع دین اسلام با استفاده از تفاسیر قرآن، است. این مهم از طریق تحلیل محتوای کیفی وکدگذاری نظری تفاسیر آیات قرآن، میسر می شود. یافته های تحقیق نشان می دهد دینداری مبتنی بر آیات الهی، با ابعاد ذاتی انسان هماهنگ و برخلاف همه الگوهائی که تاکنون ارائه شده اند، در هفت مرتبه قابل سنجش می باشد. هرمرتبه از مراتب مزبور، دارای شاخصهای مشخصی است که به آیه ای از آیات الهی مستند گردیده است. براساس نتایج بدست آمده دین داری در مراتب پائین از طریق کمی و در مراتب بالاتر به روش کیفی قابل سنجش است.
دانشگاه ها درجوامع صنعتی نوین علاوه بر کارکردهایی مانند تولید دانش(پژوهش)،انتقال دانش(آموزش)، اشاعه و نشر دانش(خدمات)؛ و تعلیم و تربیت و رهبری حرکت فرهنگ جامعه؛ عامل اصلی تحولات علمی و فناوری؛ منشأ نواندیشی وجنبشهای اجتماعی فرهنگی در مناسبات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه و تأمین کنندة نیروی انسانی متخصص برای بخشهای مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور هستند.
نیازهای متعدد و متحول بخشهای کشور از یک سو و شکاف بین عملکرد وضع موجود دانشگاه ها با اهداف انقلاب اسلامی ایران از سوی دیگر، پرداختن به مهندسی فرهنگی دانشگاه را ضروری میسازد. رویکرد مهندسی فرهنگی به عنوان رویکردی جامع و راهبردی، از ظرفیت و قابلیت لازم برای پاسخگویی به این ضرورت، برخوردار است. در این مقاله سعی بر آن است تا با تبیین و تعریف لوازم و شاخص های لازم برای انجام این مهم، نظریه پردازی لازم در مهندسی فرهنگی دانشگاه صورت پذیرد.
برابری جنسیتی و نابرابری های طبقاتی همواره دو نمود بارز تمایزات اجتماعی در جوامع مختلف بوده اند. هدف تحقیق حاضر، براساس یک رویکرد منسجم، رابطه متقابل ساختار قدرت در خانواده و پایگاه اقتصادی- اجتماعی را مورد کنکاش و بررسی قرار میدهد.این تحقیق حاصل یک پژوهش پیمایشی است که در بینزنان همسردار ساکن در مناطق منتخبی شهر اصفهان با نمونه ای342 نفری که با شیوه طبقه ای متناسب انتخاب شده بودند انجام شده است. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته ای است که به روش محتوایی، اعتبار آن و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، پایایی آن به دست آمده است. متغیرهای اصلی این پژوهش، ساختار قدرت در خانواده با پایگاهاقتصادی –اجتماعی، میزان استفاده از رسانه های جمعی و میزانمهریه سن بوده است. یافته های تحقیق حاکی از آن بود که خانواده از شکل سنتی پدر سالار خارج شده و زنان قدرت بیشتری نسبت به گذشته به دست آوردهاند وخانواده شکل متعادل تری به خود گرفته استهمچنینبا توجه به مجموع نمرات گویه های سه بعدساختار قدرت درخانواده های ساکن درشهر اصفهان 7/22 درصد زن سالار، 3/74 درصد متعادل، 3 درصد مردسالار هسنتد. از طرفی دیگربرحسب نتایج می توان اذعان داشت کهخانواده های اصفهانی بیشتر دموکراتیک هستند وازالگوهای تصمیم گیری دوسویه بهره می گیرند تایک سویه.به طور کلی می توان گفت نتایج تحقیق حاضر با تئوری تضاد (نظریه رندال کالینز)ونظریه منابع (بلاد وولف)منطبق است.
دانشگاه به عنوان مرکزی آموزشی، نیاز به نیروهایی متخصص، آموزش دیده و دلسوز دارد تا اهداف دانشگاه را به سرانجام برسانند. اعضای هیئت علمی دانشگاه ها به عنوان یکی از اصلی ترین اقشار ذینفع در دانشگاه، وظیفه ی آموزش دانشجویان را بر عهده دارند و به عبارتی کارایی و اثربخشی دانشگاه تحت تاثیر مستقیم نحوه ی فعالیت و کیفیت فعالیت اعضای هیئت علمی آن است و بدون وجود هیئت علمی فعال، پیگیر، آگاه و متخصص رسالت دانشگاه به طور کامل محقق نخواهد شد. از سوی دیگر با افزایش توجه به پژوهش در کنار آموزش به عنوان اهداف دانشگاه ها، نیاز به اساتید علاقمند به پژوهش و دارای استانداردهای لازم برای یک عضو هیئت علمی، بیش از پیش ضروری خواهد بود. اعضای هیئت علمی وظایف و ویژگی هایی دارند که توجه و انجام صحیح آنها رمز موفقیت دانشگاه، دانشجو و خود اساتید است. همچنین در راه ایفای وظایف اعضا، مشکلات و موانعی وجود دارد که از میان برداشتن آنها و تسهیل روند فعالیت های اعضا، روند رسیدن به اهداف دانشگاه را نیز تسریع می بخشد. در این مقاله سعی شده به ویژگی های هیئت علمی، اهمیت و جایگاه آن، موانع و مشکلات و راههایی برای حل این مشکلات پرداخته شود.
مهارت های اجتماعی از عناصر و اجزای اصلی اجتماعی شدن افراد در همه جوامع انسانی و فرهنگ هاست. مهارت های اجتماعی مجموعه رفتارهای آموخته شده و مورد پذیرشی است که فرد را توانا می سازد با دیگران رابطه مؤثر و مفید داشته باشد و از رفتار های نامعقول اجتماعی خودداری کند. این پژوهش از میان عوامل متعدد مؤثر برکسب مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه در شهر اصفهان، به بررسی نقش خانواده و گروه دوستان و مدرسه پرداخته است. همچنین میزان تاثیر گذاری هر کدام از عوامل فوق در مقایسه با یکدیگر را به بوته آزمون گذاشته است. روش تحقیق از نوع پیمایشیبا استفاده از ابزار پرسشنامه می باشد. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر اصفهان در نظر گرفته شدهکه با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 384نفر بودهو به شیوه نمونه گیری خوشه ای- تصادفی انتخاب گردیدند. جهت بررسی ارتباط متغیرهااز آزمون تحلیل واریانس (آنوا) و آزمون تحلیل رگرسیون استفاده شده کهنتایج حاصل نشان دهنده وجود ارتباط معنی دارمیانمتغیرهای خانواده، مدرسه، گروه دوستان و مهارت های اجتماعیمی باشد همچنین تحلیل رگرسیون بیانگر آن است که هر سه متغیر بر کسب مهارت های اجتماعی دختران تأثیر دارند.
امروزه با افزایش انتقادهای نظری از رویکرد اثبات گرایی، بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی و انسانی به جای جمع آوری داده های کمّی و تحلیل های آماری، بر روش های کیفی تحقیق تأکید می ورزند. یکی از روش های بسیار رایج پژوهش های کیفی، تحلیل گفتمان انتقادی است. تحلیل گفتمان انتقادی، به لحاظ فلسفی مبتنی بر ساخت گرایی است که با تأکید بر عاملیت انسانی، واقعیت را به سازه های انسانی تقلیل می دهد.
این نوشتار با اشاره به استلزامات منطقی مبانی سازه گرایانة تحلیل گفتمان انتقادی، به این نتیجه می رسد که این دیدگاه به لحاظ معرفت شناختی به نسبی گرایی، سفسطه و انکار شناخت، نسبیت ارزشی، خودمتناقض بودن، امتناع صدق و کذب، و امتناع اخلاق منجر می شود.