صنعت گردشگری در ایران علیرغم داشتن جاذبه های فراوان نقش بسیار ناچیزی در اقتصاد کشور ایفا می کند. این در حالی است که جهانی شدن از طریق مرززدایی، تسهیل در مقررات آمد و شد، و بهبود امر حمل و نقل و ارتباطات می تواند در افزایش گردشگران بین المللی و تحول این صنعت بسیار موثر باشد. تعداد گردشگر بین المللی دریافت شده در یک کشور علاوه بر آنکه تحت تاثیر تحولات فناورانه جهانی و ویژگی های کیفی جامعه مبدا قرار داد، از خصوصیات جامعه میزبان نیز تاثیر مضاعفی می پذیرد. نویسنده بر این باور است که امنیت و تنش های سیاسی حاکم در جامعه میزبان، جاذبه های تاریخی فرهنگی و تضادهای فرهنگی میان جامعه میزبان و مبدا از جمله عوامل تعیین کننده در عرصه گردشگری در عصر جهانی شدن محسوب می شوند. البته هرگز نباید از تاثیرات فناوری رایانه در عرصه سفر، هزینه های اقامتگاهی و حمل و نقل و میزان تبلیغات مربوط به گردشگری در جامعه میزبان نیز در راستای جذب گردشگر بین المللی غافل ماند.هدف اصلی این مقاله ارزیابی میزان تاثیر عوامل فوق الذکر بر تعداد گردشگر بین المللی وارده در کرمان می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش همبستگی و آزمون مجذور برخی امکان پذیر گردید. بر اساس یافته های این مقاله، مقدار تبلیغات اعمال شده در خصوص گردشگری، میزان جاذبه های گردشگری و تضادهای فرهنگی میان جوامع مبدا و جامعه میزبان رابطه مستقیم با انتخاب ایران به عنوان مقصد گردشگری در سطح معنی داری 0.05 دارد. از سوی دیگر هزینه حمل و نقل، میزان ناآرامی های سیاسی نیز دو متغیری هستند که در سطح معنی داری 0.05 رابطه منفی با انگیزه سفر به کشور ایران دارند. همچنین بر اساس آزمون مجذور برخی تقریبا اکثر فرضیات تحقیق در سطح معنی داری 0.05 مورد تایید هستند. مقاله همچنین سعی بر مروری بر ادبیات گردشگری و جهانی شدن و افزایش میزان توان رقابتی ایران و ارایه مدلی در این خصوص دارد.
سرزمین، یکی از پایه های اساسی علم جغرافیای سیاسی می باشد، اما هم اکنون بحثهای زیادی در رابطه با بی اهمیت شدن و از موضوع افتادن مفهوم سرزمین در عصر جهانی شدن وجود دارد. بحث سرزمین زدایی آنچنان محافل علمی و دانشگاهی را به خود جذب کرده است که انگار جهانی شدن به طور دقیق به معنای سرزمین زدایی می باشد.این مقاله با رویکردی نو و واقع گرایانه سعی دارد تا فرایند جهانی شدن را با نگاهی سرزمینی تحلیل کند. به این معنا که وجود فراملی گرایی یا فراسرزمینی شدن جریانها انکار نمی شود ولی به نوعی سعی در اثبات باز سرزمینی شدن جریانها و پدیده های گوناگون در عصر جهانی شدن دارد.بعلاوه، استدلال اصلی مقاله این است که قلمرو سرزمینی (سرزمین و مرز) در عصر جهانی شدن از بین نرفته بلکه کارکرد آن متحول شده است. این اعتقاد نیز وجود دارد که قلمرو سرزمینی به دلیل نیاز انسان به تفاوت - و هرآنچه که جغرافیاست - ماندگار بوده و جهانی شدن، فراملی شدن و ... جایگاه و نقش آن را در زندگی اشتراکی انسان از بین نمی برد.
سنجش و اندازه گیری قدرت ملی کشورها به منظور تعیین جایگاه کشور در نظام ژئوپلیتیک جهانی و مقایسه قدرت کشورها، همواره از دغدغه های جغرافیدانهای سیاسی، دانشمندان علوم سیاسی و روابط بین الملل بوده است. از همین رو از سوی صاحبنظران تلاشهای متعددی جهت سنجش قدرت کشورها در قالب ابداع روشها و مدلهای تک متغیره و چند متغیره محدود صورت گرفته است که همه آنها از منظر یک یا چند متغیر یا بعد محدود، کشورهای جهان را رتبه بندی و مقایسه کرده اند ولی هیچ گاه منعکس کننده قدرت ملی جامع و فراگیر کشورها نبوده اند. در این تحقیق با توجه به نقد و ارزیابی مدلهای پیشین سنجش قدرت ملی، مدل جدیدی برای محاسبه قدرت ملی ارایه شده است که چه از نظر روش کار و چه از نظر تعداد و ترکیب فاکتورها و متغیرهای موثر بر قدرت ملی نسبت به تمامی مدلهای قبل برتری دارد. توجه به تمامی ابعاد قدرت ملی (در قالب نه فاکتور اقتصادی، سیاسی، نظامی، فضایی، فرامرزی، سرزمینی، اجتماعی، علمی، فناوری و فرهنگی)، توجه بر استفاده از متغیرهای متعدد، متنوع در قالب 87 متغیر، تاکید بر استفاده از متغیرهای جدید و استراتژیک متناسب با زمان کنونی، استفاده از روش دلفی و مراجعه به نظر خبرگان در مورد شناخت نقش و اهمیت متغیرهای موثر بر قدرت ملی، امکان ترسیم ساختار قدرت در جهان با تأکید بر جایگاه ایران در نظام ژئوپلیتیکی جهانی و ... بخشی از مزایای این مدل نسبت به تمامی مدلهای قبل است.مقاله حاضر ضمن تشریح نحوه طراحی مدل سنجش قدرت ملی در قالب 13 مرحله، با استفاده از مدل مزبور (که از ترکیب حدود 90 متغیر در قالب 9 فاکتور تشکیل شد) به سنجش قدرت 140 کشور جهان پرداخته و در پایان با توجه به میزان قدرت ملی کشورها، ساختار قدرت جهانی را در قالب یک مدل پنج سطحی ارایه نموده است.
صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم سرنوشتساز برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورهای در حال رشد، ضرورتی است که هیچکس نمیتواند آن را انکار نماید. امروزه پرواضح است که صنعتی شدن به عنوان عاملی است که اثرات آن در همه بخشها بویژه در بخش اقتصادی احساس شده و باعث تحرک قسمت زیادی از منابع مالی در جهت توسعه اقتصادی میشود. براین اساس در دو دهه اخیر استقرار صنایع در روستا در قالب شهرک ها و نواحی صنعتی با هدف دستیابی به توسعه روستائی مورد توجه برنامه ریزان و مسئولان ذیربط قرار گرفت. در این تحقیق به منظور بررسی و ارزیابی اثرات و پیامدهای شهرک ها و نواحی صنعتی در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق روستائی، هشت روستا (که در این بین چهار روستا دارای صنایع و چهار روستا فاقد صنایع هستند) در شهرستان بابل به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحقیق که با استفاده از تجزیه و تحلیل آماری (آمار پارامتری و ناپارامتری) بدست آمده، حاکی از آن است که در دو دسته جامعه نمونه اکثر شاخص های توسعه اعم از الگوی مصرف (خوراک، پوشاک وکالاهای مصرفی)، مسکن، بیمه، رضایت و امنیت شغلی، آموزش، انگیزه ماندگاری در روستا تفاوت معناداری را نشان می دهند.
طی 20 سال گذشته، تولید غیرقانونی مواد مخدر در افغانستان بیش از 17 برابر افزایش داشته است. طی سال هایی که افغانستان در اشغال اتحاد جماهیر شوروی بود و همچنین طی سال های جنگ های داخلی در آن کشور، جامعه بین المللی به دلایل مختلف به موضوع تولید غیرقانونی مواد مخدر توجهی ننمود. در آن زمان موضوعات سیاسی افغانستان در اولویت قرار داشت.طی سال های 2002 تا 2006، افغانستان در پیگیری و اجرای مباحث سیاسی کنفرانس بن موفق بوده گرچه از لحاظ اقتصادی- اجتماعی و ایجاد امنیت موفقیت کمتری در تغییر زندگی روزمره مردم داشته است.برای مبارزه با مشکل تولید مواد مخدر در افغانستان یک سیاست واقع بینانه مورد نیاز است که موضوعات پیچیده سیاسی و امنیتی آن کشور را در نظر گرفته و دشواری های رسیدن به هدف در این مورد ساده گرفته نشود.
انتطار می رفت همه نهادها و ساختارهای برآمده از آن نیز از میان بروند، اما بر خلاف انحلال پیمان ورشو از سوی روسیه و اعضای سابق اردوگاه کمونیسم، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی نه تنها منحل نشد، بلکه با تاکید بر ناآرامی ها و بحران های سیاسی- اقتصادی- اجتماعی در شرق اروپا (بالکان) و مناطق مختلف اوراسیای مرکزی به زودی خود را برای ایفای وظایف جدید آماده ساخت. سوال اصلی مقاله حاضر این است که دگرگونی های ژئوپلیتیکی بر ماموریت، ساختار و کارکرد نهاد های بین المللی چه تاثیری داشته؟ این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع متعدد انجام شده است. در این نوشتار پیامد های دگرگونی های ژئوپلیتیکی پایان قرن بیستم بر نهادهای جهانی با تمرکز بر ناتو ارایه شده است.
نوشتار حاضر کنکاشی در تاثیر گذاری ها و تاثیرپذیری های متقابل ژئوپلیتیک و مذهب در نظام بین الملل است. در تحول دیدگاه های ژئوپلیتیک از کهنه به نو، آثار تاثیرگذاری مذهب را می توان دید. بررسی این تحولات در توضیح رهیافت های فکری و عملی سیاست گذاران بین المللی حایز اهمیت بسیاری است. در این عرصه حرکت احیاگرانه مذهب به شکل سریع و قدرتمندی شکل گرفته است و می توان آن را به عنوان روند سکولارزدایی نیز تعبیر نمود. نکته قابل بررسی این است که چگونه رهیافت های مذهبی می توانند مرز بندی های وستفالیایی را تحت تاثیر قرار دهند و به این ترتیب فضای ژئوپلیتیک جهانی را دستخوش تغییر سازند. بنابراین به نظر می رسد واکاوی تعامل متقابل مذهب و ژئوپلیتیک می تواند رهگشای فهم چالش ها و تهدیدهای جهانی و نحوه مدیریت بحران ها باشد.در این نوشتار به مذهب به عنوان متغیر موردی اما موثر در تحول نگرش ژئوپلتیک آمریکا نیز اشاره می شود. بر این اساس نو محافظه کاران آمریکایی سرانجام در عرصه سیاسی این کشور سلطه یافته و از طرف مسیحیان دست راستی نیز مورد حمایت و پشتیبانی قرار گرفتند. به علاوه دیدگاه مذهبی بوش رییس جمهور آمریکا نیز به عنوان متغیر موثر در این باره نقش آفرینی نموده است.
سیاست خارجی کشورها تحت تاثیر مجموعه ای بسیار پیچیده از عوامل و متغیرها شکل می گیرد که ارتباطی متقابل با یکدیگر دارند، با این توضیح که تصور کلی تصمیم گیرندگان عرصه سیاست خارجی از سیاست بین المللی و درک و برداشت آنان از منافع ملی و قدرت ملی، نقش تعیین کننده ای در جهت گیریهای کلان آنان دارد، جغرافیای سیاسی و ویژگیهای ژئوپلیتیکی کشورها همواره به عنوان یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار بر سیاست خارجی کشورها محسوب شده است. این تحقیق در پی یافتن رابطه بین دو متغیر ژئوپلیتیک لبنان و سیاست خارجی سوریه در لبنان است. به رغم اینکه عوامل بسیاری از جمله شخص حافظ اسد، ساختار سیاسی، حزب بعث و ارتش در شکل گیری سیاست خارجی سوریه نقش داشته اند، اما تاثیر ویژگیهای ژئوپلیتیکی لبنان طی سالهای 1975-1990م. بر سیاست خارجی سوریه از این جهت مهم تلقی می شود که از یک طرف امنیت و منافع ملی سوریه را در معرض تهدید و آسیب پذیری جدی قرار داد و از سوی دیگر موقعیتی بسیار مناسب برای تاثیرگذاری سوریه بر معادلات منطقه ای فراهم کرد.موقعیت جغرافیایی لبنان و جایگاه ژئوپلیتیک آن در روند جنگهای اعراب و اسرائیل و همچنین حضور تعداد کثیری از پناهندگان فلسطینی (که سبب حملات مکرر نیروهای اسرائیلی و اشغال بخشهایی از جنوب لبنان گردید)، سبب تشدید جنگ گروهها و جناحهای سیاسی دارای نفوذ در لبنان شد و در نهایت نبود ثبات، امنیت و حاکمیت سیاسی دولت لبنان، دخالت بسیاری از کشورهای خارجی در امور جاری این کشور را در پی داشت. تبدیل شدن لبنان به صحنه رقابت قدرتهای بزرگ و منطقه ای، ویژگی عمده ژئوپلیتیکی لبنان طی سالهای بحران بود که سوریه را در موقعیتی قرار داد تا بناچار از طریق دخالت نظامی، منافع و امنیت ملی خود را تامین کند.
آشنایی با ابعاد مختلف برنامه ریزی کاربری اراضی، ابزاری مناسب جهت پیشبرد اهداف برنامه ریزی و حل مسایل شهرهای کشور است. در کشور ما برنامه ریزی شهری در معنای اصلی اش عمدتا در تهیه و انجام طرح های شهری خلاصه می شود که در این میان کاربری اراضی مهمترین رکن این طرح ها قلمداد می شود به طوری که در انجام و تهیه طرح ها حضوری پررنگ تر از سایر مطالعات دارد. در این مقاله مطالب پنج کتاب که با عنوان «برنامه ریزی کاربری اراضی شهری» در سالهای 82-1378 به چاپ رسیده مورد نقد و بررسی تطبیقی قرار گرفته است. به طوری که ضمن تشریح دید گاه های مولفان و تبیین نحوه برخورد آنها با یک موضوع مشترک، گستردگی، پیچیدگی و تنوع مقوله کاربری اراضی شهری نیز مشخص شده است. قابل ذکر است که هدف نگارندگان از بیان نقاط قوت و ضعف این کتابها تنها کمک به حل مساله و افزایش غنای علمی این آثار می باشد.
"در این تحقیق به کمک سامانه های اطلاعات جغرافیایی مناطق مستعد کشت بادام دیم تعیین شده است. از آنجا که بادام دارای نیازهای آب و هوایی خاصی است، در ابتدا برای هر یک از
این نیازهای اقلیمی یک لایه جداگانه به کمک سامانه های اطلاعات جغرافیایی تهیه گردید. این لایه ها شامل لایه بارش، لایه احتمال وقوع سرمازدگی، لایه شاخص رطوبت در دسترس، لایه درجات روز رشد و نهایتا لایه توزیع بارش در سال بود. تلفیق لایه های مذکور به کمک مدل تلفیق شاخص وزنی انجام شد. در این مدل ابتدا برای هر یک از عوامل اقلیمی شاخص وزنی خاصی تعیین شده و نهایتا به کمک مدل تلفیق فاکتور وزنی، نقشه تعیین مناطق مستعد کشت بادام دیم برای استان آذربایجان شرقی به دست آمد."
موقعیت فیزیوگرافی سرزمین، در شکل گیری و استقرار سکونتگاه های روستاهای دره ای بسیار موثر است. زیرا توسعه فیزیکی نواحی روستایی به شدت متاثر از توپوگرافی، شیب و حاصلخیزی اراضی در این گونه از روستاها می باشد. روستاهای دره ای غرب شهرستان مشهد نیز، به دلیل استقرار در دامنه ها و دره ها، با مشکلات بسیار زیاد توسعه فیزیکی و کشاورزی مواجه هستند. تحقیقات انجام شده در مورد 200 خانوار نمونه از مجموع 1311 خانوار بهره بردار در7 روستای مورد مطالعه این پژوهش، نشان می دهد که علیرغم وجود تنگناهای توسعه ی کشاورزی، به لحاظ کمبود اراضی مستعد زراعی؛ کمبود اشتغال و درآمد و ماندگاری جمعیت در روستاهای دره ای را در پی داشته است. لیکن باغداری با تامین 89.6 درصد از درآمد روستاییان منطقه، نقش موثری در اقتصاد و اشتغال در شرایط موجود ایفا نموده است. در چنین شرایطی، علاوه بر برنامه ریزی برای توسعه ی کشاورزی، سازماندهی فعالیت های غیر کشاورزی نیز برای ایجاد اشتغال و درآمد و پویایی روستاها، بسیار اثر بخش خواهد بود.
به دنبال امضاء یادداشت تفاهم بین جمهوری اسلامی ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی مورخه 26 / 11 / 1368 هـ . ش (15 فوریه1990 م.)، مرزهای شمالی کشور ایران گشوده شد و پس از سالیان متمادی رفت و آمدهای مرزی بین اتباع دو کشور آغاز گردید که از جملة نقاط مرزی بازگشایی شده، مرز جلفا در استان آذربایجان شرقی بود. تحقیق حاضر جهت پاسخگویی به این سئوال اصلی که: بازگشایی مرز جلفا چه تأثیرات فضایی در محدودة شهرستان جلفا بدنبال داشته؟ شکل گرفته و جهت رسیدن به پاسخ سئوال اصلی، تحقیق به روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از اطلاعات کتابخانهای، اسنادی و میدانی (پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه) انجام و پس از تجزیه و تحلیل نتیجة زیر حاصل گردیده است: «بازگشایی مرز جلفا باعث توسعة کالبدی شهر جلفا، توسعة شبکه های ارتباطی و حمل و نقل، تغییر ساختار سیاسی فضا، توسعة ساختارهای اقتصادی، رویکرد فرهنگی مردم به آن سوی مرز و تحول در کارکرد امنیتی نیروهای انتظامی و مرزبانی شهرستان جلفا گردیده است. از طرف دیگر، بازگشایی مرز تأثیر چندانی در خدمات رسانی به روستاها و افزایش مهاجر پذیری شهر جلفا نداشته است». واژگان کلیدی : مرز، کارکرد مرز، جلفا، آذربایجان، تحلیل فضایی.