ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۹۰۱ تا ۱۰٬۹۲۰ مورد از کل ۱۰٬۹۶۵ مورد.
۱۰۹۰۱.

بررسی راهبردهای ارتقاء رقابت پذیری در شهرهای آینده با محوریت ایجاد شبکه ای از شهرهای رقابتی (مطالعه موردی: پنج کلان شهر ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۲
امروزه شهرهای پیشرفته برای بدست آوردن فرصتهای مناسب جهت توسعه وجذب سرمایه گذاری ها، با یکدیگر دررقابت هستند. علیرغم آنکه رقابت یک نیروی برانگیزاننده و پیشران تلقی می گردد در صورتی که رقبا یعنی سایر شهرها و مناطق، مولدتر و خلاق تر باشند، این امر موجب بی ثباتی در شهرهای منفرد رقابتی خواهد شد. لذا با توجه به آنکه هدف اصلی تمام برنامه ریزی های توسعه در کشور رسیدن به توسعه پایدار و تعادل منطقه ای می باشد، جهت دستیابی به الگویی از توسعه فضایی متوازن در کشور و تقویت قابلیتهای رقابت پذیری کلان شهر ها، شناسایی فرصت ها و مزایای رقابتی خود و همچنین ایجاد مزایای رقابتی جدید در کنار بهره مندی از تجارب دیگر شهرهای موفق در پیوند با یکدیگر و با محوریت شکل گیری شهرهای شبکه، ضرورت بیشتری خواهد یافت. پژوهش حاضر با هدف افزایش توان رقابت پذیری کلان شهرها، چگونگی تحقق شبکه ای از شهر های رقابتی را در بستر تهران با چهار کلان شهر از مناطق چهار گانه منتخب (مشهد در شمال شرقی، تبریز در شمال غربی، اهواز در جنوب غربی و زاهدان در جنوب شرقی) در ارتباط با یکدیگر و با منطقه رقابتی همجوار بررسی می نماید. بدین منظور ابتدا ابعاد رقابت همکارانه و شاخص های آن (در دو سطح: ا-کلان شهرها با تهران و2-کلان شهرها با منطقه رقابتی همجوار خود با استفاده از پرسشنامه) مشخص و به دنبال تعیین وزن شاخص ها با روش تحلیل سلسله مراتبی فازی، شهرها به روش ویکور رتبه بندی و جایگاه هر یک در قالب شبکه ای از شهرهای همکار در رقابت پذیری تعیین گردید. نتایج حاصله حاکی از ارتقاء نمره و رتبه رقابت پذیری به مدد هم افزایی های صورت گرفته در کلان شهرهایی است که از ظرفیت های همکاری بیشتری با منطقه رقابتی همجوار خود، برخوردار بودند. تبریز بالاترین رتبه در همکاری با تهران، و مشهد و تبریز پس از تهران رتبه اول و دوم را در همکاری با منطقه همجوار نشان دادند؛ و زاهدان رتبه بهتری در مقایسه با اهواز در سطح دو بدست آورد. لذا پیشنهاد می شود برنامه های توسعه بیشتر بر تعامل و همکاری میان کلان شهرها در قالب شهرهای شبکه تمرکز نمایند.
۱۰۹۰۲.

راهبردهای توسعه گردشگری خلاق در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۵
با توجه به اهمیت روزافزون گردشگری و مطرح شدن نسل جدیدی از گردشگری با نام گردشگری خلاق، هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی راهبردهای موثر برای توسعه گردشگری خلاق در شهر تهران براساس رویکرد سلسله مراتبی است. داده های این پژوهش در بخش کیفی از طریق مصاحبه با 12 نفر از نمونه تحقیق که شامل خبرگان و کارآفرینان صنعت گردشگری منتج می شود که با تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند تا اشباع نظری حاصل شود. در مرحله کیفی بعد از کدگذاری باز و محوری به 3 عامل اصلی که شامل بازاریابی خلاقانه، حمایت کلان و اقدامات محوری و 10 شاخص دست یافتیم در بخش کمی پژوهش، به دلیل محدودیت های زمانی و سرمایه ای موجود برای بهره برداری از تمامی عوامل، با استفاده از روش AHP وکمک از نرم افزار Expert Choice به اولویت بندی شاخص ها بر اساس وزن هر گزینه پرداخته شد. در این مرحله 16 نفر از خبرگان به صورت هدفمند انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که براساس معیارهای شهر خلاق بهبود سیستم ها نسبت به سایز گزینه ها ارجحیت دارد. و گزینه های سبک جدید و خصوصی سازی با وزن های(146/0) و (097/0) به ترتیب در اولویت های دوم و سوم قرار گرفتند.
۱۰۹۰۳.

تحلیل راهبردهای توسعه پایدار گردشگری در روستاهای هدف استان آذربایجان غربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۶
هدف اصلی این تحقیق ارزیابی پایداری اقتصادی توسعه گردشگری روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان آذربایجان غربی شامل 4 روستای سهولان، نصرت آباد، باغچه جوق و حسنلو می باشد. از لحاظ روش تحقیق، این مطالعه از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی و کاربردی است .از نظر شیوه جمع آوری و دریافت اطلاعات این تحقیق در حوزه مطالعات میدانی قرار دارد. به منظور نیل به پایداری توسعه گردشگری روستاهای هدف می بایست راهبرد مناسب در جهت نیل به پایداری اتخاذ گردد. به منظور عملیاتی نمودن این بخش از مطالعه، از 72 گویه استفاده شده است. گویه های تبیین کننده در چهار بخش نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها تدوین گردید.جامعه آماری سرپرستان خانوارها در چهار روستای هدف گردشگری استان آذربایجان غربی 1160 نفر می باشد. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی مورگان استفاده شده است. حجم نمونه سرپرستان خانوار 290 بدست آمد. به منظور انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب استفاده شده است. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه استفاده شده است. با توجه به هدف پژوهش و همچنین پیشینه تحقیق و ادبیات موضوع و با همکاری و مشورت اساتید و کارشناسان، پرسشنامه اولیه طراحی گردید. سپس با استفاده از نظرات اساتید، کارشناسان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و بنیاد مسکن و هم چنین بررسی های میدانی در منطقه مورد مطالعه پرسشنامه نهایی تهیه شد. در این مطالعه از روش آلفای کرونباخ جهت سنجش پایایی ابزار اندازه گیری استفاده شده است. نتایج حاصل از ماتریس های ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، بیانگر این است که با توجه به امتیاز نهایی کلی بدست آمده برای عوامل داخلی گردشگری روستایی برابر با 67/2 و برای عوامل خارجی برابر با 46/2، امتیازهای بدست آمده، از این و راهبرد استراتژیک روستاهای مورد مطالعه راهبرد اقتضایی می باشد.
۱۰۹۰۴.

شناسایی و تحلیل چالش ها و پیشران های توسعه و تجاری سازی کسب وکارهای دانش بنیان روستایی با روش دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۹
پژوهش حاضر قصد دارد تا چالش های تجاری سازی کسب و کارهای دانش بنیان در روستاهای حوزه نفوذ مشهد را شناسایی و تحلیل کند. این پژوهش بر پایه روش های آمیخته انجام شده است. نمونه آماری این پژوهش را طبق اصل کفایت نظری، 75 نفر از صاحبان مشاغل روستایی و 25 نفر از خبرگان تشکیل می دهد. در بخش کیفی از روش کدگذاری استفاده شد تا عوامل مؤثر شناسایی شوند و سپس شاخص های شناسایی شده با روش دلفی فازی غربالگری گردید. در انتها با استفاده از نرم افزار MICMAC مهم ترین پیشران های کلیدی استخراج شد. متغیرهای اصلی مؤثر بر شکست تجاری سازی کسب وکارهای دانش بنیان در شش دسته عوامل «مدیریت منابع انسانی»؛ «مالیات و گمرک»؛ «بازاریابی و فروش»؛ «مجوزدهی و نظارت»؛ «مشکلات مالی و بازار عرضه و تقاضا» و «نظام مالکیت فکری» مورد مطالعه قرار گرفتند. در ادامه از بین 54 شاخص استخراج شده، 44 مورد پس از غربال گری توسط خبرگان مورد تائید قرار گرفتند. نتایج مطالعه آینده پژوهی نشان داد پیشران هایی از جمله "بکار نگرفتن نیروی انسانی خلاق، پیشنهاد دهنده و مسئله یاب متناسب با نیاز کسب وکار(A1)"؛ بی ثباتی مالی در رابطه با پرداخت هزینه ها و بدهی ها (B6)"؛ "عدم اهمیت به رصد تغییرات در نگرش ها، سلیقه ها و باورهای مشتریان (C8)"؛ " گسترش فساد در قالب بوروکراسی های اداری(D1)"؛ "مشکلات در همخوانی محصول با نیاز مشتری(E1)"؛ "نبود حمایت های مالی برای ثبت اختراع در زمینه فراوری محصولات دانش بنیان(F4)" مهم ترین تأثیر را بر شکست تجاری سازی کسب وکارهای دانش بنیان روستایی دارند.
۱۰۹۰۵.

سنجش عوامل موثر در توسعه شهرهوشمند پایدار تبریز از منظر روح مکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۴
دستور کار شهرهای هوشمند پایدار بر بهبود کیفیت زندگی شهروندان با تقویت زیرساخت های شهر با استفاده از فناوری های جدید متمرکز است. از این رو تحقیق حاضر به سنجش عوامل موثر در توسعه شهرهوشمند پایدار تبریز از منظر روح مکان می پردازد. این مطالعه یک رویکرد سیستماتیک را با استفاده از یک چارچوب تحلیلی دنبال کرد که شامل بررسی ادبیات گسترده و نظرات کارشناسان شهری برای شناسایی مجموعه ای از شاخص ها و ارزیابی آن برای اعتبار، راست آزمایی و اجرای پرسشنامه برای یک نمونه جمعیت بود. این مطالعه از نمونه ای متشکل از 169 شرکت کننده استفاده کرد که شاهد تغییراتی در شهر تبریز در طول 10 سال اخیر بوده اند. برای تحلیل اطلاعات از روش ترکیبی مدل ساختاری-تفسیری (ISM) و فرایند سلسه مراتبی (AHP)استفاده شد. این تحقیق نشان داد که هر مکانی هویت خاص خود را دارد که به عنوان "روح مکان" شناخته می شود که به ارزیابی ویژگی های پایدار می پردازد و استفاده از آن در مسیر برنامه ریزی و توسعه برای دستیابی به توسعه پایدار کمک شهر می کند. همچنین نشان داد که مدیران شهری باید دیدگاه های جمعیت محلی را به همراه جنبه های مهم طراحی و برنامه ریزی پروژه های توسعه برای دستیابی به توسعه پایدار با زیرساخت های تاب آور در نظر بگیرند. در نهایت این مطالعه می تواند به ایجاد پایداری در سطح محلی برای مدیران شهری، برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان در حین ایجاد شبکه های استراتژیک کمک کند.
۱۰۹۰۶.

ارائه سناریوهای بازآفرینی در بافت های ناکارآمد شهری (نمونه موردی: منطقه 6 شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۴
رشد سریع و بی رویه شهرنشینی مشکلات زیادی را به همراه داشته است. یکی از مشکلات عمده وجود ساختارهای شهری ناکارآمد است. توسعه بهینه چنین ساختارهایی مستلزم آن است که برنامه ریزان و سیاست گذاران با درک دقیق از وضعیت شهر، بهترین رویکردها و مدل ها را برای تعیین مسیر توسعه انتخاب کنند. یکی از ابزارهای مناسب، تبیین سناریو مناسب بازآفرینی با استفاده از روش نوین برنامه ریزی سناریو در بهسازی این گونه بافت هاست.  منطقه 6 مشهد به دلیل وجود بافت های فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی با مشکلات و چالش هایی در ابعاد مختلف مواجه است. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از نرم افزار MaxQDA و تکنیک دلفی، محرک های کلیدی شناسایی شده و با استفاده از روش سناریونگاری و نرم افزارMICMAC و Scenario Wizard، سناریوی مطلوب و بحرانی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که عوامل پنج گانه به ترتیب1- شیوه برنامه ریزی و مدیریت شهری با امتیاز 4.8، 2- امنیت اجتماعی با امتیاز 4.8، 3- جلب مشارکت و سرمایه گذاری با امتیاز 4.5، 4- مهاجرت اتباع و تعامل و مشارکت پذیری ذی نفعان (انسجام و همیاری اجتماعی) با امتیاز 4.08، 5- راندمان دستگاه های نظارتی با امتیاز 3.8 و 6- توسعه بافت ناکارآمد منطقه 6 با امتیاز  3.6  نقش کلیدی و اساسی در بازآفرینی دارند. همچنین بر اساس دو موقعیت متضاد که دارای دو عدم قطعیت بحرانی بودند، 1- برنامه ریزی از پایین به بالا/ مشارکت و همکاری ذینفعان و تأیید سکونت ساکنین اصلی، 2- رشد قانونی منطقه/ ارتقای امنیت اجتماعی، سناریوهای آینده بازآفرینی بافت ناکارآمد منطقه 6 تدوین و بر این اساس سناریوی مطلوب شکوفایی منطقه و سناریوی بحرانی آن منطقه دربند ارائه شد.
۱۰۹۰۷.

شناسایی و اولویت بندی فرصت های کسب و کار وابسته به محصولات کشاورزی در مناطق روستایی شهرستان ایذه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف تحقیق حاضر شناسایی و اولویت بندی فرصت های کسب و کار وابسته به محصولات کشاورزی در مناطق روستایی شهرستان ایذه است. متناسب با اهداف، پژوهش از سه مرحله تشکیل شده است. در مرحله نخست به منظور انتخاب روستاهای نمونه در محدوده مورد مطالعه از روش طبقه بندی فضایی استفاده شد. در مرحله دوم و در راستای شناسایی و اولویت بندی فرصت های کسب و کار کشاورزی از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و کارآفرینان حوزه های مرتبط بهره گرفته شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و به روش گلوله برفی صورت گرفت. با توجه به چارچوب رویکرد اشباع نظری، فرایند پس از مصاحبه با 23 کارشناس خاتمه یافت. سپس با استفاده از روش کیفی و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، اطلاعات جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روایی و پایایی معیارها نیز با استفاده از ضریب کاپا بررسی شد. در مرحله سوم (بخش کمی تحقیق) نیز از نظرات 15 خبره دانشگاهی و سازمانی استفاده شد و اولویت بندی معیارها و کسب و کارهای شناسایی شده با استفاده از مدل تصمیم گیری کریتیک (Critic) و مارکوس (Marcos) صورت گرفت. بر اساس نتایج، 49 کسب و کار مرتبط در قالب چهار زیر بخش زراعی، باغی، دامی و آبزیان در روستاهای شهرستان ایذه شناسایی شد که بیشترین فراوانی مربوط به زیر بخش زراعی بود. بر اساس مدل تصمیم گیری مارکوس، احداث کارخانه روغن گیری کلزا، کارخانه تولید ماکارونی، کارگاه فراوری زیتون، کارخانه خوراک دام، شرکت تولید کیک و بیسکویت، بسته بندی عسل، شرکت تولید و ضدعفونی بذر، اصلاح نژاد دام، فراوری شیر و فراوری انار به ترتیب از بیشترین اولویت برخوردار بوده اند. متناسب با نتایج تحقیق، پیشنهادهایی نیز در راستای راه اندازی کسب و کارهای شناسایی شده در نواحی روستایی ارائه شد.
۱۰۹۰۸.

واکاوی عوامل زیست محیطی موثر بر افزایش حس تعلق مکانی شهروندان (موردمطالعه : پارک های حاشیه رودخانه اروندرود)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۷
حاشیه رودخانه های شهری، فضاهای پنهانی هستند که با توجه به کمبود سبزینگی و فضاهای باز در شهرها، می توانند فرصت هایی در جهت ایجاد حس تعلق و بهبود فضای شهری ایجاد نمایند. اما متاسفانه علیرغم پتانسیل های فراوانی که این فضاها دارند؛ استفاده کامل و درخوری از آن ها نمی شود. در این پژوهش نویسندگان با تاکید بر محیط زیست و با هدف بررسی وضعیت پارک های حاشیه رودخانه اروندرود، به شناسایی و رتبه بندی عوامل زیست محیطی موثر بر ارتقای حس تعلق شهروندان در پارک های حاشیه رودخانه اورند رود ( چهار محدوده چیتگر، اصفهان، خرمهشر و خوردبی) می پردازند. این پژوهش که ماهیت کاربردی دارد، از نوع کمی بوده و به روش توصیفی- تحلیلی تهیه شده است. شیوه گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام پذیرفته است. جامعه آماری تحقیق کاربران، مسافرین و ساکنین اطراف پارک های حاشیه ای رودخانه ها می باشند که از بین آنها 230 نفر به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی، محاسبه آماره کای اسکوئر و رتبه بندی مولفه ها با استفاده از نرم افزار Expert Choice به روش سلسله مراتبAHP) ) انجام پذیرفته است. یافته ها نشان می دهد تاثیرگذاری معیار زیست محیطی بر ایجاد حس تعلق شهروندان در محدوده چیتگر بیشترین میزان و در محدوده خرمشهر کمترین میزان را به خود اختصاص داده است. همچنین در میان مولفه های زیست محیطی (عناصر طبیعی و آسایش محیطی، عدم آلودگی محیطی، عدم آلودگی صوتی، تنوع پوشش گیاهی و فضای سبز، توجه به اقلیم و هماهنگی با زیست بوم منطقه)، مولفه تنوع پوشش گیاهی و فضای سبز بالاترین رتبه اثرگذاری را در سه محدوده اصفهان، خرمشهر، خوردبی به خود اختصاص داده است و مولفه هماهنگی با زیست بوم منطقه بالاترین رتبه در محدوده چیتگر را کسب نموده است. نتایج این تحقیق بیانگر این است که تبدیل پارک های حاشیه ای به مکان های پایدار نیاز به برقراری تعادل بین طبیعت و محیط انسان ساخت دارد و طراحی این فضاها بایستی حول محور طبیعت انجام گیرد تا بتواند ضمن ایجاد حس تعلق مکانی در شهروندان به بهبود فضاهای شهری کمک نماید
۱۰۹۰۹.

نیت کشاورزان به سازگاری با تغییرات اقلیمی، کاربرد مدل توسعه یافته تلفیق تئوری های رفتار برنامه ریزی شده و انگیزش حفاظت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۷
در سال های اخیر تغییر اقلیم به یکی از مهم ترین چالش های جهانی و تهدیدکننده محیط زیست و امنیت غذایی جهانی تبدیل گردید. پژوهش حاضر به بررسی نیت و رفتار سازگاری کشاورزان شهرستان مشکین شهر با تغییرات اقلیم با استفاده از مدل توسعه یافته تلفیقی نظریه های رفتار برنامه ریزی شده و انگیزش حفاظت پرداخت. نتایج نشان داد که مدل فوق 84% از واریانس نیت و نیت نیز 56% از واریانس رفتار را تبیین کرده است. آسیب پذیری درک شده مهم ترین عامل تأثیرگذار بر نیت سازگاری بود. شدت درک شده تأثیر معنی داری بر نیت نداشت که نشان می دهد اگرچه کشاورزان تا حدودی بر آسیب پذیری از تغییرات اقلیمی واقف بودند، آگاهی چندانی در زمینه شدت اثرات و پیامدهای تغییرات اقلیم نداشتند. ازآنجاکه تغییرات اقلیمی اثرات تدریجی بر زندگی کشاورزان دارد و کشاورزان درک کاملی از این موضوع ندارند، لازم است از طریق رسانه های جمعی، فیلم های آموزشی و سایر پیکارهای ترویجی، کشاورزان با شدت اثرات این تغییرات آشنا شوند. خود-کارآمدی تأثیر معنی داری بر نیت داشت لذا، آموزش های ترویجی باید بتواند توانمندی لازم برای کاربست فنون سازگاری به طریقی آسان و کم هزینه ایجاد کند. تأثیر نگرش بر نیت نشان داد که لازم است نگرش کشاورزان نسبت به تغییرات آب وهوایی اصلاح شود. با توجه به تأثیر اعتماد و باور بر نیت کشاورزان، لازم است باور کشاورزان به اهمیت و اثرات ناگوار این تغییرات تقویت شود و کارشناسان اعتماد کشاورزان را نسبت به اثربخشی شیوه های سازگاری با تغییرات اقلیمی جلب نمایند. از نظر جنسیت، تحصیلات، محل سکونت و تعداد اعضای خانوار تفاوت های معنی داری در نیت سازگاری کشاورزان با تغییرات اقلیمی یافت شد.
۱۰۹۱۰.

تحلیل نقش مؤلفه های شهر اسفنجی در ارتقاء تاب آوری شهری در برابر مخاطره سیل (مطالعه موردی: شهر زنجان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۱
توسعه شهری شتابان و افزایش سطوح نفوذناپذیر در شهر زنجان، همانند بسیاری از شهرهای دیگر، تاب آوری در برابر مخاطرات سیل را کاهش داده و سیستم های زهکشی سنتی را تحت فشار قرار داده است. با توجه به روند افزایشی رویدادهای اقلیمی شدید و تأثیرات نامتناسب آن بر جوامع آسیب پذیر، رویکردهای صرفاً مهندسی محور پاسخگوی چالش های ناشی از تغییرات اقلیمی نیستند. در این راستا، اصول شهر اسفنجی با ارائه مزایای چندمنظوره زیست محیطی، اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی، ابزاری کارآمد برای ارتقاء تاب آوری شهری در برابر سیلاب و سایر مخاطرات اقلیمی محسوب می شود. این مقاله با روش تحلیلی-اکتشافی به بررسی نقش مؤلفه های شهر اسفنجی در ارتقاء تاب آوری شهری در برابر مخاطرات سیل در شهر زنجان می پردازد. گردآوری داده ها با مطالعات میدانی و کتابخانه ای انجام شد. جامعه آماری در قالب تحلیل دلفی فازی با مشارکت 30 متخصص رشته برنامه ریزی شهری در دانشگاه ها انتخاب گردید. تحلیل داده ها نیز با استفاده از مدل تحلیل معادلات ساختاری و روش تحلیل مسیر در نرم افزار SmartPLS انجام شد. نتایج نشان می دهد کهبیشترین میزان بار عاملی مربوط به شاخص اجازه نفوذ آب باران به زمین با ضریب 911/0؛ فیلتر کردن آب باران با ضریب 962/0؛ کاهش اوج جریان رودخانه با ضریب 922/0؛ و حفظ فرآیندهای هیدرولوژیکی طبیعی با ضریب 936/0 است. در زمینه تاب آوری شهری بیشترین میزان بار عاملی مربوط به شاخص تعداد جمعیت در خطر با ضریب 979/0؛ نسبت کسب و کار بزرگ به کوچک با ضریب 919/0؛ ظرفیت پناهگاه ها با ضریب 979/0 ؛ و بهداشت محیط شهری با ضریب 974/0 است. همچنین، طبق مدل معادلات ساختاری، فضاهای سبز و احیای آبراهه های طبیعی و سنگفرش های نفوذپذیر، بیشترین تأثیر مثبت و معنادار را بر تاب آوری شهری دارند. همچنین، تاب آوری اجتماعی و نهادی-زیرساختی از بالاترین سطح تأثیرپذیری برخوردارند.
۱۰۹۱۱.

بررسی عوامل مؤثر بر میزان امنیت بانوان در فضای محله (نمونه مورد مطالعه: محله شیشه گرخانه ارومیه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۷
عمدتا بانوان به دلایلی نظیر تجربه وافر ترس در زندگی و وجود تبعیض های جنسیتی نسبت به آن ها، آسیب پذیری بیشتری در فضاهای شهری بویژه محله ها از خود نشان می دهند. این درحالیست که لازمه حضور بی دغدغه بانوان در فضای محله، سیطره امنیت بر فضا می باشد. هدف پژوهش بررسی عوامل موثر بر میزان امنیت بانوان در فضای محله است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع بنیادی – کاربردی می باشد و از حیث ماهیت و روش از نوع توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق ساکنان محله شیشه گر خانه ارومیه می باشد که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 300 نفر برآورد گردید. برای تحلیل های پژوهش نیز از آزمون های آماری اسپیرمن، تی تک نمونه ای، فریدمن و رگرسیون بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن می باشد که میان معیارهای ابعاد عینی و ذهنی احساس امنیت بانوان به طور همزمان ارتباط خطی برقرار است. با توجه به ضرایب بتا بیشترین میزان تأثیرگذاری بر احساس امنیت بانوان در محله شیشه گرخانه ارومیه معیار نور و روشنایی از بعد ذهنی به میزان 532/0 و کمترین میزان تأثیرگذاری بر احساس امنیت بانوان در محله شیشه گرخانه ارومیه مربوط به معیار اندازه از بعد عینی به میزان 078/0 می باشد. لازم است که مسئولین و متولیان امور شهری نسبت به استقرار تجهیزات نورپردازی اصولی و مناسب در محله جهت ایجاد روشنایی در ساعات تاریکی توجه ویژه مبذول نمایند.
۱۰۹۱۲.

ارزیابی تأثیر منابع آب بر پایداری مناطق روستایی، مورد: شهرستان حاجی آباد (استان هرمزگان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۴
امنیت اجتماعی در جوامع روستایی به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار مطرح است. با این حال، افزایش جرایم در برخی سکونتگاه های روستایی ضرورت اتخاذ رویکردهای نوین در پیشگیری از جرم را دوچندان کرده است. مشارکت جامعه محور یکی از مؤثرترین راهکارها برای کنترل و کاهش جرم محسوب می شود. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین مشارکت اجتماعی و کاهش جرایم در نواحی روستایی شهرستان ارسنجان است. این پژوهش از نظر روش، کمی و مبتنی بر پیمایش میدانی است. جامعه آماری شامل خانوارهای روستایی شهرستان ارسنجان بوده و بر اساس فرمول کوکران، 253 خانوار به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری و از طریق آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شدند. متغیرهای اصلی پژوهش شامل الگوهای ذهنی جرم، تغییرات زمانی جرم و تغییرات در انواع جرم در ارتباط با میزان مشارکت اجتماعی بودند. نتایج نشان دادند که مشارکت اجتماعی تأثیر معناداری بر پیشگیری و کنترل جرم دارد. به ویژه، باور و اعتقاد مشارکتی بیشترین همبستگی را با تغییر الگوهای ذهنی جرم نشان داد. همچنین، افزایش همکاری با نهادهای انتظامی منجر به بهبود درک تغییرات زمانی جرم و کنترل انواع مختلف جرم شده است. این پژوهش بر اهمیت تقویت سیاست های پیشگیرانه مبتنی بر همکاری بین مردم و نهادهای انتظامی، ارتقای آگاهی عمومی و اعتمادسازی تأکید دارد. توسعه برنامه های آموزشی و توانمندسازی جوامع محلی می تواند نقش مؤثری در کاهش جرایم و افزایش امنیت اجتماعی در نواحی روستایی داشته باشد. پیشنهاد می شود که سیاست گذاران بر راهکارهای تقویت تعاملات اجتماعی و حمایت از ساختارهای مشارکتی در حوزه امنیت روستایی تمرکز کنند.
۱۰۹۱۳.

تحلیل و بررسی عوامل کلیدی مؤثر بر مدیریت کلان شهرها با رویکرد آینده پژوهی (نمونه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۲
نگاه به آینده و ترسیم چشم انداز توسعه شهری، همواره از جمله مسائل برنامه ریزان و مدیران شهری بوده است. امروزه با پیشرفت علم و فناوری و سرعت وقوع تغییرات، نیاز به طرح و برنامه راهبردی در سطوح مختلف احساس می شود. از این رو جوامع شهری به تفکری استراتژیک و آینده نگر در سیستم برنامه ریزی و مدیریت به منظور توسعه و تحول شهرها نیازمند هستند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل و پیشران های کلیدی مؤثر در مدیریت کلان شهر کرمانشاه و تحلیل روابط بین این عوامل با رویکرد آینده نگاری و مشخص کردن سناریوهای محتمل و مطلوب است. بدین منظور، ابتدا با طراحی پرسشنامه، 34 عامل و متغیر موثر بر مدیریت کلان شهر کرمانشاه در ابعاد پنج گانه: برنامه ریزی و مدیریتی؛ کالبدی و فضایی؛ سازوکارهای تأمین مالی؛ زیست محیطی؛ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استخراج گردید. در مرحله بعد با استفاده از تکنیک تأثیرات متقابل (روش تحلیل ساختاری) متغیرها در محیط نرم افزار MIC MACامتیازدهی و تحلیل شدند. در این مرحله با توجه به امتیاز تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، مهمترین عوامل پیشران و کلیدی موثر بر مدیریت شهر کرمانشاه انتخاب گردیدند. نتایج رتبه بندی متغیرها و پیشران های مؤثر نشان داد که متغیرهای: مسئولیت پذیری مدیران و مسئولان شهری؛ مشارکت دادن مردم در برنامه ریزی، تصمیم سازی و تصمیم گیری؛ توزیع عادلانه امکانات شهری؛ بهره گیری از فناوری های نوین؛ طرح های ساماندهی، بهسازی و نوسازی بافت فرسوده و همچنین استفاده از نیروی انسانی متخصص، به عنوان مهمترین متغیرها انتخاب و بیشترین امتیاز را کسب کرده اند. نتایج سناریونویسی ویزارد نشان داده است که تعداد 2 سناریوی قوی، 12 سناریوی باورکردنی و 41 سناریوی ضعیف برای مدیریت کلان شهر کرمانشاه وجود دارد.
۱۰۹۱۴.

توسعه مناطق روستایی در گرو واکاوی اثرات بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی بر بازآفرینی روستایی (مطالعه موردی روستاهای شهرستان ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۷
هدف: در چند سال اخیر از مهمترین مسائل در توسعه مناطق روستایی کاهش قابل توجه جمعیت و چالش های اقتصادی را می توان برشمرد. بازآفرینی روستایی می تواند با ترویج مشاغل محلی، جذب سرمایه گذاری و ایجاد شغل باعث رشد اقتصادی شده و مشارکت جامعه و انسجام اجتماعی را افزایش دهد. بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی می تواند به عنوان دو متغیر عمده تأثیرگذار این امر را تسهیل نماید. روش پژوهش: در این پژوهش که به عنوان پژوهش های کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی طبقه بندی شده است از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل دهیاران و شورای روستاها و کارشناسان کارآفرینی روستایی باسابقه فعالیت در زمینه کارآفرینی اجتماعی از 124 روستای منتخب دهستان های بکشلوچای، ترکمان و باش قلعه از بخش مرکزی شهرستان ارومیه بودند که تعداد 180 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS23 و شیوه مدل سازی معادلات ساختاری (نرم افزار PLS SMART) انجام شد و نتایج برای آزمون مدل و بررسی فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفه های بقای اقتصادی (عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی) با بازآفرینی روستایی با 0/586=B و کارآفرینی اجتماعی با بازآفرینی روستایی با 0/397=B در سطح معناداری 0/001 وجود دارد. نتیجه گیری: به طور خلاصه، این پژوهش بر اهمیت بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی جهت رشد و توسعه بازآفرینی روستایی تأکید دارد و تأثیر کارآفرینی اجتماعی و بقای اقتصادی بر نواحی روستایی را می توان از ابعاد مختلف ازجمله اشتغال زایی، مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار مشاهده کرد. با آموزش و حمایت مناسب خانوارهای روستایی می توان درآمد روستاییان را از چنین سرمایه گذاری هایی به میزان قابل توجهی افزایش داد و درنتیجه منجر به رشد شاخص های بازآفرینی روستا شد.
۱۰۹۱۵.

تعیین عوامل موثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیر ساخت های حمل و نقل درون شهری (مطالعه موردی منطقه 5 تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۱
حمل ونقل یکی از ارکان اصلی حیات شهری و پیش نیاز توسعه پایدار به شمار می رود که از طریق جابه جایی بار و مسافر، نقش اساسی در پیوند میان عوامل مختلف رشد و شکوفایی ایفا می کند. اهمیت مدیریت مشارکتی نهادهای ذی ربط در توسعه زیرساخت های حمل ونقل و کمبود پژوهش های جامع در این زمینه، ضرورت انجام مطالعه ای علمی را دوچندان ساخته است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر مدیریت مشارکتی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل درون شهری، به طور خاص در منطقه ۵ تهران انجام گرفت. این تحقیق از نوع کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است. داده ها از جامعه آماری شامل ۲۰۳ نفر از کارکنان حوزه حمل ونقل و خدمات شهرداری منطقه در سال ۱۴۰۲ گردآوری شد که بر اساس فرمول کوکران، ۱۰۷ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و برای تجزیه وتحلیل از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی شامل همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون فریدمن و رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS بهره گرفته شد. یافته های تحلیل عاملی نشان داد پنج عامل نگرش به مشارکت، عوامل مدیریتی، بسترسازی فرهنگی، عوامل اجرایی و ساختار سازمانی در توسعه زیرساخت های حمل ونقل نقش دارند. نتایج رگرسیون نیز آشکار ساخت که چهار عامل نگرش به مشارکت، مدیریتی، اجرایی و بسترسازی فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری داشته، اما ساختار سازمانی تأثیر چندانی نداشته است. همچنین، پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 81/0 برای متغیر وابسته و 84/0 برای متغیرهای مستقل تأیید گردید. این نتایج اهمیت توجه به مشارکت ذی نفعان، تقویت بسترهای فرهنگی و بهبود مدیریت اجرایی را در توسعه پایدار حمل ونقل شهری برجسته می سازد.
۱۰۹۱۶.

شناسایی پیشران های تبیین کننده تاب آوری کالبدی شهرها با رویکرد آینده پژوهی (مطالعه موردی: شهر گرگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۷
شهرگرگان به دلیل شرایط خاص طبیعی و جغرافیایی آن مستعد شوک های متعددی از جمله زلزله، سیل، است. که ضرورت توجه به مفهوم تاب آوری شهری را می رساند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل پیشران نظام برنامه ریزی مسکن شهر تهران با رویکرد آینده پژوهی انجام شده است. نوشتار پیش رو ازلحاظ هدف کاربردی است و با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن روش توصیفی تحلیلی است. در پژوهش حاضر به منظور انتخاب آگاهانه شرکت کنندگان، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. اساس به کار بردن روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب گروهی از خبرگان است که بررسی عمیق یا فهمی کلی نسبت به ماهیت پژوهش آگاهی داشته باشند .با استناد به توضیحات گفته شده جامعه آماری پژوهش پیش رو 60 نفر از کارشناسان خبره در حوزه تبرنامه ریزی شهری شامل اساتید دانشگاهی متخصص در حوزه مورد مطالعه هستند. تعداد حجم در نظر گرفته شده برای تکنیک دلفی 10 نفر و برای اجرای تحلیل تاثیرات متقابل در نرم افزار میک مک حجم نمونه در نظر گرفته شده با توجه به آشنایی متخصصین به این نرم افزار 60 نفر در نظر گرفته شد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که پیشران های ذخیره مسکن و عمر آنها، استقرار و مکان یابی مناسب بناهای عمومی، لایروبی مسیرهای رودخانه، رعایت قوانین شهری در توسعه خدمات شهری و رشد فیزیکی شهر، تراکم ساخته شده مناسب مسکن، استفاده از سازه های مقاوم و مناسب در بنا، دانه بندی و سازگاری کاربری ها، فاصله مناسب از رود دره ها، پایداری ساختاری و کارکردی تأسیسات شهری مانند ابنیه فنی، معابر، پلها و تونلها.به عنوان پیشران های کلیدی در تاب آوری کالبدی در شهر گرگان نقش دارند.
۱۰۹۱۷.

بررسی نحوه تأثیرپذیری رفتار شهروندان از مؤلفه تابش در فضاهای شهری (مورد مطالعه: میدان منیریه در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۳
آسایش حرارتی، شرایط ذهنی منحصربه فردی است که عوامل گوناگونی در آن دخیل هستند. رفتار نیز تمامی کنش ها و واکنش های فردی است که در راستای پاسخ گویی به یک نیاز صورت می گیرد. در میان عوامل مؤثر بر آسایش حرارتی، به صورت خاص تابش و میانگین دمای تابشی، تأثیر بسزای در درک آسایش حرارتی دارد و به نوعی مهم ترین مؤلفه در این ارتباط محسوب می شود. ازاین رو، در این پژوهش، تأکید بر این مؤلفه بوده است. در عین حال، نداشتن استرس گرمایی و یا سرمایی، باعث حضور افرادِ بیشتر و ماندن در فضا می شود. ازآنجاکه دست یابی به آسایش حرارتی که در ذهن هر فرد وجود دارد، امری است تقریباً ناممکن؛ با مطالعه رفتار افراد و همچنین محیط، نزدیک شدن به این موضوع ذهنی، امکان پذیر است. پژوهش پیش رو با هدف بررسی تأثیرپذیری رفتار از شدت تابش آفتاب در میدان منیریه تهران، در ابتدا با شناسایی معیارهای پژوهش در ارتباط با آسایش حرارتی، تابش آفتاب و رفتار، با پارادایمی اثبات گرا، به بررسی  موضوع  پرداخته است. روش مطالعه، به منظور مطالعه رفتار کاربران فضا، منطبق بر برداشت میدانی و از طریق مشاهده در سه روز و سه بازه زمانی تعیین شده در دی ماه و در سه موقعیت های انتخابی، توسط متخصصان، تمام شماری شده است. به منظور جمع آوری داده های اقلیمی، از داده های ایستگاه های هواشناسی استفاده و داده ها در نرم افزار ریمن، تحلیل شده است. براساس نتایج، زمانی که تابش به صورت مستقیم در فضا وجود دارد، مکث در فضا افزایش و رفتار نشستن و ایستادن بیشتری در فضا رخ می دهد. همچنین به هنگام وجود تابش مستقیم، رفتارها گروه های بیش از سه نفر و در قالب رفتارهای متنوع تری نظیر پرسه زنی، عکس گرفتن و... مشاهده شده است. بدین ترتیب به نظر می رسد در طراحی فضاهای شهری باید به نحوه بهره مندی فضا از متغیر تابش توجه نمود تا در فصول سرد نیز امکان حضور و سرزندگی در فضاهای شهری فراهم شود.
۱۰۹۱۸.

جُستاری بر الگوی بهینه مدیریت روستایی در ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۵
با توجه به اهمیت جامعه روستایی در نظام تولید کشاورزی کشور، ضروری است تا در چارچوب توسعه ملی، مقوله روستا و توسعه روستایی عمیق تر بررسی شود، چراکه تأمین مواد غذایی و خودکفایی نسبی جز از طریق متحول ساختن روستاهای کشور میسر نیست. این مهم تنها با اعمال مدیریت شایسته و کارآمد و بهره گیری از شیوه های مدیریتی امکان پذیر است. نظام مدیریت روستایی ایران طی سال ها به لحاظ ساختار های اجتماعی، تحولات و دگرگونی های پیچیده ای داشته است و خلاء مدیریت کارآمد و اصولی در روستاها در تمامی ادوار، به خصوص در دهه های اخیر مشکلات فراوانی را برای روستائیان ایجاد کرده است. لذا هدف کلی این پژوهش جُستاری بر الگوی بهینه مدیریت روستایی در ایران می باشد که به روش مروری با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و بررسی اسنادی، انجام شده است. در مدل پیشنهادی سازمانی با نام بنگاه توسعه و مشارکت مردمی روستایی به صورت هیأت مدیره ای متشکل از سازمان های ذیربط و نماینده کارگروه های روستاییان تشکیل شده است که به شکل شورایی به فعالیت می پردازند. در این مدل تعامل و ارتباط تنگاتنگ تعاونی روستایی با دهیاری وجود دارد. به علاوه کارگروه هایی که با عضویت نمایندگان روستاییان تشکیل می شود، با داشتن دانش بومی منطقه، مسائل و مشکلات منطقه را شناسایی کرده و بهترین راه حل های منطبق و سازگار با منطقه را ارائه می دهند و مطابق با آنها طرح ها و برنامه های پیشنهادی را به مقامات بالاتر ارائه داده و بودجه لازم را برای اجرا اختصاص می دهند. قابل ذکر است که کارشناسان و متخصصان نقش تسهیلگر در این کارگروه ها دارند. این مدل کاملاً بومی بوده و منطبق با واقعیات جامعه روستایی ایران است.
۱۰۹۱۹.

تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است.  نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.
۱۰۹۲۰.

فراتحلیل کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه در دهه های اخیر، تنوع کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از ارکان کلیدی پایداری شهری اهمیت یافته است، چرا که مدل های سنتی برنامه ریزی مبتنی بر تفکیک کاربری ها قادر به پاسخ گویی به پیچیدگی ها و نیازهای فضایی اجتماعی شهرهای معاصر نبوده اند، که این ناکارآمدی به صورت گسست های فضایی، تضعیف تعاملات اجتماعی و افزایش وابستگی به حمل ونقل موتوری بروز یافته است. در مقابل، توسعه مبتنی بر کاربری ترکیبی با تأکید بر هم زیستی عملکردهای گوناگون در یک بستر مشترک، امکان بهبود دسترسی پذیری و بهره وری فضایی را فراهم می آورد و می تواند مصرف انرژی را کاهش دهد و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و بهره وری زیرساخت ها را ارتقا دهد؛ ولی تحقق این رویکرد مستلزم تحلیل های دقیق و چندلایه از ساختارهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهر است، امری که بدون بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی ممکن نیست. هوش مصنوعی با الگوریتم های یادگیری ماشین قادر است داده های مکانی و اجتماعی را به صورت هم زمان پردازش کرده و الگوهای پنهان و همبستگی های پیچیده را شناسایی کند، که این قابلیت به برنامه ریزی شهری مبتنی بر داده امکان می دهد تا ساختارهای هدفمند و انطباق پذیر برای کاربری ترکیبی طراحی کند و سیاست های شهری را به سوی تاب آوری و پایداری سوق دهد. افزون بر این، کاربری ترکیبی نه تنها یک راهکار کالبدی، بلکه ابزاری چندبعدی برای ارتقای تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فضاهای شهری محسوب می شود که با تقویت اقتصاد منطقه ای و افزایش تعاملات اجتماعی، آسیب پذیری های شهری را کاهش می دهد؛ اما تحقق این چشم انداز نیازمند داده های دقیق مکانی، ابزارهای تحلیل پیشرفته و نهادینه سازی سازوکارهای مشارکتی مبتنی بر داده است که در بسیاری از شهرهای در حال توسعه با محدودیت هایی همچون ضعف زیرساخت های فنی و نهادی مواجه است. اگرچه فناوری های هوشمند پتانسیل بالایی در تحلیل پیچیدگی های فضایی دارند، استفاده عملی از آن ها در مقیاس های کلان محدود و کمتر به نیازهای زمینه ای پاسخ گو بوده است؛ از این رو، شکاف میان ظرفیت نظری فناوری و کاربرد عملی آن به تحول ساختاری در نظام های قانونی و مدیریتی نیاز دارد تا بتوان نظام تصمیم سازی هماهنگ، مشارکتی و آینده نگر را پایه گذاری کرد و الگوهای پایدار، منعطف و تاب آور کاربری زمین را طراحی و اجرا کرد. در نهایت، با توجه به چالش های جمعیتی و کالبدی شهر تهران و محدودیت های برنامه ریزی موجود، این پژوهش به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی با تمرکز بر ایجاد الگوهای داده محور، چندبعدی و انطباق پذیر می پردازد تا پاسخ گوی پیچیدگی های فضایی معاصر باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل و مرور نظام مند به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل ترکیب کاربری اراضی شهری می پردازد و از روش تحلیل مسیر برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر توسعه کاربری های ترکیبی استفاده کرده است. در بخش مرور نظام مند، با بهره گیری از نرم افزار PRISMA و طی فرایندی سه مرحله ای، ابتدا جست وجوی گسترده ای در پایگاه های معتبر اسکاپوس، اسپرینگر لینک، گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر انجام شده و ۲۱۰۷ مقاله شناسایی شد. پس از حذف مطالعات نامرتبط و کاهش تعداد مقالات به ۶۵۴، با استفاده از معیارهای دقیق تری بر اساس ورود و خروج، تعداد به ۱۸۷ و در نهایت، به ۶۵ مقاله با کیفیت رسید. داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل و نقشه های بصری آن تهیه شدند. در بخش دوم، هفت مؤلفه کاربرد هوش مصنوعی به عنوان متغیرهای مستقل و پنج مؤلفه توسعه کاربری ترکیبی به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند و تأثیرات آن ها توسط جامعه ای شامل ۹۶ خبره و متخصص با نمونه گیری هدفمند بررسی شد. مقیاس پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنج سطحی طراحی و تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS3) انجام گرفت. تحلیل مدل های اندازه گیری و ساختاری با نرم افزار SMARTPLS انجام شد که پایایی، روایی و معناداری مدل ها را تأیید کرد.  یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان می دهد مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهری بیشتر در سه حوزه تحلیل کاربری اراضی و تحلیل فضایی شهری، استراتژی های توسعه و مدیریت کاربری ترکیبی و تصمیم گیری های مرتبط با کاربری اراضی دسته بندی می شوند که به ترتیب شامل ۲۹، ۳۰ و ۷ مقاله هستند. از نظر توزیع جغرافیایی، چین با ۴۰ مقاله پیشرو بوده و پس از آن آمریکا، اروپا و ایران به ترتیب با ۱۲، ۹ و ۳ مقاله قرار دارند؛ این ترکیب نشان دهنده تمرکز علمی جهانی و همچنین، شکاف های موجود در کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی کاربری زمین است. روند زمانی مطالعات نیز حاکی از افزایش چشمگیر انتشارات از سال ۲۰۲۰ به بعد و اوج آن در سال ۲۰۲۴ است که این موضوع بیانگر توجه روزافزون جامعه علمی به فناوری های هوشمند در مواجهه با پیچیدگی های برنامه ریزی شهری است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها نیز تأکید می کند که رویکردهای یکپارچه هوش مصنوعی با مفاهیمی همچون برنامه ریزی پیشگیرانه، تغییرات جمعیتی و تحولات زیست محیطی پیوند خورده و نقش مهمی در ایجاد الگوهای پویا و انعطاف پذیری سیستم های شهری دارد. بررسی کاربرد تکنیک های هوش مصنوعی نشان می دهد روش هایی مانند یادگیری عمیق، الگوریتم های ژنتیک، یادگیری ترکیبی و تحلیل کلان داده در حوزه هایی نظیر طبقه بندی و پیش بینی کاربری زمین، شبیه سازی چیدمان فضایی و بهینه سازی تخصیص کاربری زمین کاربرد گسترده دارند. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، متغیرهای پژوهش مشتمل بر هفت مؤلفه برای کاربرد هوش مصنوعی و پنج مؤلفه برای توسعه کاربری های ترکیبی شناسایی شدند و مدل اندازه گیری با بارهای عاملی بالاتر از 0/4، پایایی و روایی مطلوب تأیید شد. شاخص های برازش مدل ساختاری نیز حاکی از کیفیت بالای مدل است؛ معیار GoF برابر 0/739، R² معادل 0/716 و Q² برابر 0/506 نشان دهنده تبیین قوی و پیش بینی مناسب متغیر وابسته است. تمامی مسیرهای اثرگذاری میان متغیرهای مستقل و وابسته در سطح معناداری ۹۵ درصد تأیید شده اند که مهم ترین آن ها مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی (15/858=t)، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان (5/765= t) و هم افزایی الگوریتم های هوشمند (4/339= t) بوده اند؛ همچنین مسیر پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین (3/652= t)، کاربرد هوش مصنوعی (2/868= t)، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی (2/510= t)، تحلیل کلان داده و روندهای شهری (2/09= t) و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری (2/023= t) نیز به طور معنادار بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی تأثیرگذار شناخته شده اند که درمجموع اهمیت هوش مصنوعی را در بهبود کاربری های ترکیبی اراضی شهری به روشنی نشان می دهد. نتیجه گیری هوش مصنوعی با بهره گیری از تحلیل های عمیق و تلفیق داده های جغرافیایی، اجتماعی و محیط زیستی، ظرفیت های چشمگیری در درک و مدیریت پیچیدگی های کاربری های ترکیبی اراضی شهری ایجاد کرده است. مرور نظام مند پژوهش ها نشان می دهد کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه تحلیل فضایی و کاربری اراضی، استراتژی های توسعه و تصمیم گیری برنامه ریزی شهری متمرکز شده و از سال ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها، هوش مصنوعی را به عنوان عاملی تحول آفرین معرفی می کند که پیوند مفاهیم زیست محیطی، جمعیتی و برنامه ریزی پیشگیرانه را تسهیل کرده و گذار از مدل های سنتی به الگوهای پویا و آینده نگر را ممکن ساخته است. تکنیک های پیشرفته ای مانند یادگیری عمیق، یادگیری ماشین، الگوریتم های ژنتیک و مدل های عامل محور، با بهره گیری از داده های چندمنبعی شامل تصاویر ماهواره ای، داده های حمل ونقل و شبکه های اجتماعی، نقش مهمی در طبقه بندی، بهینه سازی و شبیه سازی کاربری زمین شهری ایفا کرده و انعطاف پذیری سیستم های شهری را در مواجهه با چالش های محیطی و اجتماعی افزایش داده اند. پژوهش ها بر اهمیت ابعاد اجتماعی فرهنگی، حکمرانی شفاف و عدالت الگوریتمی تأکید دارند و توسعه چارچوب های اخلاقی و همکاری های میان رشته ای را ضروری می دانند. همچنین، محدودیت های فناورانه مانند نیاز به منابع پردازشی بالا و چالش های داده ای، ضرورت استفاده از رایانش ابری و یادگیری فدرال را برجسته می کند. تحلیل معادلات ساختاری نشان داد تمامی مسیرهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران در سطح اطمینان معنادار هستند؛ مهم ترین مؤلفه ها شامل مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان و هم افزایی الگوریتم های هوشمند هستند. دیگر مسیرهای معنادار شامل پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین، کاربرد هوش مصنوعی، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی، تحلیل کلان داده و روندهای شهری و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری نیز در مدل تأیید شده اند. در مجموع، هوش مصنوعی با فراهم آوردن بستری کارآمد برای مدل سازی، پیش بینی، مشارکت پذیری و بهینه سازی، به ارتقای کیفیت تصمیم گیری و تحقق توسعه پایدار کاربری های ترکیبی در تهران کمک شایانی می کند، هرچند نیاز به توسعه زیرساخت های فنی، تضمین عدالت الگوریتمی و همکاری های میان رشته ای در پژوهش های آینده حیاتی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان