در این مطالعه داده های مربوط به حداقلها و حداکثرهای مطلق سالانه دمای روزانه ایستگاه سینوپتیک اصفهان طی دوره آماری 1951 تا 2005 میلادی به مدت 55 سال مورد استفاده قرار گرفته است. برای بررسی ارتباط بین دماهای حداقل و حداکثر مطلق با گرمایش جهانی، از داده های متوسط جهانی ناهنجاری های دما در بازه 1991 تا 2005 میلادی استفاده شده است. از روش های رگرسیون خطی (خطی ساده، منحنی اس شکل و پلی نومیال) و آماره من-کندال برای آزمون معنی داری روند تغییرات سری های دمایی استفاده شده است. نتایج کلی این تحقیق نشانگر عدم تغییرات معنی دار در روند بلند مدت دماهای کرانگین اصفهان بوده است با این وجود دماهای کرانگین این ایستگاه از سال 1990 به بعد تحت تاثیر پدیده آغاز سرد قرار گرفته و دچار تحول شده و روند رو به تغییری را طی کرده است. نتایج آشکار سازی روند تغییرات دماهای کرانگین حداکثر اصفهان مثبت و دماهای کرانگین حداقل بویژه برای سال های بعد از سال 1990 که عمدتاً تحت تاثیر پدیده آغاز سرد قرار گرفته، منفی بوده که این امر به معنی کاهش شدت سرمای زمستان و معتدل تر شدن آن و برعکس روند معنی دار و مثبت تغییرات دماهای کرانگین حداکثر اصفهان نشانگر افزایش تدریجی دماهای بیشینه و شدت گرفتن گرمای تابستانه می باشد.
آب مورد استفاده در منطقه کلات حدود 165 میلیون متر مکعب است که حدود 60 میلیون متر مکعب آن سطحی و105 میلیون متر مکعب آن زیرزمینی می باشد. جریان های سطحی بخش عمده نیاز آبی منطقه را تأمین می نماید. به لحاظ تأمین نیازهای آبی در بخش های کشاورزی، شرب و بهداشت مشکل عمده ای در منطقه وجود ندارد. مهم ترین مساله در منطقه نحوه بهره برداری از منابع آب می باشد. درحال حاضر، روستائیان به منظور بهره برداری بیشتر از منابع آب با احداث تعدادی سردهنه سنتی و ایجاد کانال، از دبی پایه رودها استفاده می کنند. این تاسیسات با وقوع هر سیلاب مخرب، ویران شده و می بایست از نو احداث شوند. تقسیم آب در منطقه براساس حقابه و بر مبنای ساعت، در مدار آبیاری توزیع می شود؛ در مواردی که حقابه متناسب با سطوح زیرکشت نبوده، منجر به بروز مشکلات و درگیری بین زارعین می شود. به علاوه در منطقه تعدادی ازسکونتگاه های روستایی در زمینه تأمین آب شرب و بهداشتی، با مشکل کمی و کیفی مواجه می باشند. به منظور بررسی عوامل مؤثر و اساسی در مشکلات تأمین آب سکونتگاه های روستایی بین متغیّرهای دوری از مرکز اداری و ارتفاع محل سکونتگاه با آبرسانی، از آزمون احتمال دقیق فیشر استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد که رابطه ای معنادار بین عوامل مزبور وجود ندارد. عامل مشکل ساز کمبود هزینه و ناکارآمدی مدیریت آبرسانی می باشد.
این مقاله اثرات اجرایی طرح ساماندهی خروج دام از جنگل را بر جنگل نشینان بخش مرکزی شهرستان رضوانشهر استان گیلان مطالعه می کند. برای این منظور از دو گروه افراد درگیر دراین طرح، مسئولین و کارشناسان مجری طرح و خانوارهای مشمول طرح جابجایی نظر سنجی به عمل آمد. نتایج عمده تحقیق به شرح زیر می باشد. طرح ساماندهی خروج دام از جنگل از لحاظ تأمین و ارائه خدمات عمومی.برای جنگل نشینان در محل زندگی جدید تا حدودی موفق بوده است، اما از لحاظ تأمین اشتغال، تولید و درآمد زایی موفقیت چندانی نداشته است. اکثریت خانوارهای مشمول طرح به دلیل جابجایی شغل اولیه خود را از دست دادهاند در مقابل در محل اسکان جدید اقدامات جدی برای اشتغال آن ها صورت نگرفته است. به همین خاطر جمعیت جابجا شده عملاً از چرخه تولید کنار رفته و درآمد پیشین خود را از دست داده و منجر به نارضایتی اکثر خانوارهای مشمول طرح شده است. این بررسی نشان می دهد که ادامه چنین سیاستی با مشکل مواجه خواهد شد مگر اینکه مسئولین راهکارهای مناسبی را برای ایجاد اشتغال و تأمین منابع درآمدی مناسب برای خانوارهای مشمول طرح بیاندیشند. استفاده از رویکرد مشارکتی مردم محلی از جمله روشهایی است که امروزه در دنیا مورد استفاده قرار می گیرد ضمن محافظت از جنگل به کاهش فقر و افزایش پایداری محیط زیست و ایجاد قوانین مؤثر کنترل جنگل کمک کند.
بررسی نوسانهای سطح آب دریاچه¬ها به منظور حفاظت آنها به لحاظ اهمیت، ماهیت و موقعیت این مجموعه¬های آبی و به¬عنوان یک میراث طبیعی در سالهای اخیردر بین کشورها در سطح ملی و منطقه¬ای جایگاه ویژه¬ای پیدا کرده است. دریاچه ارومیه با وسعتی بین 4500 - 6000 کیلومتر مربع به عنوان بزرگترین دریاچه داخلی ایران و بیستمین دریاچه جهان از اهمیت ویژه¬ای برخوردار است. هدف اصلی تحقیق جاری بررسی تغییرات سطح آب دریاچه ارومیه با استفاده از تصاویر ماهوره¬ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی می¬باشد، برای رسیدن به این هدف تصاویر ماهواره¬ای چند طیفی ماهواره لندست (شامل تصاویر سنجنده¬های MSS، TM ، (ETM+، MODIS و IRS از سال 1976م. الی 2005 م. مورد استفاده و پردازش قرار گرفت و نوسانهای سطح آب دریاچه در دوره¬های زمانی مختلف استخراج شد. مدلهای نهایی نشان¬دهنده نوسانهای گسترده دوره¬ای و تغییرات چشمگیر فصلی در پارامترهای هندسی دریاچه ارومیه، به¬ویژه در طول دهه گذشته می¬باشد. بیشترین تغییرات به دلیل کاهش ارتفاع آب دریاچه بویژه در جنوب شرق و سواحل شرقی دریاچه ارومیه شده است. ظهور چنین نوسانهای معناداری باعث کاهش 23 درصدی از سطوح آب دریاچه در طی دوره مطالعه شده شده است که خود باعث تسریع روند تبدیل اراضی آبی به زمینهای لم یزرع و رسوب املاح نمکی در امتداد خطوط ساحلی شده است.