فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۶۸۱ تا ۱۶٬۷۰۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال هشتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲۱
269 - 284
حوزههای تخصصی:
گاز رادون یکی از عوامل اصلی سرطان ریه محسوب می شود، انتشار این گاز در منابع آبی می تواند باعث مخاطرات زیست محیطی عمده ای شود. هدف از این تحقیق اندازه گیری غلظت گاز رادون محلول درآب های زیرزمینی دشت جیرفت و تعیین ارتباط آن با گسل های فعال در منطقه است. در این راستا 40 نمونه آب از چا ه های محدوده دشت جیرفت تهیه و با استفاده از دستگاه RAD7 غلظت گاز رادون محلول در آنها محاسبه شد. طبق نتایج بدست آمده 67 درصد از چاه های منطقه مورد مطالعه دارای غلظت گاز رادون بیش از حد مجاز هستند. با انجام عملیات درونیابی، نقشه پهنه بندی میزان غلظت گاز رادون تهیه شد و منطقه مورد مطالعه به چهار کلاس بسیار بالا، بالا، متوسط و کم به لحاظ غلظت گاز رادون طبقه بندی شد. به طوری که منطقه ای در حدود 54000 هکتار در محدوده با غلظت بالا و خیلی بالا قرار دارد. در این بین شهر جیرفت در بخش غلظت بالای گاز رادون قرار گرفته است. جهت تعیین ارتباط بین غلظت بالای گاز رادون و گسل های منطقه از روش وزن های نشانگر استفاده شد. نتایج حاصل از این روش نشان می دهد که بین چا ه های دارای غلظت بالا و خیلی بالای گاز رادون و گسل های اصلی منطقه ارتباط بالایی وجود داشته و به لحاظ کمی بیشترین ارتباط در فاصله 1000 متری از گسل ها به دست آمد و با فاصله گرفتن از امتداد گسل ها این ارتباط نیز کمتر می شود.
شناسایی و تحلیل همدیدی تیپ های هوای شهر اهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کارهایی که در زمینه اقلیم شناسی همدید انجام می شود تیپ بندی هواست. در این پژوهش به منظور شناسایی تیپ های هوای ایستگاه اهر ، داده های روزانه مربوط به 16 پارامتر جوی طی دوره آماری 1/1/1365 تا 10/10/1391 استفاده شده است. برای این کار یک تحلیل خوشه ای با روش ادغام وارد بر روی ماتریس استاندارد شده با آرایه P( 16 ×9227)، انجام گرفت که در این آرایه روز ها در سطرها ومتغیرها در ستون ها قرار دارند و در نهایت 5 تیپ هوا برای شهر اهر شناسایی شد که عبارتند از: 1- تیپ گرم، نیمه خشک و بدون بارش2- تیپ معتدل، نیمه مرطوب و کم بارش3- تیپ خیلی سرد و یخبندان، نیمه مرطوب و بدون بارش4- تیپ معتدل سرد، نیمه مرطوب و کم بارش5- تیپ سرد، بسیار مرطوب و پربارش. نتایج مطالعه نشان داد تیپ معتدل، نیمه مرطوب و کم بارش بیشترین فراوانی را در شهر اهر و تیپ گرم، نیمه خشک و بدون بارش کمترین درصد حاکمیت را دارا می باشند. همچنین بررسی تغییرات زمانی تیپ های شناسایی شده حاکی از سیر نزولی تیپ هوای سرد، مرطوب و پربارش بوده و این در حالی است که تیپ های هوای متمایل به گرم ، روند عکس (افزایشی) را نشان می دهد. همچنین تیپ های هوایی که در دوره سرد سال و در شش ماه دوم سال فعال هستند با 8/58 درصد بیشترین درصد حاکمیت را به خود اختصاص داده اند.
برآورد مقدار تبخیر با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و الگوریتم ژنتیک (مطالعه موردی: ایستگاه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به سبب تأثیر متقابل عناصر هواشناختی در محاسبه قدرت تبخیر جو، تخمین آن یک کار پیچیده و غیر خطی است. لذا برای تخمین آن باید از مدل های پیشرفته ریاضی استفاده نمود. در این مطالعه جهت برآورد قدرت تبخیر جو در سطح ایستگاه تبریز از شبکه های عصبی مصنوعی بر پایه دو الگوریتم آموزشی لونبرگ مارکوئت و الگوریتم ژنتیک، رگرسیون خطی چند متغیره و معادله پنمن فائو استفاده شده است. بر این اساس در مدل شبکه عصبی با اتخاذ یک و دو لایه پنهان و دو تابع فعال سازی تان سیگمویید و لوگ سیگمویید، 56 مدل شبکه عصبی تولید شد. ارزیابی و مقایسه نتایج این مدل ها براساس معیارهای چون ضریب تعیین و مجذور میانگین مربعات خطا نشان داد که دقت مدل ها بستگی به نوع تابع محرک، نوع الگوریتم آموزشی، تعداد لایه های پنهان و تعداد نرون های اتخاذ شده دارد. از سوی نتایج نشان داد که در مدل های تک لایه، دقت وزن دهی الگوریتم ژنتیک برای هر دو تابع فعال ساز بیش از الگوریتم لونبرگ مارکوئت است. از سویی در مدل های با دو لایه پنهان دقت وزن دهی الگوریتم آموزشی لونبرگ مارکوئت بیش از الگوریتم ژنتیک بوده؛ به طوری که دقیق ترین مدل شبکه با آرایش 5-7-7-1 با مجذور میانگین مربعات خطای 227/0 میلی متر بر اساس الگوریتم آموزشی لونبرگ مارکوئت و دو لایه پنهان و تابع فعال سازی تان سیگمویید تولید شده بود. همچنین مجذور میانگین مربعات خطای مدل رگرسیون خطی چند متغیره و معادله پنمن فائو به ترتیب به مقدار 79/0 و 34/1 بدست آمد. بنابراین مدل شبکه عصبی در قیاس با دو مدل مذکور دارای کارایی بهتر، ضریب دقت بیشتر و مقدار خطای کمتری جهت پیش بینی مقدار تبخیر ایستگاه تبریز است.
کاربرد قاعده لاضرر در حفاظت از محیط زیست و معماری در راستای ارائه مدلی برای شهرسازی اسلامی و ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محیط زیست و شهرسازی دو مقوله هم پیوند و دارای تأثیر و تأثر متقابل بوده که در ایران وضعیت استاندارد و مطلوبی نداشته و نیازمند برنامه ریزی بومی است. بی شک در کنار سازوکارهای موجود و تجربیات بعضا مطلوب داخلی و بین المللی در زمینه حفاظت از محیط زیست و معماری و شهرسازی پایدار بایستی از قواعد فقهی و اسلامی برای سامان بخشیدن به این حوزه و طرح اندازی استفاده کرد؛ اما مهم ترین نکته در بحث حفاظت از محیط زیست و معماری و شهرسازی جلوگیری از آسیب رساندن به محیط زیست و انسان ها است که در فقه اسلامی نیز این مسئله در قالب قاعده کلان فقهی لاضرر بیان شده است. هدف اصلی این مقاله بررسی چگونگی کاربرد قاعده لاضرر در حفاظت از محیط زیست و معماری در راستای ارائه مدلی برای شهرسازی اسلامی و ایرانی است. سؤال اصلی مقاله این است که آیا از قاعده لاضرر و لاضرار می توان برای حفاظت از محیط زیست و شهرسازی استاندارد و اصولی استفاده کرد؟ فرضیه ای را که در این مقاله برای پاسخ گویی به سؤال اصلی در صدد تحلیل و بررسی آن هستیم این است که تخریب محیط زیست و شهرسازی افسارگسیخته و متراکم و ناقض حریم انسان ها و محیط زیست همگی معلول مدل های توسعه و شهرسازی غربی و غیربومی هستند و راه حل غلبه بر آن ها نیز در رجعت دوباره به همان مدل های توسعه غربی نیست. در فرهنگ اسلامی برای غلبه بر این دو مشکل بزرگ مهم ترین و اساسی ترین قاعده قاعده لاضرر است زیرا هم ظرفیت اخلاق و دین و هم فقه و قانون را در برابر ناقضان محیط زیست و شهرسازی غیر استاندارد و متناقض با حقوق انسان های و محیط زیست فعال و کارآمدتر می کند. روش مورد استفاده در این مقاله توصیفی – تحلیلی است. ابزار گردآوری اطلاعات نیز فیش برداری و مراجعه به منابع کتابخانه ای و نیز استفاده از مقالات علمی و پژوهشی است.
فراتحلیل پژوهش های انجام شده در حوزه شهرهای مرزی، نظم و امنیت در استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال چهارم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۴
33 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف نوشتار حاضر، فراتحلیلی بر پژوهش های انجام شده در حوزه شهرهای مرزی، نظم و امنیت در استان سیستان و بلوچستان می باشد. در این پژوهش از روش فراتحلیل و نرم افزار CMA2 و SPSS بهره گرفته شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه تحقیقات و مطالعات انجام شده(18 طرح پژوهشی، 8 پایان نامه، 5 کتاب و 42 مقالات همایشی)،(73 نمونه) در دفتر تحقیقات کاربردی فرماندهی انتظامی استان سیستان و بلوچستان در بازه زمانی 97-1389 می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه تحقیقات صورت گرفته در زمینه امنیت در شهرهای مرزی استان سیستان و بلوچستان توانسته اند تا اندازه زیادی دستاوردهای پژوهشی مهم و راهگشایی عرضه کنند، اما، بیشتر تحقیقات، «امنیت» را به صورت عام موردمطالعه قرار داده و بدون لحاظ کردن دقائق مفهومی و ظرائف نظری که در مورد انواع امنیت وجود دارد، سعی در مطالعه آن در کلی ترین معنایش کرده اند. نتیجه این وضعیت، چیزی جز غفلت از وجوه مختلف امنیت، ابعاد متنوع آن و نیازهای پژوهشی مختلفی که هر کدام از این وجوه متنوع جهت بررسی نیاز دارد، نیست. بعلاوه، تقریبا تمام پژوهش هایی که مورد فراتحلیل قرار گرفتند، مبتنی بر روش های پژوهش کمّی(به ویژه پیمایش) بودند(عدم توجه جدی به روش های کیفی در پژوهش ها). همچنین، مشخص گردید که مهمترین پدیده هایی که در زمانه حاضر در مکان های مرزی(استان سیستان و بلوچستان)، شکل می گیرند و می توانند بر مقوله امنیت این مکان ها تاثیرگذار باشند، پدیده های درون مکانی(فضای مجازی و تغییرات شیوه زندگی) و پدیده های فرامکانی(تشکیل گروهک ها در فضاهای مجاور، بی ثباتی داخلی و تغییر حکومت ها و حرکت های فرامنطقه ای جمعیتی) هستند که به این عوامل توجه کافی نشده و تعدد و شیوع تحقیقات در این زمینه، به اندازه کافی نیست. در پایان نوشتار، متناسب با یافته های تحقیق، الگوی نهایی پیشنهادی پژوهش در هفت محور ارائه گردیده است.
بررسی تأثیر ناکارآمدی ساختار اجتماعی با تخریب بیشتر مولفه های کالبدی با رویکرد توسعه پایدار در بافت فرسوده تبریز (مطالعه موردی: محلات سیلاب قوشخانه، احمد آباد، ملازینال و خلیل آباد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال نهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۳
107 - 118
حوزههای تخصصی:
شهر به عنوان محیط زیست بشر در معرض تهدیدهای جدی است و این مسئله به دلیل اهمیت روزافزون مطالعات توسعه پایدار در پایش سیاست های عمومی است. در این مقاله نیز هدف، شناسایی مولفه های کلیدی و تاثیرگذار و سپس ارائه راهبرد در فرایند تدوین الگوی پایدار شهری و توسعه شهری می باشد. بنابراین در محلات هدف تحلیلی به منظور استخراج شاخص های مناسب برای سنجش و ارزیابی پایداری و کیفیت محیط شهری با استفاده از پرسشنامه و بعد برای حجم نمونه نیز از تکنیک کوکران استفاده شده و در نهایت تحلیل آماری توصیفی انجام گرفته و داده های اجتماعی-اقتصادی و کالبدی به وسیله نرم افزار SPSS وتکنیک SWOT مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و در آخر این نتیجه حاصل شد که شاخص های کالبدی بیشترین تاثیر فنی را دارند اما شاخص های اجتماعی در سطح قابل قبول و گاها رضایتمند هستند این موضوع را می توان اینگونه بیان کرد که مشکلات کالبدی از جمله فرسوده بودن ابنیه، عدم رعایت ضوابط در ساخت و سازها همگی باعث تاثیر منفی از این شاخص شده و در مقابل وجود روابط خانوادگی بین ساکنان، وجود ریشه های قومی و ارتباطات و خاطرات مربوط به نسل های قبلی که در آن محدوده ساکن بوده اند معمولا نوعی حس دلبستگی مکانی ایجاد می کند که مطلوب بودن شاخص های اجتماعی را توجیه می کند.
امکان سنجی خطر زمین لغزش در حوضه آبخیز گلالرود با استفاده از GIS(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سرزمین سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
132 - 145
حوزههای تخصصی:
یکی از راهکارهای مهم برای کاهش خسارت ناشی از وقوع زمین لغزش ها، ارزیابی و پهنه بندی مناطق مستعد به زمین لغزش ها از طریق تهیه نقشه های پهنه بندی خطر زمین لغزش است. حوضه آبخیز گلالرود ایلام به دلیل دارا بودن شرایط اقلیمی و سنگ شناسی مناسب، مستعد رویداد این پدیده می باشد. به منظور شناسایی مناطق مستعد زمین لغزش ابتدا عوامل مؤثر در وقوع این پدیده شامل جنس خاک یا سنگ، ساختار زمین شناسی، شکل دامنه، کاربری اراضی، ارتفاع نسبی و آبهای زیرزمینی شناسایی شدند، سپس برای تهیه لایه های اطلاعاتی و ارزیابی هر یک از عوامل و تلفیق آنها و سرانجام تهیه نقشه پهنه بندی زمین لغزش از سامانه اطلاعات جغرافیایی استفاده گردید. برای وزن دهی به معیارها به دلیل کوهستانی بودن منطقه از روش آنبالاگان استفاده شده است.
ارزیابی، مدل سازی و پیش بینی توسعه ی شهری نیشابور با تأکید بر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۹ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۶
16 - 31
حوزههای تخصصی:
در روند توسعه ی شهری بسیاری از زمین های کشاورزی اطراف و حاشیه شهرها تغییر کاربری یافتند و از طرفی مکان گزینی و توسعه ی بی برنامه شهرها در بسیاری از موارد منجر به نادیده گرفتن مخاطرات طبیعی گردید و مخاطرات طبیعی از عوامل تهدیدکننده ی امنیت شهرها هستند که یکی از مهم ترین این مخاطرات طبیعی، زلزله است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با تأکید بر زلزله در شهر نیشابور انجام گرفته است که از نظر هدف، کاربردی بوده و از تصاویر سنجنده ی ETM مربوط به سال های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۹ و سنجنده ی OLI مربوط به سال 2018 از ماهواره ی لندست بهره گیری شده است و برای تجزیه وتحلیل داده ها در محیط نرم افزاری Arc GIS استفاده گردید. همچنین از مدل IDW جهت پهنه بندی، از مدل AHP < /span>برای وزن دهی نظرات کارشناسان و برای پیش بینی توسعه ی شهر تا سال 2030 از مدل زنجیره ی مارکوف و CA مارکوف استفاده شد. نتایج تحقیق نشانگر آن است که سمت توسعه ی آینده ی شهر نیشابور بیش تر تمایل به سمت شمال و شمال شرق دارد؛ درحالی که محدوده ی مذکور در پهنه ی خطر متوسط زلزله قرار دارد و جنوب و جنوب غربی شهر در پهنه ی خطر کم بوده، درحالی که سمت توسعه ی آینده نخواهد بود و تا سال 1409 (2030 میلادی) بهترین جهت برای توسعه ی شهر به سمت جنوب و جنوب غربی است. به طورکلی قسمت شمالی شهر که عمده محدوده ی شهر و سمت توسعه ی شهر است، دارای خطر بیش تری است؛ چراکه در پهنه زلزله های با عمق کم قرار بوده و در پهنه ی زلزله های بیش از 7/4 ریشتر بوده و فاصله ی کم تری را با گسل های فعال دارد و سمت جنوب که سمت توسعه ی شهر هم نیست دارای خطرات احتمالی کم تری است
تحلیل تأثیرپذیری تحولات کالبدی-فضایی سکونتگاه های روستایی پیراشهری از عوامل درونی و بیرونی در مجموعه شهری مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال هفدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۶۰
47 - 71
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به منظور بررسی، تحلیل و تبیین تحولات کالبدی – فضایی سکونتگاه های روستایی مجموعه شهری مشهد طی دوره ده ساله اخیر به انجام رسیده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی و نوع آن ازنظر هدف، بنیادی است. برای جمع آوری اطلاعات از روش های اسنادی و میدانی استفاده شده است. جامعه نمونه 28 روستای بالای 20 خانوار در مجموعه شهری مشهد می باشد که از طبقات مختلف جمعیتی و فواصل متفاوت با شهر مشهد انتخاب شدند. از مجموع 20083 خانوار در نقاط روستایی نمونه، با فرمول کوکران، حجم نمونه 377 خانوار به دست آمده این افراد با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای آزمودن مدل مفهومی پژوهش و بررسی تاثیر عوامل شناسایی شده بر تحولات کالبدی-فضایی از تکنیک حداقل مربعات جزئی و با استفاده از نرم افزارSmart PLS ، استفاده گردید. با توجه نتایج، ضرایب t بین متغیرهای اصلی پژوهش، بالای 58/2 بوده یعنی رابطه معنادار و مستقیم است؛ بدین ترتیب شاخص های درونی، همجواری با کلانشهر مشهد و عوامل بیرونی بر تحولات کالبدی- فضایی سکونتگاه های روستایی تأثیر مثبت و معناداری دارد که طبق ضرایب کل متغیر عوامل بیرونی با ضریب تاثیر 947/0 بیشترین تاثیر و عوامل درونی روستا کمترین تاثیر را بر تحولات کالبدی- فضایی سکونتگاه ها داشته است. نتایج تحلیل فضایی و رتبه بندی روستاهای نمونه با مدل ارزیابی تولید وزنی تجمعی (WASPAS) مشخص کرد روستاهای گرجی سفلی، حسین آباد قرقی و دوست آباد دارای بالاترین سطح تحولات کالبدی-فضایی بوده است.
بررسی روند توسعه فیزیکی کلان شهر اهواز بر الگوی گسترش آن در افق 1400(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال هشتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۰
91 - 104
حوزههای تخصصی:
شهرنشینی، رشد شهری و گسترش نامطلوب آن به عنوان پدیده ای جهانی، همه کشورهای دنیا را تحت تاثیر قرار داده است. این پژوهش از لحاظ ماهیت هدف کاربردی و از نظر روش شناسی توصیفی تحلیل می باشد. به به دنبال بررسی روند گسترش فیزیکی و الگوی گسترش شهر اهواز در افق 1400 است. برای دستیابی اهدف ابتدا روند گسترش فیزیکی در دوره 35 سال (1360 تا 1395) بررسی شد و سپس 14 شاخص برای بررسی گسترش بهینه توسعه شهر اهواز در افق 1400 استخراج شدند که با استفاده از منطق فازی (FUZZY) این شاخص ها استاندارد شدند و در ادامه برای مدل بهینه با استفاده از مدل تحلیل ترکیبی ANPDEMATEL سه سطح برای گسترش این شهر مشخص شده که در ترکیب با OVERLAYFUZZY و GAMA 9/0 در محیط Gis نقشه های خروجی نیز با استفاده از نرم افزار های envi و arcgis استخراج گشت. نتایج نشان داد در سطح مدل های پیش بینی کننده اراضی کشاورزی با وزن های 0.101 و 0.118 بیشترین اهمیت و مهم ترین عامل تغییر یافته در روند گسترش فیزیکی شهر اهوا بوده است. همچنین خروجی سطح بندی گسترش فیزیکی در افق 1400 مشخص شد
تحلیلی بر جریان های فضایی و شبکه منطقه ای در نواحی مرزی. مطالعه موردی: نواحی مرزی استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال نهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۳
203 - 226
حوزههای تخصصی:
تقویت پیوندهای روستایی شهری با هدف توسعه اقتصادی و کاهش فقر، به شرایط جغرافیایی، اجتماعی-اقتصادی و اکولوژیکی محلی و منطقه ای بستگی شدید دارد و جریان های موجود که بین سکونتگاه های روستایی - شهری و شبکه منطقه ای منتج از آن در شرایط مناسب می توانند موجد همبستگی و پیوندهای روستایی- شهری و نه تنها به برپایی شبکه های فضایی منتهی گردیده، بلکه زمینه شکل گیری شبکه های اجتماعی را نیز مهیا نمایند.این خود می تواند بستر مناسبی را جهت توسعه یکپارچه روستایی- شهری فراهم آورد. در این راستا این پژوهش در چارچوب منطقی قیاسی و روشی تحلیلی- توصیفی و انتخاب 20 روستای مرزی به عنوان حجم نمونه بادرنظرداشتن مرز بین المللی به عنوان یک واقعیت فضایی، در پی تجزیه و تحلیل فضای جریان ها مابین سکونتگاههای روستایی و شهری در انزوای جغرافیایی نواحی مرزی استان گلستان است، تا از این طریق امکان شکل گیری شبکه منطقه ای مبتنی بر پیوندها و توسعه یکپارچه روستایی شهری مورد بررسی قرار گیرد. نتایج به دست آمده نشان دهنده آن است که همبستگی مستقیمی مابین جریان ها و سطح توسعه یافتگی سکونتگاههای روستایی جهت شکل گیری شبکه منطقه ای وجود دارد و جریان موجود مابین سکونتگاه های شهری و روستایی در منطقه مورد مطالعه در چارچوب یک شبکه منطقه ای، در برگیرنده سه شبکه محلی است. در کرانه غربی منطقه مورد مطالعه، شهر گمیش تپه به عنوان یک شهر کوچک میانی و روستا - شهر سیمین شهر و روستاهای پیرامونی یک شبکه محلی (مبتنی بر منظومه روستایی سیمین شهر) و در کرانه شرقی منطقه مادرشهر ناحیه ای گنبد و روستا شهر اینچه برون یک شبکه محلی (مبتنی بر منظومه روستایی اینچه برون) و نواحی میانی شهر متوسط آق قلا و روستا شهر انبارالوم و روستاهای مرتبط شبکه محلی دیگری (مبتنی بر منظومه روستایی انبارالوم) را شکل داده اند و یک شبکه محلی در منتهی الیه نواحی غربی منطقه مورد مطالعه شامل شهر گنبد و روستاهای پیرامونی (منظومه روستایی داشلی برون) در حال شکل گیری است.
ارزیابی میزان توسعه یافتگی شهرستان های استان سیستان و بلوچستان به لحاظ برخورداری از خدمات رفاه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی منطقه ای سال نهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۴
81 - 94
حوزههای تخصصی:
استان سیستان و بلوچستان با توجه به مرزی بودن و دوری از مرکز، در اکثر شاخص های توسعه از محروم ترین استان های کشور است. در این استان با توجه به وسعت زیاد و پراکندگی شهرستان ها، منابع و امکانات موردنیاز توسعه به صورت یکسان و متوازن توزیع نشده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی سطح توسعه یافتگی شهرستان های استان سیستان و بلوچستان به لحاظ داشتن خدمات رفاه اجتماعی انجام گرفته است. اطلاعات موردنیاز تحقیق از سالنامه آماری سال 1393 استان اخذ شده و به منظور تعیین سطوح توسعه یافتگی شهرستان های استان از خدمات رفاه اجتماعی، از آمارهای سازمان های بهزیستی، کمیته امداد امام (ره) و تامین اجتماعی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، مشتمل بر 19 شهرستان با توجه به تقسیمات سیاسی اداری در سال 1395 می باشد. روش تحقیق توصیفی– تحلیلی و مدل های مورد استفاده جهت رتبه بندی شهرستان های استان، تکنیک های تاپسیس و موریس می باشند. نتایج نشان می دهد که با توجه به معیارهای در نظر گرفته شده برای سطح بندی شهرستان ها، بر اساس شاخص موریس به ترتیب شهرستان های زاهدان، زابل، نیکشهر و ایرانشهر برخوردارترین و شهرستان های فنوج، قصرقند، مهرستان و میرجاوه کم برخوردارترین شهرستان های استان می باشند. همچنین براساس تکنیک تاپسیس نیز مشخص شد که، شهرستان های زاهدان، ایرانشهر، نیکشهر و زابل برخوردارترین شهرستان های استان و شهرستان های میرجاوه، قصرقند، فنوج و مهرستان کم برخوردارترین شهرستان های استان از لحاظ برخورداری آنها از شاخص های رفاه اجتماعی هستند.
منطقه گرایی اقتصادی در شرق آسیا: آسه آن + 3 یا آسه آن+6؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
180 - 206
حوزههای تخصصی:
بحران اقتصادی شرق آسیا یکی از وقایع مهمی بود که موجب شد کشورهای آن منطقه به واسطه وابستگی به کشورهای غربی متحمل خسارات فراوان شوند. بعد از بحران سال 1997 شرق آسیا، چین و ژاپن رقابت نزدیکی را در راستای شکل دهی به ساختار منطقه شروع کردند و برای دستیابی به رهبری شرق آسیا، فعالیت های فشرده ای را بهصورت مستمر انجام می دهند. سؤال اصلی مقاله این است که اقدامات چین و ژاپن برای تسلط بر منطقه شرق آسیا در قالب آسه آن+3 و آسه آن+6 چگونه ارزیابی می شود؟ در پاسخ به این سؤال، فرضیه مقاله این است که چین و ژاپن با رژیم سازی و ایجاد موازنه از طریق گسترش عضویت، در صدد توسعه و تثبیت جایگاه خود در منطقه شرق آسیا در قالب آسه آن+3 و آسه آن+6 هستند. در این پژوهش سعی می شود با روش پژوهش پژوهش مقایسه ای و به شیوه کتابخانه ای، واقعیت های موجود بیان شود و چرایی و چگونگی آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
مدل سازی زوال درختان بلوط با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سپهر دوره ۲۸ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۱۰
65 - 76
حوزههای تخصصی:
جنگل های زاگرس بیشترین تأثیر را در تأمین آب، حفظ خاک و تعدیل آب و هوای کشور دارد. با این وجود بخش قابل توجهی از این جنگل ها دچار پدیده ی زوال درختان بلوط شده است. مشخص نبودن پارامترهای مؤثر در زوال و نحوه ی ارتباط پارامترها، از جمله عواملی هستند که باعث سخت تر شدن شناخت و مدل سازی این پدیده می شود. هدف این پژوهش تعیین پارامترهای تاثیرگذار برای مدل سازی زوال درختان بلوط و مدل سازی این پدیده با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی در استان لرستان است. در ا ین پژوهش، پارامترهای دما، بارش، ارتفاع، شیب، جهت، نوع خاک و میزان ریزگردها به عنوان پارامترهای اولیه انتخاب شدند. همچنین از عملگرهای ضرب، لگاریتم، تبدیلات هذلولی و آنالیز مؤلفه های اصلی برای ترکیب پارامترها استفاده شد. به دلیل معلوم نبودن نحوه ی ارتباط و میزان اثر هر پارامتر، از شبکه های عصبی مصنوعی برای مدل سازی پدیده زوال استفاده شد. در مجموع 385 ترکیب مختلف از پارامترهای اولیه، با استفاده از عملگرهای فوق تولید و در سه معماری پیش خور با سه لایه پنهان، احتمالاتی و معماری ماشین بردار پشتیبان در شبکه های عصبی، (در مجموع تعداد 1155 شبکه ی عصبی) ارزیابی شد. نتایج ارزیابی نشان داد معماری احتمالاتی ( 87 /0= R ) با ورودی های ارتفاع، جهت، شیب، ریز گرد، نوع خاک و مؤلفه ی اصلی (بارش و دما) بهترین عملکرد را در مدل سازی زوال درختان بلوط دارد. با توجه به نتایج، استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی احتمالاتی در شرایط عدم قطعیت و وجود دانش جزئی از پدیده، توصیه می شود. همچنین نتایج نشان دادند که استفاده از مؤلفه ی اصلی پارامترهای دما و بارش، استرس ناشی از خشکی را بهتر مدل می کند. استفاده از ترکیب بهینه ی پارامترها، در مدل احتمالاتی نسبت به ترکیب عادی، باعث افزایش 05/0 ضریب همبستگی شد .
نقش مطلوبیت اجتماعی و پذیرش در پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش محیط زیست و توسعه پایدار سال هشتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
133 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر نقش مطلوبیت اجتماعی و پذیرش در پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه ناحیه 4 آموزش وپرورش شهر تبریز در سال تحصیلی 97-1396 بودند که از این جامعه تعداد 340 نفر بر اساس جدول مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروری و بانتینگ (2002)، پرسش نامه مطلوبیت اجتماعی کراون و مارلو (1964) و پرسش نامه پذیرش اجتماعی مارلو و کراون (1960) استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون معناداری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه (هم زمان) در نرم افزار SPSS.21 تجزیه وتحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که بین مطلوبیت اجتماعی با خودکارآمدی تحصیلی رابطه منفی و معنادار و بین پذیرش اجتماعی با خودکارآمدی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای مطلوبیت و پذیرش اجتماعی قادرند تغییرات متغیر (خودکارآمدی تحصیلی) را در دانش آموزان به طور معناداری پیش بینی کنند. بنابراین طرح ریزی مطالعات بیشتر جهت شناخت بهتر عواملی در جهت ارتقای مطلوبیت و پذیرش اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی توصیه می شود.
شناسایی عوامل کلیدی موثردر ایجاد نابرابری های منطقه ای استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۱
125 - 140
حوزههای تخصصی:
بستر طبیعی منطقه ساحلی شمال در کناره دریای مازندران و مجاورت کوهستان البرز الگوی شکلی خاص و متفاوتی را به لحاظ ساختار فضایی این منطقه تحمیل کرده است . با توجه به ساختار هموژنیکی منطقه و همگنی آن ، نقش برنامه ریزی برای کاهش عدم تعادل های موجود درمنطقه ، بسیار تعیین کننده است. از آنجا که در قسمت شرق منطقه ساحلی شمال ، مولفه های اثر گذار کلاً با قسمت های غربی و میانی منطقه تفاوت فاحش و بنیادینی دارد ، شناسایی عوامل موثر در بروز تفاوت های منطقه ای استان گلستان که اساساً با ماهیت وساختار طبیعی خود متفاوت از گیلان ومازندران نه مقصد توریستی و نه مقصد سوداگری زمین می باشد حائز اهمیت است . در این پژوهش با استفاده از روش های اسنادی و پیمایشی و تکنیک دلفی ، عوامل موثردر ایجاد نابرابریهای منطقه ای استان گلستان احصا و ماتریس تاثیرات متقاطع برای بررسی میزان تأثیر عوامل بر همدیگر تکمیل و با بهره گیری از تکنیک های تحلیلی و نرم افزار MICMAC ، کلیدی ترین عوامل موثردر ایجاد نابرابری های استان گلستان شناسایی گردید که این عوامل شامل: توسعه تک بعدی از منظر فضایی ، همگرایی و واگرایی قومی ، قابلیت های محیطی و مهاجرت بوده ودر نهایت راهکارهای مناسب در کاهش عدم تعادل های منطقه ای استان گلستان ارائه شد.
مطالعه و شناسایی ناحیه خطر آسایش اقلیمی استان خوزستان به کمک الگوی خود همبستگی فضایی و تحلیل های چند متغیره ( مورد مطالعه: استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحلیل فضایی مخاطرات محیطی سال ششم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
143-160
حوزههای تخصصی:
امروزه مطالعه تأثیر وضعیت جوی و اقلیمی بر روی زندگی، سلامتی،آسایش و اعمال و رفتار انسان ها در قالب یکی از شاخه های علمی تحت نام (زیست شناسی انسانی) مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. با توجه به تفاوت فراوانی افراد با یکدیگر، احساس هرکسی از یک وضعیت جوی و اقلیمی می تواند متفاوت از دیگری باشد ازاین رو است که نمی توان هیچ اقلیمی را کاملاً نامطلوب دانست و نه یک اقلیم را برای همه افراد کاملاً مطلوب به حساب آورد، لذا می توان گفت که تقریباً کلیه عناصر جوی بر احساس آسایش انسان مؤثر می باشند ولی تأثیر بعضی از آن ها کاملاً مشخص و برجسته وتأثیر بعضی دیگر خفیف و گاهی ناپیداست. بیشترین تأثیر را عناصر دما، بارش، رطوبت و تابش خورشید بر احساس آرامش یا عدم آرامش می توانند داشته باشند. هدف از این مطالعه بررسی و شناسایی ناحیه خطر آسایش اقلیم می باشد. برای این منظور داده های دما، بارش و رطوبت برای استان خوزستان از پایگاه داده ای اسفزاری استخراج گردیده است.دراین رویه ابتدا براساس توزیع احتمالا شرطی حالات های مختلف دما، بارش و رطوبت برای ناحیه با عدم آسایش اقلیمی طرح شده است در این مطالعه به شناسایی نواحی خطرآسایش اقلیمی استان خوزستان به کمک تحلیل های چند متغیره (تحلیل خوشه ای و تحلیل ممیزی) و الگوی خودهمبستگی فضایی (شاخص فضایی هات اسپات و شاخص فضایی موران) با تاکید بر معماری پرداخته شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که براساس تحلیل چند متغیره (خوشه ای و تحلیل ممیزی) و تحلیل های فضایی (تحلیل هات اسپات و تحلیل موران) ناحیه خطر آسایش اقلیم بیشتر بخش های غربی استان خوزستان یعنی نواحی مرزی با عراق و همچنین بخش های از جنوب استان را شامل می شود. از طرفی دیگر تحلیل روند گستره نواحی عدم آسایش اقلیم بیانگر این است که به سمت دوره های اخیر روند افزایش قابل توجهی داشته است. همچنین نتایج نشان داد که توزیع مکانی بارش در همه دوره ها در نواحی عدم آسایش اقلیمی از ضریب تغییرات بالای برخوردار بوده است.
ارزیابی سواد اطلاعاتی کشاورزان و عوامل مرتبط با آن (مطالعه موردی: منطقه طُرق مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش و یادگیری یکی ارکان مهم توسعه پایدار می باشد. سواد اطلاعاتی می تواند به کشاورزان در دستیابی و استفاده از اطلاعات برای داشتن کشاورزی پایدار کمک نماید. پژوهش پیمایشی حاضر با هدف بررسی سواد اطلاعاتی کشاورزان در منطقه طرق مشهد و عوامل مرتبط با آن انجام گرفت. بدین منظور با روش تحقیق توصیفی-همبستگی 176 نفر از کشاورزان با روش نمونه گیری ساده تصادفی موردبررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه بود که روایی آن با استفاده از روایی صوری و مراجعه به اساتید گروه کتابداری دانشگاه فردوسی مشهد و همچنین گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برابر 79/0 به دست آمد. نتایج نشان داد که سواد اطلاعاتی کشاورزان در حدّ متوسط قابل ارزیابی می باشد. همچنین، سواد اطلاعاتی مستقل از سن، تعداد قطعات اراضی کشاورزی و درآمد سالانه کشاورزان بود؛ اما بین سواد اطلاعاتی کل با سابقه کار کشاورزی، یک رابطه منفی و معنی دار وجود داشت. از بین ابعاد پنج گانه سواد اطلاعاتی، کشاورزان موردمطالعه در زمینه «پایبندی به اصول اخلاقی و قانونی کاربرد اطلاعات» در وضعیت بهتر و در زمینه «دست یابی به اطلاعات موردنیاز به شکل مؤثر و کارآمد» ضعیف تر بودند. ارائه آموزش به کشاورزان به منظور ارتقاء قابلیت کسب اطلاعات کشاورزی و به کارگیری این اطلاعات، از پیشنهادهای تحقیق حاضر می باشد.
The analysis of the impact of the sense of place attachment to new residential neighborhoods on an increasing sense of security Case study: Elahieh neighborhood of Mashhad
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۲ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۷
8 - 21
حوزههای تخصصی:
Security is one of the most important needs of people after basic needs. Due to the unnecessary developments in cities and the lack of identifying elements as well as the decrease in the sense of attachment to new neighborhoods, it has created problems, such as reduced levels of security. Therefore, the most necessary action to achieve a sense of security at the residential level is to strengthen and enhance the sense of attachment to the neighborhood. The purpose of this present study has to analyze the feeling of security by emphasizing the influence of sense of place attachment in Elahieh neighborhood of Mashhad. The research method is descriptive-analytical and library-documentary sources and questionnaire distribution among residents of Elahieh neighborhood used for data collection. Sample size estimated to be 397 according to the neighborhood population using PASS software. The results of the study show that the feeling of security is low in the neighborhood of Elahieh and there is a weak sense of belonging among the residents. In this regard, measures affecting the sense of attachment to increase the sense of security in the neighborhood have been analyzed and ranked by Friedman test. Finally, measures of neighborhood boundary status, reminiscences and participation of residents, as well as neighborhood identity, are effective in reducing neighborhood security.
Assessment of the Tourism Opportunities Role in Developing Sources of Municipal Sustainable Income (Case Study: Sarakhs City)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
In addition to its positive effects on the economy of the city, the livelihood of the citizens, developing the micro businesses and improving the condition of the urban infrastructures, the urban tourism can play a major role as one of the municipal income resources in the economy of the city. To earn money in the municipalities is one of the things that has a major effect on providing services to the citizens. Municipality's more reliance on unsustainable income causes the city to confront with the basic problems in all its dimensions, including the urban body and landscape and, consequently, the reduction of the quality in the urban life will be seen. According to the surveys conducted by Sarakhs' municipality, it relies on the sources of the unsustainable income. Among the most important unsustainable sources of Sarakhs' municipality, the construction tolls and the illegal income such as the income from urban crimes, construction violations and the transfer of density surplus can be pointed, which a major share of municipal income is earned by this way. To make a sustainable income system, the use of the potential tourism capacities in Sarakhs can play a significant role in providing the sustainable income for the municipality. The method of the present research is descriptive-analytic and in this article, we try to offer some solutions in order to achieve the sustainable income of the municipality in addition to examine the capacities and the tourism potential capabilities in Sarakhs.