ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۶۱ تا ۵٬۹۸۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۵۹۶۱.

تحلیلی بر رابطه حس مکان با تعلق در محلات شهری (نمونه موردی: محله باقرآباد شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۳۵۱
تعلق از موضاعات کلیدی مطالعات شهری می باشد. در نوسازی محلاتی که در محدوده مرکزی شهرها واقع شده اند، مشارکت ساکنان در نوسازی، عاملی اساسی بشمار می رود. تعلق زمینه ای را برای مشارکت فراهم می آورد. با توجه به رواج اقتصاد خدماتی و مصرف گرایی در شهرها، تعلق بیشتر بصورت نمادین و عملگرا جلوه می کند. بیشتر تحقیقات صورت گرفته در این زمینه نیز، ماهیت اجتماعی و عمل گرای تعلق را در فرایند تغییرات محلات مورد توجه قرار می دهند و از عاملیت انسانی و ذهنیت گرایی(حس مکان) در این مسئله غفلت می کنند. این پژوهش در پی پر کردن این شکاف و بررسی همبستگی بین این دو می باشد. به این ترتیب هدف این مقاله این است که نشان دهد با وجود تنوع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در محله تاکید صرف بر تعلق نمادین و عملگرا باعث بوجود آمدن جدایی گزینی اجتماعی می شود و حس مکان (بودن در مکان) این مسئله را تعدیل می کند و باعث انسجام بیشتر می شود. جامعه آماری پژوهش ساکنین محله باقرآباد شهر رشت می باشند که محدوده آن توسط طرح جامع رشت و سند توسعه محلات تعیین شده است. با استفاده از جدول مورگان 375 نفر با عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شدند. داده ها از طریق پیمایش و تکمیل پرسشنامه جمع آوری شده و با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از این است که ارتباط معنی دار مثبت بین حس مکان و تعلق وجود دارد و حس مکان در سطح متوسط بر تعلق اثر می گذارد. احساسات شخصی افراد همواره در اعمال و رفتارهایی که بیانگر تعلقشان است تاثیر گذار است. این بدان معناست که احساس شخصی و صمیمانه فرد برای تعلق داشتن به یک مکان باید همیشه با گفتارها و اشکال مطالبات اجتماعی - مکانی مطابقت داشته باشد . همچنین نتایج تحقیق مشخص می کند که مهم ترین شاخص حس مکان احساس عمیق محله که 84 % از واریانس و مهمترین شاخص تعلق، تحقق نیاز ها که 64% از واریانس را تبیین می کند.
۵۹۶۲.

ارائه الگوی برنامه ریزی و سیاست گذاری نواحی نوآوری شهری و چگونگی هدایت اثرات احتمالی آن ها (موردپژوهشی ناحیۀ نوآوری مدرس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۴ تعداد دانلود : ۲۶۵
مقدمه امروزه تحولات سریع فضاهای کار و زندگی از یک سو و نیاز به زیرساخت های سرمایه ای از سوی دیگر، شهرها را در مسیر توسعه یک محیط اقتصادی مطلوب به عنوان جریانی چندبعدی قرار داده است. از طرفی، محور اصلی پیشرفت اقتصادی و در پی آن، قرارگیری در جریان توسعه ای پایدار نیز، مبتنی بر خلق نوآوری ها است؛ نوآوری به عنوان یک سرمایه شهرمحور و محرک توسعه اقتصادی. «ناحیه نوآوری» با ایجاد بستر مناسب برای هسته های نوآور در جامعه، باعث پویا تر شدن جامعه در دل توسعه ای پایدار و اقتصادی دانش محور و نوآور شده است؛ بستری با هدف خلق ارزش به منظور رشد استانداردها، کیفیت زندگی و کارآفرینی که توسعه اقتصاد محلات را نیز به دنبال داشته باشد. ناحیه نوآوری مدرس نیز با هدف ایجاد نوعی حلقه ارتباطی میان جهان کسب و کار و جهان دانشگاهی، به منظور تسریع و تسهیل در دانشی شدن اقتصاد، شکوفایی نوآوری ها، پرورش مهارت ها و در نهایت ارتقای کیفیت محیط زندگی ساکنان یا همان محلات، برنامه ریزی شده و در حال توسعه است. به بیانی دیگر یکی از ویژگی های مهم ناحیه نوآوری مدرس، پیوند میان مؤسسه های پیشرو مرجع (لنگر)، در قالب خوشه با استارت آپ ها، مراکز رشد، کسب و کار و شتاب دهنده ها است که در کنار قطب نوآوری، به نقش آفرینی می پردازند. می توان گفت که نواحی نوآوری، سعی بر ایجاد شبکه های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی در بستری هم افزا داشته که در آن کسب وکارهای نوپا و بنگاه های اقتصادی مختلف، در سایه قطب دانش، فناوری و نوآوری (دانشگاه تربیت مدرس) به فعالیت پرداخته اند. همچنین، این ناحیه با اقتصادی دانش محور، به کمک نوآوری اجتماعی به دو چالش مهم توسعه پایدار یعنی احیای (توسعه مجدد) اجتماعی کالبدی و ایجاد هماهنگی میان شغل و مسکن می پردازد.  مواد و روش هابه منظور پاسخ گویی این پژوهش به چالش ها و اهداف نواحی نوآوری، به گزینش روش هایی بر مبنای اطلاعات حاصل از نمونه های مطالعاتی و همچنین، مفاهیم و چارچوب نظری بررسی شده برای نواحی نوآوری، پرداخته شده است. گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و اسنادی بوده و به منظور شناخت و تحلیل ناحیه نوآوری نیز علاوه بر استفاده از روش های آمار فضایی نظیر تحلیل خوشه ها، از ابزار پرسشنامه (متخصصان حوزه های شهرسازی، اقتصادی و اجتماعی) نیز استفاده شده است. همچنین به منظور ارزیابی ناحیه نوآوری با استفاده از ضرایب حاصل از ارزیابی کارشناسان، لایه های حاصل از شناخت و همپوشانی لایه های اطلاعاتی حاصل، تکنیک AHP و تلفیق آن با سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS، با استفاده از برنامه الحاقی مارینونی در GIS بوده است.یافته هایکی از گام های مهم این پژوهش، دستیابی به مفاهیم مربوط به نواحی نوآوری، تجارب حاصل در سال های اخیر و چگونگی پاسخ دهی نواحی نوآوری به نیازهای مردم به ویژه نیازهای اجتماعی آن ها است. در این پژوهش سعی شده علاوه بر شناخت عمیق چارچوب نظری نواحی نوآوری و شناسایی اجزای اصلی آن ها، چگونگی عملکرد این نواحی نیز بررسی شود تا بتوان با استفاده از الگوهای سیاست گذاری نواحی پیشین، به هدایت اثرات توسعه این نواحی نیز پرداخته شود. در این راستا بررسی های این پژوهش در سه گام 1- شاخص سازی؛ 2-معرفی سازمان کالبدی فضایی و شبکه سازی و 3- بررسی اثرات احتمالی عناصر ناحیه نوآوری صورت گرفته است. در گام نخست به شناسایی و ارزیابی ناحیه نوآوری مدرس بر اساس لایه های شناختی نواحی نوآوری پرداخته شده، در گام دوم شبکه های بالقوه و بالفعل، عناصر اثرگذار و اثرپذیر به عنوان سازمان کالبدی فضایی و در گام سوم چگونگی اثرگذاری عناصر ناحیه نوآوری مدرس مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه گیریاین پژوهش سعی بر شناسایی اثرات مختلف توسعه ناحیه نوآوری مدرس دارد تا بتواند الگوی مشخصی را برای کنترل، هدایت و ایجاد تعادل میان بازیگران ارائه دهد. نتایج حاصل از ارزیابی ها، نیاز ناحیه نوآوری مدرس را به یک نظام سیاست گذاری محلی آشکار می سازد. در نهایت نتایج این پژوهش در سه بخش ارائه شده است؛ ابتدا اثرات توسعه بر دارایی های ناحیه نوآوری بررسی شده، سپس به معرفی اهرم های کنترل اثرات یادشده و چگونگی عملکرد آن ها پرداخته شده و در پایان الگوی سیاست گذاری، راهکارهای کنترل و هدایت اثرات توسعه ناحیه نوآوری به صورت نقشه عملیاتی به نمایش درآمده است. در نهایت، ایجاد شبکه ای کارآفرین، در راستای گسترش کسب وکارها در بستر اقتصادی دانش محور و نوآور در ناحیه نوآوری مدرس مهم ترین هدف این پژوهش است. برای نیل به موفقیت این ناحیه، در نظر گرفتن سیاست های کاربرمحور با استفاده از رهبری مشارکتی نیز از عوامل اساسی نتایج این پژوهش بوده است. شناسایی و معرفی کاتالیزورهایی برای ایجاد و هدایت بستری هم افزا از یک طرف و در نظر گرفتن اهرم های کنترل کننده اثرات توسعه از طرفی دیگر نیز در دستور کار سیاست گذاری ناحیه نوآوری مدرس خواهد بود. راهبردهای کارآفرینانه (راهبردهایی به عنوان ابزار سیاست مشارکت عمومی و خصوصی) نیز برای کنترل اثرات یادشده در نظر گرفته شده اند. نتایج نشان می دهد مهم ترین و اثرگذارترین معیار ناحیه نوآوری مدرس کارآفرینی و مهم ترین نقش در این راستا بر گردن دانشگاه و پارک نوآوری مدرس به عنوان قطب و لنگر ناحیه نوآوری است.
۵۹۶۳.

بررسی شاخص های سرزندگیِ فضاهای شهری تحت تأثیر فرهنگ اجتماعی در محله خواجه خضر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۵ تعداد دانلود : ۳۳۶
موضوع فضای شهری از جمله مباحث پرجاذبه ای است که بسیاری از اندیشمندان مسائل شهری به آن توجه داشته و ظرفی برای شکل گیری رفتار هستند. در خصوص جنبه های اجتماعی یک فضای شهری کارآمد از سوی اندیشمندان سخن بسیار رفته است. فرهنگ در زندگی روزمره مردم امری تأثیرگذار است و اهمیت آن را اساساً به جهت رابطه ای می دانند که با راهبردهای اجتماعی، پالایش ساخت اجتماعی، تولید کیفیت انسانی-عاطفی در جامعه، بیان زندگی فعال مردم، زندگی سالم شهری و مانند آن دارد. صاحب نظران بسیاری به فرهنگ از دریچه اجتماعی نگاه کرده و به بررسی سرزندگی به عنوان یک جنبه کیفی در فضای شهری محلات سنتی و همچنین تأثیر مضامین فرهنگ اجتماعی ساکنین در آن توجه نموده اند. پژوهش پیش رو به دنبال یافتن شاخص های تأثیرگذار فرهنگ اجتماعی در سرزندگی فضاهای شهری محله های قدیمی و استفاده از آن در محله های امروزی از طریق مدل زمینه ای و مدل IHWP است. روش پژوهش کمی-کیفی است. داده در این تحقیق با انتخاب 29 نفر از ساکنین محله به روش گلوله برفی و به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه به دست آمده است. نتایج نشان می دهند فرهنگ اجتماعی در سرزندگی فضاهای شهری محله خواجه خضر کرمان تأثیرگذار بوده و چگونگی آن در یک مدل زمینه ای شامل مقوله های شرایطی، تعاملی، پیامدی به تصویر درآمده است. در شاخص سرزندگی و بقا، معیار وجود فضاهای مختلف برای تعاملات اجتماعی بین ساکنین و در شاخص هویت مندی و اشتراک دل بستگی ها، معیار اشتراک در هویت اجتماعی و شاخص پیوستگی اجتماعی، معیار انسجام و مشارکت در ساکنین و در شاخص ارتباطات جمعی، معیار آیین های مختلف جمعی و در شاخص کیفیت زندگی، معیار اعتماد و همدلی و در شاخص جامعه بانشاط، معیار انجام رسوم سنتی در فضاهای محله و در شاخص روحیه جمع پذیری، معیار انجام فعالیت های مشترک بالاترین تأثیرگذاری را در بحث سرزندگی در نمونه موردمطالعه داشته اند.
۵۹۶۴.

تحلیل اثرات بحران پاندمیک (کووید-19) در بازتعریف فضاهای شهری، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۳۲۰
از اوایل سال 2020 میلادی، همه گیری جدیدی با عنوان کووید-19، فضاهای شهری را تحت تأثیر خود قرار داد و به دنبال خود موجی از تحولات در ابعاد کالبدی، فضایی و اقتصادی شهر ایجاد کرد؛ به طوری که از یک پدیده پزشکی به پدیده اجتماعی، اقتصادی و در پی آن شهر و شهرنشینی تبدیل شد. از سوی دیگر در طول سال های 2021-2020، فاصله فیزیکی تعیین شده توسط مراجع ذی ربط به عنوان اولین راه حل پاسخگویی به بحران و به منظور جلوگیری از ابتلا به کووید-19 به شدت دسترسی افراد به فضاهای شهری را تحت تأثیر قرار داد. ازاین رو این پاندمیک موجب ترغیب و به تحرک واداشتن خرق عادت و نوآوری های کوتاه مدت و راهکارهای سریع به مشکلات فوری شد، به طوری که همه گیری فرصت های واقعی برای بازنگری در فضای شهری ارائه کرد. دراین بین کشور ایران و بالأخص کلان شهر تهران از این بحران مصون نبوده و با توجه به جایگاه کلان شهر تهران به عنوان پایتخت سیاسی-اداری و تصمیم گیری کشور به عنوان مطالعه موردی انتخاب گردید. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و تعیین عامل های اصلی از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی 40 گزاره تحقیق در خصوص تحلیل اثرات بحران پاندمیک (کووید-19) در بازتعریف فضاهای شهری تهران به لحاظ داشتن بار عاملی مساوی یا بیشتر از 6/0 (معیار مبنا) در 3 حیطه اصلی (بازطراحی، هوشمند سازی، چندمنظوره سازی) دسته بندی شدند. ازاین رو با توجه به بار عاملی، قرارگیری آن ها در هر عامل و ارتباط بین گزاره ها، 3 عامل اصلی، بازطراحی با 29 گزاره (167/41 درصد از واریانس کل)، هوشمند سازی با 7 گزاره (192/15 درصد) و چندمنظوره با 4 گزاره (196/9 درصد) شناسایی و به عنوان عامل های اصلی تأثیرگذار در بازتعریف فضاهای شهری شهر تهران شناخته شدند.د.
۵۹۶۵.

تحلیل شاخص های اثرگذار بر جذب توریسم پزشکی ایران از کشورهای منتخب منطقۀ آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۳۴۲
زمینه و هدف: : بازار گردشگری سلامت به عنوان یکی از صنایع درآمدزا و رقابتی در دنیا مطرح شده و از حوزه های نوین گردشگری به شمار می رود که به توسعه پایدار و پویایی اقتصاد کشورها کمک کرده و در راستای افزایش درآمد کشورها گام بر می دارد. این حیطه از گردشگری شامل زیرشاخه های گردشگری تندرستی، گردشگری درمانی طبیعی و گردشگری پزشکی است و امروزه به تناسب توسعه گردشگری و علم پزشکی؛ توریسم پزشکی مورد توجه بسیاری از کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه قرار گرفته است؛ لذا هدف از این پژوهش نحلیل شاخص های اثرگذار بر جذب توریسم پزشکی ایران می باشد.روش شناسی: در این مقاله سعی شده است با رویکرد تحلیلی – توصیفی و به منظور ارائه مدل تحقیق از داده های مقطعی مربوط به 15 کشور منتخب منطقه آسیا، که با ایران مراودات گردشگری پزشکی دارند (ارمنستان، عراق، کویت، سوریه، ازبکستان، افغانستان، آذربایجان، بحرین، پاکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، عمان، قطر، قزاقستان، گرجستان)  در طی دوره زمانی 1400-1378  و با استفاده از روش پانل دیتا و نرم افراز Eviews 12 به تجزیه و تحلیل پرداخته شود. یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان می دهد که به ترتیب منغیرهای درآمد با بیشنرین اثرگذاری و سپس  ضریب نرخ ارز کشور مقصد، امنیت سیاسی، هزینه سلامت کشور مبدأ و مقصد، نرخ ارز کشور مبدأ، توانایی پرسنل و شاخص تورم کشور مقصد از عوامل اثرگذار در این بحث می باشند که در این میان شاخص های درآمد، امنیت سیاسی، هزینه سلامت کشور مبدأ، ترخ ارز کشور مبدا و توانایی پرسنل اثر مثبت و نرخ ارز کشور مقصد، هزینه سلامت کشور مقصد و تورم کشور مقصد اثر منفی بر جذب گردشگری پزشکی دارند.نوآوری و اصالت: اغلب مطالعات صورت گرفته در گردشگری سلامت که گردشگری پزشکی بخشی از آن است، به صورت اعم مورد بررسی قرار داده و گردشگری پزشکی را کمتر مورد مطالعه قرار داده اند، به علاوه، مطالعات صورت گرفته در این حوزه، به صورت پیمایشی بوده و اطلاعات مربوط به گردشگری پزشکی را به شیوه پرسش نامه ای جمع آوری کرده اند، ازاین رو فاقد مدل سازی به صورت مطالعه حاضر بوده است.
۵۹۶۶.

طراحی مدل کیفی آموزش اقتصاد چرخشی با رویکرد 3C (مبتنی بر شایستگی) در صنایع کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۳۴۲
هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل کیفی آموزش اقتصاد چرخشی با رویکرد 3C (مبتنی بر شایستگی) در صنایع کوچک و متوسط است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، اکتشافی و از نظر ماهیت موضوعی، کاربردی و توسعه ای است. روش بررسی آن نیز توصیفی تحلیلی است. این پژوهش با روش فراتحلیل انجام شد. جامعه آماری پژوهش کنونی شامل پژوهش های مرتبط بود که در داخل و خارج از کشور به صورت مقاله تمام متن، پایان نامه و طرح های پژوهشی در پایگاه های اطلاعاتی و کتابخانه های دانشگاه ها یا مراکز دولتی در دسترس بودند و متخصصانی که در این زمینه تحصیلات مرتبط یا تجربیات مرتبط داشته اند. بر اساس ملاک های ورود و خروج 182 پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش منجر به تشکیل مدل جامع با سه بعد شناختی، نگرشی و مهارتی و در 11 مؤلفه و 60 گویه تشکیل گردید. پایایی از طریق ضریب کاپا با مقدار 95/0 محاسبه گردید که در سطح توافق عالی قرارگرفته است. این مدل اطلاعاتی در مورد شایستگی های موردنیاز از ابعاد شناختی و مهارتی و نگرشی جهت اجرای آموزش های اقتصادچرخشی در صنایع کوچک و متوسط ارائه می دهند و با هشدار دادن به تصمیم گیران زمینه های لازم توجه را روشن می سازد و با شناخت و بررسی آن ها درک روشن تری از برنامه آموزشی برای توسعه مفاهیم اقتصاد چرخشی در سازمان ارائه می دهد؛ که این تشخیص به بهبود آموزش ها کمک بسیاری می نماید همچنین به متخصصان کمک می نماید، برنامه های آموزشی کارآمدتری را در صنایع ایجاد سازند.
۵۹۶۷.

واکاوی رابطه میان انسان و طبیعت در برنامه درسی خوشه دروس انسان و سلامت در دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۰ تعداد دانلود : ۲۹۹
هدف این پژوهش واکاوی رابطه میان انسان و طبیعت در برنامه درسی خوشه انسان و سلامت دوره دوم متوسطه بوده است. با توجه به اهمیت نقش محوری آموزش وپرورش در راستای تحقق اهداف سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و برنامه درسی ملی، خوشه انسان و سلامت در دامنه محتوایی دروس دوره دوم متوسطه، موردتوجه برنامه ریزان درسی قرار گرفته بود. چنانچه محتوای این دروس متناسب با نیازهای تربیتی دانش آموزان تدوین گردد، می تواند نقش مؤثری در بهبود رابطه انسان با طبیعت داشته باشد. بدین منظور، در پژوهش حاضر پرسش اساسی از این قرار است: رابطه میان انسان و طبیعت در برنامه درسی خوشه انسان و سلامت در دوره دوم متوسطه چه ویژگی های دارد؟ جهت پاسخ به این پرسش از روش توصیفی-تحلیلی با به کارگیری روش آنتروپی شانون استفاده شده است، جامعه آماری این پژوهش محتوای خوشه دروس انسان و سلامت و راهنمای معلم موجود برای هر کتاب در سال تحصیلی 1400-1399 بوده است. در این پژوهش از دروس مذکور 7162 کد اولیه به دست آمد و در مراحل بعدی تجزیه وتحلیل، 15 مؤلفه اصلی و 161 مؤلفه فرعی استخراج شد. نتایج پژوهش نشان داد بیشترین میزان بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت (wj) شاخص اقتدار (163/0(، اکوتوریسم (127/0)، آب (108/0)، امداد و نجات (107/0)، تنوع زیستی (1/0)، هوا (093/0)، پسماند (091/0)، انرژی (079/0)، خاک (051/0)، ارزش های ملی-دینی (027/0)، جنگ نرم (025/0) و کمترین ضریب اهمیت مربوط به شاخص امنیت پایدار (006/0)، تأمین و رفاه اجتماعی (003/0)، تغذیه و سلامت (012/0)، سبک زندگی (01/0) می باشد. با عنایت به این مهم و بر اساس یافته های پژوهش حاضر، بازنگری در برنامه درسی خوشه دروس انسان و سلامت، ضرورتی غیرقابل انکار است.
۵۹۶۸.

تحلیل محتوای مطالعات خارجی و داخلی تله توسعه نیافتگی در نواحی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۳۱۱
یکی از جلوه های عمده استمرار توسعه نیافتگی را می توان در پیوستگی و حتی تشدید شکاف درآمد و ثروت میان کشورهای فقیر و کشورهای غنی، در جهان امروز مشاهده کرد. به عبارت دیگر، در همه کشورها اعم از پیشرفته و عقب مانده مناطقی از جمله روستاها وجود دارد که از رشد و توسعه کمتری نسبت به سایر مناطق برخوردارند و مردم این مناطق به دلایلی که خارج از کنترل آنها بوده از سطح رفاه کمتری نسبت به بقیه بهره می برند. از سوی دیگر تجربیات تمامی نظریات توسعه نشان می دهد که دستیابی به توسعه در هر سطحی و با هر هدفی که باشد نیازمند برنامه ریزی اصولی، کارامد و اجرای دقیق آن است. اما مسئله اصلی این است چه دلیلی باعث این شده که بعضی از مناطق از جمله نواحی روستایی که دارای منابع مهم و برتری های جهت رشد و توسعه می باشند نه تنها هیچ پیشرفتی نداشته اند بلکه به عنوان یک منطقه توسعه نیافته نسبت به مناطق اطراف خود باقی مانده اند. هدف اصلی این پژوهش جمع یندی مطالعات مربوط به موانع، چالش ها و تله توسعه نیافتگی و یا همان تله فقر در توسعه روستایی با استفاده از روش تحلیل محتوا است. این پژوهش، در زمره پژوهشهای اسنادی و کتابخانه ای جای می گیرد. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده و رویکرد تحقیق کمی – کیفی با تأکید بر کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مقالات چاپ شده در ارتباط با موضوع پژوهش است که درنشریات داخلی و خارجی استفاده شده است. بر این اساس 95 مقاله انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که با توجه به تحلیل محتوای مطالعات صورت گرفته تله ی توسعه نیافتگی در نواحی روستایی در 4 معیار(تله های بهره وری، آسیب پذیری اجتماعی، نهادی و محیطی) مورد بررسی قرارگرفته شد، که بیشترین شاخصهای مربوط به تله های بهره وری، آسیب پذیری، نهادی و محیطی به ترتیب نوسان قیمت محصول، فقدان سرمایه و پس انداز، ضعف نهادها و فقدان زیرساخت و شبکه ارتباطی نسبت به سایر شاخصها می باشند. همچنین در مجموع تله ی آسیب پذیری اجتماعی و شاخصهای مربوط به آن بیشتر از سایر تله های توسعه نیافتگی در نواحی روستایی مورد توجه واقع شده است.
۵۹۶۹.

تحلیل بر وضعیت زیست پذیری در محیطهای شهری (مطالعه موردی: محله کوی سالار ارومیه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۰ تعداد دانلود : ۳۵۰
هدف اصلی پژوهش، تحلیلی بر وضعیت زیست پذیری در محله کوی سالار می باشد. مهم ترین نکته تمایز این پژوهش با تحقیق های مشابه، به کارگیری شیوه ترکیبی آمار استنباطی درون یابی فضایی روابط ساختاری است. روش پژوهش حاضر از نظر ماهیت توصیفی و تحلیلی و از نظر هدف کاربردی می باشد. برای گردآوری اطلاعات از روش اسنادی کتابخانه ای و میدانی پیمایشی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها به چند صورت: مشاهده، پرسشنامه و فیش برداری می باشد. جامعه آماری این پژوهش ساکنین محله کوی سالار می باشد که طبق آمار سال 1395 مرکز آمار، 18000 نفر می باشد. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است که مقدار حجم نمونه 376 عدد به دست آمده است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای توزیع گردیده است. تجزیه وتحلیل کمی داده ها از طریق آزمون های تی تست تک نمونه ای و تجزیه وتحلیل فضایی داده ها از طریق روش IDW در سیستم اطلاعات جغرافیایی صورت گرفته است. برای ارزیابی رابطه بین ابعاد زیست پذیری از مدل دیمتل (DEMATEL) استفاده شده است. روایی پرسشنامه از طریق افراد متخصص در این زمینه و پایایی پرسشنامه ها نیز از طریق آزمون آلفای کرونباخ و با مقدار ضریب آلفای 775/0 مورد تائید قرارگرفته است. نتایج این پژوهش نشانگر این است که ابعاد زیست پذیری که شامل بعد اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی، مدیریت شهری، الگوی تاریخی و امکانات و خدمات می شود به ترتیب میانگین 94/2، 07/2، 01/3، 25/1، 83/1 و 55/2 را کسب نموده اند و همچنین سطح زیست پذیری با میانگین 27/2 در سطح نامطلوبی قرار دارد همچنین نتایج تحلیل فضایی وضعیت ابعاد زیست پذیری در محله کوی سالار نشانگر این است که که در حدود 66 درصد از محله در وضعیت نامطلوب قرار دارد. با توجه به نتایج مدل دیمتل، ابعاد مدیریت شهری، اقتصادی و امکانات و خدمات به عنوان "علت" و سه بعد محیط زیستی، اجتماعی و الگوی تاریخ نیز به عنوان "معلول"، در زیست پذیری قلمروی مکانی تحقیق، استخراج و نشان داده می شوند.
۵۹۷۰.

آینده پژوهی پارامترهای اقلیمی در مواجهه با مناطق شهری (نمونه موردی: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۲۷۷
تغییرات اقلیمی در ایران با افزایش ناهنجاری های جوی نظیر بارش ناگهانی و سیل آسا، کاهش باران، افزایش متوسط دمای برخی شهرها و ایجاد خشک سالی گسترده همراه بوده است؛ بنابراین در این پژوهش سعی بر این است که تأثیر تغییرات اقلیمی بر شهرهای حساس به آب، به خصوص شهر اصفهان، ارزیابی شده و نیز به پیش بینی این تغییرات پرداخته شود. روش تحقیق در این مقاله بر اساس هدف، کاربردی و نیز بر اساس ماهیت، اکتشافی می باشد. همچنین از مدل دمارتن برای سنجش ضریب خشکی اصفهان استفاده شده است. در ادامه با استفاده از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و به کمک اطلاعات ایستگاه های سینوپتیک شهر اصفهان و با استفاده از نرم افزار SDSM ابتدا تأثیرات مهم اقلیم سنجیده شده و سپس به تأثیرات تغییرات اقلیمی بر این شهر در آینده نیز پرداخته شده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که شهر اصفهان به لحاظ آب و هوایی شرایط بسیار بحرانی را سپری می کند. اگر روند این تغییرات به گونه ای مهار نشود، در آینده ای نه چندان دور شاهد تغییرات عظیمی در شهر اصفهان خواهیم بود. با توجه به نتایج روش دمارتن، مشاهده می شود که اصفهان در محدوده خشک و بیابانی قرار داشته و تغییرات اقلیمی به شدت بر آن تأثیرگذار است. علاوه بر این، نتایج به دست آمده از شبیه سازی ها در نرم افزار SDSM که با داده های NCEP (بارش و دما) مورد ارزیابی قرار گرفت، نشان داد که شهر اصفهان تا سال ۲۰۵۰ شاهد گرم شدن ۲ درجه سانتی گرادی خواهد بود که این دما با تأثیرگذاری در کل شرایط جوی باعث بر هم خوردن الگوهای بارش و سایر متغیرهای ۲۶ گانه سازمان هواشناسی خواهد شد. این در حالی است که اگر تا سال ۲۰۵۰ تمهیداتی برای مهار افزایش دما (مبتنی برافزایش گازهای گلخانه ای) اندیشیده نشده باشد، این افزایش روند صعودی به خود گرفته و تا ۴ درجه سانتی گراد در سال ۲۰۸۰ افزایش خواهد داشت.
۵۹۷۱.

تببین پیامدهای هیدروپلیتیکی تغییرات اقلیمی در ایران (مطالعه موردی حوضه آبریز زاینده رود)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۴ تعداد دانلود : ۴۵۱
مقدمه تغییر اقلیم و گرمایش کره زمین که بر اثر افزایش گازهای گلخانه ای، مسئله ای حیاتی در کانون عوامل تهدیدزای بشر شده است. سرزمین ایران بر کمربندی از مناطق خشک و بیابانی زمین واقع شده که بیشترین اثرپذیری نامناسب را از تغییر اقلیم متحمل می شود. تغییر اقلیم در حوزه زاینده رود مشهود است و تاثیرات آن در کم شدن بارش و افزایش دما در طی سال های اخیر و نیز تداوم خشکسالی ها در حوضه آبریز زاینده رود نمایان است. با کاهش جریان آب رودخانه، تخصیص آب به بخش های کشاورزی و محیط زیست در قسمت های میانی و پایین دست با مشکل روبه رو شده است. نیاز آبی در این حوضه زیاد است به گونه ای که در طی این سال ها تلاش برای دستیابی به آب در حوضه زاینده رود به شکل تنش و درگیری و اعتراض ها و نیز آشوب های اجتماعی وارد عرصه جدیدی شده است. یکی از مهم ترین پیامدهای تغییرات اقلیم این است که دولت ها را ناگزیر به طرح انتقال بین حوضه ای می کند. بر اثر سیاست های انتقال آب بدون در نظر گرفتن حقابه شرعی حقابه دار و حقابه زیست محیطی بستر زاینده رود و تالاب گاوخونی، بسیاری از اختلافات اجتماعی بین استانی تشدید شد. روش پژوهش پژوهش حاضر از نظر هدف، پژوهشی کاربردی است که با توجه به اهمیت تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی حوزه به شناسایی ابعاد و تاثیرات تغییرات اقلیمی در حوضه آبریز زاینده رود می پردازد و چگونه تغییرات اقلیمی می تواند بحران و تنش را در حوزه آبریز افزایش دهد که این امر می تواند راهنمای مفیدی برای برنامه ریزان و تصمیم گیران حوزه قرار بگیرد. از لحاظ روش و ماهیت، این تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و شیوه گردآوردی اطلاعات نیز براساس منابع کتابخانه ای از جمله کتب، مجلات و پایگاه های اطلاعاتی می باشد. یافته های تحقیق تبدیل شدن برف به باران در سرچشمه رودخانه زاینده رود و افزایش تبخیر منجر به کاهش اراضی در بخش پایین دست رودخانه شده است به طوریکه در بخش میانی و پایین دست، از مساحت اراضی «کشاورزی» و «مرتع» کاسته شده است. تعداد چاه ها در سال های اخیر افزایش شدیدی داشته است. تعداد چاه ها در بخش میانی و پایین دست افزایش چشمگیری در این دوره داشته میانگین عمق چاه ها در حوضه 8/4 متر افزایش یافته که در قسمت بالادست 65/6 متر، در قسمت میانی 55/5 متر و در بخش پایین دست 28/6 متر به طور میانگین بر عمق چاه ها افزوده شده است. افزایش تنش های میان استانی که نمونه های بارز آن میان استان های خوزستان، اصفهان و چهارمحال بختیاری در سال های اخیر مشاهده شد، یکی از مهم ترین پیامدهای سیاسی تغییرات اقلیم است که دولت ها را ناگزیر به طرح انتقال بین حوضه ای می کند. کشاورزان حقابه دار اصفهان مهم ترین گروه معترض به وضعیت بحرانی آب در این حوضه هستند. یکی از مهم ترین دغدغه های مردم منطقه و مهم ترین عامل ایجاد اعتصابات و درگیری های سال های اخیر کاهش منابع آبی و کاهش فعالیت کشاورزی شده است. کشاورزان منطقه در سال های اخیر به شیوه های مختلفی از جمله خرابی و شکستن لوله انتقال آب، اعتصاب، تظاهرات و بستن راه با تراکتور، رجوع به استان و شیوه های دیگر نحوه اعتراضات خود را بیان کرده اند. تنش و اعتراض های مردمی نسبت به آبرسانی و مدیریت بهینه آب برای ساکنان حوضه زاینده رود تنها محدود به ساکنان و بهره مندان حوضه آبریز زاینده رود نیست. مسائل هیدروپلیتیکی طرح انتقال آب بهشت آباد در بخش علیای حوضه کارون که زمینه ساز مشاجرات محلی و ناحیه ای و حتی ملی میان مردم و مسئولین در مبدا و مقصد شده است. این امر سبب بروز اختلافات اجتماعی و در نتیجه سیاسی بین ساکنین و ذی نفعان حوضه های آبریز بالادستی و حوضه های مذکور شده و با توجه به تفاوت قومی حوضه های آبریز، این مسئله به یک بحران هیدروپلیتیکی داخلی مبدل شده است که شکاف هایی را بین اقوام به وجود آورده است. تغییرات اقلیمی بزرگترین ضربه را متوجه بخش کشاورزی وارد کرده است. هم چنین نخستین پیامد رویه ای، افزایش حجم بیکاری و بحران مهاجرت است. مهاجرت منجر به پراکندگی روابط خویشاوندی و از بین رفتن همبستگی، انسجام قومی و افزایش فردگرایی و انزوا و به تبع آن حاشیه نشینی و بزه گری گردیده است. خشک شدن بستر رودخانه زاینده رود ناشی از تغییرات اقلیمی سبب ایجاد شکاف ها و فرونشست های متعددی در مناطق مختلف حوضه آبریز در استان اصفهان شده است. عمق این شکاف ها بسیار عمیق می باشد و در برخی موارد عمقی بیش از 10 متر داشته باشند. شکاف ها صدمات جدی را به جاده ها و زمین های کشاورزی وارد کرده است. نتیجه گیری تغییر اقلیم در حوضه زاینده رود یکی از عوامل تهدیدکننده منابع آب در حوضه است از جمله این عوامل تهدیدکننده می توان به اراضی در بخش های میانی و پایین دست حوضه به دلیل وقوع ناپایداری منابع آبی و کاهش جریان آب رودخانه،
۵۹۷۲.

نقش افغانستان در تغییر وضعیت هیرمند از هیدروپلیتیک به ژئوپلیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۳۱۹
افغانستان تا اسفند ماه 1236 خورشیدی جزوئی از ایران بود و در آن زمان براساس معاهده پاریس از ایران جدا و تحت قیمومیت بریتانیا قرار گرفت؛ این وضعیت تا سال 1298 ادامه یافت و در آن سال افغانستان اعلام استقلال کرد. پیش از جدائی افغانستان از ایران، رود هیرمند یک رود داخلی محسوب می شد و حساسیتی در خصوص بهره برداری از آب آن وجود نداشت. مشکل بهره برداری و حقابه از زمان استقلال افغانستان پدیدار شد. چگونگی پیدایش مشکل و روندهای گوناگون آن و نقش افغانستان در آن موضوع اصلی پژوهش حاضر است. این مقاله که با رویکردی استقرائی و با راهبرد مطالعات تاریخی- جغرافیایی انجام شده، از نوع تحلیلی است و به شیوه کتابخانه ای انجام شده و در نگارش آن منابع داخلی و خارجی مرتبط با موضوع پژوهش مورد توجه بوده اند. یافته های پژوهش تاکید دارند سهم ایران از آب هیرمند یک حق تاریخی است که پس از جدائی و استقلال افغانستان و با وجود معاهده در سال 1351 همواره رو به کاهش بوده و در مواردی به طور کامل قطع شده و منطقه سیستان را گرفتار زیان محیط زیستی و اقتصادی قابل توجهی کرده است. ساخت سدهای بزرگ و ایجاد کانال های انحراف آب از جمله اقدامات افغانستان بوده که به حقابه ایران از هیرمند و دوام جریان آن لطمه وارد کرده است. کارشکنی های افغانستان، آب هیرمند را از وضعیت هیدروپلیتیک به سطح ژئوپلیتیکی تغییر داده است. ضمن اینکه آن اقدامات مخالف اصل رفتار بر مبنای حسن همجواری و همچنین مغایر با کنوانسیون ها و اسناد بین المللی در خصوص آب های مشترک است.
۵۹۷۳.

مطالعۀ وضعیت مغایرت کارکرد با کاربری در شهر تبریز: تاثیرات قانون و آیین نامه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۳۲۹
هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه میزان تحقق کاربری های اراضی پیشنهادی طرح تفصیلی 1391 با وضعیت موجود آن در شهر تبریز به سال 1400 و همچنین عوامل مؤثر بر تغییرات کارکردی کاربری ها در محورهای چهارراه آبرسان تا منصور، خیابان 17 شهریور جدید، چهارراه حافظ تا ابوریحان و چهارراه ابوریحان تا نصف راه است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی بوده و به لحاظ روش توصیفی تحلیلی است. پیش پردازش های لازم بر روی داده ها در نرم افزارهای Exel و ArcMap صورت گرفت. در ادامه براساس داده های حاصل از برداشت های میدانی و نقشه طرح تفصیلی، انطباق و عدم انطباق کاربری ها بررسی شد. جهت آشکارسازی تغییرات کاربری در وضعیت موجود نسبت به طرح تفصیلی از روش جدول متقاطع در نرم افزار Terrest بهره گرفته شد. در ادامه میزان توافق نقشه های کاربری طرح تفصیلی و وضعیت موجود با استفاده از آزمون مجذور کای در نرم افزار SPSS بررسی شد. همچنین، به بررسی عوامل قانونی و آیین نامه ای مؤثر بر تغییرات کارکردی کاربری ها پرداخته شد. براساس تحلیل ها مشخص شد که میزان تحقق کاربری های طرح تفصیلی در محدوده های موردمطالعه در سطح پایینی قرار داشته و میزان بالایی از مغایرت های کارکرد با کاربری در محدوده های موردمطالعه وجود دارد. همچنین، در بین عوامل قانونی و آیین نامه ای مطالعه شده، بند 24 ماده 55 قانون شهرداری ها، کمیسیون ماده صد و ماده پنج به ترتیب بیشترین نقش را در تغییرات کارکردی کاربری های محدوده های مورد مطالعه داشته اند.
۵۹۷۴.

عوامل مؤثر در بروز خلاقیت اجتماعی در مکان های شهری؛ مطالعه موردی: کلان شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۳۲۷
شهر به عنوان نماد کالبدی اوضاع فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در هر دوره، معیاری است جهت ارزیابی تحولات جامعه در آن دوران و محیط های شهری حیطه ای است کالبدی به عنوان صحنه کنش متقابل که دارای مرزهای معینی است و امکان تمرکز کنش های اجتماعی متعامل را به هر شیوه ای میسر می سازد. تقویت و گسترش محیط های شهری مناسب، فعال و پویا و سرزنده به عنوان یکی از اهداف راهبردی ارتقای کیفیت محیط های شهری همواره در صدر کار طراحان و برنامه ریزان شهری قرار دارد. به خصوص امروز که کیفیت سرزندگی عرصه های عمومی تنزل یافته است و بروز خلاقیت اجتماعی در مکان های شهری کم رنگ شده است؛ شناسایی زمینه ها، عوامل و مؤلفه هایی که به صورت ناآگاهانه می توانند در بروز خلاقیت اجتماعی تأثیرگذار باشند دغدغه ای است که نظر و توجه برنامه ریزان و طراحان شهری را به خود معطوف داشته است. با توجه به این موضوع، شناسایی عوامل ناآگاهانه موجود در محیط و میزان تأثیرگذاری آن ها در بروز خلاقیت های اجتماعی مسئله اصلی پژوهش حاضر است. به منظور نیل به این هدف، استفاده کنندگان از فضای شهری ساکنین سه محله منبع آب، نیوساید و عامری کلان شهر اهواز به عنوان جامعه آماری پژوهش انتخاب شدند و حجم نمونه نیز برابر 380 نفر محاسبه گردید. پرسش نامه پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی در بین اعضای جامعه آماری پژوهش توزیع شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز به کمک مدل های تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاری در محیط نرم افزارهای SPSS و Amos انجام پذیرفت. یافته های پژوهش نشان داد، 13 عامل شناسایی شده قادرند بالغ بر54/68 درصد از واریانس متغیر وابسته بروز خلاقیت اجتماعی در مکان های شهری را تبیین نمایند. همچنین عوامل سرمایه اجتماعی و انگیزش بروز استعداد و توانمندی ها، پاسخ دهندگی فضا و تجربه خلق مکان، فرهنگ، سنت و باورهای جامعه، اصالت، تنوع، منحصربه فرد بودن فضا و مبلمان رتبه اول تا چهارم را در بین عوامل مؤثر بر بروز خلاقیت در مکان های شهری به خود اختصاص داده اند.
۵۹۷۵.

بررسی و ارزیابی نقش فضاهای شهری در ایجاد حس نشاط و شادی آفرینی شهروندان (مطالعه موردی: میدان گنجعلی خان شهر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۳۰۰
هدف پژوهش حاضر بررسی و ارزیابی نقش میدان گنجعلی خان شهر کرمان در ایجاد حس نشاط شهروندان می باشد. شیوه گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و پیمایش میدانی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش، شهروندانی می باشد که جهت گذراندن اوقات فراغت به میدان گنجعلی خان مراجعه کرده اند. در این راستا محقق در طول یک هفته مجموعاً 140 پرسش نامه را تکمیل کرد. همچنین متخصصین، که با استفاده از تکنیک دلفی 25 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون های مقایسه میانگین وضعیت موجود و ایده آل و رگرسیون گام به گام و همچنین جهت ضریب اهمیت معیارها از تکنیک SWARA، استفاده شده است. مقایسه وضعیت موجود و ایده آل در شاخص های حس نشاط و شادی-آفرینی میدان گنجعلی خان نشان می دهد که میدان گنجعلی خان شهر کرمان به لحاظ شادی آفرینی در وضعیت مطلوب قرار ندارند. به عبارتی میزان میانگین تمامی شاخص ها از حد مبنا (3) پایین تر است. نتایج مدل رگرسیون گام به گام نشان می دهد شاخص عاطفی با ضریب بتا 0/517 بیشترین تأثیر و شاخص امنیتی با ضریب بتا 0/287 کمترین تأثیر را شادی آفرینی میدان گنجعلی خان شهر کرمان داشته است. نتایج مدل SWARA حاکی از آن است از بین شاخص های مؤثر بر شادی آفرینی میدان گنجعلی خان شهر کرمان، شاخص امنیتی با وزن نهائی 0/339 در رتبه اول، شاخص اجتماعی با وزن 0/271 در رتبه دوم، شاخص فضایی کالبدی با وزن 0/217 در رتبه سوم و نهایتاً شاخص عاطفی با وزن نهایی 0/174 در رتبه چهارم قرار گرفت.
۵۹۷۶.

باز آفرینی شهری با تاکید بر بهسازی و توانمندسازی سکونتگاه های غیر رسمی در کلان شهرها (مورد مطالعه: شمس آباد تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۳۰۶
رواج و گسترش حاشیه نشینی که در 50 دهه گذشته به معضلی برای کلانشهرها ازجمله تبریز تبدیل شده است اکنون دامنه اش از کلانشهرها و شهرها فراتر رفته و دامنه اش از کلانشهر و شهرها فراتر رفته و دامن روستاهای اطراف را نیز گرفته و توسعه این پدیده بر مشکلات ساکنان این روستا نیز افزوده است. هدف از پژوهش حاضر باز آفرینی شهری با تاکید بر بهسازی و توانمندسازی سکونتگاههای غیر رسمی در کلانشهرها کیس مورد مطالعه: شمس آباد تبریز می باشد روش تحقیق حاضر ﺗﺤﻘیﻖ ﺣﺎﺿﺮ از ﻟﺤﺎظ ﻣﺎﻫیﺖ و روش ﺗﻮﺻیﻔﻰ - ﺗﺤﻠیﻠﻰ و از ﺣیﺚ ﻫﺪف کﺎرﺑﺮدى ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻰآیﺪ. در ﻣﺮﺣﻠﻪ اول اﻃﻼﻋﺎت از ﻃﺮیﻖ ﺑﺮرﺳﻰ ﻣﺘﻮن، ﻣﻨﺎﺑﻊ، اﺳﻨﺎد، ﻣﻨﺎﺑﻊ ایﻨﺘﺮﻧﺘﻰ و کﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪاى ﮔﺮدآورى ﺷﺪه اﺳﺖ. جامعه آماری این تحقیق شامل تمام خبرگان صنعت ساخت ساز و توسعه شهری می باشد. یافته ها حاکی از آن است که روش های SWOT و روش AHP روش هایی برای باز آفرینی شهری با تاکید بر بهسازی و توانمندسازی سکونتگاههای غیر رسمی است که می توان نتیجه گرفت زیر معیار S1 یعنی دارا بودن نیروی انسانی با وزن ۳۸۸/0 به عنوان مهم ترین مزیت و در بین نقاط ضعف موجود W1 یعنی نامناسب بودن زیرساخت ها از بین تهدیدات پیش روی نیز میتواند T1 یعنی کاهش منابع طبیعی با وزن 0195/0 مهمترین تهدید و در بین فرصت ها O1 یعنی تشکیل همایش های ملی و منطقه ای در جذب سرمایه های دانشی با وزن ۲۷۰/ ۰ به عنوان مهمترین فرصت بهسازی و توانمندسازی منطقه شمس آباد تبریز شناخته شده است
۵۹۷۷.

کاربست آینده پژوهی در برنامه ریزی فضایی سکونتگاه ها ی روستایی، مطالعه موردی بخش گرمادوز و بخش مرکزی شهرستان خدافرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۳۰۶
آینده پژوهی در سطح محلی نوعی آینده نگاری است، که با ضرورت برنامه ریزی جامع توسعه و پیش بینی آتی در محدوده خاص و در سطح یک ناحیه با هدف اتخاذ تصمیمات معین برای تحقق آینده مطلوب، تمرکز دارد. در همین راستا پژوهشی به روش توصیفی– تحلیلی و از نوع کاربردی با تاکید بر مشارکت پذیری و با هدف شناسایی عوامل کلیدی موثر بر وضعیت آینده مناطق روستایی در حوزه های بوم شناسی، کالبدی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و مدیریتی، آغاز شد. جامعه آماری  شامل کلیه ساکنین و جمعیت ساکن در بخش های گرمادوز با دو دهستان و مرکزی با دو دهستان و مجموعا تعداد 104 آبادی است. نمونه آماری پژوهش بر پایه روش کوکران تعداد 377 نفر تعیین شد. پس از آنکه تعداد 96 سوال پژوهشی از نوع طیف لیکرت محقق ساخته در چارچوب 14 شاخص طراحی و تدوین شد، داده های مورد نیاز با استفاده از عملیات میدانی در سطح 104 آبادی از طریق برگزاری جلسات گروه بحث و از طریق تشکیل هسته های مشارکتی با استفاده از خبرگان محلی، نمایندگان گروه های مختلف جمع آوری گردید. و در نهایت شناسایی عوامل کلیدی موثر در جهت تدوین سناریوهای آینده و شناسایی پیشران های توسعه بر وضعیت آینده به واسطه نرم افزارmic mac  و با تاکیه بر تحلیل عاملی، بعمل آمد. نتایج نشان داد که سه عامل: پایداری محیط زیست، حفاظت از منابع طبیعی، مدیریت زمین و تولیدات کشاورزی از طریق تحلیل اثرات متقابل/ ساختاری، به عنوان عوامل کلیدی منطقه مورد مطالعه، انتخاب و زیر متغیرهای هریک از این عوامل (استخراج شده از تحلیل عاملی) به عنوان برنامه ها و پروژه های پیشران تعیین شد.
۵۹۷۸.

تبیین عوامل مؤثر بر خلق شهر شاد با رویکرد معادلات ساختاری (مطالعه موردی: شهر بهبهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۳۳۰
شهرشاد، شهری زنده و پویاست که روابط اجتماعی را تسهیل می نماید و با افزایش مشارکت مردمی باعث ایجاد محیطی سرزنده و باکیفیت زندگی بالا می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر خلق شهر شادی در محیط های شهری و به ویژه در شهر بهبهان می باشد. در ابتدا با بررسی پیشینه پژوهش و مطالعات انجام شده و همچنین با توجه به جمع بندی نظریات مختلف و تجارب بررسی شده شاخص های اساسی درزمینه خلق شهر شاد مورد شناسایی قرارگرفته و این شاخص ها با استفاده از روش دلفی و با نظر متخصصان در حوزه جغرافیا و برنامه ریزی شهری آشنا به شهر بهبهان (25 نفر) در دو مرحله اصلاح شده و در غالب مدل کلی تنظیم شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد عوامل اساسی در خلق شهر شاد در بهبهان شامل شاخص های فضایی، کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیباشناختی، زیست محیطی و فرهنگی می باشند. همچنین در ادامه، این مدل با استفاده از فرایند تحلیل عاملی در نرم افزار Smart PLS در شهر بهبهان مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت و نتایج نشان داد بین هریک از شاخص های پژوهش و شادی ارتباط معناداری برقرار است. نتایج این تحقیق با یافته های اورکی و سماواتی همسو بوده است.  در بین معیارهای مورد بررسی شاخص فضایی، کالبدی و زیست محیطی به دلیل ضریب مسیر بالاتر از اهمیت بیشتری برخوردار می باشند. نوآوری تحقیق حاضر از آن جهت است که تاکنون تحقیقی در این موضوع در شهر بهبهان با مطالعه شاخص های متعدد و ارتباط آنها با شادی کودکان صورت نگرفته است. 
۵۹۷۹.

تاب آوری در سکونتگاه های غیررسمی با تاکید بر بعد کالبدی (محله نخل ناخدا و طلابند، شهر بندر عباس)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۳۴
زمینه و هدف: یکی از مهمترین الزامات پرداختن به مسائل کالبدی شهرها، ارتقاء سطح تاب آوری محلات شهری در صورت بروز حوادث احتمالی است. تاب آوری مفهومی جدید در برنامه ریزی شهری است که به توانایی مردم، گروه ها و اشیا در بازگشت به شرایط اولیه یا بهتر است.روش بررسی: تحقیق حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است که از 11 معیار به منظور سنجش تاب آوری کالبدی استفاده شده است. وزن معیارها با روش مثلث سلسله مراتبی فولر نشان می دهد که وضعیت مالکیت (0.21)، تعداد خانوار در واحد مسکونی (0.18) و وضعیت اشتغال سرپرست خانوار (0.165) بیشترین اهمیت را در سنجش میزان تاب آوری در محله ناخدا و طلابند دارد. ترکیب معیارها با روش مجموع ساده وزنی در 5 طبقه گویای سطح تاب آوری در محله نخل ناخدا و طلابند است که مروری بر یافته ها نشان می دهد که 46 درصد از مساحت محله در سطح تاب آوری بالا و بسیار بالا قرار دارد که تنها 28 درصد از جمعیت را در خود جای داده است و از طرفی 30 درصد از محلات مذکور در سطح تاب آوری پایین و بسیار پایین واقع شده است که این سطح از نظر جمعیتی 42 درصد را شامل می شود.یافته ها و نتیجه گیری: نقشه نهایی که در پنج طبقه از بسیار پایین تا بسیار بالا محاسبه شده است نشان می دهد 30 درصد از محله نخل ناخدا و طلابند در سطح تاب آوری پایین و بسیار پایین واقع شده است می توان استدلال کرد که ویژگی های کالبدی نقش بسیار مهمی در میزان تاب آوری سکونتگاه های غیررسمی بازی می کنند و با هر گونه تغییر در معیارهای کالبدی می توان تاب آوری محله را به میزان قابل توجهی متأثر ساخت.
۵۹۸۰.

استقرار موفق مدیریت ارتباط با مشتری در صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۳۳۵
پرداختن به مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری، تأثیر بسزایی در کیفیت فعالیت در صنعت گردشگری دارد، اما نرخ موفقیت در استقرار نظام های مدیریت ارتباط با مشتری بسیار پایین است و بیش از 70 درصد از این پروژه ها شکست را تجربه می کنند. هدف از این پژوهش، ارائه الگویی برای استقرار موفق نظام مدیریت ارتباط با مشتری در صنعت گردشگری است. پژوهش کاربردی حاضر، ماهیت اکتشافی داشته است و با استفاده از رویکرد تئوری داده بنیاد، در یک دوره زمانی یک ساله، 35 شرکت حوزه گردشگری را در استقرار نظام مدیریت ارتباط با مشتری بررسی کرده و ضمن مصاحبه با مدیران پروژه استقرار در این شرکت ها، به مطالعه و مشاهده اسناد آن ها پرداخته است. نتایج پژوهش نشان داد که استقرار موفق نظام مدیریت ارتباط با مشتری در صنعت گردشگری، نیازمند حمایت مدیریت، فرهنگ و تعلق سازمانی و داشتن سواد سازمانی مناسب است. زیرساخت فنّاوری اطلاعات و محدودیت بودجه، موانع پروژه استقرارند. یکپارچه سازی فرایندهای سازمان، آموزش، تشویق و تنبیه، همسوسازی راهبردی، فراهم ساختن زیرساخت فنی، داشتن شناخت کافی از مشتری و تعریف مناسب بودجه، به منزله اقدامات تجویزی (راهبردهای) استقرار موفق مدیریت ارتباط با مشتری شناسایی شدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان