ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۱۶۱ تا ۱۵٬۱۸۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۱۵۱۶۱.

بررسی بهبود دقت طبقه بندی با استفاده از ادغام تصویر تک باند ALI با تصاویر ابرطیفی Hyperion(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۴ تعداد دانلود : ۵۶۲
بیشتر الگوریتم های طبقه بندی داده های سنجش از دور براساس ویژگی ها و اطلاعات طیفی پیکسل ها عمل می کنند. این مسئله باعث نادیده گرفتن اطلاعات مکانی سودمند و قابل استخراج بسیاری، مانند بافت تصاویر می شود. محیط شهری بافت ناهمگنی دارد که شناسایی انواع کاربری ها را به فرایندی دشوار و پیچیده تبدیل کرده است. در این پژوهش تأثیر استفاده از بافت تصویر تک باند سنجنده ALI (Advanced Land Imager) بر دقت طبقه بندی تصاویر ابرطیفی سنجنده هایپریون«Hyperion» در محیط های شهری بررسی شد. طبقه بندی با استفاده از روش جنگل های تصادفی[1] و در پنج سناریوی مختلف انجام شد: سناریوی شماره 1: طبقه بندی اطلاعات طیفی تصویر ادغام شده به روش [1]CNT(بدون لحاظ کردن اطلاعات بافت)؛ سناریوهای 2، 3، 4 و 5: طبقه بندی تصویر CNT با افزوده شدن بردارهای ویژگی بافت حاصل از روش ماتریس هم وقوعی در اندازه های پنجره 3، 5، 7 و 9 هستند. براساس یافته های این تحقیق، افزودن بافت به طیف تصویر ادغامی به روش CNT دقت طبقه بندی را بهبود چشمگیری داد، به گونه ای که دقت کلی بر اثر افزودن بافت با حدود ده درصد افزایش، از 80.47% به 90.74% رسید. بسیاری از پوشش های کاربری مانند جاده، بافت مسکونی، صنایع کوچک و پراکنده و صنایع متمرکز نیز در زمینه دقت تولیدکننده و مصرف کننده رشد چشمگیری را شاهد بودند. پارامتر خطای OOB[1] با 11% کاهش، از 19.86 به 8.87% رسید. بردارهای ویژگی مانند میانگین و کنتراست نیز، توانستند از لحاظ میزان اهمیت در رتبه های بالا قرار گیرند. همچنین، افزایش اندازه پنجره منجر به بهبود بیشتر دقت طبقه بندی شد، به گونه ای که اندازه پنجره 9 بهترین عملکرد را در پی داشت.
۱۵۱۶۲.

تحلیل پتانسیل های عمق ژئوپولیتیک مناطق غرب ایران در مواجهه با تحریم های غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۶۶۴
منطقه غرب بخشی از عمق ژئوپولیتیک جمهوری اسلامی ایران است که از بدو پیروزی انقلاب اسلامی با تحریم و فشارهای امریکا مواجهه بوده است. این منطقه از نظر مولفه های جغرافیایی، اقتصادی و نظامی و استراتژیک از پتانسیل های قابل اتکایی برخوردار است. هدف این مقاله بررسی پتانسیل های عمق ژئوپولیتیک غرب ایران در مواجهه با تحریم های غرب است. سؤال اصلی مقاله این است منطقه غرب کشور در ارتقاء پتانسیل های عمق ژئوپولیتیک ایران در مقابله با تحریم های همه جانبه غرب چه نقشی می توانند ایفا نمایند؟ نتایج نشان می دهد که آمایش سرزمینی می تواند به عنوان تاکتیکی برای مقابله با فشارهای بیرونی از سوی کشورها اتخاذ شود. در این حالت می توان گفت که آمایش سرزمینی نوعی سازماندهی و چینش نیروهای داخلی برای مقابله با هجوم نیروهای خارجی است. با توجه به این که هدف تحریم ها این است که ایران نتواند نیازهای عمدتاً اقتصادی داخلی خود را از بیرون تأمین کند. آمایش سرزمین مناطق ایران از جمله غرب کشور می تواند با ارزیابی نظام مند عوامل طبیعی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... راهی برای تشویق و کمک به جامعه بهره برداران در انتخاب گزینه هایی مناسب برای افزایش و پایداری توان سرزمینی در جهت برآورد نیازهای جامعه بگشاید. روش انجام این تحقیق با توجه به موضوع و اهداف و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت توصیفی – پیمایشی است. بر این اساس جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و مراجعه به پایگاه های داده و جستجوی اینترنتی مقالات دارای درجه علمی معتبر و استفاده از پرسشنامه خواهد بود.
۱۵۱۶۳.

تحلیلی بر شهرگرایی، اجتماع محلی و محله در مادرشهر نوین (نمونه: مادرشهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۴۴۸
تبیین موضوع: محله به عنوان پدیده ای «فضامند» و تاریخی به طورمعمول، دارای دو بعد بوده است: یکی قلمرو صریح یا ضمنی و  دیگری یک «گروه اجتماعی خاص» که از نظر ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از همگونی نسبی برخوردار بوده است. اما با ظهور عصر مدرن واگرایی بین دو بعد پیش گفته آغاز گردید و به مرور زمان در قالب عدم انطباق فضایی محله و اجتماع محلی به ویژه در مادرشهرها در ادبیات شهرشناسی مطرح شد. تبیین فرآیند این واگرایی و تأثیر شهرگرایی در آن در مقیاس محله های مادرشهر تهران مسأله اصلی مقاله حاضر بوده است.روش: این پژوهش از نوع پیمایشی- تحلیلی و شیو ه گردآوری داده ها، اسنادی- میدانی بوده است. جامعه آماری محله های مادرشهر تهران بوده که بر مبنای یک گونه بندی از محله های تهران، پنج محله با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کمی و آماری، شامل آزمون تی تک نمونه ای، آزمون آنوای یک طرفه، آزمون تعقیبی توکی و رگرسیون چند متغیره بهره گرفته شده است و یافته های مربوط در چارچوب نظریه هدایت گر پژوهش تجزیه و تحلیل شده است.یافته ها: نتایج نشان داد که به رغم تحولات ناشی از نوگرایی، کماکان می توان طیفی از محلات را نسبت به ویژگی های اجتماع محلی در مادرشهر تهران تشخیص داد. در حالت کلی، سطح هویت محله ای در محله های نمونه تهران نسبتاً بالا بوده است؛ لیکن این وضعیت، سبب شکل گیری و بهبود تعاملات و همبستگی اجتماعی درونی ساکنین آن ها نشده است. همچنین نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره نشان داد تمامی شاخص های شهرگرایی به عنوان متغیر مستقل دارای روابط معنی دار و اثرات منفی بر ویژگی های اجتماع محلی در محله های نمونه بوده اند.نتایج: هرچند یافته های این مقاله حاکی از وجود زمینه ها و سرمایه های اجتماع محلی در محله های نمونه تهران است؛  لیکن، بر اساس ایده بنیادی پژوهش، باید توجه داشت که ارتقاء و تقویت انطباق فضایی اجتماع محلی و محله، شرط اساسی ایجاد، بهبود و بازآفرینی محله های موجود در چارچوب گفتمان مادرشهری نوین و شهرگرایی مقیاس مادرشهر تهران است.
۱۵۱۶۴.

تاثیر ابعاد کالبدی و اقتصادی کیفیت زندگی بر ماندگاری جمعیت سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: روستاهای بخش رضویه شهرستان مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۴ تعداد دانلود : ۳۵۳
کیفیت زندگی مفهومی چندوجهی، نسبی، متأثر از زمان و مکان و ارزش های فردی و اجتماعی است که دارای ابعاد عینی و بیرونی، ذهنی و درونی است. از این رو، معانی گوناگونی برای افراد و گروه های مختلف بر آن مترتب است. همچنین کیفیت زندگی برای هر یک از افراد جامعه پاسخگوی یکی از نیازهای حیاتی بوده و از این رو در دهه های اخیر، گرایش دولت ها به فراهم کردن کیفیت زندگی برای نگه داشتن جمعیت در مناطق روستایی بسیار درخور توجه است. در این مقاله سعی شده است تأثیر اقتصادی و کالبدی کیفیت زندگی بر ماندگاری جمعیت سکونتگاه های روستایی ناحیه شناسایی و مورد تجزیه وتحلیل قرار گیرد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. محدوده جغرافیایی مورد مطالعه بخش رضویه شهرستان مشهد و جامعه آماری روستائیان 12 روستا از این بخش با جمعیت 2570 و حجم نمونه 356 خانوار از روستاییان است که با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردیده اند. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرنباخ حدود 931/0 به دست آمده است. روش نمونه گیری طبقه ای در انتخاب روستاهای نمونه بکار گرفته شد. برای جمع آوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) و تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS نسخه 3 استفاده شده است. نتایج نشان داد که کیفیت زندگی در ناحیه مورد مطالعه از نگاه روستاییان در بعد کالبدی دارای شرایط مناسب تری نسبت به بعد اقتصادی است.
۱۵۱۶۵.

امکان سنجی توسعه مفهوم جرائم بین المللی به جرائم محیط زیستی با تأکید بر اصل توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۴۸۹
بر اساس آنچه در مقدمه اساسنامه دیوان بین المللی کیفری آمده است جرائم بین المللی جرائمی هستند که موجب تشویش جامعه بین الملل می شوند. بر همین اساس چهار جرم بین المللی مورد احصاء قرارگرفته و در اساسنامه تصریح شده است. این پژوهش که از نوع تحلیلی – توصیفی و با روش کتابخانه ای – اسنادی است به دنبال ارائه راهبردی جهت حفظ محیط زیستی می باشد. محیط زیست میراث مشترک بشریت است و از آسیب هایی که متوجه آن می گردد تقریباً تمام کشورها به تبع آن آسیب می بینند. از کنوانسیون ریو 1992 که توسعه پایدار با محیط زیست گره خورده است اهمیت توجه به محیط زیست افزایش یافته است. باید تدبیری اندیشه شود که جرائم حوزه محیط زیست به عنوان جرائم بین المللی مورد شناسایی قرار گیرند تا به تبع آن دیوان بین المللی کیفری صلاحیت رسیدگی به آنها را داشته باشد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که با عنایت به اصل توسعه پایدار و ضرورت های آن چگونه امکان جرم انگاری جرائم محیط زیستی در زمره جرائم بین المللی میسر است؟ و یا به تعبیری دیگر چگونه توسعه مفهوم جرم بین المللی به جرائم محیط زیستی متصور و ممکن است؟ و اینکه میان توسعه پایدار و محیط زیست چه تناسبی وجود دارد؟ یافته های تحقیق حاکی از این است که به استناد مفاد متعددی از اساسنامه رم 1998 امکان توسعه مفهوم جرم بین المللی نه تنها به جرم محیط زیستی بلکه به جرائم دیگر نیز وجود دارد لذا جهت عملیاتی شدن آن باید با تلاش های پژوهشی مسیر را هموار و حفظ محیط زیست را نهادینه کرد.
۱۵۱۶۶.

تبیین عوامل مؤثر بر میزان زیست پذیری شهری مطالعه موردی: شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۴۵۳
زیست پذیری همان دست یابی به کیفیت برنامه ریزی شهری خوب ی ا مکان پایدار اس ت. اصطلاح زیست پذیری اشاره به درجه تأمین ملزومات یک جامعه بر مبنای نیازها و ظرفیت افراد آن جامعه دارد. هدف مقاله حاضر شناخت عوامل مؤثر بر زیست پذیری شهر ایلام می باشد. روش آلودگی های زیست محیطی با منشأ خارجی، قومیت گرایی، کاهش سرمایه های اجتماعی، کاهش حس تعلق به مکان، محصور بودن در میان کوه ها، سوداگری و کمبود زمین زیست پذیری شهر ایلام را با چالش مواجه ساخته است. تحقیق مورداستفاده، روش توصیفی - تحلیلی، شیوه نمونه گیری، چندمرحله ای تصادفی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه همراه با مصاحبه بوده است. جامعه آماری تحقیق، کلیه شهروندان 18 سال و بالاتر ساکن در شهر ایلام تعریف شده است و بر اساس فرمول کوکران تعداد 383 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. نتایج و یافته های تحقیق حاکی از این است که میانگین رضایت از زیست پذیری اقتصادی (10/49)، میانگین رضایت از زیست پذیری اجتماعی (00/55) و میانگین رضایت از زیست پذیری زیست محیطی (66/32) بوده است. همچنین در یافته های کاربرد روش تحلیل مسیر نتایج نشان می دهد که در بیشترین و قوی ترین اثرات بر زیست پذیری، می توان به اثر مستقیم رویکرد به فضای فرهنگی بر زیست پذیری اجتماعی (342/0)، رویکرد به عملکرد مدیریت شهر بر زیست پذیری اقتصادی (356/0) و احساس امنیت شهری بر زیست پذیری زیست محیطی (237/0) اشاره کرد.
۱۵۱۶۷.

بررسى نقش موقعیت لرستان از نظر ژئوپلیتیکى در رابطه با امنیت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۶۲۵
به نظر می رسد که بعد جغرافیایی با وجود فرایند جهانی شدن اقتصاد و پیدایش کنشگران نوین ، همچنان در تعاملات جهانی م هم اس ت. به عقیده برخی از پژوهشگران و تحلیلگران سیاسی سرنوشت سازمان های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی بشر در گرو یک سلسله عوامل طبیعی ثابت و متغیر است که همه آن ها از جبر جغرافیایی ریشه می گیرند. هر نوع تصمیم گیری سیاسی و نظامی باید در چارچوب عوامل ثابت و متغیر یاد شده صورت گیرد. در این چارچوب است که نقش واحدهای استانی در چارچوب امنیت دولت – ملت ها مهم و برجسته می شود. با توجه به این مقدمه سؤال اصلی مقاله این است که اهمیت موقعیت لرستان از نظر ژئوپلیتیکى در رابطه با  امنیت ایران از چه ابعادی قابل بررسی است؟ فرضیه مقاله برای پاسخگویی به سوال مذکور این است که به نظر می رسد که غرب ایران به ویژه استان لرستان دارای مولفه های جغرافیایی و سیاسی برجسته و مهمی در منظومه ژئوپلیتیکی ایران است. این مقاله از نظر هدف کاربردی و از نظر روش و ماهیت، توصیفی - تحلیلی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سوآت و برای سنجش وزن سنجه ها نیز از روش AHP استفاده شده است. جامعه آماری این مقاله دانشجویان کارشناسی ارشد و ای جغرافیای سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار و حجم نمونه نیز 50 نفر تعیین شده است. نتایج این مقاله نشان می دهد که از تما می جنبه های علم ژ ئو پلیتیکی یعنی موقعیت جغرافیایی ، اقتصادی ، فرهنگی و قومیتی، مذهبی و نیز جمعیتی لرستان حائز نقشی کانونی و مهم در امنیت ایران است و این که غرب ایران به ویژه استان لرستان دارای مؤلفه های جغرافیایی و سیاسی برجسته و مهمی در منظومه ژئوپلیتیکی ایران است. از طرف دیگر شناخت تاریخچه و پیشینه تحولات سیاسی، جغرافیایی و قومی غرب کشور و به ویژه استان لرستان به درک اهمیت ژئوپلیتیکی آن ها منجر خواهد شد و نهایتاً فرصت ها و تهدیدات و نیز قوت ها و ضعف های جغرافیایی و سیاسی موجود در منطقه مورد مطالعه نیازمند توجه و برنامه ریزی است.
۱۵۱۶۸.

Geopolitical Strategy to Settle the Crisis of Pandemic Diseases(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۴۱۱
From the end of 2019, the world has faced with instability resulted from Corona Virus (COVID-19) pandemic (WTO. (1),2020); a fatal and destructive virus which can have many lessons for the vulnerable world. The virus has spread to the entire world and has affected all of the states of the world which have affected by complicated and interwoven economic, social and spatial actions. The twenty-first century world is under threat by one of the smallest microscopic families. One of the hypotheses is that because natural order requirements are neglected, the nature has given the clearest answer and reaction and it will continue, if the destruction continues (Andrawes,2020). It is obvious that COVID-19 is not the first and the last one from pandemic diseases in human live, but it is a part of historical process of pandemic diseases and spreadable to the entire world that some other cases will be emerged in the future. So, based on such experiences, WHO, national and local states, civil organizations and citizens should design appropriate and synergic reactionary patterns to confront with them and execute the designs with previous preparations. The world mutation of the virus is started from a living organism (bat, pangolins or any other creature) in micro space, namely from a local market in Wuhan City (Hui and others,2020:265-266). But, the pattern of virus transmission was in a way that spread to world, rapidly and became a global epidemic and pandemic (Roumina,2020). Local origin, weakness of science, transmission rate, geographic spread pattern, global epidemic, different and doubtful reactions by the states and its destructive and multi-faceted effects can be an experience for the states, citizens and common reactions of the world society to similar threats in the future.    In global scale, the pattern of virus spread is pandemic and has spread to all of the states (WHO,2020). Even the states that have had high level of control power, they have been only able to delay its spread to inside of their territory and have not been made free from economic consequences and global fear from Coronavirus. Today, economic, social and spatial actions in the world are affected by Coronavirus monster. The chain of global production, distribution and consumption is extracted from normal cycle, at least for short term (Nguyen,2020). Because of the decrease in the global production and transportation activities, oil consumption has reached to its lowest rate and its price was negative. Many economic, social, cultural, scientific and administrative activities like business, transportation, trade, education, religious rituals, and tourism etc. activities have been decreased. Decreasing process of global economic growth and falling stock exchange in developed states are emanated from Coronavirus pandemic in the world (The Economic Times,2020). Networked economy and economic interdependence in the world from one hand, and huge effects of this phenomenon on the industrialized developed states are among the issue which will affect the global economy for long time. It seems that heavy shadow of the pattern of global distribution of China’s economic productions is in direct connection with Coronavirus fast spread in the other regions of the world. If this was occurred in any other state in the world, it would not be spread with this speed, geographically/spatially. Spatial and time pattern of Coronavirus spread show China geopolitical power and influence in the other geographic spaces of the world. Although some states closed their political geographic borders to confront with the virus spread, but they were not successful in this domain and the virus spread to the world. Closing or non- systematic hasty controlling of the borders in local and national scales were the first strategy of the states in which only some states earned relative success (Worldometers Website, 2020). It seems that closing or controlling of the international and internal borders with cellular approach toward geographic space and time as human structure habitations to close or reduce spatial transactions to the extent of inevitable necessities is a geographical strategy which can control epidemic diseases and preserve human immunity and guarantee human health and human structures in micro and macro levels. But, unfortunately China as the geographic origin of Coronavirus epidemic (Shadi,2020), and then WHO and consequently national states ignored their political/geographic responsibility and also ignored to codify geopolitical strategy to confront with the virus and acted with delay and incompletely and caused spread of the virus in global scale and pandemic. They should accept the consequences of ignoring the mentioned strategy or postpone in taking appropriate measures to control Coronavirus and development of hygienic threats against micro and macro geographic spaces which act as habitations of human structures and human society totality. At least there is a one difference among the states in the domain of spatial/ geographic reactions towards Coronavirus crisis, and that is the fact that Coronavirus was emanated from Wuhan in central region of China, but China prevented the virus spread to the other spaces of China by taking the strategy of geographic isolation and cutting or decreasing in spatial relations and taking strict state policies (Financial Times,2020). But, some European States, the US and Iran had unsystematic, doubtful and postponed geographic reactions, and caused the virus spread from its origin to the other geographic spaces and caused to incontrollable geographic pollution.       This experience showed that it seems that coherent political systems with higher power of control, ignoring their political ideology, are successful in the domain of human health security than plural political systems and also weak systems. This experience can be starting point in ideological and attitude revolution in the citizens towards political thoughts and state paradigms in the world and can change the citizens’ perceptions and expectations toward the states’ structures and the criteria of legitimacy.                       The level of development and extensive relations with China shows that developed states and also the states which are more dependent in the network of China’s economy are more infected by the virus than developing states. These states have the more cases and deaths. It seems that there is a direct relation between the level of economic interdependence with China’s economy and increase in the cases of Coronavirus and its spread (Goldin,2020). This shows high level and multifaceted level of transactions and mutual interdependence between the states and China as the origin of COVID-19 which caused the virus spread to these geographic spaces and located the cycle of virus spread in the patterns of local and regional spatial actions of the other states. This process caused doubled spread of COVID-19 in geographic spaces of the other continents and global epidemic. The spread and epidemic of the virus in Saudi Arabia, Turkey, Italy, Iran, the Middle East, France, Britain, Eastern and Western Europe countries, Russia, the US and Canada etc. that are among developed states or are in connection with China’s economy is explainable in the frame of interdependence model.  In international scale, the states which reduced, controlled or managed spatial transactions and relations with the origin state namely China were less damaged and some states such as Iran that ignored the threat and continue its spatial transactions with China were more damaged.  The infected countries are faced with different challenges in national scale, and their economies have gotten Corona arrangement, formally and informally. Allocation of huge financial resources to prevent, confrontation, supply of medical equipment and supply of medical expenses have put the economies under pressure. From the other hand, crisis in small, medium and large scale firms have caused decrease in national production and have challenged economic growth and development. In informal economic domain, dark economic boom in economic systems which have gaps, have shown their inefficiency in such a situation. This issue is more critical in the states which face with wide spread of the virus and have not had appropriate financial resources and reserves. However, the lost costs in developed states are more than in developing states and they have suffered more.    Medically, healthy human with immune and resistant immunity system are less vulnerable in confrontation with the virus (WHO (2),2020), likewise in national scale, flexible and powerful systems have more power to cross from the crisis and weak systems will be faced with big challenges emanating from Coronavirus crisis. The consequences of Coronavirus crisis may last for several decades in these systems.   Regarding the above mentioned debate, Coronavirus crisis is one of the least experienced geopolitical crises of last decades which spread to the world incredibly fast and have made vulnerable geographic, biological, economic and social security of the spaces and have shocked and crippled the world. No matter where or what it is originated from, its consequences is global. It has spread to the world in a little time, and infected millions of people, and decreased global economic growth in developed states and it may collapse or bankrupt the economies of the developing states. This dangerous enemy has no weaponry and no complicated equipment, but it is developed through persons and needs and human spatial, economic and social transactions and it is become the biggest challenges of the world in short time and has minimized bilateral and multilateral spatial transactions in all local, area, regional, national and global scales.     So, confront with Coronavirus crisis, COVID-19, and newfound and pandemic diseases requires new applied paradigm in human minds which regardless of enemy-making policies originating from power relations, makes cooperation among the states necessary in interdependent and interconnected world in regional and global scales. It is fact that none of the states, even if it is the most powerful state in the world such as the US, cannot confront with the Coronavirus crisis or similar crises per se. As Coronavirus crisis is global, the exit path also requires global thought based on geopolitical strategy.      The experience of this global crisis shows that the virus threat is not limited to one or several states, but its threat and spread in a state means the threat and spread to the all of states and human being and living on planet earth (WTO (3),2020). Also, control and confront with this threat goes beyond from a state power or regional political system such as the EU. For this reason, there is not an alternative than dependence on multilateral cooperation and participation of all of the states. This crisis can form a geopolitical cooperation pattern base on peace for newfound crises. Dimensions of geopolitical strategy to confront and control of the pandemic epidemics similar to Coronavirus in the world are as under:  1.preliminary and immediate responsiveness of Security Council and General Assembly of the UN as an institution of political management of global space in considering pandemic epidemics as threats to international security and then mobilization of the states and governments to control and confront with it by central role of WHO; 2.inherent responsiveness of WHO to manage operational project of controlling and confronting with epidemics at their preliminary stages and not to find moral suggestions and consultants sufficient; 3.creation of common perception and approach towards epidemics among all of the UN member states as a threat to national security for all of the nations and states; 4.take initiatives to international cooperation and creation of powerful mechanism to form rapid and effective inter-state cooperation to confront with epidemics in regional and global scales by WHO; 5.organizing of operational teams to international technical and consulting helps and supports to the state or states infected by epidemics; 6.duties division and obligations related to public responsiveness of the states to confront with epidemics and mobilization of international and non-infected states facilities to support infected states by WHO; 7.establish united spatial political management among international, regional, national, sub-national, local and residential levels in coordination with WHO and local states to organized, effective and targeted confront with the epidemics; 8.having perception of national security threat towards epidemics spread to internal space of the territory of the states and nation’s habitations by national states; 9.having cellulous approach towards spaces and places of human living in micro scale (family scale of resident, proffered); 10.establish technical, institutional and specialized systems to national monitor and alarm in relation with newfound epidemeis, even usual epidemics in the state; 11.rapid and effective responsiveness of national states to control and confront with microbial threats and preserve bio security of citizens and habitations against epidemics; 12.rapid activation of controlling function and possibly closing the borders and land, air and sea border gates and decrease or stop spatial/ geographic transactions in social, economic and cultural facets with abroad in particular with the infected states and geographic spaces;  13.structural and functional organizing and to give the power and authority to the national and local operating systems to confront with epidemics; 14.emergency isolation and strict control and decrease in geographic (spatial / place) transactions in interstate scales which are suspected to be infected; 15.exertion of hygienic controls to infected persons and isolation of their place from other citizens;  16.justifying citizens and civil institutions in relation with legal and moral responsiveness against other citizen's health and invitation to cooperate with the states and plans of control and confront with epidemics; 17.establish or organizing of sustainable bio-army institution against future biological threats to the state due to supply and guarantee hygienic, food, physical and psychological security of citizens and inner geographic places and spaces of the state; 18.establish united multi-level and multi-faceted management system with accrue duty division between national, province, local and residential levels in a situation of epidemics and pandemics in the state; 19.taking policies and compensatory actions by the central and local states to supply public social welfare services, biological immunity, hygienic and medical services, losing jobs, economic and financial supports etc. in pandemic period to the vulnerable and damaged citizens and paying the costs from national and public resources; 20.permanent monitoring of epidemic situation and simultaneously with starting process of spatial/ social contraction in the state, execution of gradual process of decrease in geographic/ social limitations in national and local levels by the central state and normalization of living situation of the citizens in the country and reaching at final stage of the crisis.
۱۵۱۶۹.

ارزیابی روند تغییرات فراوانی روزهای شرجی در نیمه جنوبی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۲۱۰۰
بررسی روند تغییرات پدیده های اقلیمی و هواشناسی در درازمدت اهمیت ویژه ای در مطالعات تغییر اقلیم و آشکار سازی آن دارد. در این پژوهش جهت شناسایی و دستیابی به روند تغییرات فراوانی روزهای شرجی در نیمه جنوبی ایران، داده های ساعتی فشار جزئی بخار آب مربوط به 15 ایستگاه همدید نیمه جنوبی ایران برای یک دوره آماری 30 ساله (2009 - 1980) از سازمان هواشناسی ایران اخذ شد. بعد از اخذ دادها و تشکیل بانک اطلاعاتی آن، بر اساس آستانه فشار جزئی بخار آب برابر یا بیشتر از 8/18 هکتوپاسکال فراوانی روزهای شرجی در دو مقیاس زمانی فصلی و سالانه برای تمام ایستگاه های مورد مطالعه استخراج شدند. جهت آشکار سازی روند تغییرات فراوانی روزهای شرجی نیز از روش ناپارامتریک برآورد کننده شیب سنس بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که در سه فصل پاییز، زمستان و بهار هیچگونه روند معناداری در فراوانی روزهای شرجی در ایستگاه های مورد مطالعه در سطح احتمالاتی 95 درصد مشاهده نشد. در فصل تابستان تنها ایستگاهی که روند معناداری در آن مشاهده شد ایستگاه دزفول (شیب روند: 05/1-) بود که جهت روند آن نیز کاهشی بوده است. در مقیاس سالانه هم تنها در چهار ایستگاه کرمان (شیب روند: 1/0-)، دزفول (شیب روند: 46/1-)، ایرانشهر (شیب روند: 08/1-) و زاهدان (شیب روند: 16/0-) روند معناداری در فراوانی روزهای شرجی مشاهده شد که این روند برای هر چهار ایستگاه یک روند کاهشی بوده است.
۱۵۱۷۰.

مدل سازی تخمین میزان رسوب رودخانه به کمک روش شبکه عصبی مصنوعی (نمونه موردی: رودخانه گلرود)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۵ تعداد دانلود : ۵۴۲
رسوبات رودخانه ای به دو صورت منتقل میشوند: یا این مواد درون جریان آب غوطه ور هستند و همراه با آب در حرکت می باشند که به آنها مواد رسوبی معلق گفته میشود و میزان مواد رسوبی معلق را که در واحد زمان از یک مقطع رودخانه عبور کند، بار معلق مینامند، یا اینکه به یکی از صور لغزش، غلتیدن، پرش حرکت مینمایند که به آنها بار بستر می گویند. شبکه عصبی مصنوعی روشی است که بر پایه شبیه سازی عملکرد مغز انسان ب رای ح ل م سایل متنوع ارایه و از لایه های نرون ورودی، خروجی و میانی و وزنهای مربوط به مقادیر ورودی و بایاس و تابع تحریک تشکیل شده است. منطقه مورد مطالعه در این پژوهش حوضه آبریز رودخانه گِلِرود است. این منطقه در شهرستان بروجرد، در استان لرستان در غرب ایران واقع شده است، پژوهش حاضرازنوع کاربردی ست. بدین صورت که، ابتدا مشخصات زیرحوضه های این رودخانه استخراج شده است این مشخصات شامل مشخصات فیزیکی زیرحوضه ها از جمله مساحت، محیط و طول آبراهه ها و مشخصات مربوط به دبی رودخانه و میزان رسوب آن است. در ادامه با روش های رگرسیون خطی چند متغیره، شبکه عصبی پیش خور چندلایه (MLP) و شبکه عصبی برپایه تابع شعاعی (RBF) به مدل سازی تخمین رسوب پرداخته شده است.پس از محاسبه شاخص هایRMSE وMAE با توجه به این امر که هرچقدر میزان این شاخص ها کمتر باشد مقدار پیش بینی شده به مقادیر واقعی نزدیکتر است بنابراین باتوجه به شواهد حاصله مدل شبکه عصبی مصنوعیMLP دقت بهتری را نسبت به دو مدل دیگر در تخمین میزان رسوب منطقه نشان میدهد. از سوی دیگر با توجه به مقدار شاخصR2 که برای سه مدل محاسبه شده است دقت تخمین مدل به مقدار 0.409 برای مدلMLP محاسبه شده است، مقدارR2 برای این مدل برابر 0.88 است. پس از مدل شبکه عصبی مصنوعیMLP، مدل شبکه مصنوعیRBF نتایج بهتری ارائه می دهد. در این مدل مقدارR2 برابر است با 0.4 که نشان دهنده دقت تخمین حدود نصف مدلMLP است. و در رتبه سوم نیز مدل رگرسیون خطی چند متغیره با مقدارR2 برابر با 0.3 قرار دارد.مدل رگرسیون خطی نیز به علت این امر که تنها روابط خطی بین متغیر ها را در نظر می گیرد دارد بیشترین میزان خطا است.
۱۵۱۷۱.

Assessing the Economic Resilience of Rural Households against Drought (Case Study: Mahidasht District in Kermanshah)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۴ تعداد دانلود : ۵۶۹
Purpose- Currently he occurrence of recent droughts in Iran and the severity of its damage indicate the vulnerability of farmers. The economic-environmental damages and the resilience farmers to this incident are evident in diverse ways. Therefore, recognizing the resilience of the population influenced by drought can offer a tool to prevent life-threatening disaster in high-risk areas. The aim of this study was to evaluate the economic resilience of rural households to drought in plain of Kermanshah and answer the following questions. What is the extent of economic resilience of rural households in Mahidasht to drought? What are the most important factors affecting the economic resilience of rural households to drought? Design/methodology/approach- This is an applied research and a descriptive-analytical method along with library analysis and field surveys were adopted for data collection. The statistical population of this study consisted of 5081 households, out of whom 357 samples were selected according to Cochran's formula. Descriptive and inferential statistics (One-sample t-test) and structural equation modeling were used for data analysis. Findings- According to the results of t-test, the variables of vulnerability of villagers' property and assets (mean=3.99) and the impact of drought on the value of assets (mean=3.86) gained the highest average in terms of resilience. On the contrary, the two variables of ability to compensate (mean=1.67) and membership in cooperatives and agricultural companies (mean=1.67) had the lowest averages. Moreover, the test results of all four variables of evaluating farmers’ knowledge and awareness indicate a correlation between the independent variables (prevention, preparedness, reconstruction, institutional management) and the dependent variable (economic resilience). Therefore, it can be contended that the economic resilience of Mahidasht is fairly weak.
۱۵۱۷۲.

بررسی تناسب و قابلیت اراضی با استفاده از روش های پارامتریک در راستای دستیابی به توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۴۱۵
امروزه به دلیل افزایش جمعیت، برنامه ریزی و ارزیابی توان اکولوژیکی اراضی از عوامل توسعه پایدار به حساب می آید. بر این اساس مطالعات ارزیابی تناسب اراضی از مهم ترین فرایندها در مدیریت منابع خاکی محسوب می شود. هدف از این پژوهش، تعیین کاربری اراضی و اولویت کشت برای محصولات زیتون، هلو و مرکبات است. منطقه مطالعاتی، شهرستان خداآفرین (آذربایجان شرقی) با وسعت تقریبی 16500 هکتار است. خاک های منطقه دارای رژیم حرارتی ترمیک و رژیم رطوبتی اریدیک هم مرز با زریک بوده و در رده های اریدی سول و انتی سول طبقه بندی شدند. از نظر ژئومورفولوژی اراضی در لندفرم های دشت (آبرفتی، سیلابی، دامنه ای) و مخروط افکنه قرار دارند. برای دستیابی به اهداف 11 واحد اراضی (نماینده 11 سری غالب خاک) که ازنظر ویژگی های مؤثر در رشد محصولات انتخابی شرایط متفاوتی داشتند، جداسازی شدند. براساس نتایج، اقلیم منطقه برای کشت زیتون و مرکبات نامناسب و برای هلو کاملاً مناسب بوده و مهم ترین محدودیت های خاکی برای رشد، شیب در دامنه ها، سیل گیری در سیلاب ها، آهک و سنگریزه زیاد است. کلاس های تناسب برآورد شده با روش های مختلف فائو نشان داد که ریشه دوم نسبت به استوری به طور نسبی نتایج مطلوب تری نشان می دهد. به نظر می رسد که دلیل این امر در نظرگیری اثرات متقابل ویژگی های مؤثر در عملکرد محصولات و استفاده از قانون حداقل لیبیک و قراردادن کمترین ویژگی در خارج رادیکال باشد. تیپ بهره وری هلو به عنوان مناسب ترین محصول با توجه به شرایط اقلیم و ویژگی های زمین نما و خاک در منطقه مطالعاتی معرفی می شود و در اولویت کشت قرار دارد. نقشه قابلیت تناسب اراضی تهیه شده با GIS نیز مؤید این مطلب است؛ بنابراین ارزیابی قابلیت اراضی و مکان یابی اراضی مستعد به عنوان بخشی از آمایش سرزمین می تواند یک استراتژی به منظور اخذ تصمیم های مناسب در ارزیابی سرزمین، مطالعات زیست محیطی و برنامه ریزی درجهت حداکثرسازی بهره وری در قلمروهای جغرافیایی مختلف برای توسعه پایدار باشد .
۱۵۱۷۳.

اولویت بندی مکانی استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی در مناطق روستایی شهرستان رشت بر اساس مدل TOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۵ تعداد دانلود : ۶۲۰
یکی از راه های دستیابی به توسعه پایدار روستایی جهت رسیدن به استانداردهای بین المللی در تولید محصولات کشاورزی، به کارگیری صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی می باشد. از طرفی مشخص کردن اولویت های برتر مکانی برای استقرار این صنایع، یکی از عوامل مهم در برنامه ریزی جهت توسعه منطقه ای است. بدین منظور هدف از پژوهش حاضر اولویت بندی مکانی استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی در شهرستان رشت است که دارای قطب های جمعیتی روستایی، منابع آب، اقلیم مناسب و اراضی حاصلخیز و مستعد کشاورزی می باشد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و مبنای روش آن توصیفی– تحلیلی است. اطلاعات با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای به دست آمده و تکیه اصلی بر مستندات آماری کشور بوده است. برای تحلیل داده ها از مدل TOPSIS و جهت وزن دهی به شاخص های کشاورزی با توزیع پرسشنامه از نظرات 10 نفر از کارشناسان صنایع تبدیلی بخش کشاورزی سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان استفاده شده است.یافته های تحقیق نشان می دهد که از بین بخش های شهرستان رشت، بخش مرکزی با امتیاز نهایی(711/0)، به عنوان مساعدترین سایت و بخش های سنگر با امتیاز نهایی (3/0)، خمام (247/0)، خشکبیجار (21/0)، لشت نشاء (167/0) و کوچصفهان با (133/0) در اولویت های بعدی جهت استقرار صنایع مذکور قرار گرفته اند. بر این اساس، اگر سرمایه گذاری ها و طرح های صنعتی در بخش های برتر به کار برده شود نتیجه مطلوب به همراه خواهد داشت.
۱۵۱۷۴.

تحلیل مسیر از نوآوری بازاریابی تا ارزش ویژه برند در صنعت رستوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۳۴۸
امروزه با وجود رقابت شدیدی که در صنعت رستوران وجود دارد، اتخاذ نوآوری های بازاریابی جهت کسب رضایت مشتریان امری اجتناب ناپذیر است. اکثر شرکت ها بدنبال تعاملات توصیه ای شفاهی و اینترنتی که توسط مشتریان راضی صورت می گیرد، جهت بهبود و توسعه ارزش ویژه برند خود هستند. لذا در این پژوهش با در نظر گرفتن اهمیت نوآوری بازاریابی و نقشی که رضایت مشتری می تواند بر تعاملات توصیه ای شفاهی و اینترنتی داشته باشد، بدنبال ایجاد و بهبود ارزش ویژه برند در صنعت رستوران هستیم. جامعه آماری این پژوهش، مشتریان رستوران های سطح شهر کاشان هستند که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای و سپس نمونه گیری اتفاقی، 185 نفر از آنها انتخاب و پرسشنامه بین آن ها توزیع گردید. برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده شد. نتایج آزمون نشان داد که نوآوری بازاریابی بر تعاملات توصیه ای شفاهی و اینترنتی تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین رضایت مشتری توانسته نقش تعدیلگر در رابطه ی نوآوری بازاریابی و تعاملات توصیه ای شفاهی و اینترنتی داشته باشد. همچنین نتایج نشان داد تعاملات توصیه ای شفاهی و اینترنتی تاثیر مثبت و معناداری بر ارزش ویژه برند داشته است. از دیگر نتایج این پژوهش تایید نقش میانجی بازاریابی توصیه ای شفاهی و اینترنتی در رابطه ی بین نوآوری بازاریابی و ارزش ویژه برند می باشد.
۱۵۱۷۵.

تحلیل کالبدی- فضایی شهر خرم آباد با استفاده از شاخص های رشد هوشمند شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۵۶۶
افزایش مشکلات ناشی از تراکم جمعیت در شهرها، صاحب نظران را به چاره اندیشی و حل معضلات شهری واداشت و برای کاهش معضلات ناشی از رشد بی رویه فضاهای شهری، صاحب نظران انگاره رشد هوشمند شهری را مطرح نمودند، رشد هوشمند شهری به عنوان ابزاری توانمند در سنجش میزان تمرکز یا پراکنده بودن رشد یک شهر در چارچوب الگوهای رایج و ایده آل، امروزه نقش غیر قابل انکاری در توسعه، تغییر و شکل دهی نقاط سکونتی انسان ها به ویژه شهرها ایفا می کند. از این رو هدف پژوهش حاضر تحلیل کالبدی- فضایی رشد هوشمند شهر خرم آباد است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف توسعه ای کاربردی و از لحاظ روش شناسی کمی - تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و داده های فضایی است. در تجزیه وتحلیل اطلاعات این پژوهش از روش های آماری- گرافیکی در قالب نرم افزار ArcGIS و همچنین نرم افزارهای Excel و GeoDa بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از تحلیل شاخص ها با استفاده از آزمون های گرافیک مبنا نشان می دهد که شهر خرم آباد در زمینه شاخص های منتخب فاصله ی چشمگیری با اصول رشد هوشمند شهری دارد. این امر نشانگر تفاوت چشمگیر شاخص های منتخب با اصول رشد هوشمند شهری است. نتایج آزمون های گرافیک مبنا و آزمون های نموداری با هم همسو بوده و در این زمینه توافق و سازگاری بین این آزمون ها وجود دارد که درجه تجمع پذیری کم، توزیع نامتعادل در سطح شهر خرم آباد، پراکندگی، خوشه ای بودن، توسعه جسته و گریختگی و توسعه منفصل و ناپیوسته بسیار زیاد و به طور کلی رشد پراکنش افقی بی رویه است.
۱۵۱۷۶.

الگوی مدیریتی در ژئوتوریسم؛ با تاکید بر مدیریت ژئومورفوسایت های قلمرو بیابانی ایران مورد پژوهی: شهرستان طبس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۶۴۷
ژئوتوریسم شاخه ای از دانش توریسم با محوریت رفتارشناسی سیستم های سطحی زمین است که کوشش دارد، ارزش های گردشگری و حفاظتی فرم ها و فرایندهای مسلط در یک مکان را شناسایی کند. دست آورد این شاخه علاوه بر پایدارسازی محیط زیست، مبتنی بر احیا و بهره برداری از میراث فرهنگی و رفاه اقتصادی جامعه بومی است. تحقق پذیری این اهداف، موضوعی است که در ساماندهی اقتصادی جامعه گردشگری در چارچوب ژئومورفولوژی کاربردی نقش محوری دارد. به همین دلیل روش های متنوعی برای شناسایی، الویت بندی و ارزیابی ژئومورفوسایت ها در قلمروهای مختلف کوهستانی، ساحلی، کارستیک، بیابانی و... تدوین شده و این روند همچنان در حال تکامل است. در این مطالعه سعی بر آن است در راستای ارزیابی ژئومورفوسایت ها، یک الگوی مدیریتی در ژئوتوریسم را با هدف اجرایی شدن نتایج ارزیابی توانمندی ژئومورفوسایت ها در قلمرو بیابانی شهرستان طبس، تدوین و تعریف شود. یافته های این مطالعه در دو بخش اصلی قرار گرفت: در بخش اول ژئومورفوسایت های بیابانی شهرستان طبس پس از استخراج و تعریف این مناطق، به کمک روش ارائه شده توسط بروشی و همکاران (2007) مورد ارزیابی قرارگرفتند که نتایج آن ژئومورفوسایت های ریگ شتران، رخنمون های سنگی درنجال و کوه های قدیمی کم ارتفاع کلمرد را از بیشترین امتیاز و در اولویت های اصلی برای تدوین الگوی مدیریتی، انتخاب نمود. در بخش دوم ضمن تدوین و تنظیم الگوی مدیریتی در 9 گام اصلی، خصوصیات ژئومورفوسایت های برتر فوق، در چارچوب این الگو مورد بررسی و بازنگری قرار گرفتند و چالش های مدیریت طبیعی، انسانی و امنیتی این ژئومورفوسایت ها به کمک مطالعات دفتری و میدانی شناسایی شدند، تا اقدامات مورد نیاز از طریق تعامل دولت مرکزی و مدیریت محلی برای دست یابی به اهداف ژئوتوریسم را شناسایی و معرفی کند.    
۱۵۱۷۷.

توزیع فضایی ارتفاع برف مرز کواترنری واحدهای ژئومورفیک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۵۲۴
موقعیت کنونی ایران و تسلط شرایط خشک و نیمه خشک، وجود حاکمیت یخچال ها را در این کشور با تردید همراه کرده است؛ با این حال وجود شواهد و آثار ژئومورفولوژیکی یخچال ها در مناطق مختلف ایران، عملکرد یخچال ها را نشان می دهد. برای بررسی ارتفاع برف مرز کواترنری در ابتدای کار بیش از 174 قله بالای 3000 متر در ایران شناسایی و سپس مرتفع ترین قله هر واحد ژئومورفیک برای برآورد ارتفاع برف مرز انتخاب شد. پس ازآن DEM ایران در نرم افزار ARC GIS برای هر واحد ژئومورفیک و حوضه های آبریز متأثر از قله های شناسایی شده برش زده شد. براساس نقشه های توپوگرافی و تصاویر ماهواره ای SRTM سیرک های هر واحد شناسایی و ارتفاع برف مرز به روش های رایت، ارتفاع کف سیرک، نسبت های ارتفاعی، پنجه به دیواره (رایت و پورتر) محاسبه و سیرک های شناسایی شده ازنظر جهت در دامنه های نگار و نسار با توجه به امتداد ناهمواری ها تفکیک و بررسی شد. فرایند یخچالی در تحول ناهمواری های کوهستانی ۶ واحد ژئومورفیک نقش اساسی داشته است. ارتفاع برف مرز 13 قله مرتفع ایران به این شرح است: بل 2946 متر، الوند 2700 متر، توچال 2691 متر، هزار 2936 متر، بینالود 2529 متر، دماوند 2832 متر، سردشت 2719 متر، بغروداغ 2026 متر، شاهو 1997 متر، سبلان 2872 متر، بلقیس 2621 متر، شیرکوه 2959 متر و زردکوه 2862 متر.
۱۵۱۷۸.

بررسی نقش تصویر برند در ارزش ویژه برند گردشگری اصفهان از دیدگاه گردشگران داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۳۸۹
گردشگری از صنایعی است که به سرعت درحال رشد جهانی است. در این بازار رقابتی، برند مقصد وسیله ای برای به دست آوردن مزیت های رقابتی، برجسته سازی و تمایز مقصد از رقبا است. تصویر قوی و پایداری که در ذهن گردشگر از مقصد گردشگری ایجاد می شود به خلق برند گردشگری می انجامد. در این پژوهش عوامل مؤثر بر ارزش برند گردشگری اصفهان از دیدگاه گردشگران داخلی، با تأکید بر نقش تصویر برند، بررسی شده است. نمونه مطالعه شده شامل 383 نفر از گردشگران داخلی شهر اصفهان در بازه زمانی مرداد تا آبان 1398 بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه بوده و داده ها با روش تحلیل عاملی تأییدی با نرم افزار آموس23 تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بارهای عاملی معرف های مربوط به کل پرسش نامه ارزش ویژه برند گردشگری اصفهان از وضعیت نسبتاً مطلوبی برخوردارند. به عبارت دیگر، هم بستگی کل ارزش ویژه برند گردشگری اصفهان با معرف های مربوط به این متغیر متوسط به بالا است. همچنین، ضریب بین تصویر برند و ارزش ویژه برند اصفهان نشان می دهد که تصویر برند بیشترین تأثیر را بر ارزش ویژه برند اصفهان داشته است و سه مؤلفه آگاهی از برند، کیفیت ادراک شده و وفاداری به برند در رتبه دوم قرار گرفته اند، زیرا ﺗﻔﺎﻭﺕ معناداری ﺑیﻦ آن ها ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. نتایج نشان می دهد که تصویر برند اصفهان عامل اصلی در ارزش ویژه برند گردشگری اصفهان است. جاذبه های تاریخی، جاذبه های طبیعی و داستان های رمزگونه بالاترین گویه های ارزیابی شده در تصویر برند اصفهان بوده اند
۱۵۱۷۹.

بررسی نظامی گری کشورها در دریایی خزر و چالش های ژئوپلیتیکی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۳۸۸
دریای خزر پس از خلیج فارس مهم ترین حوزه های ژئوپلیتیکی، ژئواستراتژیکی و ژئواکونومیکی ایران محسوب می شود. ایران که پس از فروپاشی شوروی در این دریا با 4 کشور دارای مرز دریایی شد همواره علناً و عملاً سیاست غیرنظامی کردن دریای خزر را دنبال کرده است. علی رغم تلاش های ایران روند حرکتی کشورها در دریای خزر به سمت نظامی شدن و تجهیز بیشتر زیرساخت های نظامی در دریای خزر بوده است که این مورد می تواند بسترساز چالش ژئوپلیتیکی ایران در این حوزه در آینده باشد. بنابراین، این پژوهش با شیوه توصیفی – تحلیلی و بهره گیری از منابع به روز خارجی به دنبال بررسی روند نظامی گری در دریای خزر و چالش های ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی ایران بوده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان دهنده حرکت کشورهای پیرامون خزر در راستای تقویت بنیان نظامی خود در دریای خزرپس از فروپاشی شوروی است. این نظامی شدن به خصوص از جانب ترکمنستان و آذربایجان با توجه به مرزهای دریایی و خشکی آنها برای ایران چالشی ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی محسوب می شود. علاوه بر نظامی شدن دریای خزر، همکاری نظامی اسرائیل و ناتو با آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان در زمینه خرید و فروش تسلیحات، اختلافات آذربایجان با ایران بر سر میادین نفتی، تلاش آذربایجان در راستای قومیت گرایی؛ استفاده اسرائیل از مرزهای ایران با آذربایجان و ترکمنستان در راستای استراق سمع و روابط جاسوسی، احتمال جنگ بین روسیه با ترکمنستان و آذربایجان به خاطر خط لوله ترانس خزر از دیگر زمینه های چالش ژئوپلیتیکی برای ایران در اثر نظامی شدن دریای خزر محسوب می شود.
۱۵۱۸۰.

ارزیابی بازتاب های کالبدی فضایی الحاق روستاهای پیرامونی به شهرها (مطالعه موردی شهر ملایر و روستای ازناو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۱۲۸۶
در سالهای اخیر الحاق یا ادغام روستاهای پیرامونی به شهرها مورد توجه کارشناسان و مسئولان شهری قرار گرفته است، اما تلاش و اقدامات چندانی در ارزیابی بازتابهای کالبدی فضایی آن و ارائه راهکارهای مناسب جهت کاهش و ممانعت از بروز مشکلات و مسائل ناشی از آن صورت نگرفته است. این پدیده طی دو دهه اخیر زمینه ساز الحاق بسیاری از سکونتگاههای روستایی به شهرها به ویژه کلانشهرهای کشور بوده است. در این مقاله سعی شده است که تأثیر وابستگیهای فضایی و روابط شهر و روستا در الحاق روستاهای پیرامونی به شهرها و همچنین بازتابهای کالبدی فضایی ناشی از الحاق روستاهای پیرامونی، با مطالعه موردی شهر ملایر و روستای ازناو مورد بررسی قرار گیرد. روش تحقیق این پژوهش، تحلیلی توصیفی است. یافته های پژوهش حاضر، بیانگر تأثیر وابستگیهای فضایی و روابط شهر و روستا در الحاق روستاهای پیرامونی به شهرها است. بازتابهای کالبدی فضایی ناشی از این الحاق عمدتا موجب بروز مسائل متعددی است که در قالب آسیب شناسی بیان شده است. الحاق روستای ازناو به شهر ملایر نتیجه گسترش بطئی و خزش شهر ملایر در پیرامون است، که در آن تصمیم گیری اداری و دولتی تأثیر گذار بوده است. از بین رفتن اراضی کشاورزی، مشکلات و مسائل اقتصادی و اجتماعی، آسیبهای زیست محیطی از جمله بازتابهای کالبدی فضایی الحاق روستای ازناو به شهر ملایر است

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان