ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۸۶۱.

شناسایی عوامل مؤثر بر زمین لغزش در جاده آستارا تا تونل نمین با استفاده از مدل MLP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۳
زمین لغزش یکی از پدیده هایی است که رخداد آن سبب ایجاد خسارات زیادی به ویژه در مناطق کوهستانی می شود. بنابراین ارزیابی و شناخت عوامل مؤثر بر وقوع رخداد زمین لغزش در مناطق کوهستانی امری ضروری است. هدف از این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر زمین لغزش در جاده آستارا تا تونل نمین با استفاده از مدل MLP می باشد. مدل MLP یکی از مدل های کارآمد شبکه عصبی است که توانایی حل مسائل پیچیده را دارد. برای شناسایی عوامل مهم در رخداد زمین لغزش با توجه به مطالعات میدانی 8 عامل شناسایی شده است که شامل: زمین شناسی، پوشش گیاهی، فاصله از جاده، کاربری راضی،  شیب، جهت شیب، ارتفاع، نقاط واقعی زمین لغزش استفاده شده است. بعد از پیش پردازش ها تمام لایه ها وارد نرم افزارSPSS MODELER شده و مدل سازی با 8 نورون ورودی 6 نورون میانه و 1 خروجی طراحی شده است. نتایج این پژوهش نشان داده که خروجی وزنی مدل MLP بیشترین ارزش وزنی را برای لایه زمین شناسی با مقدار 26/0 برای لایه کاربری اراضی و فاصله از جاده به ترتیب مقدار 14/0 و 13/0 اختصاص داده است. هم چنین در بخش اعتبار سنجی مدل مقدار AUC عدد 948/0 در بخش آموزش و 962/0 در بخش تست شبکه را نمایش می دهد که گویای این است که مدل هم در بخش آموزش و هم در بخش تست دارای اعتبار بالایی می باشد بنابر این نتیجه گیری می شود که عامل زمین شناسی نسبت به سایر عوامل در رخداد زمین لغزش در منطقه تأثیر زیادی دارد و درنهایت پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی برای مطالعه و ارزیابی زمین لغزش و حرکات دامنه ای از مدل های یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی استفاده شود
۸۶۲.

ارائه الگوی حکمروایی مطلوب گردشگری پایدار در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
حکمروایی مطلوب گردشگری پایدار، نقش بسیار مهمی در دستیابی به توسعه پایدار در مناطق گردشگری دارد. این رویکرد می تواند به کاهش اثرات منفی گردشگری بر محیط زیست و جوامع محلی کمک کند و در عین حال، فرصت های اقتصادی و اجتماعی جدیدی را ایجاد نماید. در همین راستا هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه الگوی حکمروایی مطلوب گردشگری پایدار در استان خوزستان است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل حدود ۴۷۱۰۵۰۹  نفر از شهروندان استان خوزستان بوده که از میان آن ها، با استفاده از فرمول کوکران 386 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد و مورد مطالعه قرارگرفت. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه محقق ساخته ای است که روایی آن به صورت محتوایی (صوری) و سازه ای و پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی مورد تأیید قرارگرفت. تحلیل داده ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای  «SPSS» و «Smart PLS» انجام شده است. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد با توجه به مدل مفهومی آزمون، رابطه قوی و معنی داری بین شاخص های پژوهش با حکمروایی مطلوب گردشگری پایدار مشاهده شده است (05/0>p) و شاخص های برازش مدل نیز نشان از برازندگی و تناسب داده ها با مدل مفهومی و در نتیجه تأیید مدل است. در نهایت، مقایسه ضرایب همبستگی نشان می دهد که شاخص نهادی (پاسخگویی، شفافیت، قانونمندی، مشارکت، کارایی و اثربخشی، انعطاف پذیری و ... ) قوی ترین رابطه را با شاخص زیست محیطی(065/1 = (r و بعد از آن با شاخص تکنولوژی و فناوری (055/1 = (r دارد. همچنین نتایج حاصل از آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که  بیشترین تأثیر بر حکمروایی مطلوب گردشگری پایدار شهری به ترتیب مربوط به شاخص نهادی است که رتبه اول را به خود اختصاص داده است.
۸۶۳.

مقایسه ساختار «ذهنی - عینی» و تطابق خانه های روستای پلکانی سرآقاسید با سیاه چادر عشایر بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: معماری سنتی ایران، آینه ای از تعامل بشر با طبیعت، فرهنگ و نیازهای اجتماعی است که در طول زمان شکل گرفته است. در این میان، خانه های روستایی نیز با الهام از الگوهای کهن و شرایط محیطی، فرهنگی و اقلیمی هر منطقه، شکل گرفته اند. هدف این پژوهش، فهم الگو و ایده اولیه معماری خانه های روستای سرآقاسید از طریق مقایسه ساختارهای ذهنی و عینی با سیاه چادر عشایر بختیاری است. این مقایسه به شناسایی شباهت ها و تفاوت های دو نوع سکونتگاه و چگونگی تأثیر فرهنگ عشایری بر معماری خانه های روستا می پردازد. روش پژوهش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و نمونه گیری نظری هدفمند صورت گرفته و یافته ها به شیوه توصیفی تحلیلی بررسی شده اند. داده ها از طریق مطالعات میدانی، مشاهده مستقیم، منابع کتابخانه ای و مصاحبه های باز با معماران محلی، بزرگان روستا و زنان عشایر گردآوری شده است. در این مطالعه ساختار کالبدی، عرصه های فضایی، قرارگاه های رفتاری و معانی فرهنگی در خانه ها و سیاه چادرها بررسی و با استفاده از مشاهده، عکس برداری و ترسیم کروکی تحلیل شده است. در نهایت با مقایسه داده ها، شباهت ها و تفاوت های دو سکونتگاه مشخص و تأثیر فرهنگ عشایری بختیاری بر شکل گیری خانه های بومی منطقه آشکار گردید. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که اگرچه در ظاهر، دو سکونتگاه با هم متفاوت به نظر می رسند، اما شباهت های عمیقی در سطح معنا و فرهنگ زندگی میان آنها وجود دارد. فرهنگ عشایر بختیاری نقش برجسته ای در شکل گیری این زیست بوم تاریخی داشته و بنیان های معماری روستای سرآقاسید را تحت تأثیر قرار داده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که با وجود تفاوت های کالبدی میان خانه های روستای سرآقاسید و سیاه چادرهای عشایر بختیاری، میان آن ها از نظر فرهنگی، معنایی و رفتاری اشتراکات قابل توجهی وجود دارد. بررسی ها بر اساس چهار مؤلفه ساختار و عناصر شکل دهنده، عرصه های فضایی، قرارگاه های رفتاری و معنا انجام شد که نشان دهنده تأثیر فرهنگ مشترک بختیاری بر سازمان فضایی و شیوه زیست در هر دو سکونتگاه است. استفاده از مصالح بومی، الگوی مشابه تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی و اهمیت فضاهای جمعی برای تعاملات اجتماعی از مهم ترین شباهت های مشاهده شده است. همچنین حریم ها و روح مکان در هر دو سکونتگاه بر پایه باورها و هنجارهای فرهنگی مشترک شکل گرفته و بدون نشانه های فیزیکی مشخص رعایت می شوند. در مجموع، یافته ها بیانگر آن است که فرهنگ عشایری بختیاری نقشی اساسی در شکل گیری معماری بومی خانه های روستای سرآقاسید داشته و می تواند مبنایی برای حفاظت و بازآفرینی معماری بومی منطقه باشد.
۸۶۴.

تحلیل آثار تغییرات اقلیمی بر سکونتگاه های روستایی اطراف دریاچه ارومیه با استفاده از مدل F’ANP؛ مطالعه موردی: روستاهای 84گانه محدوده 5 کیلومتری دریاچه ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف استخراج معیارها و شاخص های سنجش آثار تغییرات اقلیمی بر سکونتگاه های روستایی و اندازه گیری دقیق آثار چهاربعدی (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی) خشک شدن دریاچه ارومیه بر این سکونتگاه ها انجام شده است. سؤالات اصلی پژوهش بر شناسایی شاخص های مناسب سنجش و تعیین میزان تأثیرپذیری روستاها در دو مقطع زمانی ۱۳۸۵ و ۱۳۹۵ متمرکز بوده است. روش پژوهش: روش گردآوری داده ها در این پژوهش به روش کتابخانه ای است. برای جمع آوری داده های موردنیاز از منابع گوناگونی ازجمله مرکز آمار ایران، سازمان جهاد کشاورزی و داده های موجود در سیستم اطلاعات مکانی و نیز اطلاعات تفصیلی روستاها و تصاویر ماهواره ای از گوگل ارث استفاده شده است. در این پژوهش، چندین مقاله داخلی و خارجی که در سال های اخیر منتشر شده اند، موردبررسی قرار گرفته است. جهت شناسایی معیارها و شاخص های تأثیرگذار بر آثار تغییرات اقلیمی بر سکونتگاه ها با مرور متون معتبر به استخراج شاخص ها پرداخته شده است. سپس با بهره گیری از مدل ترکیبی F’ANP (ترکیب تحلیل عاملی و تحلیل شبکه ای) و نرم افزارهای SPSS و Super Decisions، عوامل اصلی و اهمیت نسبی شاخص ها تعیین شد. تحلیل در دو سال ۱۳۸۵ (شناسایی شش عامل) و ۱۳۹۵ (شناسایی چهار عامل) به صورت تطبیقی انجام شد و پراکنش فضایی با کمک GIS ترسیم شد. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که در سال ۱۳۸۵ شش عامل (فعالیت اقتصادی و اجتماعی، عملکرد بخش کشاورزی، دامپروری و صنعت، منابع آبی، زیرساخت ها و خدمات بهداشتی، زیرساخت آبی و انرژی) و در سال ۱۳۹۵ چهار عامل (زیرساخت ها و جمعیت، پایداری کشاورزی، دامپروری، منابع آبی و انرژی) تأثیرگذار بوده اند. پس از امتیازبندی نهایی روستاها، در سال ۱۳۸۵ تعداد ۱۳ روستا در وضعیت نامطلوب (تأثیرپذیری خیلی زیاد)، ۳۷ روستا نسبتاً نامطلوب، ۲۲ روستا متوسط، ۱۰ روستا نسبتاً مطلوب و ۲ روستا (قولنجی و تیل) کاملاً مطلوب قرار داشتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که خشک شدن دریاچه ارومیه آثار منفی بر سکونتگاه های روستایی گذاشته و تعداد روستاهای با تأثیرپذیری بالا در سال ۱۳۹۵ نسبت به ۱۳۸۵ افزایش یافته است. این وضعیت نیازمند اقدامات فوری و جامع شامل مدیریت بهینه منابع آب، توسعه کشاورزی پایدار و برنامه های تاب آوری روستایی است.
۸۶۵.

تحلیلی بر عوامل تأثیر گذار بر شکل گیری مسکن در بافت قدیمی شهر خاش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: امروزه توجه به شکل گیری بافت های قدیمی و مسکن بومی جهت بهره گیری از معماری گذشته بسیار حائز اهمیت است. نگاهی به بافت شهری امروزی شهر خاش در استان سیستان و بلوچستان نشان می دهد که معماری آن بدون توجه به بستر شهری و تنها با الگو گرفتن ناقص از معماری کلان شهرها شکل گرفته است. این پژوهش با هدف بازشناسی الگوی مسکونی در بافت تاریخی شهر خاش و تحلیل تعامل میان عوامل تاریخی، فرهنگی، اقلیمی و متأثر از دانش بومی معماران یزدی انجام شده است. روش پژوهش: روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی، از طریق مرور منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی با بررسی ۲۲ مسکن منتخب در بافت قدیمی شهر خاش است. تحلیل اطلاعات در سه مقیاس کلان، میانی و خرد انجام گرفته است. یافته ها: مطالعات گونه های مسکن منتخب در بافت قدیمی شهر خاش در مقیاس کلان به بررسی موقعیت استقرار، راستای کشیدگی، نسبت توده و فضا، فرم کالبدی و تناسبات پرداخته، در مقیاس میانی به بررسی عمق فضا، سازه، فرم و منظر کالبدی خانه ها و در مقیاس خرد نیز عناصر و جزئیات معماری در این خانه ها موردبررسی قرار گرفته است. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که مقیاس های سه گانه فوق در شکل گیری بافت قدیم شهر خاش مؤثر بوده و این عوامل تحت تأثیر دانش بومی معماران یزدی که به این منطقه مهاجرت کرده اند، شکل گرفته است. انتقال این دانش و تأثیر آن بر طراحی و ساخت بناها موجب ایجاد هویت فرهنگی و معماری خاص منطقه شده و شرایط اقلیمی گرم و خشک نیز با هدایت طراحی به سمت استفاده از تهویه طبیعی، مصالح بومی و الگوهای درون گرا، به ارتقای آسایش محیطی کمک کرده است. این مطالعه می تواند در مطالعات و بررسی بافت های قدیمی مشابه در سایر شهر های ایران نیز مورد استناد قرار گیرد و باعث تلفیق ارزش های فرهنگی، دانش بومی، رعایت الزامات اقلیمی و زمینه ساز تدوین رویکردهای نوین در مرمت و توسعه پایدار بافت های قدیمی مشابه شود.
۸۶۶.

آسیب شناسی مدیریت و سازماندهی سیاسی فضای جهانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۴۳
با توجه به نابرابری های سیاسی، ژئوپلیتیکی و اقتصادی موجود در ساختار حال حاضر فضای جهانی و غلبه الگوی قطبی مرکز- پیرامون بر این فضا، امکان تداوم و پایداری فضای جهانی را با موانع بیشماری از بحرانها و بی ثباتی های مستمر مواجه نموده است. پرسش مهمی که در این رابطه قابل طرح می باشد آن است که، برای تغییر بنیادین فضای کنونی جهان از وضعیت نامتوازن و غیرپایدار کنونی به وضعیت پایدار و متوازن، چه اقداماتی ضرورت دارد؟ بر همین اساس، هدف مقاله حاضر آسیب شناسی وضعیت نامطلوب مدیریت و سازماندهی فضای کنونی جهان در وجوه ژئوپلیتیکی، اقتصادی، اجتماعی و دیگر ابعاد فضا در وهله نخست و پیشنهاد و ارائه راهکارهای مناسب و موثر در جهت تغییر اساسی شرایط کنونی و نیل به ساختاری عادلانه، متوازن و پایدار در فضای جهانی است. پژوهش حاضر با رویکردی مساله محور و در قالب توصیفی- تحلیلی تدوین شده است. یافته های این مقاله نشان می دهد چنانچه مجموعه ای از اقدامات ضروری نظیر تغییر بنیادی رویکرد حاکم بر مناسبات بین المللی در زمینه های سیاسی، ژئوپلیتیکی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی... و دیگر اقدامات مشابه در مناسبات بین المللی به مورد اجرا گذارده شود، امکان تغییر وضعیت نامتوازن کنونی در فضای جهانی به وضعیت مطلوب، و متوازن وجود داشته و از این طریق دستیابی به صلح و امنیت جهانی ممکن می شود.
۸۶۷.

عوامل موثر بر مزیت های کارآفرینی گردشگری سلامت با تاکید بر مولفه های قیمت و رقابت (مورد مطالعه: غرب استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
زمینه و هدف: استان مازندران به دلیل داشتن آب وهوای مطلوب و جاذبه های طبیعی گردشگری از پتانسیل بالایی برای توسعه کارآفرینی گردشگری سلامت برخوردار است. با این حال، کارآفرینی گردشگری سلامت در این استان با چالش های متعددی مواجه است که می تواند بر مزیت قیمتی-رقابتی کارآفرینان فعال در این حوزه تأثیرگذار باشد؛ لذا هدف پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر مزیت های کارآفرینی گردشگری سلامت با تأکید بر مؤلفه های قیمت و رقابت در غرب استان مازندران است. روش شناسی: جامعه هدف تحقیق حاضر، شامل مدیران مراکز گردشگری سلامت غرب استان مازندران (مرکز گردشگری سلامت بام دریای نوشهر، بیمارستان خصوصی شهسوار، دهکده سلامت زانوس) بودند. در این تحقیق نمونه گیری به صورت غیر احتمالی به شیوه هدفمند از میان جامعه هدف انجام شد. جهت گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. از آنجا که این تحقیق به عوامل مؤثر بر مزیت های کارآفرینی گردشگری سلامت با تأکید بر مؤلفه های قیمت و رقابت در غرب استان مازندران از طریق تجارب مدیران این مراکز است؛ لذا از استراتژی پدیدارشناسی با استفاده از روش کلایزی بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از آن است که مزیت قیمتی کارآفرینی گردشگری سلامت در غرب استان مازندران دارای دو مؤلفه کاهش هزینه کارآفرینان گردشگری سلامت و مؤلفه کاهش هزینه های سفر گردشگران سلامت است و مزیت رقابتی کارآفرینی گردشگری سلامت در غرب استان مازندران دارای دو مؤلفه بازاریابی هوشمندانه و مؤلفه منحصربه فرد بودن محصولات و خدمات گردشگری سلامت است. نتیجه گیری و پیشنهادها: به کارآفرینان گردشگری سلامت غرب استان مازندران پیشنهاد می شود تا با استفاده از روش های تأمین مالی خلاقانه مانند جذب سرمایه گذاران، اخذ وام های ارزان قیمت، اجرای طرح های مشارکتی و... برای تأمین منابع مالی مورد نیاز خود اقدام کنند و با ایجاد همکاری های راهبردی همچون ایجاد شبکه های همکاری با سایر بخش های گردشگری و درمانی برای به اشتراک گذاری منابع و کاهش هزینه ها و انعقاد قراردادهای بلندمدت با تأمین کنندگان و ارائه دهندگان خدمات برای تضمین قیمت های مناسب تر یک مدیریت مالی مناسب داشته باشند. همچنین با بهبود فرآیندهای عملیاتی و مدیریتی مانند پیاده سازی سیستم های یکپارچه مدیریت اطلاعات و فرآیندها برای بهبود کارایی، آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی برای افزایش بهره وری و ایجاد ساختار سازمانی متناسب با اهداف و نیازهای کسب وکار، این صنعت مهم کشور را ارتقا بخشند. نوآوری و اصالت: این تحقیق در حوزه کارآفرینی گردشگری سلامت غرب استان مازندران از جهت بررسی مؤلفه های قیمت و رقابت توسط سایر محققین مورد بررسی قرار نگرفته است و به توسعه دانش موجود در حوزه مزیت رقابتی کارآفرینی گردشگری سلامت در غرب استان مازندران کمک می کند.
۸۶۸.

مدل سازی بارش- رواناب حوزه آبخیز چالوس رود با استفاده از HEC-HMS تحت سیستم اطلاعات جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۵۵
مدل های هیدرولوژیکی متفاوتی در حوضه های رودخانه های مختلف برای شبیه سازی داده های رواناب بارش های در دسترس، کاربری اراضی و ویژگی های خاک استفاده می شوند. هدف از این مطالعه، استفاده از مدل HEC-HMS برای شبیه سازی بارش- رواناب حوزه آبخیز چالوس رود به عنوان یک ابزار مفید برای پیشگیری و کاهش خطرات سیلابی باشد. پس از تهیه نقشه کاربری و خاک (تحت نرم افزار HWSD-Viewer فائو) و استفاده از نسخه توسعه یافته مدل (تحت GIS الحاقی)، اطلاعات مکانی منطقه مورد مطالعه و پارامترهای هیدرولوژیکی، مستقیماً در نرم افزار HEC-HMS محاسبه شدند. پس از تهیه نقشه های خاک، شیب، داده های بارش و دبی روزانه (ورودی های مدل) طی سال های 2017- 1981 برای شبیه سازی رواناب، مدل واسنجی و صحت سنجی شد. در منطقه مورد مطالعه، روش های شماره منحنی (CN)، روندیابی ماسکینگام و هیدروگراف واحد برای مدل تنظیم شد. در ارزیابی مدل نیز از آماره های ضرایب تبیین (R2) و نش- ساتکلیف (NSE) استفاده شد. مقادیر R2 (71/0 و 64/0) و NSE (67/0 و 72/0) دوره های واسنجی و صحت سنجی نشان دهنده تطابق خوب بین جریان های مشاهده ای و شبیه سازی شده بود. همبستگی بین مقادیر شبیه سازی و مشاهده ای خوب بود، اما حجم کل ذخیره دبی برای این سال ها کمی بیش ازحد برآورد شد. بر این اساس، مدل به خوبی جریان دبی روزانه را شبیه سازی نمود. نتایج به دست آمده توسط مدل HEC-HMS به عنوان یک مدل جایگزین برای مدل های دیگر در پیش بینی رواناب، رضایت بخش و قابل قبول است. به طوری که، هیدروگراف خروجی این مدل در تلفیق با روش های دیگر مدل های هیدرولوژیکی (HEC-RAS و SWAT) می تواند در زمینه های مختلف مطالعاتی و مدیریتی برای رویدادهای حدی مورداستفاده قرار گیرد.
۸۶۹.

پیش نمایی بارش و دمای حوزه آبخیز قره سو با تأکید بر عدم قطعیت مدل های گردش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
از مهم ترین منابع عدم قطعیت در مباحث تغییر اقلیم به کارگیری مدل های مختلف گردش عمومی است که خروجی های متفاوتی را برای متغیر های اقلیمی تولید می کند. در کل استفاده از چندین مدل گردش عمومی و یا روش های اجرای ترکیبی مدل ها (EP) برای تأکید بر عدم قطعیت در پیش نمایی اقلیم، به علت تفاوت های ساختاری در مدل های جهانی اقلیم و همچنین عدم اطمینان در تغییرات شرایط اولیه مدل ها یکی از راهکارهای کاهش عدم قطعیت مدل های گردش عمومی است. برای این منظور داده های ایستگاه سینوپتیک کرمانشاه در بازه زمانی 1976 تا 2005 از سازمان هواشناسی و داده های ریزگردانی شده حاصل از 21 مدل گردش عمومی از سایت NASA (NEX-GDDP) برای دوره گذشته (2005-1976) و آینده (2049-2020) تحت سناریو RCP4.5 دریافت و پس از اطمینان از صحت داده ها و پیش پردازش های لازم، عدم قطعیت مدل های گردش عمومی بررسی و جهت کاهش عدم قطعیت آن ها از روش های مختلف اجرای ترکیبی استفاده شد. نتایج مقایسه مدل ها نشان داد که مدل های MRI-CGCM3، MPI-ESM-LR، BNU-ESM، ACCESS1-0، MIROC-ESM، MIROC-ESM-CHEM و MPI-ESM-MR از عملکرد مناسب تری در شبیه سازی دما و بارش برخوردار بوده اند. همچنین چنانچه انتظار می رفت بیشترین وزن به مدل هایی که کمترین خطا را داشته اند تعلق گرفته است، به گونه ای که این مدل ها بیشترین وزن را در مدل سازی بارش، دمای حداکثر و دمای حداقل دوره گذشته داشته اند و می توانند به عنوان مناسب ترین مدل های پیش نمایی در آینده معرفی شوند که دارای کمترین عدم قطعیت در شبیه سازی دما و بارش می باشند. بررسی نتایج ضرایب آماری روش های مختلف اجرای ترکیبی نشان داد که روش اجرای ترکیبی تعدادی از مدل ها (MEP) با ضریب تعیین (R2) 95/0 و ضریب کارایی (ME) 92/0 تخمین بهتری را در مقایسه با داده های دوره پایه در ایستگاه سینوپتیک کرمانشاه ارائه داده است و درنهایت این روش به عنوان بهترین روش اجرای ترکیبی مدل های گردش عمومی در نظر گرفته شد.
۸۷۰.

توان سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظت شده شهرستان مشکین شهر با استفاده از مدل های کمّی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
زمینه و هدف: ژئوتوریسم شکلی از گردشگری می باشد که موجب رشد و پایداری جغرافیایی منطقه، محیط زیست، فرهنگ، میراث تاریخی و زیبایی شناختی آن و هم چنین بهبود زندگی ساکنین آن منطقه می شود. ژئوتوریسم حرکت نوینی به سمت توسعه روستائی است، هدف از این پژوهش، ا توان سنجی ژئوتوریستی و ژئومورفولوژیکی مناطق حفاظت شده شهرستان مشکین شهر با استفاده از مدل های کمی می باشد. روش شناسی: روش پژوهش در این مطالعه، مبتنی بر مدل سرانو-گونزالز-تروبا و کوبالیکوا است. مدل سرانو-گونزالز-تروبا برای ارزیابی ژئوسایت های واقع در نواحی حفاظتی مناسب می باشد. ارزیابی ژئوسایت ها در این روش بر مبنای سه معیار اصلی صورت می گیرد که به ارزیابی ارزش های علمی و مدیریتی کمک می کند و روش مناسبی برای منطقه مورد مطالعه به شمار می آید.. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از ارزیابی مدل سرانو-گونزالز-تروبا نشان داد که منطقه حفاظت شده شیروان دره سی با کسب حداکثر امتیارات از نظر تنوع اشکال ژئومورفولوژیکی و زمین شناسی در رتبه اول قرار دراد. هم چنین با کسب بیش ترین امتیاز از نظر دسترسی و تنوع چشم انداز نسبت به سایر مناطق مورد مطالعه از پتانسیل بالایی جهت مطالعات میدانی و جذب گردشگر برخوردار است. با توجه به نتایج حاصله در رده دوم منطقه گندمین با کسب امتیار 5/8 دارای مناطق حفاظت شده مناسبی برای تحقیقات میدانی و جذب توریسم دارد. بنابراین، بر اساس اعتبارسنجی معیارهای مدل می توان نتیجه گیری کرد که منطقه حفاظت شده شیروان دره سی در مشکین شهر با کسب بالاترین امتیاز، پتانسیل بسیار زیادی برای توسعه دارد. در نهایت، پیشنهاد می گردد که در مطالعات آتی برای ارزیابی مناطق حفاظت شده، از زیرمعیارهای تاثیرگذار انسانی نیز استفاده گردد.
۸۷۱.

بررسی احتمال تغییر اقلیم در شهرستان سپیدان با استفاده از آزمون ناپارامتری من – کندال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۱
تحقیقات علمی در زمینه ی روندهای اقلیمی حاکی از آن است که هم اکنون تغییرات سریع تر از دوره های گذشته در حال وقوع است. امروزه موضوع تغییرات آب و هوا از مسائل قابل توجه پژوهش های آب و هوایی است. پیش بینی روند تغییرات آب و هوا برای مدیریت محیط زیست و ادامه حیات جوامع انسانی بسیار مهم و ضروری  می باشد. در این پژوهش از آمار ایستگاه سپیدان در یک دوره آماری 19  ساله (2005-2023)  استفاده شده است. در این بررسی روند و نوع تغییرات دما و بارش بصورت ماهانه، فصلی و سالانه  مورد بررسی قرار گرفت نتایج نشان داد که میانگین دما، میانگین حداقل ذما و حداکثر دمای سالانه دارای روند کاهشی است و بیشترین کاهش با آماره 0.64- مربوط به حداکثر دماست. تغییرات فصلی میانگین دما نشان داد که فصل بهار دارای روند کاهشی است و سایرفصول بدون روند است. میانگین حداقل دما در فصول بهار و تابستان دارای روند کاهشی است. میانگین حداکثر دما در سه فصل بهار، تابستان و پاییزدارای روند کاهشی است. تغییرات ماهانه میانگین دما، فقط ماه های ژولای و سپتامبر دارای روند کاهشی است و بقیه ماه ها  فاقد روند است. میانگین حداقل دما در ماه های ژانویه، ژولای، آگوست، سپتامبر و اکتبر دارای روندکاهشی و بقیه ماه ها  فاقد روند است. میانگین حداکثر دما ماه های مارس،آوریل، می و نوامبر بدون روند و بقیه ماه ها دارای روند کاهشی است. نتایج بررسی تغییرات بارش حاکی از این است که میانگین سالانه و فصلی فاقد روند است و میانگین ماهانه بارش در ماه های گرم سال یعنی ماه های می، ژوئن، ژولای و سپتامبردارای روند کاهشی و بقیه ماه ها فاقد روند است.
۸۷۲.

مدلسازی عوامل فرهنگی در راستای توسعه حمل ونقل درون شهری (موردمطالعه: شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۵
حمل ونقل درون شهری به عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه شهری، نقش حیاتی در بهبود کیفیت زندگی شهروندان و کاهش مشکلات ترافیکی و آلودگی هوا ایفا می کند. در شرایط سرمایه گذاری های کلان در زیرساخت های حمل ونقل عمومی، عدم استقبال کافی از این سیستم ها می تواند بر وجود چالش های فرهنگی دلالت نماید. بنابراین، هدف این پژوهش مدل سازی عوامل فرهنگی برای توسعه حمل ونقل درون شهری کرج است. این تحقیق هدفی کاربردی و از دسته تحقیقات توصیفی مبتنی بر داده های پیمایشی گرد آوری شده از خبرگان است. یافته ها نشان داد که مجموع متغیر عوامل فرهنگی قادر است 75 درصد از واریانس متغیر توسعه حمل ونقل درون شهری را تبیین کند. همچنین، ضریب تأثیر این متغیر برابر با 79/0 است که بیانگر تأثیر مستقیم و قوی عوامل فرهنگی بر وضعیت حمل ونقل در کرج است. 001/0=p نشانگر معنی دار بودن تاثیر متغیر عوامل فرهنگی بر توسعه حمل ونقل است. می توان نتیجه گرفت که تقویت عوامل فرهنگی می تواند به بهبود وضعیت حمل ونقل درون شهری و کاهش مشکلات ترافیکی منجر شود. اجرای برنامه های آموزشی در راستای ایجاد و تقویت مؤلفه های فرهنگی و سبک زندگی مرتبط با حمل و نقل شهری که در راستای توسعه پایدار شهری و بهبود کیفیت زندگی شهروندان باشد، از جمله پیشنهادات کاربردی این تحقیق هستند.
۸۷۳.

مسئله مسکن انبوه؛ چالش های آپارتمان نشینی (مطالعه پدیدار شناسی تجربه زندگی در مسکن مهرِ شهر بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
یکی از مهم ترین مسائلی که جامعه شهری ایرانی در دهه های اخیر با آن مواجه بوده است، مسائل مرتبط با مشکلات و چالش های سکونت در آپارتمان های مسکن مهر است. بر این مبنا هدف پژوهش حاضر، فهم تجربه زیسته ساکنان مسکن مهر شهر بروجرد استان لرستان است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی «روش پدیدار شناختی» است. جامعه آماری شامل ساکنین مجتمع + های مسکن مهر بروجرد است که با استفاده از نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شده اند. در بخش نمونه گیری داده های پژوهش با 21 مصاحبه به اشباع نظری رسید. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه غیر ساختار یافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها، از تحلیل «تماتیک» و تکنیک «کد گذاری» و نرم افزار «مکس کیودی ای 12» استفاده شد. بر این اساس یافته ها در سه مقوله اصلی مشخص شد، مقوله اول به «واحد های معنایی» ، مقوله دوم «تِم های مشترک» و در مقوله سوم «بٌن مایه های اصلی» اشاره دارد. یافته های پژوهش نشان داد که ساکنین این ساختمان ها با مسائلی چون ناکارآمدی تعاونی ها، نابرابری مکانی، ناامنی ذهنی و روانی، فرسایش سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی، بی اعتمادی به مکان زیست، بیگانه شدن با دیگری و فقدان رواداری و مدارای اجتماعی مواجه هستند.
۸۷۴.

مدل سازی عوامل موثر بر پایداری توسعه اقتصادی روستاهای شهرستان ملکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل سازی عوامل موثر بر پایداری توسعه اقتصادی در روستاهای شهرستان ملکان انجام شده است. روش پژوهش: جامعه آماری این مطالعه را کارشناسان، متخصصان، خبرگان و خانوارهای روستایی در سطح شهرستان تشکیل می دهند. مشارکت کنندگان در مرحله اول پژوهش 28 نفر از کارشناسان، متخصصان و خبرگان بودند که 56 گزاره تحقیق را از نظر اهمیت رتبه بندی کردند. در مرحله دوم 481 نفر از روستاهای منتخب به 41 گزاره مرتبط با پایداری اقتصاد روستایی پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش کیو تحلیل عاملی در نرم افزار SPSS و مدل معادلات ساختاری در نرم افزار SMART PLS بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج مدل اندازه گیری بیانگر آن است که بارهای عاملی معرف های مشاهده شده، با معرف های پنهان خود دارای رابطه معناداری هستند و معرف های مشاهده شده به خوبی متغیرهای پنهان خود را اندازه گیری نموده اند. همچنین، نتایج مدل ساختاری بیان گر این موضوع است که شاخص «پایداری اقتصادی روستاهای شهرستان ملکان» با توجه به اینکه بالاتر از مقدار استاندار 0/35 است، دارای مقادیر «قوی» و عامل های «آسیب پذیری، بهره وری و تنوع اقتصادی، اشتغال و زیرساخت های اقتصادی و دسترسی به عوامل اقتصادی و تولیدی» با توجه به اینکه بالاتر از مقدار استاندار 0/15 هستند، دارای مقادیر «متوسط» برای تعیین قدرت پیش بینی مدل در مورد متغیرهای پنهان درون زا می باشند. نتیجه گیری: عامل های «آسیب پذیری، بهره وری و تنوع اقتصادی (ثبات و رفاه اقتصادی)»، «اشتغال و زیرساخت های اقتصادی (عدالت و رفاه اقتصادی)»، «دسترسی به عوامل اقتصادی و تولیدی (عدالت اقتصادی)» به عنوان سه دیدگاه یا الگوی ذهنی در رابطه با مهم ترین عوامل موثر بر پایداری توسعه اقتصادی شناسایی شدند. مقایسه و اعتبارسنجی نهایی حاصل از روش های کمّی و کیفی نشان داد «آسیب پذیری، بهره وری و تنوع اقتصادی (ثبات و رفاه اقتصادی)» به عنوان اصلی ترین عامل موثر بر پایداری توسعه اقتصادی مطرح است که متخصصان، خبرگان و افراد جامعه محلی در مورد آن اتفاق نظر دارند.
۸۷۵.

بررسی جغرافیای فرهنگی گونه های دینداری در میان کاربران شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۱
در این پژوهش سعی شده تا جغرافیای فرهنگی به ویژه سبک های دینداری کاربران ایرانی در فضای اینستاگرام بررسی شود. رویکرد این پژوهش، استقرایی بود و پژوهش با روش نتنوگرافی یا اتنوگرافی آنلاین انجام شد که یکی از روش های کیفی است. بر همین اساس، صفحات اینستاگرامی با محتوای دینی که دارای دنبال کننده های زیادی بودند و انتساب صفحه به افراد مطرح در حوزه فعالیت های دینی بود، به عنوان جامعه مورد مطالعه در نظر گرفته شدند که ۱۴ صفحه با گرایش های مختلف دینی را شامل می شد. پست ها، کامنت ها و محتوای منتشر شده در این صفحات اینستاگرامی به عنوان واحد تحلیل در نظر گرفته شدند. برای تحلیل داده ها از کدگذاری با استفاده از نرم افزار MaxQda استفاده شد. سبک های دینداری که رفتار دینی کاربران را نمایندگی می کرد، در ۹ گونه شناسایی شد. نتایج نشان داد تأثیر فضای مجازی به عنوان مکان و فضای جغرافیایی بر انواع دینداری و برداشت های دینی کاربران تأثیرگذار بود. بدین معنا که فضای فیزیکی از نظر زمان و مکان دارای ماهیتی منعطف بوده و امکان ارتباط میان دینداران با سبک های متفاوت را فراهم می کرد؛ بنابراین هر فردی بر اساس انباشته های فضای اطرافش و ادراکات محیطی در بازار دینی ارائه شده در فضای جغرافیای فرهنگی اینستاگرام نوعی از سبک های دینداری در قالب شهرهای فضای مجازی را نمایندگی می کرد. تأکید بر مناسک در فرهنگ دینداری و ابعاد دینداری، توانست دینداری شعائرگرا را بازنمایی کند. دینداری سنت گرایانه که از سوی گفتمان رسمی دینداری در جامعه حمایت می شود، جغرافیای فرهنگی ایران را در بر می گیرد. دینداری عقل گرا، دینداری خودمرجع، دینداری معرفت اندیش، دینداری عرفانی، دینداری ترکیبی، دینداری عاطفی و دینداری بنیادگرا گونه های دیگر دینداری بودند که نشان دادند در فضای مجازی، فرهنگ دینداری و رفتار دینی بازنمایی های متکثر و متنوعی پیدا کرده اند که تکثر ارزش ها و باورهای دینی در گروه های اجتماعی را نمایندگی می کنند. در این پژوهش تأثیرات عمیق جغرافیای فضای مجازی بر فرهنگ دینداری قابل مشاهده بود.
۸۷۶.

ساختار اکولوژی شهری ارومیه با استفاده از متریک های سیمای سرزمین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۵
سیمای سرزمین به ساختار فضایی و سامان دهی عناصر طبیعی و انسانی در یک منطقه اطلاق می شود که در نتیجه ی فرآیندهای طبیعی و فعالیت های انسانی شکل می گیرد. متریک ها به عنوان ابزارهای تحلیلی اصلی، نقشی کلیدی در ارزیابی و سنجش ویژگی ها و عملکرد سیمای سرزمین ایفا می کنند. این پژوهش به بررسی ساختار اکولوژی شهری ارومیه با تأکید بر مفهوم سیمای سرزمین و متریک های آن می پردازد تا اقدامات اصلاحی برای بهبود فرآیندهای اکولوژیکی آن ارائه شود. برای شناسایی عناصر تشکیل دهنده ی سیمای سرزمین شهر ارومیه، از نقشه ی کاربری اراضی استفاده شده است. سپس، جهت مدل سازی داده ها، از افزونه ی Patch Analyst استفاده شده و متریک های سیمای سرزمین شامل مساحت طبقه، تعداد لکه ها، میانگین اندازه ی لکه، میانگین شکل لکه، میانگین تراکم حاشیه، یکنواختی و تنوع شانون مورد بررسی قرار گرفته اند. در نهایت، پس از شبکه بندی منطقه به صورت شش ضلعی با استفاده از Patch Grid، متریک های مورد نظر برای شبکه های شش ضلعی محاسبه شدند.  نتایج حاصل از متریک ها نشان می دهد که افزایش فاصله و پراکندگی لکه ها و کاهش ارتباط اکولوژیکی آن ها، موجب گسستگی و کاهش یکپارچگی فضای سبز شهر ارومیه شده است. با توجه به یافته های به دست آمده، می توان نتیجه گرفت که استفاده از متریک های سیمای سرزمین می تواند به شناسایی چالش ها و فرصت های موجود در زمینه ی پایداری فضای سبز و بهبود کیفیت زندگی ساکنان کمک کند.
۸۷۷.

ارزیابی میزان انطباق پذیری طرح ویژه ناژوان با اصول رویکرد زیست پذیری و اکوتوریسم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۱
رهیافت زیست پذیری و رویکرد اکوتوریسم، از موضوعات نوین در حوزه شهرسازی به شمار می روند که هر دو مبتنی بر اصول توسعه پایدار هستند. این دو رویکرد علاوه بر توجه به حفاظت از محیط زیست، توسعه اقتصادی، اجتماعی و کالبدی را نیز دنبال می کنند. محدوده ناژوان، به عنوان یکی از فضاهای سبز و زراعی مهم اصفهان، در سال های اخیر تحت تأثیر ساخت وسازهای غیرمجاز و تغییرات کاربری آسیب دیده است؛ در پاسخ به این وضعیت، «طرح ویژه ناژوان» توسط نهادهای مسئول تدوین و ابلاغ شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفیت این طرح، به شیوه ای توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از تحلیل محتوا انجام گرفته است. در این مطالعه، سنجه هایی مبتنی بر مبانی نظری اکوتوریسم و زیست پذیری، به منظور ارزیابی طرح به صورت کمی و کیفی تعریف شده اند. در بخش کمی، صرف اشاره به سنجه ها در مراحل مختلف طرح (شناخت، تحلیل و پیشنهاد) ملاک ارزیابی قرار گرفته و در بخش کیفی، علاوه بر اشاره، میزان واقع گرایی، جزئی نگری و قابلیت اجرایی نیز سنجیده شده است. امتیازدهی بر اساس طیف لیکرت و روش SWARA صورت گرفته است. بر اساس نتایج، ضریب اهمیت ابعاد زیست محیطی (۰٫۲۷)، اقتصادی (۰٫۲۳)، کالبدی (۰٫۱۸)، کاربری (۰٫۱۴)، اجتماعی (۰٫۱۰) و مدیریت (۰٫۰۸) تعیین شد. امتیاز نهایی طرح در ارزیابی کمی برابر ۴٫۴۵ از ۵ و در ارزیابی کیفی برابر ۳٫۳۱ از ۵ گزارش شده است. این تفاوت بیانگر آن است که هرچند طرح از نظر انطباق کمّی با اصول زیست پذیری و اکوتوریسم موفق عمل کرده، اما در بُعد کیفی دقت و جزئی نگری کافی نداشته و از نظر اجرایی، کیفیت لازم را در تمامی ابعاد مسئله به طور کامل در نظر نگرفته است.
۸۷۸.

ارزیابی اثرگذاری شاخص های توسعه پایدار شهری در توسعه حمل و نقل پاک (مورد مطالعه: بخش مرکزی شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۴
امروزه ترافیک شهری و مسائل و مشکلات ناشی از آن تأثیرات بسیار عمیقی بر توسعه پایدار شهری و کیفیت زندگی کلان شهرهای کشورهای در حال توسعه گذارده است. از این رو ضرورت توجه به توسعه حمل و نقل پاک در شهرهای بزرگ این کشورها افزایش یافته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اهمیت شاخص های توسعه پایدار شهری بر توسعه حمل و نقل پاک در بخش مرکزی شهر شیراز انجام شده است. این پژوهش از روش های پیمایشی و توصیفی- تحلیلی به صورت ترکیبی استفاده شده است. به بیان دیگر داده های مورد نیاز این پژوهش از طریق روش های کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) جمع آوری گردیده است. یافته ها بیانگر این است که میانگین تمام گویه های شاخص های توسعه پایدار شهری (زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی) در راستای حمل و نقل پاک در بخش مرکزی شهر شیراز از دیدگاه شهروندان بالاتر از حد متوسط قرار داشته است. در این رابطه سطح معناداری یا مقدار خطای آلفا (Sig) آزمون تی برای تمام شاخص ها برابر با 000/0 بوده است. چگونگی وضعیت شاخص های توسعه پایدار شهری (زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی)، بر توسعه حمل و نقل پاک در منطقه هشت شهر شیراز تأثیرگذار است. از این رو تقویت این شاخص ها در راستای توسعه حمل و نقل پاک در محدوده مورد مطالعه حائز اهمیت می باشد. تا به حال پژوهشی در زمینه ارزیابی اثرگذاری شاخص های توسعه پایدار شهری بر توسعه حمل و نقل پاک در منطقه هشت شهر شیراز انجام نشده است؛ لذا از این نظر این پژوهش دارای نوآوری می باشد.
۸۷۹.

فراتحلیل شاخص های کالبدی تاثیرگذار بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۱
پیشینه و هدف: خیابان ها به عنوان فضاهای عمومی مهمی  شناخته می شوند که نقش اساسی در شکل دهی به زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارند. خیابان ها فراتر از مسیرهای حمل ونقل یا مکان هایی برای ورزش، به عنوان عرصه های پویا برای تعاملات، تقویت پیوندهای اجتماعی و پرورش حس تعلق میان ساکنان شهر عمل می کنند. پیاده روی در خیابان های شهری نه تنها به سلامت جسمی و روانی کمک می کند، بلکه انسجام اجتماعی را افزایش می دهد و از پویایی اقتصادی محلی حمایت می کند. بسیاری از خیابان های شهری فاقد ویژگی های فیزیکی ضروری برای تشویق به پیاده روی و تعامل اجتماعی هستند که این نکته پتانسیل آن ها را به عنوان فضاهای عمومی زنده کاهش می دهد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی شاخص های فیزیکی است که به طور مؤثر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری را ترویج و راه حل های عملی برای بهبود ساختار فیزیکی آن ها را ارایه می کنند. با پرداختن به این مسائل، این مطالعه قصد دارد به برنامه ریزان شهری، طراحان و سیاست گذاران، دستورالعمل های مبتنی بر شواهد ارائه دهد تا محیط های خیابانی را بهبود  و در نتیجه کیفیت کلی زندگی شهری را ارتقا بخشد. سؤالاتی  که این مطالعه را هدایت می کنند عبارتند از: کدام شاخص های فیزیکی به طور قابل توجهی بر افزایش پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند؟ مؤثرترین راهکارها برای بهبود ساختار فیزیکی خیابان ها به منظور حمایت از این نتایج کدامند؟ روش شناسی: این مطالعه کیفی با رویکرد مروردامنه ای به صورت نظام مند به مرور و ترکیب یافته های پژوهش های پیشین می پردازد. جامعه مورد بررسی شامل مقالات و پژوهش های علمی مرتبط با پیاده روی، تعاملات اجتماعی و شاخص های فیزیکی خیابان های شهری است که بین سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ منتشر شده اند. نمونه گیری هدفمند بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص برای اطمینان از انتخاب مطالعات با کیفیت بالا انجام شد. جمع آوری داده ها از طریق بررسی دقیق اسناد و متون علمی صورت گرفت که سپس با استفاده از تکنیک های تحلیل محتوا کدگذاری و دسته بندی شدند. جستجوها در پایگاه های معتبر داخلی و بین المللی مانند وب آف ساینس، گوگل اسکالر، ساینس دایرکت و مگیران با استفاده از کلیدواژه هایی مانند «محیط فیزیکی»، «پیاده روی» و «تعاملات اجتماعی» انجام شد. فرآیند انتخاب مقالات با توجه به ده شاخص کیفیت از جمله وضوح اهداف پژوهش، دقت روش شناسی، صحت تحلیل داده ها و اهمیت پژوهش هدایت شد. در نهایت، 44 منبع با کیفیت انتخاب شدند. یافته ها و بحث: یافته ها نشان می دهد که شاخص های فیزیکی متعددی به طور قابل توجهی بر پیاده روی و تعاملات اجتماعی در خیابان های شهری تأثیر می گذارند. شاخص های کلیدی شناسایی شده عبارتند از: خوانایی و دسترسی پذیری: تنوع کاربری زمین؛ کیفیت پیاده رو؛ زیبایی شناسی؛ و نظم و پاکیزگی.  این یافته ها با ادبیات پیشین همخوانی دارند و بر نقش محوری طراحی فیزیکی خیابان را در ایجاد محیط های شهری فعال و اجتماعی پرجنب وجوش تأکید می کنند. تعامل میان این شاخص ها اثر هم افزایی ایجاد می کند که تأثیرات فردی آن ها بر رفتار عابران پیاده و زندگی اجتماعی را تقویت می کند. نتیجه گیری:   شاخص های محیط فیزیکی خیابان ها نقش کلیدی در تشویق مردم به پیاده روی بیشتر و افزایش فرصت های تعاملات اجتماعی دارند. شاخص ها شامل زیبایی و جذابیت فضا، امنیت و ایمنی ترافیکی، دسترسی و خوانایی معابر، و اتصال و پیوستگی مسیرها هستند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر یکدیگر تأثیر می گذارند. بهبود این مولفه های مهم می تواند کیفیت محیط شهری را ارتقا دهد؛ سلامت جسمی و روانی افراد را بهبود بخشد و به توسعه پایدار شهری و افزایش کیفیت زندگی شهروندان کمک کند. علاوه بر این، پژوهش حاضر تأکید دارد که طراحی خیابان ها باید به گونه ای باشد که تمام اقشار جامعه، بدون توجه به سن، جنسیت و توانایی جسمی، احساس راحتی و امنیت کنند و بتوانند در فضاهای عمومی حضور یابند و تعاملات اجتماعی را تجربه کنند. در نهایت، توصیه می شود که طراحان و برنامه ریزان شهری این شاخص های فضای فیزیکی را در طراحی و بهبود خیابان های شهری در اولویت قرار دهند. راهکارهای مشخص شامل موارد زیر است: طراحی پیاده روهای پهن و قابل دسترس مجهز به مبلمان شهری مناسب و سایه بان برای افزایش راحتی عابران پیاده؛ تشویق به کاربری های ترکیبی در طول خیابان ها برای افزایش تنوع، جذب گروه های مختلف کاربران و حفظ پویایی خیابان در طول روز؛ ارتقاء ایمنی از طریق بهبود روشنایی، افزایش حضور نیروهای امنیتی و اقدامات کاهش سرعت ترافیک به منظور ایجاد محیط های امن برای همه کاربران؛ گنجاندن فضاهای سبز، محوطه سازی و عناصر معماری زیبا برای ایجاد مناظر خیابانی دلپذیر و جذاب؛ اطمینان از نگهداری منظم، پاکیزگی و حذف موانع برای حفظ محیطی منظم و دلپذیر برای عابران پیاده؛ و بهبود خوانایی از طریق علائم واضح و سیستم های راهنما برای تسهیل جهت یابی و دسترسی پذیری.
۸۸۰.

شناخت و تحلیل راهبردهای آینده محوری توسعه گردشگری منطقه خزر (ایران و روسیه)؛ یک مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۵
گردشگری به عنوان یک کلان پیشران می تواند بسترساز توسعه منطقه ای قلمداد شود. برخی از مناطق به واسطه موقعیت جغرافیایی و استراتژیک، شرایط منحصربه فردی دارند اما به دلایل گوناگون نتوانسته اند از پتانسیل های حوزه گردشگری بهره برداری نمایند. حوضه دریای خزر، می تواند نمونه بارزی از این مناطق باشد. کشورهای حوضه دریای خزر ازلحاظ گردشگری آن چنان که باید، نتوانسته اند از ظرفیت های گردشگری استفاده نمایند؛ بنابراین اتخاذ راهبردهای مطلوب جهت بهره برداری و توسعه گردشگری در این منطقه با نگاه به آینده بسیاری ضروری است که در این پژوهش مورد تأکید است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی، از نوع ترکیبی (کیفی-کمی) و مبتنی بر گردآوری داده های پیمایشی است. جامعه آماری را نخبگان حوزه گردشگری تشکیل داده اند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه و پرسش نامه است. تعداد ۱۸ نفر از طریق اشباع نظری و ۱۱۶ نفر از طریق روش گلوله برفی به عنوان حجم نمونه مصاحبه شونده و پرسشگری تعیین شد. در بخش کیفی، ۲۶ مفهوم اولیه شناسایی و در ۷ مفهوم اصلی (راهبرد) دسته بندی شدند که شامل راهبردهای بازاریابی، تبلیغات و رسانه، تسهیلگری دیپلماسی و سیاست گذاری منطقه ای، توسعه زیرساخت های گردشگری و خدمات، تقویت مشارکت محلی و بهره گیری از ظرفیت های بومی، راهبرد محصول محور و تنوع بخشی به انواع گردشگری، راهبرد مدیریتی، سازمانی و پایدارسازی و همچنین توسعه گردشگری منطقه ای یکپارچه و فراملی بوده اند. نتیجه اعتبارسنجی راهبردها از طریق آزمون آماری در سطح کمتر از 0.05 و با میانگین 4.028 بر تأیید آن ها اشاره داشته است. همچنین نتیجه آزمون فریدمن نشان داد که راهبرد تقویت مشارکت محلی و بهره گیری از ظرفیت های بومی با میانگین رتبه ای 5.13 به عنوان برجسته ترین راهبرد مورد تأیید است. نتیجه آنکه حوضه دریای خزر، ظرفیت های گردشگری متنوعی دارد که با استفاده از دیپلماسی، مشارکت و توسعه یکپارچه قابل برنامه ریزی و توسعه است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان